بررودکریز
بررودکریز

بررودکریز

آمریکا از پشت خنجر می‌زند+پوستر

 
 
 
 
کد خبر: ۸۱۵۲۳
تاریخ انتشار: ۱۳ آذر ۱۳۹۵ - ۱۵:۲۶
 

آمریکا از پشت خنجر می‌زند+پوستر

 

در آستانه 16 آذر و تقارن آن با تمدید تحریم‌های آمریکا علیه ایران، پوسترهای «آمریکا از پشت خنجر می‌زند» منتشر شد.

عقیق:در آستانه 16 آذر و تقارن آن با تمدید تحریم‌های آمریکا علیه ایران، پوسترهای «آمریکا از پشت خنجر می‌زند» توسط اداره هنرهای تجسمی مرکز تخصصی بسیج منتشر شد.

 

این پوسترها که با موضوع بدعهدی آمریکا طراحی شده، به زودی در چند نقطه از شهر تهران و نقاط مختلف کشور نصب می‌شود.

همچنین اینفوگرافیک «خنجر از پشت» توسط مراکز بسیج دانشجویی سراسر کشور در مراکز مختلف فرهنگی نصب و توزیع می‌شود.

منبع:فارس


 
Image result for ‫ثواب مرگ بر آمریکا کمتر از صلوات نیست‬‎
Image result for ‫ثواب مرگ بر آمریکا کمتر از صلوات نیست‬‎

تصاویر زیباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

تاریخ اماکن عتبات عالیات (75) از کتاب یاحسین کربلا نوشته حجت الاسلام علی اسماعیلی کریزی

 
 
 

ابو حنیفه:

 

95635813484937310578.jpg;

 

 

ابو حنیفه: نام وی، نعمان پدرش، ثابت بن زوطی وکنیه اش ابوحنیفه است. او در سال هشتاد هجری در شهر کوفه چشم به جهان گشود.بیشتر منابع، اصلیت ابوحنیفه را ازکابل می‌دانند. برخی منابع هم می‌گویند جد وی از موالی وایرانی بوده است وپدرش ، ثابت،را از بزرگان سرزمین فارس دانسته که در کوفه اقامت گزید و به کار تجارت پرداخت . ابوحنیفه از دوران کودکی به همراه پدرش به حجره ی وی رفته و نزد او می ماند . تا آنکه خود نیز پیشه ی پدر را ادامه داده و زندگی مرفه و آسوده ای اختیار نمود. شغل وی بزازی یا همان تجارت پارچه و لباس بود، ودرکنار تجارت به کار فقه روی آورد،وگفته شده است که مدتی نیز از محضر درس امام صادق (ع) استفاده کرده ، وی پایه‌گذار مذهب حنفی از مذاهب چهارگانهٔ اهل سنت است. اهل سنت او را ،امام اعظم، و سراج الائمه، لقب داده‌اند. پیروان ابوحنیفه را حنفی می‌نامند. مذهب وی بر هفت اصل استوار است که عبارت‌اند از: قرآن ، سنت ، قول صحابه ، قیاس ورأی ، استحسان ، اجماع ،عرف .او متوفی سال یک صد وپنجاه هجری قمری است ،قبر او نزدیک پلی است که کاظمین را به بغداد وصل می کند ومقبره او مشهوربه مقبره خیز ران است

10- عبد القادر گیلانی مؤسس یکی از فرقه های تصوف متولد گیلان متوفای 561 هجری قمری در محله ای به نام باب الشیخ درشهر بغداد قرار دارد .

11- شیخ عمربن محمد سهروردی یکی از صوفیان شافعی مذهب است ،اوشاگرد عموی خویش ابوالنجیب سهروردی بود. وی که بعدها شیخ‌الاسلام لقب یافت، در اوایل شعبان ۵۳۹ و بنا به روایتی در اواخر رجب همان سال در سهرورد زنجان چشم به جهان گشود. در بغداد نزد عمویش به ‌شاگردی پرداخت و در فراگیری علوم رسمی و شرعی و معارف اهل طریقت اهتمام تمام ورزید. مدتی نیز در بصره به شاگردی نزد یکی از مشایخ پرداخته و بعد به بغداد مراجعت نموده و به وعظ مردمان همت گماشت و در نزد عامه‌ی مردم، سلاطین و خلفای عصر احترام و محبوبیتی چشمگیر یافت. خلیفه‌ عباسی الناصر لدین‌الله به سال ۵۹۹ هجری رباطی بنا کرد در کوی مرزبانیه، کنار نهر عیسی که شعبه‌ای از رود فرات ‌بود، و آن را به شیخ‌الاسلام تقدیم داشت. چند تن از صوفیه به همراه شیخ در آن‌جا مقیم شدند و تمام ملزومات ایشان از خزانه‌ی خلیفه‌ی عباسی پرداخت می‌گردید. البته شیخ رباط دیگری در مأمونیه داشت که تعدادی از شاگردان و مریدانش در آن‌جا نزد وی تعلیم می‌دیدند. اعتماد خلیفه‌ی عباسی در حق شیخ چندان بود که او را به‌ عنوان رسول و سفیر به نزد سلاطین و امرا به بلاد دیگر روانه می‌کرد.علاوه بر این سفرها، شیخ شهاب‌الدین سفرهایی دیگر نیز به اطراف داشت. از آن جمله آخرین سفرش به‌قصد زیارت خانه‌ی خدا و انجام حج بود . شیخ در حفظ سنت دقتی تمام داشت و علی رغم اینکه در اواخر عمر از پای افتاده بود و قدرت بینایی‌اش محدود شده بود. لحظه‌ای از ذکر، اوراد و انجام عبادات غافل نبود. شیخ در نهایت فقر و زهد زندگانی می‌کرد وفاتش در محرم۶۳۲ هجری روی داد و حین مرگ حتی اندوخته‌ای که مخارج کفن و دفن او را بسنده کند نداشت. شیخ شهاب‌الدین و عمویش ابوالنجیب بنیان‌گذاران طریقه‌ای شدند که به طریقه‌ی سهروردیه مشهور گردید و در تصوف ایران و هند تأثیر بخشید. سرانجام پس از مرگ قبر او در شرق بغداد در محله ای به نام شیخ عمر واقع شده است

12- زبیده خاتون

دختر جعفر بن منصور عباسى ملقّب به زبیده، یکى از زنان معروف و ممتاز عصر عباسى است وی در سال 145هجری قمری در موصل محل حکومت جعفر در قصر الحرب، به دنیا آمده است و در سال 148 هجری قمری در سن سه سالگى پدر خود را از دست داد و بعد از آن تحت حمایت منصور دوانقى (پدر بزرگش) قرار گرفت.علّت شهرت زبیده، به این لقب به دوران کودکى وى برمی گردد، زمانى که منصور خلیفه‏ى عباسى پدر بزرگش وى را در آغوش خود مى گرفت او را زبیده صدا مى‏زد، زبیده، به معناى هر آنچه که از شیر حاصل شود گفته می شود(کره، سرشیر، کف و...) و اسم تصغیر از ماده‏ى زَبَدَ است. بنابراین علّت آن سفید پوستى، طراوت و درخشانى صورتش بود.در برخى متون از وى با کنیه‏ى ام جعفر و ام واحد وام امین، نیز یاد شده است. زبیده، در سن هفده سالگى در بغداد با پسر عموى خویش، هارون الرشید عباسى ازدواج کرد. تاریخ این ازدواج را سال 165 هجری قمری نگاشته اند، هارون ،خیلی به اوعلاقه مند بود واورا دوست داشت او عروس مهدى عباسى ، مادر امین خلیفه‏ى مقتول عباسى به سال 198هجری قمری و نیز مادر ناتنى مأمون و معتصم عباسى است. واثق و متوکّل نیز نوادگان پسران ناتنى وى هستند، از زبیده، در منابع تاریخى به عنوان زنى دیندار، اصیل‏زاده، زیباروى، محبوب، نیکوکار، خَیِّر و با نفوذ یاد شده است. وبرخی از بزرگان وی را شیعه مذهب می دانند واز وی تجلیل کرده اند، وگفته شده است که برخی از مسائل وپرسش های دینی خودش مخفیانه از امام موسی بن جعفر( ع) فرا می گرفت ، انتساب وى به خاندان سیاسى حکومتى توجّه نویسندگان را برانگیخته است، به طورى که در این زمینه وى را در میان عباسیان یگانه و بى‏همتا مى‏دانند.

نویسندگان، زبیده را زنى عاقل، هنرمند، آگاه به فنون ادب و شعر، همنشین با علما و شعرا و شاعره معرفى کرده‏اند. رحم، شفقت، کرامت، بخشندگى و کیاست جزء صفات بارز وى بوده است. در باب این صفات و ویژگى‏ها حکایت‏هاى فراوان وجود دارد.محفل زبیده، محل اجتماع هنرمندان، علماء، اطبّا، شعرا و ادبا بود، و همگى از عطایاى بانو بهره مى‏بردند. گفتنى است کمک‏هاى زبیده، شامل حال زاهدان، نیکوکاران، فقرا و بیچارگان هم مى‏شد،پس از فوت بنا به قول مشهور در سمت غرب دجله (کرخ) قبری وجود دارد منسوب به زبیده خاتون همسر هارون الرشید ،لکن برخی از محققین گفته اند که این قبر متعلق به زمرد خاتون همسر خلیفه ومادر الناصر لدین الله عباسی بوده است.

 

 

تاریخ اماکن عتبات عالیات (75) از کتاب یاحسین کربلا نوشته حجت الاسلام علی اسماعیلی کریزی

 

 

شکلک های محدثه

http://barrud.rasekhoonblog.com/

 


 

تاریخ اماکن عتبات عالیات (74) از کتاب یاحسین کربلا نوشته حجت الاسلام علی اسماعیلی کریزی


تاریخ اماکن عتبات عالیات (74) از کتاب یاحسین کربلا نوشته حجت الاسلام علی اسماعیلی کریزی

قبر بشر حافی



67649904918872352943.jpg;




درمورد، بشر، ونحوه توبه اش بحث های مختلفی وجود دار د، برخی چنین بیان کرده اند: وی از اعیان متصوفه و یکى از اشراف زادگان بود که شبانه روز به عیاشى و فسق و فجور اشتغال داشت . خانه اش مرکز عیش و نوش و رقص و غنا و فساد بود که صداى آن از بیرون شنیده مى شد. روزى از روزها که در خانه اش محفل و مجلس گناه برپا بود، کنیزش با ظرف خاکروبه ، درب منزل آمد تا آن را خالى کند در این هنگام حضرت موسى ابن جعفر(ع ) از درب آن خانه عبور کرد و صداى ساز و رقص به گوشش رسید. از کنیز پرسید: صاحب این خانه بنده است یا آزاد؟ کنیز جواب داد: البته که آزاد و آقا است . امام (ع ) فرمود: راست گفتى ؛ زیرا اگر بنده بود از مولاى خود مى ترسید و این چنین در معصیت گستاخ نمى شد. کنیز به داخل منزل برگشت .

بشر که بر سفره شراب نشسته بود از کنیز پرسید: چرا دیر آمدى ؟ کنیز داستان سؤ ال مرد ناشناس و جواب خودش را نقل کرد. بشر پرسید: آن مرد در نهایت چه گفت ؟ کنیز جواب داد: آخرین سخن آن مرد این بود: راست گفتى ، اگر صاحب خانه آزاد نبود (و خودش را بنده خدا مى دانست ) از مولاى خود مى ترسید و در معصیت این چنین گستاخ نبود.

سخن کوتاه حضرت موسى بن جعفر(ع ) همانند تیر بر دل او نشست و مانند جرقه آتشى قلبش را نورانى و دگرگون ساخت . سفره شراب را ترک کرد و با پاى برهنه بیرون دوید تا خود را به مرد ناشناس برساند. دوان دوان خودش ‍ را به موسى بن جعفر(ع ) رسانید و عرض کرد: آقاى من ! از خدا و از شما معذرت مى خواهم . آرى من بنده خدا بوده و هستم ، لیکن بندگى خودم را فراموش کرده بودم . بدین جهت ، چنین گستاخانه معصیت مى کردم . ولى اکنون به بندگى خود پى بردم و از اعمال گذشته ام توبه مى کنم . آیا توبه ام قبول است ؟ حضرت فرمود: آرى خدا توبه ات را قبول مى کند. از گناهان خود خارج شو و معصیت رابراى همیشه ترک کن .

آرى بشر حافى توبه کرد و در سلک عابدان و زاهدان و اولیاى خدا در آمد و به شکرانه این نعمت ، تا آخر عمر با پاى برهنه راه مى رفت وظاهرا سببش آن بود که با پای برهنه خدمت امام موسی بن جعفر (ع) دویده وبه سعادت عظمی رسیده بود. وآرامگاه وی در محله اعظمیه بغداد است [1]   .

6-      بهلول. هارون الرشیدخلیفه مقتدر عباسی،  در زمان حیات امام موسی بن جعفر( ع) حکومت می کرد او همانند سایر خلفای بنی عباس وجود امام (ع) زمان خودرا که درقلوب مؤمنین جا داشتند ومخالف ظلم ظالمین بودند ،برای ادامه جنایات وهوسرانی های خود که نوعا به نام اسلام وحکومت اسلامی صورت می گرفت مضر می دانست وسعی داشت به هر طریق ممکن ایشان را از سر راه بردارد، لکن این امر ساده ای نبود واحتمال می داد اجرای این کار موجب سرنگونی وی  شود ،بنا بر این دنبال چاره ای بود  ، امام( ع) را  از مدینه به مرکز خلافت یعنی بغداد فراخوانی کرد ، وبه بهانه های واهی ، دستور زندانی شدن ایشان را صادرنمود او سعی داشت تا به خیال خام خودش شاید بتواند ،علمای برجسته ی اسلامی را ترغیب به دادن فتوائی کند که نعوذ بالله ، امام موسی کاظم( ع) از دین خارج شده است. و زمینه ی اقدام علیه آن بزرگوار آماده گردد،یکی از علمای آن روزگار بهلول بود که نسبت خویشاندی نیز با هارون الرشید داشت وگفته شده است که پسر عموی وی بوده است ، از او خواست که فرمان قتل امام موسی کاظم(علیه السلام) رامضا کندبهلول ماجرا را بطور مخفیانه به اطلاع امام (ع) که در زندان بسرمی بردند رساند امام( ع)  فرمودندخود را به دیوانگان شبیه ساز تا از این خطر رهایی یابی بهلول، خود را به دیوانگی زده وبا اعمال ورفتار غیر عادی وطنزآمیزومسخره گونه ، توانست دین وجان خود را حفظ نموده وعلاوه برآن آزادانه وبی هراس به سروقت هارون و کار گزاران وی رفته و به تبلیغ احکام ودستورات اسلامی وبیان اشتباهات، نواقص وظلم ، حکومت ، به پردازد ،نام اصلی وی وهب بن عمرو است لکن بعلت گشاده روئی شادابی ودانائی به بهلول شهرت یافت آرامگاه بهلول در بغداد قرار دارد روی سنگ قبر وی، تاریخ ۵۰۱ قمری دیده می شود.

7-      سید سلطان علی بن اسماعیل بن امام صادق ع) گفته شده که اوسعایت عمویش موسی بن جعفر( ع) را نزد هارون کرد لکن بزودی به نفرین حضرت( گرفتار آمد وهلاک شد قبر او در شارع الرشید بغداد است .

8-      قنبر علی ،خادم امام دهم( ع) آرامگاه وی در محله قنبر علی شهر بغداد است


[1] - قمی ،شیخ عباس ،منتهی الآمال ،ج 2 ص 189 ( بازنویسی شده)  


برچسب‌ها: تاریخ, اماکن, کربلا, نجف کاظمین, کوفه

[ پنجشنبه یازدهم آذر ۱۳۹۵ ] [ 8:51 ] [ احمد ] [ نظر بدهید ]         ،            baghdasht1.blogfa.com

-حلول ماه ربیع الاول مبارک....