بررودکریز
بررودکریز

بررودکریز

چرا سردار سلیمانی سردار قلبها شد؟ + تصاویر

کد خبر: 56931

چرا سردار سلیمانی سردار قلبها شد؟ + تصاویر

 

1395-05-10
 
 
 بوبکر البغدادی دریکی از خبطه های نماز جمعه گفته بود که اگر سردار قاسم سلیمانی را دستگیر کنیم مانند خلبان اردنی خواهیم سوزاند.

اتاق خبر 24:   قاسم سلیمانی پس از حضور در جبهه های هشت ساله رخت دفاع از حریم علوی و محافظت از اهل بیت را از تن جدا نکرد. وی پس از درک جسارت های گروهک تروریستی صهیونیستی داعش و با درخواست دولت های عراق و سوریه برای مشاوره و هدایت جنگ به کمک ارتش اسلام شتافت. فرماندهی قوی سردار سلیمانی در جنگ با داعش آنچنان فرزندان یزید را به خشم آورده است که رهبر شیطان صفتشان در تمامی سخنرانی هایش برای جان سردار اسلام نقشه های شومی می کشد. دلاوری های این رهرو امام سر تعظیم رسانه های غربی را نیز فرو آورد و حتی تندروترین آنها نیز قامت بلند قاسم سلیمانی را مانعی برای کندکردن سرعت بی منطقی و دروغ گویی خود دیدند. در ادامه تصاویر کمتر دیده شده از سردار قلبها را مشاهده می کنید.

 

چرا سردار سلیمانی سردار قلبها شد؟

 

چرا سردار سلیمانی سردار قلبها شد؟

 

چرا سردار سلیمانی سردار قلبها شد؟

 

چرا سردار سلیمانی سردار قلبها شد؟

 

چرا سردار سلیمانی سردار قلبها شد؟

 

چرا سردار سلیمانی سردار قلبها شد؟

 

چرا سردار سلیمانی سردار قلبها شد؟

 

چرا سردار سلیمانی سردار قلبها شد؟

 

چرا سردار سلیمانی سردار قلبها شد؟

 

چرا سردار سلیمانی سردار قلبها شد؟

 

چرا سردار سلیمانی سردار قلبها شد؟

 

چرا سردار سلیمانی سردار قلبها شد؟

 

چرا سردار سلیمانی سردار قلبها شد؟

 

چرا سردار سلیمانی سردار قلبها شد؟

 

 

 
منبع: باشگاه خبرنگاران 
انتهای پیام

پنج صبحانه‌ای که مغزتان را به کار می اندازد

کد خبر: ۶۱۰۷۱۷
تاریخ انتشار: ۱۰ مرداد ۱۳۹۵ - ۰۶:۲۱
 

پنج صبحانه‌ای که مغزتان را به کار می اندازد

 

آیا برایتان اتفاق افتاده است که از خواب بیدار شوید و تا اواسط روز به اصطلاح «ویندوزتان» بالا نیاید؟ یعنی اینکه مغزتان درست فرمان نراند و نتوانید به کارهایتان برسید؟ درست در همین مواقع است که باید به فکر صبحانه خوب باشید.
 به گزارش مشرق، همه  ی ما هزاران بار شنیده ایم که صبحانه مهم ترین وعده غذایی روزانه است. این حرف را جدی بگیرید. صبحانه سوخت و ساز بدنتان را بالا می برد و به کنترل وزن کمک می کند. علاوه بر این باعث می شود که مغزتان فعال شود و درست فرمان بدهد.
 
اما چه نوع صبحانه ای چنین خاصیتی دارد؟ آیا خوردن یک تکه کیک با یک فنجان چای یا قهوه روش درست شروع یک صبح بانشاط خواهد بود؟ یا اینکه تخم مرغ می تواند پروتئین کافی را به بدن برساند و مغز را فعال کند؟ در این مطلب قصد داریم به این سوالات پاسخ دهیم و شما را با صبحانه های «مغز فعال کن» بیشتر آشنا کنیم.
 
صبحانه مهم است اما صرفاً غلات صبحانه نیست

صحبت کردن از صبحانه حرف تازه ای نیست. اما منظور از صبحانه سالم و خوب، خوردن یک پیاله غلات آماده شیرین و پرکالری هم نیست. چون اکثر مردم تصور می کنند خوردن این غلات نه تنها شیک بلکه بسیار مغذی است. صبحانه خوب صبحانه ای است که انرژی کافی را به شما بدهد و روحتان را شاداب کند. شاه کلید این انرژی بخشی نیز در دریافت پروتئین و غلات کامل است. یعنی بهترین مواد غذایی برای فعال کردن مغز و شروع یک روز دل انگیز.

جوی دو سر

شب هنگام که سر را روی بالش می گذارید روزه شبانه آغاز می شود. صبحانه یعنی افطار کردن این روزه شبانه! زمانی که بیدار می شوید مغزتان نیاز به آذوقه ای تازه از قند و گلوکز در خون دارد. مصرف صبحانه شیرین باعث افزایش سریع قند خون می شود و در طی ساعات بعدی نیز افت قند حادث می شود؛ اما بلغور جوی دو سر به آرامی جذب بدن می شود. بعد از خوردن این ماده غذایی کامل، قند خونتان با ریتمی آرام و منظم افزایش پیدا می کند و دچار افت قند خون نمی شوید.

نتایج بررسی ها نشان می دهد بچه هایی که برای صبحانه جوی دوسر مصرف می کنند در مقایسه با کودکانی که غلات صبحانه آماده می خورند نمره های بهتری کسب می کنند. این مسئله نیز نظریه تأثیر قند خون روی حافظه و تمرکز را قوت می بخشد.

تخم مرغ

تخم مرغ یک صبحانه کامل و مفید برای مغز است. این ماده غذایی حاوی پروتئین باکیفیت است. از آنجایی که بدن زمان زیادی برای هضم پروتئین صرف می کند بعد از خوردن این صبحانه، مدتی طولانی احساس سیری خواهید کرد.

در نتیجه علاوه بر کنترل وزن قند خون نیز در سطح سالمی نگه داشته می شود. یادتان باشد که سفیده تخم مرغ حاوی باکیفیت ترین نوع پروتئین است. کیفیت بالای این ماده در تخم مرغ به بدن کمک می کند تا آن را بهتر جذب کند. البته گفتنی است که تخم مرغ حاوی ویتامین ها و مواد معدنی نیز می باشد که کمک می کنند جسم و روح در کنار هم و به کمک هم فعالیت کنند.

کره بادام زمینی و نان کامل

این صبحانه علاوه بر این که خوشمزه خواهد بود به خوبی انرژی تان را نیز بالا خواهد برد. با مصرف کره بادام زمینی از خواص پروتئین بهره مند می شوید. همان طور که گفته شد پروتئین باعث احساس سیری طولانی مدت می شود. اگر از نان تست کامل استفاده کنید میزان قند خونتان نیز در سطح خوبی قرار می گیرد و در طول روز بهتر کنترل می شود. توصیه می کنیم روی نان تست و کره بادام زمینی تان چند برش موز نیز بچینید تا برنامه ویتامین زنی تان کامل تر شود. با این کار پتاسیم خوبی نیز دریافت خواهید کرد که باعث می شود مغزتان به خوبی اکسیژن رسانی شود. به این ترتیب نیز در طول روز فکرتان باز و روشن می شود و از استرس های بیهوده دور می مانید.

ماست یونانی

احتمالاً عادت به مصرف ماست یونانی برای وعده صبحانه ندارید. اما بهتر است بدانید این نوع ماست هر روز شهرت بیشتری در بین مردم پیدا می کند. ماست یونانی نه تنها دارای دو برابر پروتئین بیشتری نسبت به ماست های عادی است بلکه بهتر و خامه ای تر از ماست های دیگر است. پروتئین اضافه این نوع ماست احساس خوبی به شما می دهد و باعث می شود مغزتان کار بیفتد و روز خوبی آغاز کنید.

یادتان باشد که ماست یونانی کربوهیدرات کمی دارد. کربوهیدرات ها که در دونات ها و دیگر انواع نان های شیرمال و غیره نیز وجود دارد باعث کاهش شدید قند خون در اواخر روز می شود. این افت قند خون نیز هوشیاری مغز را کاهش می دهد. توصیه می کنیم مقداری میوه یا بادام نیز به ماستتان اضافه کنید تا طعم آن بهتر شود. با مصرف این ماست از چربی های سالم بهره مند می شوید و انرژی خوبی عایدتان می شود.

شام در صبحانه

گاهی بهتر است تنوع ایجاد کنید. همیشه که لازم نیست مثلاً بلغور جوی دوسر میل کنید یا اینکه خودتان را به تخم مرغ و املت ببندید. گاهی خوردن آنچه از شب مانده است نیز خالی از لطف نیست.

البته منظورمان تکه های پیتزا یا بال مرغ مانده از شب نیست. اگر سیب زمینی تنوری یا سیب زمینی کبابی مانده است آن را با ماست یونانی و سبزی یا حتی سوپ مانده را با نان سبوس دار میل کنید. حتی می توانید از مرغ یا ماهی مانده از شب ساندویچ تهیه کرده و نوش جان کنید. البته همه چیز به ذائقه شما بستگی دارد.

در هر حال اینکه به قول جوان ها صبحانه را «توپ» میل کنید تا مغزتان خوب کار کند و روز «توپی» داشته باشید.

منبع: تبیان

بنیانگذار فقه جعفری را چقدر می شناسیم؟

یکشنبه 10 مرداد 1395 :: نویسنده : احمد

به بهانه شهادت امام ششم شیعه

 
بنیانگذار فقه جعفری را چقدر می شناسیم؟
 
بنیانگذار فقه جعفری را چقدر می شناسیم؟شهیدخبر(شهیدنیوز): خلاصه‌ای از تاریخ زندگانی امام جعفر صادق(ع) و چگونگی شکل‌گیری شیعه جعفری را در این گزارش بخوانید.
  
در ذهن بسیاری از مسلمانان و حتی شیعیان این سؤال وجود دارد که چرا به شیعیان، شیعه جعفری و به فقه شیعه، فقه جعفری می‌گویند. آیا مؤسس فقه شیعه امام صادق(ع) بوده است یا اتفاق دیگری باعث به وجود آمدن این نام شده است؟
برای پاسخ به این سؤال لازم است اتفاقات دوران حکومت بنی‌امیه و بنی‌عباس و زندگانی امام جعفر صادق(ع) را مرور کنیم. زمزمه‌های نابودی بنی‌امیه به گوش می‌رسید و بنی‌عباس سخت به دنبال دستیابی به حکومت بود. پس از مدت‌ها چشم دنیا‌طلبان و سران حکومت از روی شیعیان برداشته و سمت جریانات سیاسی زمان معطوف شده بود.
 
شیعیان که مدت‌ها عرصه را بر خود تنگ می‌دیدند و حتی در زمان امامت امام سجاد(ع) نمی‌توانستد عنوان مذهبشان را به زبان آورند، کمی دل خوش تغییرات و آزادی‌های موقت شده بودند.
 
امام صادق(ع) در این مدت توانستند راه امام علی(ع) و حضرت زهرا(س) را ادامه دهند و مظلومیت‌ها و درگیری‌های امام حسن مجتبی(ع) با معاویه، ماجراهای کربلای سال 61 هجری قمری و عبادات امام زین العابدین(ع) را بیان و دوباره این موضوعات مهم را در بین جامعه مسلمانان زنده کنند.
 
این پیچ تاریخی با تلاش امام صادق(ع) و شاگردان و پیروان ایشان به دوران طلایی شکوفایی شیعه تبدیل شد، پایه‌های فقه شیعه مستحکم شد و گسترش یافت و اصول و فروع دین دوباره در جامعه نهادینه گشت. از این رو فقه شیعه را که تأسیس و پایه گذاری آن به زمان پیامبر عظیم الشأن اسلام(ص) باز می‌گردد، با توجه به نقش امام صادق(ع) در گسترش آن «فقه جعفری» نامیده می شود.
 
آیت‌الله سیدرضا حسینی مازندرانی، تولیت حوزه علمیه امام حسین(ع) در گفتگو با خبرنگار قرآن و عترت باشگاه خبرنگاران جوان در خصوص عنوان شیعه جعفری گفت: امام صادق(ع) در زمان حکومتشان از درگیری میان بنی‌امیه و بنی‌عباس نهایت استفاده را کردند و فعالیت‌های فراوانی برای ادامه راه اسلام و شیعه انجام دادند. پرورش چندین هزار شاگرد، نقل احادیث فراوان در شاخه های مختلف علمی، فرهنگی، فقهی و برگزاری مناظره های علمی از جمله این فعالیت‌ها بود.
 
مدیر حوزه علمیه امام حسین(ع) ادامه داد: احادیثی که از امام صادق(ع) به جا مانده، روشنگر راه شیعیان در مسیر تکامل دینی است. این احادیث و مجموع فعالیت‌های امام صادق(ع) باعث شد که شیعه زنده بماند و تمام مسلمانان، این فرقه را با نام شیعه جعفری بشناسند.
 
در ادامه این گزارش خلاصه ای از تاریخچه زندگانی امام صادق(ع) را می‌خوانیم:
 
ولادت امام و نامگذاری 
امام جعفر صادق، امام ششم شیعیان، در هفدهم ماه ربیع الاول سال 83 هجری قمری در مدینه متولد گردید. کنیه ایشان ابو عبدالله و لقبشان صادق می باشد. پدر ارجمندشان امام باقر علیه السلام و مادرش ام فروة است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم سالها قبل ولادت آن حضرت را خبر داده و فرموده بود نام او را صادق بگذارید، زیرا از فرزندان او کسی است که همنام اوست، اما دروغ می گوید (منظور آن حضرت جعفر کذاب بوده است).
 
دوران قبل از امامت
در دوران قبل از امامت، حضرت شاهد فعالیتهای پدر خویش در نشر معارف دینی و تربیت شاگردان وفادار و با بصیرت بود. امام باقر در مناسبتهای مختلف به امامت و ولایت فرزندش جعفر صادق تصریح فرموده و شیعیان را پس از خودش به پیروی از او فرا می خواند. لذا احادیث زیادی مبنی بر نص امامت حضرت صادق نقل شده است. امام صادق در سال 114 هجری قمری پس از شهادت پدرش در سن 31 سالگی به امامت رسید. دوران امامتش مصادف بود با اواخر حکومت بنی امیه که در سال 132 به عمر آن پایان داده شد و اوایل حکومت بنی عباس.
 
اوضاع جامعه در آغاز امامت حضرت 
در آغاز امامت حضرت افرادی از شیعیان و حتی بستگان حضرت حاضر به قبول امامت ایشان نبودند، لذا حضرت از راههای گوناگونی کوشیدند آنها را به قبول راه صحیح وادار سازند و دراین زمینه به اذن خداوند معجزاتی نیز انجام دادند. دوران امام جعفر صادق در میان دیگر دورانهای ائمه معصومین علیهم السلام، دورانی منحصر به فرد بود و شرایط اجتماعی و فرهنگی عصر آن حضرت در زمان هیچ یک از امامان وجود نداشته است و این به دلیل ضعف بنی امیه و قدرت گرفتن بنی عباس بود. این دو سلسله مدتها در حال مبارزه با یکدیگر بودند که این مبارزه در سال 129 هجری وارد مبارزه مسلحانه و عملیات نظامی گردید. این کشمکش ها و مشکلات سبب شد که توجه بنی امیه و بنی عباس کمتر به امامان و فعالیتشان باشد. از این رو این دوران، دوران آرامش نسبی امام صادق و شیعیان و فرصت بسیار خوبی برای فعالیت علمی و فرهنگی آنان به شمار می رفت. 
 
جنبش فرهنگی در دوران امامت حضرت 
عصر آن حضرت همچنین عصر جنبش فرهنگی و فکری و برخورد فرق و مذاهب گوناگون بود. پس از زمان رسول خدا دیگر چنین فرصتی پیش نیامده بود تا معارف اصیل اسلامی ترویج گردد، بخصوص که قانون منع حدیث و فشار حکام اموی باعث تشدید این وضع شده بود. لذا خلأ بزرگی در جامعه آنروز که تشنه هرگونه علم و دانش و معرفت بود، به چشم می خورد. امام صادق با توجه به فرصت مناسب سیاسی و نیاز شدید جامعه، دنباله نهضت علمی و فرهنگی پدرش را گرفت و حوزه وسیع علمی و دانشگاه بزرگی به وجود آورد و در رشته های مختلف علمی و نقلی شاگردان بزرگی تربیت کرد. شاگردانی چون: هشام بن حکم، مفضل بن عمر، محمد بن مسلم ثقفی، ابان بن تغلب، هشام بن سالم، مؤمن طاق، جابر بن حیان و. ... تعداد شاگردان امام را تا چهار هزار نفر نوشته اند. ابوحنیفه رئیس یکی از چهار فرقه تسنن مدتی شاگرد ایشان بود و خودش به این موضوع افتخار کرده است. امام از فرصت های گوناگونی برای دفاع از دین و حقانیت تشیع و نشر معارف صحیح اسلام استفاده می برد. مناظرات زیادی نیز در همین موضوعات میان ایشان و سران فرقه های گوناگون انجام پذیرفت که طی آنها با استدلال های متین و استوار، پوچی عقاید آنها و برتری اسلام ثابت می شد. همچنین در حوزه فقه و احکام نیز توسط ایشان فعالیت زیادی صورت گرفت، به صورتی که شاهراههای جدیدی در این بستر گشوده شد که تاکنون نیز به راه خود ادامه داده است. بدین ترتیب، شرایطی مناسب پیش آمد و معارف اسلامی بیش از هر وقت دیگر از طریق الهی خود منتشر گشت، به صورتی که بیشترین احادیث شیعه در تمام زمینه ها از امام صادق نقل گردیده و مذهب تشیع به نام مذهب جعفری و فقه تشیع به نام فقه جعفری خوانده می شود.
 
حاکمان معاصر
همانطور که گفته شد امام بین دو دوره عباسی و اموی و دوران گذار از امویان به عباسیان می زیست. ایشان ازمیان خلفای اموی با افراد زیر معاصر بود: 
1- هشام بن عبدالملک (105- 125 هـ. ق)
2- ولید بن یزید بن عبدالملک (125-126)
3- یزید بن ولید بن عبدالملک (126)
4- ابراهیم بن ولید بن عبدالملک (70 روز از سال 126)
5- مروان بن محمد (126-132)
 
و از خلفای عباسی نیز معاصر بود با: 
1- عبدالله بن محمد مشهور به سفاح (132-137)
2- ابوجعفر مشهور به منصور دوانیقی (137-158)
 
نباید تصور کرد که امام به کلی خود را از جریانات و امور سیاسی دور نگه داشت، بلکه همواره از وقتهای مناسب برای ترویج حقانیت خود و بطلان هیأت حاکمه بهره می برد و بدین منظور نمایندگانی را نیز به مناطق مختلف بلاد اسلامی می فرستاد. عباسیان برای کسب قدرت و محبوبیت در دلهای مردم از وجهه اهل بیت پیامبر استفاده می کردند و حتی شعارشان" الرضا فی آل محمد" بود. آنان به دنبال اشخاصی با وجهه مردمی بودند که هم از بستگان پیامبر باشند و هم درمیان مردم محبوبیت داشته باشند. لذا بهترین شخص در نظر عباسیان امام صادق بود. امام صادق پیشنهاد آنان را رد کردند و فرمودند: نه شما از یاران من هستید نه زمانه، زمانه من است. حتی برخی از بستگان آن حضرت نزدیک بود با این پیشنهاد ها فریب بخورند، اما امام با روشنگری خاص خود به آنان فهماندند که به ظاهر توجه نکنند. امام می دانست که عباسیان نیز هدفی جز رسیدن به قدرت ندارند و اگر شعار طرفداری از اهل بیت را مطرح می کنند، صرفا به خاطر جلب حمایت توده های شیفته اهل بیت است. امام می دید که سران سیاسی و نظامی عباسیان در خط مستقیم اسلام و اهل بیت نیستند و لذا حاضر نبود با آنان همکاری کرده و به اقداماتشان مشروعیت بخشد. چنانکه در تاریخ می بینیم که چه جنایاتی کردند و چه خونهایی ریختند تا پایه های عباسیان محکم گردد. از حوادث مهم در زمان امامت حضرت، قیام عمویش زید ابن علی است که شکست خورد و با شهادت زید به پایان رسید.
 
شهادت حضرت صادق علیه السلام 
پس از به قدرت رسیدن عباسیان، همانطور که آن حضرت پیش بینی کرده بود فشار بر شیعیان افزایش یافت و با روی کار آمدن منصور این فشار به اوج خود رسید. امام نیز از این فشار ها مستثنی نبود. این دوران، یعنی چند سال آخر عمر آن حضرت بر خلاف دوران اولیه امامتشان، دوره سختی ها و انزوای دوباره آن حضرت و حرکت تشیع بود. منصور شیعیان را به شدت تحت کنترل قرار داده بود. سرانجام کار به جایی رسید که با تمام فشارها، منصور چاره ای ندید که امام صادق را که رهبر شیعیان بود از میان بردارد و بنابراین توسط عواملش حضرت را به شهادت رساند. آن حضرت در سن 65 سالگی در سال 148 هجری به شهادت رسید و در قبرستان معروف بقیع در کنار مرقد پدر و جد خودش مدفون گردید. در زمینه فضایل و مکارم اخلاقی حضرت صادق روایات و وقایع بسیار زیادی نقل شده است. آن حضرت با رفتار کریمانه و خلق و خوی الهی خود بسیاری از افراد را به راه صحیح هدایت فرمود، به گونه ای که پیروان دیگر مکاتب و ادیان نیز زبان به مدح آن حضرت گشوده اند. 

خاطره آیت الله مقتدایی از فاجعه خونین فیضیه

یکشنبه 10 مرداد 1395 :: نویسنده : احمد

 

کد خبر: ۷۶۷۳۱
تاریخ انتشار: ۱۰ مرداد ۱۳۹۵ - ۱۲:۳۹
  خاطره آیت الله مقتدایی از فاجعه خونین فیضیه

 

نائب رییس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم به بیان خاطره خود از فاجعه خونین فیضیه در سال ۴۲ که مصادف با شهادت امام صادق(ع) بود، پرداخت.

عقیق:آیت الله مرتضی مقتدایی در گفتگویی با اشاره به یورش وحشیانه ماموران مسلح رژیم پهلوی به مدرسه علمیه فیضیه قم اظهار داشت: همچون هر ساله مراسمی در 25 شوال ، سالروز شهادت امام جعفر صادق(ع) از سوی مرحوم آیت الله العظمی گلپایگانی در مدرسه فیضیه با حضور اساتید ، طلاب و فضلای حوزه برگزار می شد که این بار کماندوهای رژیم شاه به مدرسه حمله کرده و تنی چند از طلبه ها و روحانیون را شهید یا مجروح ساختند.

وی همچنین افزود: آن موقع چون ایام عید نوروز بود و طبعاً به همین مناسبت دروس حوزه تعطیل بود، بنده برنامه ای داشتم در اصفهان و لذا در قم نبودم و عصر دوم فروردین 42 که این اتفاق اُفتاد، بنده به سمت قم آمدم و شب به شهر رسیدم.

وی اضافه کرد: وقتی اول قم از اتوبوس پیاده شدم و به سمت منزل که آن موقع در چهار راه آبشار قم قرار داشت، حرکت کردم، احساس کردم که شهر خیلی خلوت و سوت و کور است و با این که اطراف منزل ما معمولاً طلاب و روحانیون تردد داشتند، یک طلبه و روحانی هم نمی دیدم که از راننده تاکسی سوال کردم قضیه چیست که پاسخ خاصی نداد.

دبیر دوم شورای عالی حوزه های علمیه گفت: وقتی به منزل رسیدم ، مرحوم آیت الله خادمی از اصفهان به قم آمده بود و در منزل ما مهمان بود و ایشان ماجرای کشتار فیضیه و حمله مزدوران رژیم پهلوی را برایم گفت و تعریف کرد که در همین پل آهنچی، چند نفری جنازه ای بر روی دست و به صورت غریبانه و مظلومانه تشییع می کردند که شاید سه چهار نفری بیشتر نبودند.

وی همچنین بیان داشت: ایشان برایم از رفتار کماندوهای رژیم صحبت کرد که چطور با وحشی گری تمام برخی از طلاب را از پشت بام فیضیه به زمین انداخته و باعث شهادت آن ها شده بودند.

وی گفت: صبح فردای آن واقعه، آیت الله خادمی به بنده گفت که به منزل امام برویم و ما هم از کوچه پس کوچه ها به خدمت حضرت امام (ره) رسیدیم؛ خوب یادم هست که حضرت امام در گوشه ای از اتاق نشسته بودند و جلوی ایشان میز کوچکی قرار داشت و در حال نوشتن اعلامیه بودند که بعدها به عنوان "شاه ‏دوستی یعنی غارتگری" در تاریخ معاصر ایران مشهور شد.

عضو خبرگان رهبری ادامه داد: جالب این بود که پس از این مصیبت، امام خمینی (ره) با یک شجاعت خاصی به ما فرمودند که با این کار رژیم، حالا وقت نتیجه است و حمله به فیضیه برای رژیم هزینه بالایی دارد و ما بعد از این ماجرا می توانیم جنایت ها و افتضاحات پهلوی و شخص شاه را به مردم اعلام کنیم و در بیداری و روشنگری آن ها بکوشیم.

وی گفت: همان موقع ایشان به طلاب و روحانیون توصیه کردند که چون کماندوهای شاه هنوز در قم هستند و احتمال دارد به مدارس علمیه دیگر نیز حمله کنند؛ لذا طلاب و فضلا فعلاً از منازل خود خارج نشوند.

عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم افزود: چند روز ما به همراه برخی از طلاب و اساتید در معیت امام(ره) پس از درس ایشان، بازدیدی از فیضیه و میزان خرابی های آن حمله وحشیانه داشتیم و هنوز آثار خون های به ناحق بر زمین ریخته و عمامه های طلبه در بخشی از حیاط مدرسه فیضیه وجود داشت.

وی تاکید کرد: منظره ای که واقعا تاسف بار و غم انگیز بود و امام (ره) همان جا صحبت هایی کردند مبنی بر این که این واقعه، مصیبت بزرگی بود که به برکت خون این شهدا باعث رسوایی بیشتر رژیم شاهنشاهی می شود و کسانی که نسبت به مرجعیت و روحانیت این گونه جسارت کنند ، نتیجه عملشان را خواهند دید.

آیت الله مقتدایی در خاتمه ابراز داشت: به لطف الهی دیدیم که قیام الهی مردم ایران به رهبری حضرت امام خمینی (ره) و حمایت روحانیت به ثمر نشست و بساط نظام شاهنشاهی از این کشور برچیده گشت و رژیم فاسد و جنایتکار پهلوی به زباله دان تاریخ پیوست.

منبع:حوزه

فرمانده کشتار حجاج ایرانی در عربستان چه کسی بود +عکس

یکشنبه 10 مرداد 1395 :: نویسنده : احمد
 
تاریخ: ۱۳۹۵/۰۵/۱۰
نوع: خبر
به یاد جمعه خونین مکه؛
فرمانده کشتار حجاج ایرانی در عربستان چه کسی بود +عکس
به فرمانده کماندوهای ویژه آلمان غربی برای مدت دو سال مرخصی داده شد تا در عربستان سعودی یک واحد مخصوص، مطابق الگوی نیروهای ضدترور آلمان ایجاد نماید.
فرمانده کشتار حجاج ایرانی در عربستان چه کسی بود +عکس

به گزارش پایگاه اینترنتی بسیج، روز ششم ذی الحجه سال1407 (مصادف با روز نهم مردادماه 1366 شمسی) یادآور مراسم «برائت از مشرکین» زائران ایرانی خانه خدا و کشتار حجاج مظلوم ایرانی در مکه به دست حکام آل سعود است. مکان و زمانی که خون ریختن در آن حرام است و این حرمت تا جایی اهمیت دارد که اعراب جاهلیت احترام این مکان و زمان را نگه داشتند اما این حرمت توسط عوامل سعودی شکسته شد. در این فاجعه حتی به زنان و جانبازان هم رحم نکردند، به طوری که نیمی از کشته شدگان زنان بودند.

نکته دردناک آنجاست که بسیاری از آمار شهدا مربوط به روزهای پس از حادثه است که مأموران سعودی اجازه مداوای مجروحین حادثه را در بیمارستان ها ندادند و برخی از مجروحین که جراحات حاد داشتند، پس از تحمل رنج و درد بسیار و در حالی که امکان مداوای آنها بود، به شهادت رسیدند.

 
در این میان کسی که به عنوان فرمانده میدان این کشتار از او یاد می‌شود فردی است که حتی مسلمان هم نیست و از کشور دیگر به عربستان آمده است. این گزارش سعی دارد تا رزومه‌ای کوتاه از زندگی فرمانده میدان کشتار حجاج ایرانی در سال 66 را به مخاطبین خود و به خصوص نسل جوان معرفی نماید.
 
 
 فرمانده کشتار حجاج ایرانی در عربستان چه کسی بود+عکس
 
ژنرال اولریخ وگنر، فرمانده نیروهایی امنیتی سعودی در زمان کشتار حجاج ایرانی در سال 1366 
 
 ژنرال اولریخ وِگِنِر(uiresh wegener) در سال 1929 میلادی در شهر برادن بورگ به دنیا آمد. او در اواخر جنگ جهانی دوم که تنها 15 سال سن داشت به عضویت ارتش آلمان در آمد و در سال 1952 به آلمان غربی رفت و در امتحانات پلیس برای مدارس نظامی ثبت نام کرد. او جزو تاسیس کنندگان واحد ضد تروریستی ارتش آلمان(GSG9) می‌باشد که دکترین این بخش را نیز وی راه اندازی کرده است.

او بیشتر فعالیتش در ارتش آلمان را تحت نظر مستقیم وزیر کشور وقت آن کشور، یعنی هانس دیترش گنشر سپری کرده است. از جمله دیگر فعالیت‌های او باید به این نکته اشاره کرد که او ارتباط تنگاتنگی با ارتش رژیم غاصب صهیونیستی در اکثر عملیات‌ها داشته است.

وِگِنِر پس از بازنشستگی در بسیاری از کشورهای به خصوص عربستان سعودی مشاور ایجاد واحدی به نام واحد ضد تروریستی بوده است. او بعد از پایان یافتن دوره خدمتش در ارتش آلمان و بازنشستگی به همراه چند تن دیگر یک کمیته امنیتی با نام کوتر (Kotter) را راه اندازی نموده و کماکان در آنجا مشغول می‌باشد و به کشورهای مانند عربستان سعودی مشاوره امنیتی می‌دهد.

حال با بررسی اسناد رسمی اعلام شده توسط مسؤولان دولت آلمان که در بایگانی روزنامه‌های کثیرالانتشار موجود است، جنایت هولناک قتل عام صدها زائر بی‌دفاع مسلمان توسط «آل سعود» را کاری از پیش طراحی شده و در جهت مهار صدور تفکر انقلاب اسلامی از طریق مراسم برائت از مشرکین نشان می‌دهد. کشتار سبعانه‌ای که هدایت آن را وگنر بر عهده داشته است:

* روزنامه «دی ولت» چاپ آلمان – 21/11/1986 [هشت ماه پیش از کشتار جمعه خونین مکه]

 «اولریخ.کا.وگنر»، فرمانده کماندوهای ویژه آلمان غربی برای مدت دو سال مرخصی داده شد تا در عربستان سعودی یک واحد مخصوص، مطابق الگوی نیروهای ضدترور آلمان ایجاد نماید. دی‌ولت این خبر را دیروز دریافت کرد. احتمالاً تعدادی از افسران عضو کماندوهای ویژه مرزی آلمان به اتفاق‌ »وگنر» از دو ماه دیگر، در عربستان سعودی مشغول به کار خواهند شد.

«وگنر» در پاسخ به پرسش خبرنگار دی‌ولت اظهار داشت: «مقامات آلمانی او را از خدمت در آلمان غربی برای مدت دو سال معاف کرده‌اند.»

فرمانده کماندوها تأکید کرد که در مأموریت جدیدش در عربستان سعودی تعدادی از افسران آلمانی همراه او خواهند بود.

«وگنر» ادامه داد: «از هم‌اکنون من حقوق خود را از عربستان سعودی دریافت می‌کنم اما در حال حاضر بین مقامات آلمان فدرال و عربستان سعودی، مذاکراتی در مورد تعیین تاریخ دقیق آغاز مأموریت، در جریان است.»

«وگنر» 59ساله بنیانگذار و فرمانده نیروهای ویژه ضدتروریسم آلمان غربی (موسوم به گ.اس.گ 9) است. عربستان سعودی، پیش از این، پیشنهاد به خدمت گرفتن وی را به دولت آلمان داده بود.»
 
فرمانده کشتار حجاج ایرانی در عربستان چه کسی بود+عکس 
 ژنرال اولریخ وگنر در جوانی
 


* روزنامه «دی‌ولت» - چاپ آلمان – 25/11/1986: [چهار روز پس از خبر قبلی]

ریاض امیدوار به دریافت کمک از آلمان برای ایجاد یک سامانه امنیتی است از جمله در راستای استقرار یک واحد ویژه ضربت به وسیله «وگنر» بنیانگذار نیروی ضدتروریسم آلمان غربی است.»

* هفته‌نامه «اشپیگل» - چاپ آلمان – 10/8/1987: [هفته پس از کشتار]

«... سامانه‌های مدرن تسلیحاتی، اغلب فقط توسط مشاوران، مربیان و تکنسین‌های کشورهای تحویل‌دهنده قابل استفاده و بهره‌برداری هستند و اجناس صادراتی آلمان هم باید از عربستان سعودی و شهرهای مقدس آن محافظت کنند: «اولریخ وگنر» رئیس اسبق «گ.اس.گ.9» در این مسیر به خدمت گرفته شده بود.»

* هفته‌نامه «اونمان دو ژودی» - چاپ فرانسه – 10/8/1987: [هفته پس از قتل عام]

«...این متخصص امور ضدشورش می‌افزاید: هدایت و فرماندهی عملیات کشتار حجاج مکه در جمعه گذشته توسط ژنرال «اولریخ وگنر» فرمانده کل سابق گروه کماندویی «گ.اس.گ.9» صورت گرفته است. «اولریخ وگنر» قبلاً از مسؤولان سعودی خواسته بود که نهایت خشونت ممکن به کار گرفته شود. وگنر که از شش ماه پیش در عربستان به نیروهای آن کشور آموزش‌های ویژه داده است، در هنگام کشتار مستقیماً اجرای عملیات را هدایت می‌کرد. توجیه حضوری وی، دارا بودن عنوان رسمی مشاور امنیتی شهر مکه بوده است.»

* کرسنت اینترنشنال - چاپ کانادا – 16/5/1988: [حدود 10 ماه پس از کشتار]

به رغم حمایت آمریکا و متحدانش در منطقه، سعودی‌ها هنوز احساس امنیت نمی‌کنند. در واقع آنها نه‌تنها از حجّاج ایرانی، بلکه از حجاج دیگر کشورها نیز می‌ترسند. منابع اطلاعاتی غرب به سعودی‌ها گفته‌اند که حتی مسلمانان دیگر کشورها ازجمله مسلمانان خاورمیانه تبلیغات سعودی را در مورد قتل‌عام حجاج در سال گذشته باور ندارند. عربستان سعودی برای رعایت تمامی جوانب احتیاط، رسماً همکاری خدمات ضدتروریستی آلمان، متشکل از ژنرال «اولریخ وگنر» و هفت تن از هم قطاران آلمانی‌اش با نیروهای مسلح خود را تمدید کرده است. «وگنر مبتکر عملیات قتل عام سال گذشته سعودی‌ها در مکه بود.»
 
فرمانده کشتار حجاج ایرانی در عربستان چه کسی بود+عکس
 
ژنرال اولریخ وگنر، فرمانده نیروهایی امنیتی سعودی در زمان کشتار حجاج ایرانی در سال 1366 
 
* حضور وگنر در ایران

تنها کمتر از یک دهه از حادثه کشتار زائران ایرانی در مکه مکرمه، حادثه‌ای در تهران رخ داد که پایه‌های امپریالیسم جهان‌خوار ایالات متحده آمریکا را به لرزه درآورد؛ و آن تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در تهران بود. مسئولین آمریکا تلاش‌های فراوانی برای آزادی گروگان‌های خود از دست دانشجویان مسلمان پیرو خط امام انجام دادند که نمونه بارز آن لشکر کشی به طبس بود که طوفان شن باعث شکت مفتضحانه آنها شد.

پنجم اردیبهشت، سالروز شکست تجاوز نظامی آشکار نیروهای مخصوص ارتش جنایتکار ایالات متحده آمریکا موسوم به دلتا در صحرای طبس است. اسنادی که پس از شهادت «محمد منتظرقائم» فرمانده وقت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی یزد از بالگردهای آمریکایی برجامانده در صحرای طبس به دست آمده نشان از طراحی و برنامه‌ریزی دقیق این توطئه مبتنی بر اطلاعات ریز و جزئیات مربوط به بخش‌های مختلف دستگاه‌های نظامی، سیاسی و امنیتی کشورمان داشت.

آن روزها اولریخ ونگر به دلیل مسامحه مسؤولان وقت وزارت فرهنگ و ارشاد به همراه چند نفر از نیروهایش با پوشش خبرنگاران تلویزیون آلمان، با هدف جاسوسی و تهیه اطلاعات مورد نیاز سرویس امنیتی آمریکا «سیا» برای هدایت دقیق عملیات نیروهای دلتا به تهران وارد شده بود.

سرهنگ «چارلی ای بکویث» فرمانده آمریکایی تجاوز نافرجام نیروهای مخصوص تحت امرش موسوم به دلتا در طبس که او نیز دوره دیده در آموزشگاه‌های نیرو مخصوص هوابرد اسرائیل و CRW است، در خاطرات خود پس از بیان اینکه به دلیل دستگیری کلیه مأموران اصلی سازمان سیا در تهران و اخراج کلیه جاسوسان اسرائیلی [با توجه به اشغال و تعطیلی سفارت اسرائیل در تهران] توسط نیروهای انقلاب اسلامی؛ برای شناسایی‌های شرم‌آور داخل خاک ایران، طراحان تجاوز نظامی آمریکا به شدت در مخمصه افتاده بودند، چنین می‌نویسد: «تلگرافی به استاکید [ستاد دلتا در کارولینای شمالی] رسید. «دیک پاتر» آن را به من رساند. این پیام از «اولریخ وگنر» فرمانده واحد مرزی 9 آلمان بود: «چارلی» من آماده‌ام تا همراه با کارکنان تلویزیون آلمان به تهران بروم. آیا مایلی افرادی از تو به ما بپیوندند.» من پیام «اولریخ» را به اطلاع ژنرال «وات» رساندم و توصیه کردم که دنبال این پیشنهاد را بگیریم.
 
فرمانده کشتار حجاج ایرانی در عربستان چه کسی بود+عکس
 
 
ژنرال اولریخ وگنر، فرمانده نیروهایی امنیتی سعودی در زمان کشتار حجاج ایرانی در سال 1366 
 
* گروه ضد تروریست  GSG9 با چه هدفی ایجاد شد

حضور کارآزموده‌ترین نظامیان نیروهای مسلح آمریکا، انگلیس، فرانسه، شوروی، ایتالیا، رومانی، چکسلواکی و.. بلافاصله پس از پایان جنگ دوم جهانی، جهت تشکیل و گسترش رژیم اشغالگر فلسطین از مواد درس‌آموز همگرایی شرق و غرب در خدمت به صهیونیسم جهانی بود.

«ابوایاد» مرد شماره دو الفتح که بعدها در تونس توسط عوامل موساد ترور شد، از آن دوران چنین می‌نویسد: «...در ابتدای سال 1972 میلادی، سازمان اوپک طی نامه‌ای رسمی به کمیته رهبری بازی‌های المپیک [مونیخ] پیشنهاد می‌کند که با شرکت ورزشکاران فلسطینی در این مسابقات موافقت نماید. از آنجا که این پیشنهاد بدون جواب می‌ماند، پیام دیگری ارسال می‌گردد. نامه دوم نیز با سکوت و بی‌توجهی توهین‌آمیزی مواجه می‌شود «مسلم بود که از نظر این بنیاد جلالت مأب که مدعی بی‌طرفی سیاسی است، ما اساساً وجود نداشتیم و یا بدتر از آن شایسته موجودیت نبودیم...»

این در حالی بود که غالب کشورها و نهادهای بین‌المللی حضور تیم ورزشی رژیم اشغالگر فلسطین [به عنوان تیم ورزشی اسرائیل!] را به جای تیم ورزشی کشور اسلامی فلسطین امری مجاز و پذیرفته شده به شمار می‌آوردند. به این سبب گروهی از مبارزان قهرمان فلسطینی معروف به گروه انتقام «سپتامبر سیاه» طی یک برنامه دقیق اقدام به حضور در محل برگزاری المپیک مونیخ نمودند.
 
فرمانده کشتار حجاج ایرانی در عربستان چه کسی بود+عکس 

آنان با سه هدف عمده محل استقرار نمایندگان ورزشی رژیم اشغالگر فلسطین را اشغال و 9 اسرائیلی را به گروگان گرفتند: نخست اثبات موجودیت کشور فلسطین در برابر همه و به رغم همه. دوم بهره‌برداری از تجهیز فوق‌العاده رسانه‌های خبری در مونیخ برای انتشار آرمان رهایی فلسطین و سوم آزادسازی رزمندگان مقاومت فلسطین از سیاه‌چاله‌های صهیونیست‌ها به وسیله قبولاندن تبادل اسیر به متجاوزین صهیونیست.

مذاکرات میان مسؤولان آلمانی که به عنوان میانجی مابین فلسطینی‌ها و رژیم اشغالگر عمل می‌کردند به دلیل لجاجت «گلدا مایر» که در رأس دولت وقت صهیونیستی قرار داشت به بن‌بست خطرناکی کشیده می‌شد که با میانجی‌گری سفیر یک کشور عرب پیشنهاد توافقی مبنی بر انتقال فلسطینی‌ها و اسرای اسرائیلی به پایتخت مصر از طریق فرودگاه نظامی «فورشتنفلد بروک» به وسیله هواپیمایی لوفت هانزا صورت می‌گیرد. تزویر و نیرنگ مسؤولان آلمان که نیروهای ویژه‌ خود را به طور کامل تحت امر دوایر امنیتی صهیونیست‌ها قرار داده بود در این مرحله آشکار شد و بر خلاف تعهد توافق شده، به تیراندازان مخصوص، دستور آتشباری داده می‌شود که این عمل موجب شهادت سه فلسطینی می‌گردد که پس از آن، دو فلسطینی دیگر با انفجار مواد منفجره و با شهادت خود، هر 9 اسرائیلی را به هلاکت می‌رسانند.

در آن زمان، لجاجت خانم «گلدا مایر» که هیچ گونه علاقه‌ای به نجات جان گروگان‌ها نشان نمی‌داد، غیرطبیعی به نظر می‌رسید اما پس از واقعه المپیک مونیخ و اعلام تصمیم دولت آلمان بر راه‌اندازی یک گروه ویژه از نیروهای عملیات مخصوص زیر نظر سرویس‌های امنیتی اسرائیل، آمریکا و انگلیس، آشکار شد که صهیونیست‌ها به این بهانه به مطلوب خود نزدیک می‌شدند. حاکمیت غاصب فلسطین به دلایل متعدد اقتصادی، امنیتی و دیپلماتیک نمی‌توانست جلادان دوره دیده موساد را در منطقه اروپا مستقیماً وارد عمل کند، ضمن آنکه به آموزش‌های متعارف نیروهای عملیات امنیتی این کشورها نیز اعتماد لازم را نداشت. از طرف دیگر مسؤولان تحقیر شده آلمانی که پس از شکست در جنگ جهانی دوم، رؤیای ایجاد یک واحد نظامی نخبه جهت انجام مأموریت‌های ویژه تروریستی خود را در سر می‌پروراندند برای نمایش خوش رقصی خود به صهیونیست‌های اشغالگر، در آوریل سال 1973 میلادی یعنی حدود شش ماه پس از المپیک مونیخ شرایط ایجاد این واحد ظاهراً آلمانی را تحت عنوان «گرنز شسوتز گروپ ناین» با علامت اختصاری GSG9 فراهم آوردند. تنها شرط ضمن تأسیس این گروه از طرف اسرائیلی‌ها این بود که GSG9 توسط ارتش آلمان اداره و کنترل نشود بلکه تحت کنترل «بوندس گرنز شوتز» یا همان نیروی گارد مرزی آلمان جایگاه سازمانی داشته باشد.
 
فرمانده کشتار حجاج ایرانی در عربستان چه کسی بود+عکس
 
 
همه کسانی که داوطلب خدمت در این گروه جنایتکار بودند تحت سوگند مؤکّداً سرّی خاصی برای تن دادن به جنایتکاری «حرفه‌ای» قرار گرفته‌اند. تمام اعضای GSG9 که سابقه حضور در ارتش آلمان را داشتند در یک اقدام بوروکراتیک از ارتش استعفاء و به گارد مرزی آلمان پیوستند.

افتخار راه‌اندازی این گروه که در تبلیغات اسرائیلی‌ها و آلمان‌ها واحد ویژه ضدّ ترور معرفی می‌گردد به شکل رسمی به نام «اولریخ وگنر» که مجرّب‌ترین جانی آلمانی دوره دیده در آموزشگاه‌های نیرو مخصوص هوابرد اسرائیل و CRW وابسته به SAS انگلیس ثبت شده است.

بر خلاف بسیاری از دیگر واحدهای نیرو مخصوص کشورهای غربی، اعضای واحد GSG9 مجبور نیستند واحد را پس از طی دوره خود ترک کنند بلکه اجازه دارند مادامی که توانایی حفظ معیارهای سخت مربیان گروه را داشته باشند در گروه بمانند. این سیاست از این جهت اعمال می‌شود که تجربیات عملیات‌های واقعی اعضای قدیمی به نسل بعدی منتقل شوند.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران که موجب دمیده شدن روح شهادت‌طلبی بر پیکر مبارزات مظلومانه ملت فلسطین گردید و احساس خطر سران اسرائیل و آمریکا از پیام وحدت جهان اسلام در مقابل کفر و الحاد، برخی از نظریه‌پردازان استکبار جهانی علناً به بیان ارتباط میان برگزاری مراسم برائت از مشرکین در مکه و انتفاضه پرتابگران سنگ در اراضی اشغالی پرداختند.

بررسی سوابق جنایات متعدد و شرم‌آور گروه GSG9 خود فرصت و حوصله دیگری را می‌طلبد اما ذکر این نکته حیاتی است که «وگنر» و چند تن از همقطارانش در GSG9 هدایت و اجرای مستقیم عملیات قتل عام فجیع و بی‌رحمانه حجاج بی‌دفاع و زائران حرم امن الهی را در سال 66 که به شهادت 324 تن از هموطنان‌مان و صدها مسلمان کشورهای دیگر منجر شد بر عهده داشتند.

در آن زمان میرا‌ث‌خواران «بنی‌سفیان»، سمت مشاور امنیتی مکه را به «وگنر» واگذار کرده و پس از آن نیز از خدمات مختلف این تروریست خطرناک و همراهان سفّاکش در GSG9 بی‌بهره نماندند.
 
فرمانده کشتار حجاج ایرانی در عربستان چه کسی بود+عکس 



هفته‌نامه اکونومیست در شماره 12/5/1988 چنین می‌نویسد: «اولریخ وگنر» فرمانده آلمانی GSG9 واحد مخصوص ضدتروریست قراردادی سه ساله با سعودی‌ها امضاء کرده است. او و شش عضو دیگر همین واحد که از دو سال پیش در عربستان سکونت دارند، آموزش نیروهای مخصوص امنیتی عربستان سعودی را بر عهده خواهند گرفت.»