بررودکریز
بررودکریز

بررودکریز

کودتای آمریکا برای بازگرداندن شاه (1332 ه.ش) ، کودتای 28 مرداد1332

یکشنبه 10 مرداد 1395 :: نویسنده : احمد
کودتای آمریکا برای بازگرداندن شاه (1332 ه.ش) ، کودتای 28 مرداد
 
ا
 : 1070
 
 
 

 

 کودتای آمریکا برای بازگرداندن شاه (1332 ه.ش) ، کودتای 28 مرداد
 
 
 

28 مرداد ماه در تقویم رسمی کشور به عنوان روز کودتای 28 مرداد برای بازگرداندن محمدرضا شاه به سلطنت به ثبت رسیده است . ماجرای این کودتا از این قرار است که دکتر مصدق در اردیبهشت ماه 1330 به نخست وزیری رسید و در تیر ماه سال بعد که شاه حاضر نشد وزارت جنگ را به وی واگذار نماید استعفا نمود . به دنبال آن پس از پیامی که آیت اله کاشانی صادر نمود در 30 تیر موج قیام و شورش تهران را فرا گرفت و اغلب شهرهای بزرگ درگیر تظاهرات بود تا اینکه نیروهای شاه برای مقابله با تظاهرات مردم مبادرت به تیراندازی و قتل عام کردند شاه که در خارج از کشور بود سرانجام در 28 مرداد 1332 آمریکا طی یک کودتا حکومت مصدق را سرنگون کرده و دوباره شاه را بر تخت نشاند .

 

 

کودتای 28 مرداد

 

 

طرفداران مصدق که از اقدام شاه خشمگین بودند با تظاهرات و سخنرانی احساسات خود را بیان کردند . حزب توده نیز که در روزهای گذشته از احتمال کودتا خبرداده بود شروع به سازماندهی تظاهرات در تهران و شهرستان‌ها کرد . عوامل بریتانیا و امریکا در نقش طرفداران مصدق یا حزب توده با استفاده از این جو به شایعه پراکنی و اقدامات تندروانه از قبیل تهدید روحانیون و توهین به مقدسات مذهبی مردم و درخواست الغای سلطنت و حتی رئیس‌جمهور شدن مصدق پرداختند . مصدق که تظاهرات را در خدمت کودتاگران می‌دانست دستور جلوگیری از تظاهرات را به پلیس و ارتش ابلاغ کرد . از ساعات اولیه صبح ۲۸ مرداد جمعیتی از سمت جنوب به سمت مرکز شهر تهران به راه افتادند .
از اینکه هسته ابتدایی را چه کسانی تشکیل می‌‌دادند ، روایت های متعددی شده است اما به نظر می‌‌رسد پولی که کارگزاران بریتانیا ، به ویژه برادران رشیدیان و نمایندگان سازمان اطلاعات امریکا (سیا) برای بسیج افراد و گروه های آشوب طلب پرداخت کرده بودند ، نقشی بسزا در شروع حرکت داشته است . بسیاری از غوغاگران پس از کودتای ناموفق ۲۵ مرداد و فرار شاه از ایران ، انگشت اتهام را به سوی مصدق گرفته بودند .
برای "شاهدوستان" ، رانده شدن شاه از کشور دستاویزی بود تا با کمک آن به مقابله با دولت بپردازند و عامل تعیین کننده دیگر پولی بود که امریکایی ها برای تبلیغ علیه مصدق و مسموم کردن جو جامعه ، در روزها و چند ماه منتهی به کودتا در ایران خرج کرده بودند . با شروع تظاهرات ، گروه هایی از مردم نیز تحت تأثیر این جوّ به صف شعار دهندگان علیه مصدق پیوستند و از سوی دیگر ، نظامیانی که با دریافت پول به شرکت در کودتا رضایت داده بودند ، همراه جمعیت شدند .

 

 

کودتای 28 مرداد

 

 

اسناد منتشر شده در امریکا نشان می‌‌دهد که در همین زمان ، بیشتر مقام های ارشد نظامی و حتی خود فضل الله زاهدی مخفی شده یا به امریکایی ها پناه برده بودند . چند ساعت پس از شروع تظاهرات ، غوغاگران به پشت گرمی تانک ها دفتر نزدیکان به مصدق و روزنامه‌های هوادار او را غارت کردند . در این میان ، دفتر حزب توده نیز از یورش "شاهدوستان" و "کمونیسم ستیزان" در امان نماند . دولت مصدق و حتی حامیان او در ارتش واکنشی به این تحولات نشان ندادند . روایت های متعددی از دلایل بی تحرکی مصدق و هواداران او شده است : جدی نگرفتن خطر ، ضعف در تصمیم گیری به موقع ، عدم ارتباط مناسب در سطوح بالا یا فرسودگی توأم با نا امیدی مصدق و یارانش ، نمونه‌هایی از این روایات است . به هر روی ، ساعاتی پس از ظهر درگیری های بین طرفداران و مخالفان مصدق به اطراف خانه او کشیده شد . عده اندکی از نظامیان وفادار به مصدق با همه توان در برابر یورش جمعیت و نظامیان حامی کودتا مقاومت کردند اما تصرف ساختمان رادیو ، پایان واقعی ماجرا بود . در ساعات پایانی روز ، مقاومت در اطراف خانه نخست وزیر هم شکسته شد ، جمعیت خانه مصدق را غارت کردند و او از طریق بام خانه اش جان به در برد . عوامل کودتا با پیگیری و خرج کردن مبلغ زیادی پول نیروهائی از اوباش و زنان بدنام محلات مختلف را بسیج کردند و صبح روز چهارشنبه ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ خیابان‌های تهران شاهد حرکت این نیروها و نیروهای نظامی با شعار "جاوید شاه" بود . تا بعد از ظهر خیابان‌ها در کنترل اوباشی بود که به طرفداران مصدق حمله می‌کردند . دفترهای احزاب و نشریات طرف‌دار مصدق یا حزب توده غارت شد و به آتش کشیده شد . منزل دکتر مصدق نیز با تانک و مسلسل مورد حمله نیروهای نظامی کودتا قرار گرفت و مصدق دستور عدم مقاومت به نیروی محافظ نخست ‌وزیری داد و در خانه همسایه‌اش پناه گرفت . اوباش و نظامیان به غارت منزل دکتر مصدق پرداختند. میر اشرفی فرمان عزل مصدق و نصب زاهدی را از رادیو خواند . سرلشکر زاهدی که در این مدت نزد ماموران امریکائی مخفی بود از مخفی گاه به در آمد . مردم با سکوت و حیرت این رویدادها را ناظر بودند . نه مصدق ، نه طرفداران مصدق و نه حزب توده که وعده "تبدیل کودتا به ضد کودتا" را در روزهای گذشته می‌داد اقدامی برای مقابله نکردند و کودتا پیروز شد . پس از روی کار آمدن مجدد دکتر مصدق ، او خواهان افزایش اختیارات بود و آیت الله کاشانی که ریاست مجلس هفدهم شورای ملی را بر عهده داشت ، برای ایجاد اتحاد و جلوگیری از تفرقه ، به این لایحه نخست وزیر رأی داد . با این حال مصدق ، در صدد منزوی کردن مجلس بود و اختیارات بیشتری می خواست . این در حالی بود که آیت الله کاشانی معتقد بود که مجلس ، کمال همکاری را با دولت دارد و نیازی به اختیارات بیشتری نیست . از همین زمان ، اختلاف نظر در امور مختلف بین دکتر مصدق و آیت الله کاشانی آغاز شد و این اختلافات پس از درخواست تقاضای تمدید اختیارات نخست وزیر به مدت یک سال از جانب مصدق ، شکل جدی و گسترده به خود گرفت .

 

 

کودتای 28 مرداد

 

 

مصدق می خواست با اخذ اختیارات وسیع ، نقش مجلس را در قانون گذاری کمرنگ سازد و خواسته های خود را به صورت قانون درآورد . این اختلاف و شکاف در جبهه ملی و مذهبی ، باعث شد که دشمنان با سوء استفاده از این فرصت در صدد کودتا علیه دولت و حذف مصدق باشند . در این میان آیت الله کاشانی ، بارها در ضمن نامه ها و سخنرانی های خود ، مصدق را از خطر وقوع کودتا آگاه کرد ولی مصدق ، مغرور به قدرت خود و پشتیبانی مردم ، نصایح دلسوزانه آیت الله کاشانی را نشنیده گرفت . سرانجام با خروج شاه از کشور و به وجود آمدن شرایط لازم برای کودتا علیه دکتر مصدق ، در حالی که بیش از 13 ماه از پیروزی چشمگیر مردم در قیام 30 تیر1331  ش نگذشته بود ، این موفقیت با کودتای آمریکایی 28 مرداد 1332 توسط ایادی سلطنت طلب به شکست انجامید و مصدق سرنگون شد . از آن پس عامل کودتا ، سپهبد فضل الله زاهدی ، که در دولت مصدق سمت وزارت کشور را داشت به قدرت رسید و پس از مدتی محمدرضا پهلوی به کشور انتخاب مجدد و بار دیگر بر تخت سلطنت تکیه زد . مقدمات کودتایی که در روز 28 مرداد 1332 ، به عمر حکومت مصدق خاتمه داد ، از ده ماه قبل از آن ، در پاییز 1331 فراهم آمده بود و طرح اولیه آن نیز پس از بازگشت چرچیل به مقام نخست وزیری انگلستان در مهرماه 1331، تهیه گردید . این کودتا با همکاری آمریکا و انگلستان در ایران به وقوع پیوست و از آن پس ، ایران به طور مستقیم تحت نفوذ رژیم استکباری آمریکا درآمد . پس از این کودتا ، اوضاع ایران آنچنان بر وفق مراد آمریکا شد که تا بیست و پنج سال ، حکومت ایران مهم ترین دست نشانده برای دولت آمریکا بود و آن دولت استکباری بر تمامی جریان ها و امور کشور ایران خیمه زد .  انگلیسی ها طی درخواست از نمایندگان طرفدار انگلیس در مجلس ایران برای کمک به قوام و پشتیبانی از طرح وی برای پایان دادن به کشمکش نفت ، از قوام پشتیبانی کردند . آنها برای رسیدن به هدف خود به دنبال بهانه ای می گشتند تا بتوانند خواسته خود را به کرسی بنشانند . در این میان مصدق پس از آنکه در کوشش خود برای داشتن کنترل بر ارتش ، و در اختیار گرفتن کنترل آن به جای شاه با پاسخ منفی روبرو شد ، با استعفا از مقام نخست وزیری ، واکنش نشان داد. شاه قوام را به نخست وزیری برگزید ، اگرچه ظاهرا هنوز طرح های مربوط به نخست وزیری وی تکمیل نشده بودند . در این میان آیت الله کاشانی که حضور دکتر مصدق را در نخست وزیری مفید می دانست با اتخاذ تصمیمی قاطع ، بازگشت مصدق به نخست وزیری را خواستار شد . آیت الله کاشانی تهدید کرد ، در صورتی که احمد قوام کنار نرود اعلام جهاد کرده و کفن می پوشد و پیشاپیش مردم حرکت خواهد کرد . احمد قوام که مردی وابسته به استعمار و در خدمت دستگاه استبدادی بود ، بلافاصله پس از نخست وزیری ، نغمه شوم جدایی دین از سیاست را سر داد و لبه تیز حملات خود را متوجه رهبری نهضت یعنی آیت الله کاشانی و نیروهای مسلمان کرد . آیت الله کاشانی هم با انتشار اعلامیه ای با صدور فرمان نخست وزیری قوام السلطنه به شدت اعتراض نمود و به این ترتیب وقایع سی تیر شکل گرفت و قیام عمومی مردم مسلمان ، در شهرهای مختلف ایران آغاز شد . هر چند این تظاهرات به وسیله عوامل شاه به خاک و خون کشیده شد ، هنگامی که یگان های ارتش و پلیس به تظاهرکنندگان حمله کردند ، دست کم 96 تن کشته و 750 نفر زخمی شدند . از آنجا که قوام محبوبیتی در میان مردم نداشت ، پشتیبانان مصدق طی تظاهرات خود بر خیابان های تهران و دیگر شهرها ، مسلط شدند .

 

 

کودتای 28 مرداد

 

 

در نهایت شاه ، عقب نشینی کرد و چون در رضایت و تطمیع آیت الله کاشانی توفیقی به دست نیاورد ، مجبور شد ، قوام را بر کنار کرده و بار دیگر مصدق را به نخست وزیری منصوب کند و وزارت جنگ را نیز به او بسپارد . مصدق پس از به دست گیری مجدد قدرت ، سرلشکر وثوق عامل کشتار مردم بی گناه در جریان این قیام را به معاونت جنگ منصوب نمود و چون آیت الله کاشانی به این عمل اعتراض کرد ، مصدق در نامه ای ، از آن روحانی مجاهد خواست تا در امور سیاسی مداخله ننماید . این عمل ، پشتیبانی مردم را از مصدق برداشت و دولت مصدق که برای دومین بار در اثر مبارزات پیگیر مردم روی کار آمده بود ، بیشتر از سیزده ماه ، دوام نیاورد و سرانجام با کودتای آمریکایی 28 مرداد سال1332 شمسی دگرگون شد .

 

 

کودتای 28 مرداد

 
 
 

کودتای بیست و هشت مرداد


 
 
 
 
 
 
 
 
کودتای بیست و هشت مرداد  
 

کودتای ۲۸ مرداد، کودتایی است که با طرح و حمایت مالی و اجرائی سازمان مخفی اطلاعات بریتانیا و سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، سیا علیه دولت محمد مصدق در مرداد ۱۳۳۲ به انجام رسید. در آمریکا از آن بعنوان عملیات آژاکس (به انگلیسی: Operation Ajax) نیز یاد می‌شود.

محتویات
پیشینه

تابستان سال ۱۳۲۰ در میانه جنگ جهانی دوم، نیروهای بریتانیا و شوروی وارد ایران شدند. رضاشاه پهلوی عملاً از کشور تبعید شد و محمدرضا به جای پدر بر تخت سلطنت نشست. بی اقتداری نسبی شاه جدید، به ویژه در سالهای ابتدایی، به تنش میان نیروهای سیاسی و تزلزل نهادهای قدرت دامن می‌زد.

در فاصله سال‌های ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۰، یعنی دهه اول سلطنت محمدرضا، نخست وزیر حدود پانزده بار عوض شد؛ افرادی چون احمد قوام السلطنه، علی سهیلی، محمد ساعد، ابراهیم حکیم الممالک و عبدالحسین هژیر در این دوران به مقام نخست وزیری رسیدند.

از سوی دیگر، با پایان گرفتن جنگ جهانی دوم طرز فکر و پیروی ازجنبشهای استقلال طلب و ضدامپریالیستی در دنیا رو به گسترش بود و در ایران نیز نگاه ملی گرایانه جایگاه ویژه‌ای در سیاست پیدا می‌کرد.

در سال ۱۳۲۷، جبهه ملی ایران با ائتلاف طیف گسترده‌ای از نیروهای سیاسی که شاید تنها در نگاه ملی گرایانه خویش مشترک بودند، تأسیس شد، یکی از پایه‌های اصلی این جبهه دکتر محمد مصدق بود.

رویارویی دکتر مصدق با بریتانیا در آغاز دهه ۳۰ خورشیدی موضوع تازه‌ای نبود. سال ۱۳۰۲، در دوره تصدی وزارت امورخارجه در کابینه مشیرالدوله نیز، مصدق با آنچه بریتانیا «منافع» خود در ایران می‌دانست، به مخالفت پرداخته بود. بلافاصله پس از مشیرالدوله، رضاخان سردار سپه (بعداً: رضاشاه) به نخست وزیری رسید و مصدق از قدرت فاصله گرفت.

ظهور مجدد و مؤثر مصدق در عرصه سیاست ایران تنها پس از اشغال کشور و برکناری رضا شاه از سلطنت ممکن شد. در اولین انتخابات پس از رضا شاه (دوره چهاردهم مجلس شورای ملی)، مصدق بیشترین رأی را در تهران کسب کرد و با تلاش او طرحی در مجلس تصویب شد که به دولت اجازه نمی‌داد در حین اشغال در مورد نفت با خارجیها مذاکره کند. یکی از نقاط مهم



خودرو‌های نظامی ارتش کودتا در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در تهران
حیات سیاسی مصدق انتخابات دوره شانزدهم مجلس شورای ملی بود که تقلبهای گسترده در آن، برخی ملی گرایان و مخالفان دربار را بیش از پیش به هم نزدیک کرد. جبهه ملی نیز به کمک معترضانی چون محمد مصدق، حسین مکی و مظفر بقایی تأسیس شد که ورودشان به مجلس شورای ملی شانزدهم (در دور دوم انتخابات) راه را برای تصویب طرح ملی شدن صنعت نفت هموار کرد و سرانجام به رهبری مصدق، ملی سازی نفت ایران از طرح به قانون بدل شد. جوّ میهن پرستی و بیگانه ستیزی در ایران بالا گرفته بود و ترور نخست وزیر وقت، سپهبد حاجعلی رزم آرا به دست «فدائیان اسلام» زنگ خطر دیگری بود هم برای محمدرضا، هم برای کسانی که «خائن» و «مزدور بیگانه» نامیده می‌شدند. حسین علاء هم که به جای نخست وزیر مقتول، سپهبد حاجعلی رزم آرا نشست، چاره‌ای جز برخاستن زود هنگام و سپردن کرسی وزارت به مصدق نیافت.

دغدغه و برنامه اصلی دولت مصدق به اجرا درآوردن قانون «ملی شدن صنعت نفت» بود.

از آن پس مذاکرات پی در پی بریتانیاییها و میانجیگری امریکاییها بی نتیجه ماند و حتی شکایت انگلیس به دیوان لاهه و شورای امنیت سازمان ملل متحد نیز تأثیری بر روند ملی شدن نفت ایران نگذاشت. مصدق در لاهه و نیویورک به دفاع از حق مالکیت مردم بر منابع سرزمین خود پرداخت تا «انگلیس»، «انگلیس دوستان» و «انگلیس ترسان» را بیش از پیش با خود دشمن کند.

پس از تصویب قانون ملی شدن صنعت نفت در ایران دکتر مصدق به نخست‌وزیری رسید. او برنامه خود را اجرای این قانون (و نیز اصلاح قانون انتخابات) اعلام کرد. مذاکرات با شرکت نفت ایران و انگلیس شروع شد.

شرکت نفت آماده پذیرش ملی شدن نفت ایران نبود و همچنان بر ادامه قرارداد ۱۹۳۳ اصرار داشت. دکتر مصدق از شرکت نفت ایران و انگلیس خلع ید کرد و کارشناسان و مدیران این شرکت ناچار به ترک ایران شدند.



حسین فاطمی وزیر خارجه دولت مصدق
دولت بریتانیا از ایران به شورای امنیت شکایت کرد. شورا رسیدگی به این شکایت را به دیوان بین‌المللی در لاهه ارجاع کرد. دکتر مصدق دادگاه بین‌المللی را برای رسیدگی به این مسئله که امری مربوط به حق حاکمیت ایران بود صالح ندانست. دیوان نیز بالاخره به عدم صلاحیت خود رای داد. بدین ترتیب بریتانیا و شرکت نفت که نتوانستند از مجراهای قانونی بین‌المللی با ملی شدن نفت ایران مقابله کنند به اقدام در ایران پرداختند. مخالفان مصدق در ایران را متشکل و هماهنگ کردند وبا صرف پول چهره‌هائی را که در آغاز نهضت ملی شدن نفت با مصدق همراه بودند، به مقابله با او کشاندند. هدف بریتانیا و شرکت نفت برکناری مصدق به صورتی دنیا پسند واز طریق مجلس و افزایش فشار داخلی بود.

دکتر مصدق توانست در مقابل این فشارها نیز مقاومت کند. با رفراندم و انحلال مجلس دیگر معلوم بود که بریتانیا باید دست از اقدامات قانونی بردارد و رو در رو مصدق را ساقط کند. اما در همین مورد هم سعی در حفظ ظاهری قانونی کرد و با همراه کردن محمدرضا پهلوی، دستخط‌هائی از او برای عزل دکتر مصدق و نصب سپهبد زاهدی به نخست‌وزیری گرفتند. در ۲۵ مرداد دکتر مصدق که صدور فرمان عزل را خلاف روح قانون اساسی و حکومت مشروطه می‌دانست از قبول آن سرباز زد. در ۲۸ مرداد حرکت هماهنگی که سازمان‌های اطلاعاتی بریتانیاو آمریکا طرح کرده بودند آغاز شد.

بریتانیا و آمریکا

طبق قرارداد ۱۹۳۳ «شرکت نفت ایران و انگلیس» نفت ایران را انحصارا در دست خود داشت. اما این فعالیت پر سود مدت‌ها مورد نظر شرکت‌های نفتی آمریکائی نیز بود و منتظر بودند که امکانی برای ورود به عرصه نفت ایران پیدا کنند.

در تحولات تاریخی دهه‌های ۲۰ و ۳۰ خورشیدی ایران، دولتهای بریتانیا و سپس آمریکا نقش بسیارمهم ولی در عین حال متفاوتی بازی کردند؛ بزرگ‌ترین دغدغه بریتانیاییها در ایران، منافع مالی یا به عبارت دیگر، منابع نفتی بود. پیشینه حضور بریتانیاییها در ایران موجب نفوذ آنها در لایه‌های مختلف اجتماع و سیاست ایران شده بود و به خطر افتادن منافع آنان در حقیقت منافع گره خورده برخی ایرانیها را نیز به خطر می‌انداخت. در مقابل، حضور آمریکاییها در ایران جدید بود؛ نفت ایران در اندازه ای نبود که برای آمریکا حیاتی باشد. به همین جهت نیز آمریکا تا سال 1953 (1332) هوادار ملی شدن نفت ایران بود. مهمترین دلیلش افزایش بی سابقه کمکهای مالی دولت آمریکا در دوران نخست وزیری مصدق به ایران میباشد.

ولی انگلیسی‌ها برای همراه کردن آمریکایی‌ها در مورد کودتا سعی در قوی جلوه دادن احتمال به قدرت رسیدن کمونیستها داشتند . اسناد منتشر شده وزارت امور خارجه آمریکا به خوبی نشان می‌دهد که آمریکاییها در ایران بیش از هر چیز نگرانیهای «ژئو استراتژیک» داشتند؛ این اسناد نشان می‌دهد که حضور دولت شوروی در همسایگی ایران، حساسیت ویژه‌ای در دولتهای آمریکا پس از جنگ جهانی (ترومن و آیزنهاور) ایجاد کرده بود. دست کم سه سال پیش از کودتای ۲۸ مرداد ۳۲، آمریکاییها برنامه جامعی برای مقابله با «تهدید کمونیسم» در ایران داشتند.

در دوران ریاست جمهوری ترومن، تلاشهای دولت محافظه کار چرچیل در بریتانیا برای همراه ساختن آمریکا در تغییر دولت ایران نتیجه نداد و اسناد منتشره نشان می‌دهد که برنامه آمریکا در این دوره مشروط به حمله شوروی یا به قدرت رسیدن حزب توده در ایران بوده است اما پس از روی کار آمدن دولت جمهوریخواه ژنرال آیزنهاور، سیاستهای آمریکا به سمت اقدام «پیشگیرانه» رفت و از این پس بود که پول و مأموران مخفی آمریکا به ایران سرازیر شدند.



سربازان در برابر پارلمان نمایندگان ایران ۲۸ مرداد ۱۳۳۲
روابط بریتانیاییها با درباریان، نظامیان و طبقه روحانی در ایران نیز کمک شایانی به برنامه‌های آمریکا می‌کرد و اسناد حاکی از آن است که برای همراه ساختن نمایندگان مجلس، روحانیون، افسران ارتش و روزنامه‌ها با کودتا علیه دولت مصدق پول در نظر گرفته شده بود. همچنین پیداست که سپهبد فضل‌الله زاهدی انتخاب آمریکا برای فرماندهی کودتا بوده و بسیاری از فعالیتهای پیش از کودتا را نیز، عاملین آمریکا و نه خود تیمسار زاهدی به انجام می‌رساندند. در سطح پایینتر، نقش نمایندگان بریتانیا و بویژه خانواده رشیدیان پررنگتر بوده است که قادر بودند سران آشوب طلب و مردم عادی را با پول علیه مصدق بشورانند. تردیدی نیست که آمریکا و بریتانیا هر آنچه می‌توانستند برای سرنگونی دولت مصدق کردند اما شاید موفقیت ایشان بدون نقش آفرینی خود ایرانیها ممکن نمی‌شد.

دولت بریتانیا که در مقابله با مصدق حاضر به هر اقدامی شده بود توانست نظر دولت آمریکا را به شرکت در مقابله با مصدق در مقابل شریک کردن شرکت‌های آمریکائی در نفت ایران جلب کند. انتخاب دولت جمهوری‌خواه آیزنهاور در آمریکا نیز به این روند کمک کرد و سازمان‌های اطلاعاتی دو کشور به طرح یک اقدام مشترک در ایران برای سرنگونی مصدق پرداختند. بریتانیا به دلیل نیاز به جلب مشارکت شاه و نیز به دلیل بسته بودن سفارت انگلستان در ایران نیاز مند به همراه کردن آمریکا در کودتا بود.

سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، سیا، اسناد تازه‌ای را در ارتباط با کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ منتشر کرد که نشان می‌دهد دولت آمریکا قصد داشت در صورتی که کودتا علیه دولت دکتر محمد مصدق شکست بخورد، در ایران یک جنگ چریکی دامنه دار به راه بیندازد. این سند «بکلی سری» که در سال ۱۹۵۳ در وزارت خارجه و شورای امنیت ملی آمریکا تنظیم شده، حکایت از آن دارد که آمریکا تا چه اندازه نگران آن بود که کودتا برای سرنگونی دکتر مصدق با ناکامی مواجه شود.



این سند همچنین اثبات می‌کند که طرحی در جریان بود تا با افزایش حضور نظامی آمریکا در منطقه و ایجاد یک نیروی چریکی ضد کمونیست در جنوب ایران، حرکتی برای بی ثبات کردن دولت مصدق آغاز شود.

دولت مصدق که با پافشاری برای در دست گرفتن کنترل کامل منابع نفتی کشور دشمنی دولتهای غربی را به جان خریده بود، سرانجام در ۱۹ ماه اوت سال ۱۹۵۳ برابر با ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ خورشیدی توسط سرلشکر فضل‌الله زاهدی که از حمایت ایالات متحده برخوردار بود، سرنگون شد. کودتا علیه دولت مصدق پس از آن امکان‌پذیر شد که ابتدا دولت آمریکا طی عملیاتی موسوم به «عملیات آژاکس» ایران را در آشوب و هرج و مرجی فروبرد که راه را برای سقوط مصدق هموار کرد.در آن زمان دولت آیزنهاور در آمریکا نگران آن بود که این طرح به بیراهه کشیده شود و نیروهای حزب توده با بهره جستن از نا امنی قدرت را در دست بگیرند.

والتر اسمیت معاون وزیر خارجه وقت به کاخ سفید اطلاع داد که سازمان سیا برای مقابله با این احتمال، آماده شده است تا در صورت شکست کودتا یک جنگ چریکی دراز مدت و دامنه دار علیه اعضای حزب توده و دیگر فعالان سیاسی در ایران به راه بیندازد.

اسمیت در این یادداشت نوشته است: «تا امروز سیا موفق شده ده نفر را با دستگاههای گیرنده و فرستنده رادیویی در نقاط مختلف ایران بگمارد تا در صورت لزوم با این سازمان تماس برقرار کنند. عده دیگری هم برای پیوستن به آنها تعلیم می‌بینند.»

در همان حال، در پایگاه ویلوس فیلد در لیبی که در آن زمان در اختیار آمریکا بود اسلحه و مهمات برای این منظور انبار شده بود. به گفته اسمیت این مقدار اسلحه و مهمات برای مسلح کردن ده هزار نفر کفایت می‌کرد. او می‌گوید که این تجهیزات می‌توانست در عرض سه تا چهار هفته به ایران برسد. اسلحه و مهمات قرار بود در تهران و تبریز همراه با محموله‌های مخفی طلا و پول نقد به دست افراد خاصی برسد.

سیا طرحی هم برای اداره چریکهایش توسط هشت گروه سه نفره تهیه کرده بود. در عین حال، قرار بود دهها هواپیمای آمریکایی هم در جنوب ترکیه مستقر شوند و یک نیروی کوچک از نفرات و شناورهای آمریکایی هم قرار بود در نزدیکی بصره در جنوب عراق استقرار بیابند تا از پراکنده شدن کمونیستهای فراری در منطقه جلوگیری کنند.

ارتش آمریکا مصمم بود تا از یک پایگاه نظامی در ظهران واقع در عربستان سعودی هم سود بجوید. اما با پیروزی کودتای ژنرال زاهدی، سرنگونی دولت دکتر مصدق و بازگشت شاه به ایران دیگر نیازی به دست زدن به این عملیات پیدا نشد.کتاب

مخالفان مصدق



شاه و زاهدی کمی پس از کودتا
اولین مخالفان مصدق وابستگان شرکت نفت ایران و انگلیس و هواداران سیاست بریتانیا در ایران بودند. این گروه در بخش‌های مختلف اجتماع فعال بودند. برخی از نمایندگان دوره ۱۷ به ویژه در مجلس با دکتر مصدق آشکار و پنهان مخلفت می‌کردند. شبکه بدامن دستگاه مطبوعاتی وابسته به شرکت نفت ایران و انگلیس هم با نوشتن مقاله و پخش اخبار و دامن زدن به شایعات نقش خود را ایفا می‌کردند.

در ایران دوران کودتای ۲۸ مرداد، قبل و بعد از جنگ دوم جهانی، سازمان مخفی اطلاعات بریتانیا، به ریاست شاپور ریپورتر که به عنوان رئیس (بعد از جنگ دوم جهانی) شبکه اطلاعاتی بریتانیا در ایران اقامت داشت بر حوادث مهمی تأثیر نهاده و نقش اصلی و تعیین کننده داشت. در رأس عملیات انتشاراتی و دروغ‌پراکنی انگلیسی‌ها در ایران دکتر زنر از شبکه بدامن از نزدیکان خانم لمبتون قرارداشت که به‌ویژه برای همکاری با «شرکت نفت ایران و انگلیس» از سوی سازمان مخفی اطلاعات بریتانیا به ایران اعزام شده بود.

گروه دیگر درباریان و وابستگانشان بودند. اشرف پهلوی و علیرضا پهلوی از فعال‌ترین درباریان مخالف مصدق شدند.

در کمتر از پنج سال میان تشکیل «جبهه ملی ایران» و کودتای ۲۸ مرداد، اختلافهای بسیاری میان مصدق و نزدیکانش ایجاد شد و درگیریهای مصدق با یاران سابقش، سرنگونی دولت او را تسهیل کرد.

در این میان شاه به وضوح در پاسخ به درخواست مخالفین، از لزوم برکناری دولت از روشهای قانونی سخن میگفت.

در آغاز سال ۱۳۳۱، قوام السلطنه به ایران بازگشت و حمایت بریتانیا و نزدیکان شاه، بخصوص خواهرش اشرف از قوام، با مشکلات مصدق با مجلس شورای ملی و رئیس وقت مجلس، حسن امامی همراه شد.

با شدت گرفتن اختلافها بر سر وزارت جنگ، مصدق در روز ۲۵ تیر ۱۳۳۱ از قدرت کناره گرفت اما حمایت بی سابقه روحانیت به رهبری آیت الله کاشانی از مصدق باعث یک شورش عمومی بر ضد قوام شد. در نتیجه شاه او را برکنار کرده و مصدق در رویداد ۳۰ تیر ۱۳۳۱ با ختیارات بیشتر به قدرت بازگشت. از این زمان سناتور زاهدی - بازنشسته ارتش - خود را به عنوان اپوزیسیون دولت مطرح کرد.

آیت‌الله کاشانی که در آغاز همراه مصدق بود بعد از رویداد ۳۰ تیر ۱۳۳۱ همراه با دکتر مظفر بقائی و حسین مکی و حائری‌زاده به مخالفان او پیوست.

عده‌ای از افسران بازنشسته ارتش و ژاندارمری با تشویق و تحریک و تطمیع دربار به صف مخالفان پیوستند. توطئه ربودن و شکنجه و کشتن سرتیپ افشارطوس، رئیس شهربانی، به رویارویی همه جنبه دو طرف انجامید. دولت به دستگیری و تعقیب مخالفان خود پرداخت و از سوی دیگر مخالفان به رهبری حسین مکی در مجلس، طرح استیضاح دولت را مطرح کردند. هواداران دولت نیز کاشانی را از ریاست مجلس برداشتند. در این زمان همچنان اکثریت نمایندگان مجلس هوادار دولت بودند ولی به گفته خود دکتر مصدق، این اکثریت شکننده بود و به همین دلیل او تصمیم به انحلال مجلس گرفت.

نقش دربار



محمدرضا شاه و شعبان جعفری
شاه و خانواده سلطنتی و اطرافیان آنان در دربار از اقدامات محمد مصدق در محدود کردن اختیارات شاه و جلوگیری از دخالت درباریان در امور حکومتی با توجه به سابقه خانوادگی محمد مصدق که از شازدگان قاجار بود ناراضی بودند و از این روی برای سلطنت سلسله پهلوی احساس خطر می‌کردند. آنان نیز با دولت بریتانیا در مقابله با دکتر مصدق همسود بودند.

در کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ رضاشاه و حوادث بعدی آن سازمان مخفی اطلاعات بریتانیا در ایران، که از سال۱۸۹۳ میلادی/ ۱۳۱۰ ق. یعنی از سه سال قبل از قتل ناصرالدین شاه به وسیله سِر اردشیر ریپورتر (اردشیر جی) اداره می‌شد، نقش اصلی و تعیین کننده داشت.

سِر اردشیر ریپورتر (اردشیر جی) مجری دستورات وزیر جنگ وقت بریتانیا، یعنی سِر وینستون چرچیل، بود. بعدها چرچیل، به عنوان نخست وزیر وقت بریتانیا، نقش سرنوشت سازی در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ ایفا کرد.

در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و حوادث بعدی آن سازمان مخفی اطلاعات بریتانیا در ایران، به ریاست شاپور ریپورتر(فرزند اردشیر ریپورتر - اردشیر جی) که به عنوان رئیس شبکه اطلاعاتی بریتانیا در ا یران اقامت داشت بر حوادث مهمی تأثیر نهاده و نقش اصلی و تعیین کننده داشت.

مصدق به صورت یک شخصیت محبوب و بین‌المللی درآمده بود و شاه نیز از همین مسئله هراس داشت. هراس از تشکیل یک حکومت جمهوری، همان چیزی که در پشت جلد قرآن از مصدق بر عدم آن سوگند گرفته بود که در هر شرایطی به این کار دست نزند.

این هراس بعد از چند اتفاق و رویداد مهم از جمله درگیری احزاب در ۲۳ تیر و رویداد ۳۰ تیر ۱۳۳۱ به او هشدار داد تا کار را تمام کند. کاری به نام «برکناری محمد مصدق» که برادران دالس (جان فاستر دالس و آلن دالس) که در دولت آیزنهاور به عنوان وزیر خارجه و رئیس سیا حاضر شدند به عنوان مهره‌های طرف مشورت انگلیس به آیزنهاور یادآوری کنند که آماده نجات ایران از دامن کمونیسم باشد. آنها همچنین به چرچیل نیز خبر دادند که آماده کودتا باشد. رهبری عملیات به عهده افسری با تجربه به نام کرمیت روزولت گذاشته شد. روزولت در آن زمان ۳۷ ساله و رئیس بخش آسیا- خاور نزدیک سازمان سیا بود.

او با یک پرواز به بیروت رفت و از آنجا با اتومبیل از طریق بیابان‌های سوریه و عراق با نام مستعار «جیمز لاکریج» وارد ایران شد. در آن زمان همه چیز برای اجرای این برنامه آماده بود. حزب توده که ارتباطاتی با نزدیکان دکتر مصدق برقرار کرده بود، از چند هفته پیش خبر وقوع یک کودتای نظامی را به دست آورده و گزارش کرده بود.

تاخت و تاز احزاب مختلف در تهران، ناسزاگویی مطبوعات وابسته به دربار از جمله روزنامه داد عمید نوری به مصدق، وقایع سی تیر ۱۳۳۱ و برکناری قوام، حمله مطبوعات بین‌المللی طرفدار انگلیس به مصدق و درگیری و زورآزمایی او با شرکت نفت انگلیس (بی.پی) و عدم صادرات نفت ایران و مسدود شدن اعتبارات بین‌المللی و بروز سایر مشکلات از دکتر مصدق یک سیاست‌مدار منزوی ساخته بود. او تلاش می‌کرد تا اقتصاد بدون نفت ایران را شکل دهد و بر پایه گرفتن مالیات از صاحبان صنایع و بازاریان این هدف را به انجام برساند. اما با سنگ اندازی‌های بسیار در این جریان نتوانست اوضاع را به نفع خود تغییر دهد. تا قبل از پروژه کودتا اشرف پهلوی که با فشار مصدق، از ایران خارج شده بود، در پاریس بعد از دیدار با جان فاستر دالس و اسدالله رشیدیان و گرفتن پیغام با نام خانوادگی «شفیق» وارد ایران شد و طی ملاقاتی مخفیانه با محمد رضا شاه به وی اطلاع داد که غرب از وی در برابر مصدق و کمونیستها حمایت می‌کند. بعد از اطلاع مصدق از بازگشت اشرف، وی عکس العمل تندی نشان داد و به شاه اعلام کرد که اگر خواهر شاه خاک ایران را تا بیست و چهار ساعت ترک نکند وی را زندانی و دادگاهی خواهد کرد. اشرف در پی عکس العمل تند مصدق دوباره از ایران خارج شد. در همین حال ژنرال نورمن شوارتسکف، با مبالغی پول نقد به بهانه ماموریت در لبنان و مصر و پاکستان وارد ایران شد و با شاه ملاقات کرد.

رابط انگلیسی یعنی شاپور ریپورتر ( نیز با شاه ملاقاتی داشت و از طریق او به شاه پیام داده شد که آمریکا و انگلستان قصد کودتا دارند و وحشتی از این کار ندارند. شاه با تکان دادن سر با قصد آنان موافقت کرد. در آن دیدار مهم ژنرال نورمن شوارتسکف به شاه اطلاع داد که افسر جوان فرمانده کودتا (روزولت) نیز قصد دیدار با او را دارد. شاه اظهار نگرانی کرد و درخواست کرد که این دیدار محرمانه باشد تا دیگران به این قضیه پی نبرند و به مصدق گزارش ندهند. دیداری که بعدها در یک شب در اتومبیل روی داد و روزولت زیرپتویی پنهان و در همان حال با شاه مذاکره کرد.

دستور کودتا از طرف چرچیل و آیزنهاور صادر شده بود. اولی به خاطر انتقام ملی شدن صنعت نفت و دومی به خاطر ترس از حاکم شدن کمونیسم بر ایران، خلع دکتر مصدق به وسیله انجام کودتا یک بار هم قرار بود در سال ۱۳۳۱ بیفتد. اما مصدق متوجه شد و با تعطیل کردن سفارت انگلیس در تهران و اخراج تمام دیپلمات‌های انگلیسی، این برنامه را ناکام گذاشت. غروب روز ۲۴ مرداد ۱۳۳۲ گروهی از افسران سیا در ویلای امنی در تهران گردهم آمدند. قرار بود در نیمه شب آن روز رمز عملیات آژاکس با عنوان «حالا دقیقاً نیمه شب است» به صورت رمز از رادیو بی‌بی‌سی اعلام شود. عملیات آژاکس در ۴ مرحله انجام می‌شد:

۱- تبلیغات منفی در مساجد، جراید، خیابان‌ها توسط شبکه بدامن علیه مصدق به خاطر روابط نزدیکانش با حزب توده و شوروی.
۲- خلع مصدق از نخست وزیری با فرمان شاه.
۳- تظاهرات گروه‌های از مردم به نفع شاه و سلطنت.
۴- ظاهر کردن پیروزمندانه سرلشکر زاهدی به عنوان نخست وزیر جدید از سوی شاه.
کودتای ۲۵ مرداد

نوشتار اصلی: کودتای ۲۵ مرداد
نقشه کودتا با همکاری بریتانیا و آمریکا طرح شد و پس از چندبار تجدید نظر و مشورت با عناصر اصلی به تصویب رسید. نقشی که برای شاه در نظر گرفته شده بود امضای فرمان عزل مصدق و نیز امضای فرمان نصب سرلشکر زاهدی به نخست‌وزیری بود. اشرف پهلوی که به درخواست مصدق به خارج از کشور رفته بود با مقامات آمریکائی و انگلیسی در سوئیس دیداری داشت و سپس با استفاده از نام خانوادگی شوهرش به ایران بازگشت و در مدت کوتاهی که فرصت داشت شاه را در جریان طرح کودتا گذاشت و با آشکار شدن حضورش دوباره ناچار به خروج از کشور شد. شاه پس از تردیدهای اولیه به امضای فرمان‌ها رضایت داد. بعدها روشن شد که شاه در واقع دو ورقه سفید را امضا کرده بود تا کودتاگران آنچه لازم است بر بالای امضای او بنویسند.

فرمان عزل را یک ساعت بعد از نیمه شب ۲۵ مرداد سرلشکر نصیری که رئیس گارد سلطنتی بود با همراهی تانک و زره‌پوش از سعدآباد به خیابان کاخ آورد تا در منزل دکتر مصدق به او ابلاغ کند. مصدق که با تلفن از حرکت این گروه باخبر شده بود فرمان را گرفت و رسید داد و نیروی محافظ مقر او بلافاصله نصیری و نیروی همراه او را بازداشت کردند. شاه که قبلا به کلاردشت رفته بود با شنیدن خبر به رامسر رفت و از آنجا با هواپیما به بغداد و سپس به رم پرواز کرد.

صبح ۲۵ مرداد خبر اقدام نصیری در شهر منتشر شد و همه دانستند که کوششی برای برکناری مصدق صورت گرفت و ناموفق بود. کودتای ۲۵ مرداد شکست خورده بود.

۲۸ مرداد



تانک سواری شعار دهندگان ضد مصدق در تهران، مرداد ۱۳۳۲
طرفداران مصدق که از اقدام شاه خشمگین بودند با تظاهرات و سخنرانی احساسات خود را بیان کردند. حزب توده نیز که در روزهای گذشته از احتمال کودتا خبرداده بود شروع به سازماندهی تظاهرات در تهران و شهرستان‌ها کرد. عوامل بریتانیا و آمریکا در نقش طرفداران مصدق یا حزب توده با استفاده از این جو به شایعه پراکنی و اقدامات تندروانه از قبیل تهدید روحانیون و توهین به مقدسات مذهبی مردم و درخواست الغای سلطنت و حتی رئیس‌جمهور شدن مصدق پرداختند. مصدق که تظاهرات را در خدمت کودتاگران می‌دانست دستور جلوگیری از تظاهرات را به پلیس و ارتش ابلاغ کرد.

از ساعات اولیه صبح ۲۸ مرداد جمعیتی از سمت جنوب به سمت مرکز شهر تهران به راه افتادند.

نهضت ملی‌شدن نفت
دربار
محمدرضاشاه پهلوی
ثریا اسفندیاری
اشرف پهلوی
تاج‌الملوک
نخست‌وزیران
محمدعلی فروغی
علی سهیلی
احمد قوام
محمد ساعد
مرتضی قلی بیات
ابراهیم حکیمی
صدرالاشراف
عبد الحسین هژیر
علی منصور
حاجیعلی رزم‌آرا
حسین علاء
احمد قوام
محمد مصدق
فضل‌الله زاهدی
حسین علا
منوچهر اقبال
علی امینی
چهره های مهم
محمد مصدق
آیت‌الله کاشانی
آیت‌الله بهبهانی
محسن پزشکپور
محمدرضا عاملی تهرانی
نواب صفوی
احمد کسروی
کریم سنجابی
علی شایگان
حسین مکی
عباس خلیلی
اللهیار صالح
داریوش فروهر
سرتیپ افشارطوس
حسین فاطمی
احمد زیرک‌زاده
کاترین لمبتون
تیمور بختیار
خلیل ملکی
مظفر بقائی
اسدالله رشیدیان
اسکندر آزموده
شعبان جعفری
نعمت‌الله نصیری
شاپور ریپورتر
کرمیت روزولت
نورمن شوارتسکف
سیدضیاءالدین طباطبائی
احزاب و گروهها
سیا
ام آی ۶
جبهه ملی ایران
حزب پان ایرانیست
حزب توده ایران
حزب ملت ایران
حزب ایران
حزب سومکا
حزب دموکرات
فدائیان اسلام
شرکت نفت ایران و انگلیس
وقایع مهم
صنعت نفت ایران
ایران جنگ جهانی دوم
کمیسیون مخصوص نفت
ملی شدن صنعت نفت
قرارداد دارسی
قرارداد ۱۹۳۳
قرارداد گس-گلشائیان
قرارداد کنسرسیوم
رویداد ۳۰ تیر ۱۳۳۱
رویداد ۹ اسفند ۱۳۳۱
کودتای ۲۸ مرداد


خودرو فضل‌الله زاهدی (سیاه رنگ) در خلال کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ که توسط خودروهای نظامی اسکورت شده‌است.
با شروع تظاهرات، گروههایی از مردم نیز تحت تأثیر این جوّ به صف شعاردهندگان علیه مصدق پیوستند و از سوی دیگر، نظامیانی که با دریافت پول به شرکت در کودتا رضایت داده بودند، همراه جمعیت شدند. اسناد منتشر شده در آمریکا نشان می‌دهد که در همین زمان، بیشتر مقامهای ارشد نظامی و حتی خود فضل‌الله زاهدی مخفی شده یا به آمریکاییها پناه برده بودند.

چند ساعت پس از شروع تظاهرات، غوغاگران به پشتگرمی تانکها دفتر نزدیکان به مصدق و روزنامه‌های هوادار او را غارت کردند. در این میان، دفتر حزب توده نیز از یورش «شاهدوستان» و «کمونیسم ستیزان» در امان نماند. دولت مصدق و حتی حامیان او در ارتش واکنشی به این تحولات نشان ندادند.

روایتهای متعددی از دلایل بی تحرکی مصدق و هواداران او شده‌است: جدی نگرفتن خطر، ضعف در تصمیمگیری بموقع، عدم ارتباط مناسب در سطوح بالا یا فرسودگی توأم با نا امیدی مصدق و یارانش، نمونه‌هایی از این روایات است. به هر روی، ساعاتی پس از ظهر درگیریهای بین طرفداران و مخالفان مصدق به اطراف خانه او کشیده شد. عده اندکی از نظامیان وفادار به مصدق با همه توان در برابر یورش جمعیت و نظامیان حامی کودتا مقاومت کردند اما تصرف ساختمان رادیو، پایان واقعی ماجرا بود. در ساعات پایانی روز، مقاومت در اطراف خانه نخست وزیر هم شکسته شد، جمعیت خانه مصدق را غارت کردند و او از طریق بام خانه اش جان به در برد.

عوامل کودتا با پیگیری و خرج کردن مبلغ زیادی پول نیروهائی از اوباش و زنان بدنام محلات مختلف را بسیج کردند و صبح روز چهارشنبه ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ خیابان‌های تهران شاهد حرکت این نیروها و نیروهای نظامی با شعار «جاوید شاه» بود. تا بعد از ظهر خیابان‌ها در کنترل اوباشی بود که به طرفداران مصدق حمله می‌کردند. دفترهای احزاب و نشریات طرف‌دار مصدق یا حزب توده غارت شد و به آتش کشیده شد. منزل دکتر مصدق نیز با تانک و مسلسل مورد حمله نیروهای نظامی کودتا قرار گرفت و مصدق دستور عدم مقاومت به نیروی محافظ نخست‌وزیری داد و در خانه همسایه‌اش پناه گرفت. اوباش و نظامیان به غارت منزل دکتر مصدق پرداختند. میراشرافی فرمان عزل مصدق و نصب زاهدی را از رادیو خواند. سرلشکر زاهدی که در این مدت نزد ماموران آمریکائی مخفی بود از مخفیگاه به در آمد. مردم با سکوت و حیرت این رویدادها را ناظر بودند. نه مصدق، نه طرفداران مصدق و نه حزب توده که وعده "تبدیل کودتا به ضد کودتاً را در روزهای گذشته می‌داد اقدامی برای مقابله نکردند و کودتا پیروز شد.




دو سرباز ارتش در حال شلیک به خانه دکتر محمد مصدق. (سمت چپ)
خروج دکتر محمد مصدق از منزل به وسیله نردبان، مصدق روز بعد در باشگاه افسران مقر اردشیر زاهدی، خود را تسلیم کرد. (سمت راست)
بعد از کودتا

پس از کودتا سرلشکر زاهدی امور دولت را در دست گرفت. دکتر مصدق در روز ۲۹ مرداد خود را به زاهدی تسلیم کرد و بازداشت شد. فرمانداری نظامی به ریاست سرتیپ تیمور بختیار به تعقیب و دستگیری و شکنجه مخالفان پرداخت. شاه از رم بازگشت. مذاکرات نفت با شرکت نفت ایران و انگلیس و چند شرکت آمریکائی و اروپائی شروع شد که در آخر به قرارداد کنسرسیوم منجر شد. کمک‌های مالی آمریکا به دولت ایران رسید و در تقویت حکومت تازه موثر افتاد.

کودتای ۲۸ مرداد تأثیر مهمی بر روابط ایران و آمریکا گذاشت که هنوز آثار آن در روابط دو کشور محسوس است. در ۱۸ مارس سال ۲۰۰۰ میلادی مادلین آلبرایت وزیر امورخارجه آمریکا در سخنرانی خود گفت:

در سال ۱۹۵۳ آمریکا نقش موثری در ترتیب دادن براندازی نخست‌وزیر محبوب ایران محمد مصدق داشت. دولت آیزنهاور معتقد بود که اقداماتش به دلایل استراتژیک موجه‌اند ولی آن کودتا آشکارا باعث پس‌رفت سیر تکامل سیاسی ایران شد و تعجبی ندارد که هنوز بسیاری از ایرانیان از این دخالت آمریکا در امور داخلی آنان ناراحت‌اند. علاوه براین در ربع قرن بعد از آن ایالات متحده و غرب پیوسته از رژیم شاه حمایت کردند. دولت شاه هرچند کارهای زیادی برای پیشرفت اقتصادی ایران انجام داد ولی مخالفان خود را بی‌رحمانه سرکوب کرد.



چهره محمدرضا پهلوی در پوستری که در ناآرامی های ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ توسط هواداران حمل می شد. (سمت چپ)
محمدرضا پهلوی با خبرنگاران پیش از بازگشت به ایران (پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲). (سمت راست)

خبر برگشت شاه به ایران پس از کودتای ۲۸ مرداد در یک نشریه انگلیسی زبان-ترجمه: شاه بازمیگردد، کودتای نظامی دولت مصدق را باژگون کرد. (سمت راست)
منزل دکتر محمد مصدق نخست وزیر وقت، هنگام حملات ارتش شاهنشاهی ایران در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ (سمت چپ).
موسی مهران محافظ دکتر مصدق در رابطه با گلوله‌باران منزل دکتر مصدق می‌گوید:

« تمام دیوارهای خانه دکتر مصدق گلوله خورده بود و می‌خورد و صدای مهیبی می‌داد تا یکی از گلوله‌ها وارد اتاق می‌شود، آقای دکتر صدیقی گفت: آقا اجازه بدهید از اتاق خارج شویم اما دکتر مصدق گفت فقط تختم را جا به جا کنید. »
سرانجام ملیون

شاه بر خلاف قانون که محاکمه نخست وزیر را تنها توسط دیوان عالی کشور مجاز می‌شمرد، محمد مصدق را در دادگاه نظامی محاکمه و به سه سال حبس مجرد (انفرادی) محکوم کرد. در جریان برگزاری دادگاه تظاهرات مردمی در شهرهای مختلف کشور در دفاع از وی سرکوب شد. وی پس از پایان زندان به روستای احمدآباد تبعید شد. شاه پس از مرگ وی گفت: «زنده و مرده‌اش در احمد آباد» و بدین ترتیب در دفن وی در قبرستان ابن بابویه جلوگیری شد. محمد مصدق در روزهای آخر عمر خود در این باره می‌گوید:

« کمونیسم را بهانه کرده‌اند که نفت ما را ۱۰۰ سال دیگر هم غارت کنند. دادگاه نظامی مرا به سه سال حبس مجرد محکوم کرد که در زندان لشکر ۲ زرهی آن را تحمل کردم. روز ۱۲ مرداد ۱۳۳۵ که مدت آن خاتمه یافت به جای این‌که آزاد شوم به احمدآباد تبعید شدم و عده‌ای سرباز و گروهبان مأمور حفاظت من شدند. اکنون که سال ۱۳۳۹ خورشیدی هنوز تمام نشده مواظب من هستند و من محبوسم و چون اجازه نمی‌دهند بدون اسکورت به خارج بروم در این قلعه مانده‌ام و با این وضعیت می‌سازم تا عمرم به سر آید و از این زندگی خلاصی یابم. »
محاکمه فعالان سیاسی در دادگاههای نظامی ارتش تا پایان سلطنت پهلوی ادامه یافت. دکتر فاطمی ( وزیر امور خارجه دولت مصدق) و کسی که پیشنهاد اولیه ملی شدن صنعت نفت را ارائه کرده بود نیز توسط دادگاه نظامی به اعدام محکوم و در حالیکه بیمار بود تیرباران شد. امیرمختار کریم پور شیرازی مدیر روزنامه شورش که از شاه و بستگانش انتقاد کرده بود نیز در زندان لشکر دو زرهی (محل حبس و شکنجه زندانیان سیاسی پس از کودتا) زنده به آتش کشیده و کشته شد.

تاثیر کودتا بر روابط ایران و آمریکا

برخی معتقدند که کودتای ۲۸ مرداد تأثیر مهمی بر روابط ایران و آمریکا گذاشت که هنوز آثار آن در روابط دو کشور محسوس است. در ۱۸ مارس سال ۲۰۰۰ میلادی مادلین آلبرایت وزیر امورخارجه آمریکا در جلسه ای با حضور شماری از ایرانیان از جمله هوشنگ امیراحمدی در سخنرانی خود گفت:

در سال ۱۹۵۳ آمریکا نقش موثری در ترتیب دادن براندازی نخست‌وزیر محبوب ایران محمد مصدق داشت. دولت آیزنهاور معتقد بود که اقداماتش به دلایل استراتژیک موجه‌اند ولی آن کودتا آشکارا باعث پس‌رفت سیر تکامل سیاسی ایران شد و تعجبی ندارد که هنوز بسیاری از ایرانیان از این دخالت آمریکا در امور داخلی آنان ناراحت‌اند. علاوه براین در ربع قرن بعد از آن ایالات متحده و غرب پیوسته از رژیم شاه حمایت کردند. دولت شاه هرچند کارهای زیادی برای پیشرفت اقتصادی ایران انجام داد ولی مخالفان خود را بی‌رحمانه سرکوب کرد.
همچنین رییس جمهور آمریکا اوباما در دیدار سه روزه از کشور سعودی و مصر ( ۱۲ - ۱۵ خرداد ۱۳۸۸ ) ( ۲ - ۵ ژوئن ۲۰۰۹ ) در نطق از پیش تنظیم شده خود در قاهره اذعان کرد که کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ کار آمریکا بوده است.

خانم کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا، در روز چهارشنبه، ۴ آبان ۱۳۹۰/ ۲۶ اکتبر ۲۰۱۱، در دو مصاحبه اختصاصی مفصل و جداگانه با دو شبکه فارسی زبان، BBC فارسی و بخش فارسی صدای آمریکا، به گفتگوی مستقیم با مردم ایران پرداخت. خانم کلینتون، با یادآوری پوزش خانم مادلین آلبرایت، وزیر خارجه پیشین آمریکا، از مردم ایران به خاطر نقش آمریکا در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، بار دیگر از این واقعه ابراز تأسف کرد.

اختلاف نظر درباره ابعاد گوناگون رویداد ۲۸ مرداد

تا زمان پیروزی انقلاب ایران، رژیم این روز را به عنوان یک جشن ملی با نام «قیام ۲۸ مرداد» گرامی میداشت. پس از انقلاب ایران آنرا با نام «کودتای آمریکایی ۲۸ مرداد» در تقویم ثبت کردند.

بسیاری بحثها درباره قانونی بودن یا نبودن اقدام شاه در عزل نخست وزیر و حرکت مصدق در برگزاری رفراندوم و به تعطیلی کشاندن مجلس و راست یا اغراق آمیز بودن نقش آمریکاییها در سرنگونی مصدق بوده است. برخی از منتقدان ایرانی نقش آمریکا در کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ را مورد تردید قرار داده و برخی دیگر بر نقش آمریکا در کودتا تاکید دارند.

پانویس‌ها

↑ ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ الگو:عملیات آژاکس، نویسنده ویلبر دونالد نیوتن، شابک : 964-93404-1-6
↑ آسیب شناسی یک شکست (دکتر محمد مصدق) دکتر علی میرفطروس
↑ پاسخ به تاریخ - محمدرضا پهلوی
↑ آسیب شناسی یک شکست (دکتر محمد مصدق) دکتر علی میرفطروس
↑ آسیب شناسی یک شکست - دکتر علی میرفطروس
↑ ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، جلد اول: خاطرات ارتشبد سابق حسین فردوست
↑ ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، جلد اول: خاطرات ارتشبد سابق حسین فردوست
↑ ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، جلد اول: خاطرات ارتشبد سابق حسین فردوست
↑ «مستند کودتای ۲۸ مرداد». بی‌بی‌سی فارسی، ۵ شهریور ۱۳۹۰.
↑ «احمدآباد: روستایی نو در قلب تاریخ». مجله چشم انداز ایران، مرداد ۱۳۸۶.
↑ «آغاز محاکمه دکتر مصدق : من قانونا نخست وزیر ایران هستم». آفتاب.
↑ «دکتر سید حسین فاطمی». مجله آفتاب.
↑ «نیم قرن پس از فاطمی». خبرگزاری میراث فرهنگی ایران، ۱۹ آبان ۱۳۸۴.
↑ «ماجرای به آتش کشیدن کریمپور شیرازی». گویا نیوز، ۲۶ اسفند ۳۸۵.
↑ انجمن پژوهشی ایرانشهر » آرشیو » گفت‌وگوی مسعود لقمان با علی میرفطروس درباره تاریخ، تاریخ‌نویسی و سیاست در ایران معاصر


جستارهای وابسته

سی تیر
شبکه بدامن
رویداد ۹ اسفند ۱۳۳۱
کودتای ۲۵ مرداد
شمس قنات‌آبادی
منابع و پیوند به بیرون

بررسی اسناد کودتای ۲۸ مرداد (ترجمه : Clandestine Service History Overthrow of Premier Mossadeq of Iran)
کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در ایران (۱) - پروفسور یرواند آبراهمیان
کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در ایران (۲) - پروفسور یرواند آبراهمیان
متن کامل اسناد « سیا » در مورد کودتای ۲۸ مرداد
ملی شدن نفت در ایران و کودتای ۲۸ مرداد - پروفسور یرواند آبراهمیان
نظری به تاریخ جنبش ملی شدن نفت ایران
موحد، محمدعلی، خواب آشفته نفت (سه جلد) خواب آشفتهٔ نفت.
گازیوروسکی، مارک، کودتای ۲۸ مرداد، کودتای آمریکایی در تهران
نقش عمده روحانیون در کودتای بیست و هشت مرداد
کارنامهٔ مصدق در تاریخ
همه مردان شاه - استفن کینزر
نقش انگلیس در کودتای آمریکائی ۲۸ مرداد
انگلیس و کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲
کودتای آمریکایی – انگلیسی ۲۸ مرداد ۱۳۳۲
شبکه‌های اطلاعاتی بریتانیا و آمریکا در ایران (۱۳۲۰- ۱۳۳۲) و کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲
درباره کودتای ۲۸ مرداد
وب‌گاه‌های غیر فارسی
Remarks by Secretary of State Madeleine K. Albright on American-Iranian Relations, Pars Times. (سخنرانی آلبرایت)
Secrets of the History: The CIA in Iran, New York Times. (مدارک سازمان سیا - PDF)
Curtis, Mark, A great venture: overthrowing the government of Iran , Lobster Journal of Parapolitics, Issue ۳۰.
وب‌گاه‌های فارسی
آلبوم عکس کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲
عکسهای کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲
خواب آشفتهٔ نفت.
خواب آشفت‍هٔ نفت (۲).
کودتای آمریکایی در تهران
مرجایی، فرید، کودتا علیه عرصهٔ عمومی، روزنامهٔ شرق، شنبه ۲۹ مرداد ۱۳۸۴، شمارهٔ ۵۵۴، صفحهٔ ۶.
سیف، خسرو، قصهٔ کودتا، روزنامهٔ شرق، شنبه ۲۹ مرداد ۱۳۸۴، شمارهٔ ۵۵۴، صفحهٔ ۱۹.
باباحاجی، ایرچ، سرنوشتی که در خیابان رقم خورد، روزنامهٔ شرق، یکشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۸۴، شمارهٔ ۵۵۵، صفحهٔ ۱۹. ==

ن • ب • و
محمدرضا پهلوی
رخدادهای پادشاهی
شهریور بیست • تاج‌گذاری • آغاز پادشاهی • رژیم محمدرضا پهلوی • کودتای ۲۸ مرداد • انقلاب سفید

زندگی‌نامه
کودکی • نوجوانی • جوانی • ازدواج با فوزیه
خانواده
پدر و مادر: رضاشاه • تاج‌الملوک همسران: فوزیه بنت فواد • ثریا اسفندیاری • فرح پهلوی

فرزندان: شهناز • فرحناز • رضا • علیرضا • لیلا
کتاب‎ها
انقلاب سفید • به سوی تمدن بزرگ • ماموریت برای وطنم • پاسخ به تاریخ
رده‌های صفحه: کودتای ۲۸ مردادکودتاهای ایرانمحمدرضا پهلویتاریخ روابط خارجی ایالات متحده آمریکاروابط ایران و آمریکاروابط ایران و بریتانیا

 

 

http://parsi.wiki/dehkhodaworddetail-581f4b811438462c907ea252b4a3b89e-fa.html

 

تصاویر کشتار زائران ایرانی در حج (16+)

کد خبر: 56906

 
حج خونین سال 1366

 

تصاویر کشتار زائران ایرانی در حج (16+)
 
 نهم مرداد 1366 مصادف شده بود با شش ذیحجه که این روز برای راهپیمایی برائت از مشرکین انتخاب شده بود. ​ ​
 

اتاق خبر24:آن روزها مراسم برائت از مشرکین در شهر مکه انجام می‌شد. سخنرانی، ساعت شش بعدازظهر تمام شد و بعد از آن جمعیت مسیر راهپیمایی را با شعار علیه آمریکا و اسرائیل به سمت پل حجون در کنار قبرستان ابوطالب طی کرد. نزدیک غروب، راهپیمایی تقریبا تمام شده بود و بلندگوها خاموش بود که فاجعه شروع شد.

نظامیانی که در خیابان‌های اطراف مستقر بودند لباس پلیس عربستان را نپوشیده بودند و یونیفرم ارتشی داشتند. حادثه با چماق‌های پلیس عربستان شروع شد. در بین پلیس‌ها عده‌ای هم با لباس معمولی حاضر بودند و با چماق‌های میخ‌دار و میله‌های آهنی مردم را می‌زدند. بالای پشت‌بام‌ ساختمان‌های اطراف، عده‌ای با لباس عربی هر چه به دستشان می‌رسید بر سر حاجیان می‌انداختند. بلوک، شیشه، سطل شن، کپسول، کولر گازی! عده زیادی بر اثر برخورد جسم سنگین و متلاشی شدن سر، شهید شده بودند. همه هتل‌ها درهای ورودی را بسته بودند و فقط ساختمانی که فلسطینی‌ها در آن بودند درها را گشوده بود که عده‌ای توانستند جان خود را نجات دهند. جمعیت در محاصره سفاکان رژیم آل‌سعود افتاده بود. ازدحام جمعیت خیلی زیاد بود.

بخشی از حجاج ایرانی را خانواده شهدا و جانبازان دفاع مقدس تشکیل می‌داد. خیلی از شهدای حج خونین، مادر و همسر شهید بودند. جانبازان بر اثر ضربات چماق از روی صندلی چرخدار بر زمین می‌افتادند. آن‌قدر شلوغ بود که هر کس روی زمین می‌افتاد زیر دست و پا می‌ماند.

زمانی که پلیس مردم را کتک می‌زد، عده‌ای از چماق‌داران لباس شخصی سوت و کف می‌زدند و هلهله می‌کردند. ارتش شروع به تیراندازی کرد. اول اشک‌آور و گاز سمی خفه‌کننده. عده زیادی از زنان و کسانی که روی زمین افتاده بودند به علت استنشاق گاز خفه‌کننده شهید شدند. رگبار گلوله‌ مسلسل‌های دستی به سمت حاجیان گرفته شد. ازدحام آن‌قدر زیاد بود که کسی که گلوله می‌خورد شاید روی زمین هم نمی‌افتاد. در بدن بعضی شهدا چندین تیر بود. یوزی، کلت، ام-16، حتی بعضی از شهدا با گلوله‌ای که در پیشانی‌شان خورده بود شهید شده بودند. تک‌تیراندازها با قناسه از بالای پل مردم را می‌زدند.

چهره تک‌تیر‌اندازها اروپایی بود. چند ماه قبل، ژنرال اولریخ وِگِنِر، آلمانی‌تبار، مسئول هماهنگی امنیتی شهر مکه شده بود. در روز حادثه سوار بر هلی‌کوپتر بالای سر جمعیت دیده شده بود. او قبل از این در عملیات گروه دلتا، در آزادی اسرای لانه جاسوسی آمریکا در تهران شرکت داشت و در تهران مسئول تیم بود که تحت پوشش خبرنگار شبکه ZDF آلمان فعالیت می‌کرد.

از روزهای قبل هماهنگ شده بود که هیچ بیمارستانی در روز نهم مرداد مجروح نپذیرد. آمبولانس‌هایی که نزدیک می‌شدند مورد هجوم واقع می‌شدند و سربازان با چماق شیشه‌های آن‌ها را خورد می‌کردند و دکترها و پرستارها را بیرون می‌کشیدند و می‌زدند. چند آمبولانس توانستند از بین مأمورین عبور کنند و با سرعت مجروحین را سوار کنند. ولی سربازان راه برگشت را بستند و مجروحین را از پشت آمبولانس بیرون ریختند و کتک زدند. عده‌ای همان جا شهید شدند. خیلی از شهدا اول مجروح بودند و به علت عدم رسیدگی شهید شدند. تیراندازی که تمام شد تا ساعت یازده شب محاصره ادامه داشت. مردم روی زمین نشسته بودند. هر کس بلند می‌شد با چماق بر سرش می‌زدند.

شب جستجوی خانه‌به‌خانه شروع شد تا کسانی که فرار کرده بودند را دستگیر کنند. ساعت یازده که محاصره تمام شد، کسی حق نداشت به پیکر شهدا و مجروحین دست بزند. برق خیابان قطع شده بود. آمبولانس‌های درب و داغان وسط خیابان رها شده بود. تقریبا هیچ جسدی سالم نبود؛ همه له شده بود و با چادرهای مشکی و سفید زنان که خون‌آلود و پاره بود پوشیده شده بود. زمین پر از لنگه کفش و دمپایی، تکه‌های پاره لباس، خرده شیشه و قلوه سنگ بود. بوی گاز و باروت فضا را پر کرده بود. کف خیابان پر از خون بود. مجروحین و شهدا را روی هم سوار ماشین‌هایی که شبیه ماشین‌های حمل حیوانات بود می‌کردند و می‌بردند. رسیدگی به حال مجروحین عجیب بود. شاهدی دیده بود که دست یک زائر ایرانی از ناحیه مچ تیر خورده بود و او در برابر تصمیم پزشکان برای قطع دستش مقاومت می‌کرد. اما پزشکان با کمک مأموران امنیتی دست او را قطع کردند.

عربستان تاکید داشت که در این اتفاق هیچ گلوله‌ای از سوی سربازان شلیک نشده است و سعی در از بین بردن آثار آن داشت. به همین دلیل، اجازه بازدید هیئت‌های دیپلماتیک از شهدا تا چندین روز داده نمی‌شد.

بعدها بررسی های به عمل آمده توسط اداره تشخیص هویت و پلیس بین الملل جهت تشخیص نحوه شهادت زائران مظلوم بیت الله الحرام دال بر استفاده از اسلحه‌های مختلف است و بر خلاف ادعای جنایتکاران سعودی که منکر استفاده از اسلحه و یا تیر اندازی شده اند تعداد زیادی از زائران با تیر مستقیم به شهادت رسیده‌اند. نتایج به دست آمده به قرار زیر است:

1- تیراندازی از فواصل مختلف و اکثراً بیش از 20 متر صورت گرفته است.

2- مسیر عبور گلوله اکثراً از بالا به پایین و یا در خط مستقیم بوده است.

3- با توجه به ضایعات ایجاد شده بر روی پیکر شهداٰ سلاح مورد استفاده از انواع مختلف (کمری، مسلسل و تفنگ جنگی یا شکاری از نوع گلوله زنی) بوذه است.

4- اکثر گلوله‌های شلیک شده پس از اصابت از بدن شهدا خارج شده است.

5- در بررسی‌های انجام شده بر روی اولین جسدی که مورد بررسی قرار گرفته یک گلوله (نظیر گلوله‌ تفنگ‌های جنگی) در ناحیه پشت شهید متوقف گردیده بوده است که از این ناحیه استخراج و تحت بررسی جهت تعیین نوع سلاح قرار گرفته است.

 

تصاویر دلخراش کشتار ایرانی ها در حج

 

تصاویر دلخراش کشتار ایرانی ها در حج

 

تصاویر دلخراش کشتار ایرانی ها در حج

 

تصاویر دلخراش کشتار ایرانی ها در حج

 

تصاویر دلخراش کشتار ایرانی ها در حج

 

تصاویر دلخراش کشتار ایرانی ها در حج

 

تصاویر دلخراش کشتار ایرانی ها در حج

 

تصاویر دلخراش کشتار ایرانی ها در حج

 

تصاویر دلخراش کشتار ایرانی ها در حج

 

تصاویر دلخراش کشتار ایرانی ها در حج

 

تصاویر دلخراش کشتار ایرانی ها در حج

 

تصاویر دلخراش کشتار ایرانی ها در حج

 

تصاویر دلخراش کشتار ایرانی ها در حج

 

تصاویر دلخراش کشتار ایرانی ها در حج

 

تصاویر دلخراش کشتار ایرانی ها در حج

 

تصاویر دلخراش کشتار ایرانی ها در حج

 

تصاویر دلخراش کشتار ایرانی ها در حج

 

تصاویر دلخراش کشتار ایرانی ها در حج

 

تصاویر دلخراش کشتار ایرانی ها در حج

 

تصاویر دلخراش کشتار ایرانی ها در حج

 

تصاویر دلخراش کشتار ایرانی ها در حج

 

تصاویر دلخراش کشتار ایرانی ها در حج

 

تصاویر دلخراش کشتار ایرانی ها در حج

 

تصاویر دلخراش کشتار ایرانی ها در حج

 

تصاویر دلخراش کشتار ایرانی ها در حج

 

تصاویر دلخراش کشتار ایرانی ها در حج

 

تصاویر دلخراش کشتار ایرانی ها در حج

 

تصاویر دلخراش کشتار ایرانی ها در حج

 

تصاویر دلخراش کشتار ایرانی ها در حج

 

تصاویر دلخراش کشتار ایرانی ها در حج

 

تصاویر دلخراش کشتار ایرانی ها در حج

 

تصاویر دلخراش کشتار ایرانی ها در حج

 

تصاویر دلخراش کشتار ایرانی ها در حج

 

تصاویر دلخراش کشتار ایرانی ها در حج

 

تصاویر دلخراش کشتار ایرانی ها در حج

 

تصاویر دلخراش کشتار ایرانی ها در حج

 

تصاویر دلخراش کشتار ایرانی ها در حج

 

تصاویر دلخراش کشتار ایرانی ها در حج

 

تصاویر دلخراش کشتار ایرانی ها در حج

 

تصاویر دلخراش کشتار ایرانی ها در حج

 

تصاویر دلخراش کشتار ایرانی ها در حج

 

منابع: ایرنا، فارس، مشرق

 
انتهای پیام
 

جهنم مرصاد برای منافقین


 کد خبر: 107622 سه شنبه، 5 مرداد 1395 - 18:33
 
آشنایی با عملیات مرصاد؛
جهنم مرصاد برای منافقین
 
جهنم مرصاد برای منافقینشهیدخبر(شهیدنیوز): "مرصاد" نام عملیاتی است از جانب رزمندگان اسلام در پاسخ به تجاوز مشترک ارتش بعث عراق و مجاهدین خلق که در مرداد 1367 انجام شد. این عملیات موفق که با پیروزی ایران به پایان رسید به اتمام جنگ ایران و عراق و همچنین انهدام ارتش مجاهدین خلق منجر شد.
  

در تیر ماه ۶۷ صدام حسین طی یک نطق تلویزیونی اعلام کرد: «... بعد از مدتی خواهید دید که چگونه مجاهیدن خلق به اعماق خاک خودشان نفوذ خواهند کرد و همین‌طور پیوستن مردم ایران به صفوف آنها را خواهید دید.» به این ترتیب شش روز پس از قبول قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت توسط ایران، نیروهای عراقی توافقات این قطعنامه را زیر پا گذاشته، مجدداً در جنوب و حوالی خرمشهر حمله کردند تا راه نفوذ برای ارتش مجاهدین خلق باز شود و حتی توانستند تا آستانه�" تصرف آن پیش روند. به این ترتیب نیروهای دفاعی ایران در جبهه‌های جنوبی مستقر شدند. در این زمان سازمان مجاهدین عملیاتی با نام فروغ جاویدان را از مرزهای غرب ایران آغاز کرد.

جهنم مرصاد برای منافقین

مسعود رجوی در شب آغاز عملیات گفت: «براساس تقسیمات انجام شده، ۴۸ ساعته به تهران خواهیم رسید... کاری که ما می‌خواهیم انجام دهیم در حد توان و اشل یک ابرقدرت است؛ چون فقط یک ابرقدرت می‌تواند کشوری را ظرف این مدت تسخیر کند... از پایگاه نوژه هم ترسی نداشته باشید؛ هر سه ساعت به سه ساعت دستور می‌دهم هواپیماهای عراقی بیایند و آنجا را بمباران کنند. پایگاه هوایی تبریز را هم با هواپیما هر سه ساعت به سه ساعت مورد هدف قرار خواهیم داد... علاوه بر آن، ضد هوایی و موشک سام ۷ هم که داریم... هوانیروز عراق تا سرپل ذهاب به‌همراه ستون‌ها خواهد بود. از نظر هوایی ناراحت نباشید چون هواپیماهای عراقی پشتیبان ما هستند و تمام ماشین‌ها به صورت ستون حرکت می‌کنند.»

در آن تاریخ نیروهای نظامی موسوم به سازمان مجاهدین خلق فاصله�" تنگه پاتاق تا منطقه چهارزبر در ۳۴ کیلومتری کرمانشاه را با سرعت خیلی زیاد طی کردند. به دلیل هجوم همزمان ارتش عراق به جبهه جنوب بخش عمده‌ای از توان نظامی ایران در جبهه‌های جنوب غربی مشغول دفع تهاجم عراق بودند. به همین دلیل در برابر حرکت ستون‌های مجاهدین مقاومت کلاسیکی وجود نداشت و با پشتیبانی نیروهای عراقی مجاهدین با سرعت زیاد در این جبهه پیشروی کردند. غیر از مقاومت محدودی که توسط ساکنان کرد منطقه وجود داشت نیروهای مجاهدین بدون مانعی جدی تا عمق ۹۰ مایلی خاک ایران پیش رفتند. مجاهدین پیشبینی نموده بودند با اشغال منطقه مردم به حمایت از آن‌ها خواهند پرداخت ولی بر خلاف انتظار کردهای منطقه به مقاومت پرداختند که همین مقاومت محدود محلی سرعت پیشرفت ستون نظامی مجاهدین را محدود کرد. 
طی این پیشروی منافقین توانستند شهرهای قصر شیرین، سرپل ذهاب، کرند غرب و اسلام‌آباد غرب را اشغال و تخریب کرده و به سرعت از طریق بزرگراه به سمت کرمانشاه پیش روی کنند.

همزمان با عملیات فروغ جاویدان از سوی سازمان مجاهدین خلق، ارتش عراق نیز در روز ۳۱ تیر ماه ۱۳۶۷ چندین روستای ایران در اطراف کرمانشاه شامل روستاهای زرده، روستاهای نساردیره، نساردیره سفلی و شاه مار دیره از توابع شهرستان گیلان غرب، شیخ صله از توابع شهرستان ثلاث باباجانی، دودان از توابع شهرستان پاوه و روستای باباجانی از توابع شهرستان دالاهو را با بمب‌های گاز خردل و گاز اعصاب بمباران کرد. این بمباران‌ها به مرگ صدها غیرنظامی و مجروحیت چندین هزار نفر از افراد غیرنظامی انجامید. دام‌ها و زمین‌های کشاورزی که محل معیشت مردم بود نابود شده و تا مدتها آلوده شد. بسیاری از مجروحان این روستا به دلیل آثار بمب‌های شیمیایی به بیماریهای اعصاب، سرطان و ... مبتلا شده و کودکان ناقص‌الخلقه در این روستا به دنیا آمدند. در این میان بسته شدن جاده ارتباطی روستاها به کرمانشاه توسط مجاهدین خلق در ناتوانی مردم برای اعزام به بیمارستان و بالارفتن تلفات انجامید.

عملیات مرصاد، پاتک نیروهای نظامی ایران در پاسخ به عملیات فروغ جاویدان می‌باشد. سرانجام عملیات مرصاد در پنجم مرداد ماه ۱۳۶۷، با رمز «یا علی» و به منظور مقابله با منافقین در منطقه اسلام‌آباد غرب و کرند غرب در استان کرمانشاه، آغاز گردید. نیروهای نظامی ایران ابتدا منتظر شدند تا مجاهدین به اندازه کافی در داخل خاک ایران نفوذ کنند تا از برد پشتیبانی عراقی‌ها خارج شوند. آنها ابتدا نیروهای چتر باز را در پشت سر مجاهدین پیاده کردند سپس هواپیماهای اف-۴ نیروی هوایی ستون زرهی مجاهدین را بمباران کردند و در ادامه بالگردهای نیروی زمینی ارتش با سلاح‌های ضد تانک به ستون زرهی مجاهدین یورش بردند. در این هنگام پیشروی مجاهدین متوقف شد. در انتها نیروهای زمینی ارتش و سپاه به باقی‌مانده نیروهای مجاهدین حمله کردند.

نیروهای ایران در جایی که نیروهایشان برتری نسبی داشت به کمین نشستند و در منطقه چهارزبر، با احداث تعدادی خاکریز و یک خط دفاعی مستحکم در انتظار ایشان بودند.

جهنم مرصاد برای منافقین

این عملیات سه روز به طول انجامید. در روز اول هدف سد کردن هجوم مجاهدین خلق بود. در این روز نیروی هوایی ارتش وارد عمل نشد زیرا در آن زمان پایگاه نوژه بمباران شده بود و انجام عملیات پاکسازی باند فرود قدری فرصت را از آنها گرفت. به همین دلیل نیروی هوایی با یک روز تأخیر عملیات را ادامه داد. در روز دوم حرکت نیروی زمینی ارتش صورت گرفت که با پشتیبانی نیروی هوایی و هوانیروز همراه شد و در روز سوم یگانهای مجاهدین خلق به کلی منهدم شدند. فرماندهی این عملیات بر عهده سرهنگ علی صیاد شیرازی بود. وی در سال ۱۳۷۸ توسط سازمان مجاهدین خلق ایران ترور شد.

در جریان پیشروی های مجاهدین خلق در خاک ایران، مساجد، بیمارستانها و خانه هایی که در مسیر بود با خاک یکسان می شد و مردم غیر نظامی مورد ظلم واقع می شدند.
یکی از رزمنده گان زن ایرانی حاضر در منطقه (ایران ترابی) مدعی است: «آنها در اسلام‌آباد غرب روی زن حامله شرط‌بندی می‌کردند سپس شکم آن زن را پاره می‌کردند، نوزادش را بیرون می‌آوردند تا ببینند پسر است یا دختر. آنها با حاج آقا طباطبایی همین کار را کردند. شکم زنش را بریدند بچه اش را بیرون آوردند سر آن جنین را بریدند. پس از دو ساعت آن زن داغدار را اعدام کردند.»

عملیات مرصاد آخرین عملیات دوران دفاع مقدس است که طومار جنگ ایران و عراق را به هم پیچید و به انهدام گروهک مجاهدین خلق انجامید.
از مهمترین دستاوردهای این عملیات می توان به موارد زیر اشاره کرد.
در عرصه داخلی:

الف) تحکیم ثبات داخلی نظام و مشروعیت آن در بعد کارآمدی نظامی
با طولانی شدن جنگ، معمولا نیروهای طرف های درگیر تحلیل رفته و به نوعی با بحران ثبات مواجه می شوند. در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، باعنایت به این که مردم، نظام جمهوری اسلامی را حاصل تلاش های خویش و خون جوانان ملت می‌دانستند، نظام به هیچ عنوان با بحران ثبات و خلاء مشروعیت در میان مردم انقلابی خویش مواجه نشد. معدود ناراضیان نظام را افرادی تشکیل می دادند که به نحوی از انحاء از پیروزی انقلاب اسلامی متضرر شده بودند.
اما با اعلام پذیرش قطعنامه توسط حضرت امام خمینی(ره) که ایشان همانگونه که اشاره شد از آن به عنوان نوشیدن جام زهر یاد کردند، برخی از همین اقشار سرخورده از انقلاب اسلامی زمینه و بستر لازم را برای شایعه سازی علیه نظام و فاصله انداختن در بین ملت و نظام مناسب دیدند و شروع به جوسازی و تنش آفرینی کردند.
صحبتهای این عده بیشتر پیرامون این موضوع بود که ایران از روی ضعف نظامی و به ناچار قطعنامه را پذیرفته است و رژیم جموری اسلامی ایران دیگر یارای مقاومت در مقابل حملات خارجی را ندارد. اما با پیروزی شکوهمند و قاطعانه رزمندگان سپاه اسلام در عملیات مرصاد، این دستاویز تبلیغاتی از بدخواهان نظام سلب شد.

ب) شناخته شدن دوست از دشمن و تصفیه عناصر مردمی از ضد مردمی
در دوران هشت سال دفاع مقدس به لحاظ این که شروع این دوران قبل از قوام یافتن جمهوری اسلامی بود و در طول آن نیز فرصتی برای پردازش به میزان وفاداری و عرق ملی شهروندان به صورت هدفمند و علمی نبود- به لحاظ اولویت داشتن مساله جنگ- برخی از عناصر مزدور توانسته بودند که خود را در بدنه نظام بویژه در استانهای مرزی و به ویژه کرمانشاه جای دهند.

با حمله منافقین و موفقیت‌های نسبی و اولیه آنان مانند اشغال کرند غرب، این عده چهره واقعی خویش را نشان داده و به اشکال مختلف سعی در امداد منافقین داشتند. به هر حال این گروه نیز در جریان غائله منافقان شناسایی شده و از نیروهای انقلابی و مردمی تفکیک شده و به سزای اعمال و افکار خائنانه خود رسیدند و یا به عراق متواری شدند.

ج) تحکیم وحدت در بعد داخلی و تبلور مشارکت عمومی و همبستگی عمومی و همبستگی ملی.
از جمله کارکردهایی که جنگها در پی‌دارند کارکردهای مثبت است و از جمله آنها می توان به شکل گیری اتحاد در بین شهروندان یک کشور اشاره کرد.
جنگ تحمیلی به صورت ضمنی و با درایت حضرت امام (ره) به عنوان یک عنصر وحدت بخش در جامعه ایران عمل می کرد. با اعلام پذیرش قطعنامه به گواه تاریخ، رزمندگان اسلام در جبهه‌ها در هاله‌ای از غم و اندوه فرو رفتند، چرا که این انگیزه را داشتند که دست کم تا چند سال دیگر و نیل به پیروزی و تحقق شعار (راه قدس از کربلا می گذرد) دست از مبارزه و مقاومت نکشند.
در این بین، خبر حمله منافقین به کشور از محور غرب در سراسر ایران و جهان منتشر شد.
با اعلام این خبر، نیروهای مختلف اعم از ارتش، سپاه، بسیج و ... از تمام ایران به سمت جبهه غرب رهسپار شدند که تبلور همبستگی ملی و مشارکت عمومی را در این جریان می توان مشاهده کرد.
استقبال گرم و پذیرایی درخور توجه استان‌های همجوار از آوارگان کرمانشاهی را نیز می‌توان ناشی از شکل گیری این روحیه و تحکیم وحدت مضاعف در ملت ایران قلمداد نمود که منجر به نوعی وفاق ملی شد.
در عرصه بین المللی:

الف: خنثی شدن نقشه‌های صدام در چشمداشت به بهره برداری از اشغال ایران توسط منافقین
پس از آنکه صدام حسین دریافت که پیروزی در مقابل ملت مسلمان و انقلابی ایران امری دور از دسترس و محال است، دست به دامان قدرتهای بزرگ و سازمان‌های بین‌المللی متعدد و به ویژه سازمان ملل متحد شد تا ایران را مجاب به پذیرش صلح کنند.
در این راستا وی سعی داشت تا تداوم جنگ را ناشی از سیاست‌های ایران قلمداد کند و از این امر به عنوان یک اهرم تبلیغاتی استفاده می‌کرد. اما در سطح تحلیل خرد و فردی با در نظر گرفتن روحیه خشونت طلب و ذات توسعه طلب صدام حسین، وی قلبا از صلح با ایران رضایت چندانی نداشت و بر آن بود تا با استفاده از حمله منافقین به ایران فرصت جدیدی برای گرفتن امتیاز از ایرن پیدا کند.

بدین لحاظ وی از هیچگونه کمکی اعم از نظامی، لجستیکی و اطلاعاتی و تبلیغاتی به ارتش اصطلاحا آزادی بخش رجوی دریغ نمی‌ورزید که در این خصوص اسناد معتبر وجود دارد.

با شکست مفتضحانه نیروی منافقین، آخرین امید صدام نیز تبدیل به یاس گردید. به عبارتی، شکست نیروهای منافقین مهر تاییدی بر شکست نظام عراق از ایران بود و می‌توان ناکامی رجوی را «شکست مضاعف» صدام حسین قلمداد نمود.

ب: تثبیت قطعی نظام جمهوری اسلامی ایران در نظام جهانی

در پیپیروزی انقلاب اسلامی ایران و شکل گیری نظام جمهوری اسلامی ایران، دول منطقه به ویژه کشورهای عربی از یک طرف و استکبار جهانی از طرف دیگر، از ورود یک عنصر جدید با اندیشه‌های انقلابی به صحنه نظام بین‌الملل احساس بیم و ناامنی نموده و سعی در حذف و دست کم تحدید نظام ایران داشتند. بدین لحاظ رژیم عراق را بهترین گزینه برای حمله به ایران تعریف می نمودند. زمینه های تاریخی اختلاف میان این دو کشور نیز بر قوت یابی این تئوری دامن زد.

حمله عراق به ایران را می توان به نحوی ناشی از شکل‌گیری این ایده محسوب کرد.

پس از شکست‌های سنگین و پی در پی ارتش عراق در عملیات‌هایی از قبیل ثامن‌الائمه (ع)،طریق القدس، مطلع الفجر و به ویژه بیت‌المقدس و والفجر 8 که منجر به آزادسازی خرمشهر و فتح فاو شد، حمله گروهک منافقین به ایران در واقع آخرین امید رژیم بعث عراق، قدرت‌های استکباری و کشورهای منطقه برای خلع ید انقلابیون مسلمان از نظام ایران بود.

اما با رشادهای رزمندگان، پشتیبانی‌های مردمی و رهبری بی‌نظیر حضرت امام (ره) این عملیات- بطور اخص- و جنگ تحمیلی - بطور اعم- با پیروزی ایران خاتمه یافت و بدین ترتیب زمینه های لازم برای تثبیت قطعی نظام جمهوری اسلامی ایران در افکار عمومی جهان فراهم شد.

ج: افزایش مشروعیت اسلامی ایران در افکار عمومی جهان بواسطه حمایتهای مردمی

رژیم عراق و قدرت‌های جهانی با دستگاههای تبلیغاتی گسترده ای که در اختیار داشتند به افکار عمومی جهان چنین وانمود می کردند که مردم ایران از جنگ خسته شده و طولانی شدن جنگ در ایران موجب رویارویی رژیم با «بحران مشروعیت» شده است.

با شکل گیری و حمله منافقین به ایران - جهانیان در این اندیشه بودند که مردم از حمایت نظام دست کشیده و به منافقین ملحق خواهند شد و در نتیجه نظام ایران سرنگون خواهد گردید.

اما با پخش خبر حمله منافقین در کشور وضعیت به گونه‌ای متفاوت از این تعابیر خود را نشان داد. بدین ترتیب که گروههای مختلف مردمی از سراسر ایران به سمت جبهه غرب سرازیر شده و نیروهای رجوی در حالی که هنوز به کرمانشاه نرسیده بودند، زمینگیر شده و تار ومار گردیدند.

شرکت گسترده نیروهای مردمی در این عملیات حاکی از حمایت همه جانبه مردم از نظام جمهوری اسلامی و مشروعیت فوق العاده سیاسی آن در افکار عمومی جهان بود. در واقع می‌توان پیروزمندان نهایی و ظفرمندان قطعی جنگ تحمیلی عراق علیه ایران را ملت سلحشور ایران قلمداد کرد.

جهنم مرصاد برای منافقین

انتهای پیام/ص 



مرصاد به روایت حاج قاسم سلیمانی


 کد خبر: 108035 پنجشنبه، 7 مرداد 1395 - 11:15
 
 
مرصاد به روایت حاج قاسم سلیمانی
 
شهیدخبر(شهیدنیوز): در حالی خبر حرکت منافقین به سوی کرمانشاه به فرمانده لشکر 41 ثارالله رسید که او و بخش عمده‌ای از گردان‌های لشکر مشغول دفع حملۀ عراق در جنوب بودند و بلافاصله یک گروهان از رزمندگان لشکر بوسیله هلی‌کوپتر در فرودگاه اضطراری اسلام آباد فرود آمدند.
  

پس از اعلام موافقت ایران با قطعنامه 598، ارتش عراق در دو جبهه جنوبی و میانی به طور همزمان دست به حمله زد که در جبهه میانی هدف دشمن زمینه‌سازی برای هجوم سازمان منافقین بود.

 

در آن جبهه ارتش عراق با حمله به خطوط پدافندی خودی، آنها را سرگرم کرده بود تا نیروهای منافقین بتوانند از نقطۀ دیگری، پس از شکسته شدن خط به وسیلۀ ارتش عراق، حرکت خود را آغاز کنند.

 

به این ترتیب پس از شکسته شدن خط خودی درمنطقه سرپل ذهاب در حمله ارتش عراق، منافقین بدون آنکه  با مانعی روبرو باشند، سوار خودرو به سوی کرمانشاه حرکت کردند و تا تنگۀ چهار زبر پیش رفتند.

 

در حالیکه هنوز توقف حملات عراق در جنوب قطعی نشده بود بخشی از مدافعان جنوب راهی غرب کشور شدند تا همراه مردم، تحت عنوان عملیات مرصاد به سرکوب منافقین بپردازند.

 

در این عملیات که با فرماندهی سپاه پاسداران و پشتیبانی هوانیروز ارتش اجرا شد، رزمندگان خودی  از سه محورچهار زبر، جاده قلاجه و جاده اسلام آباد – پل دختر وارد عمل شدند و در دو مرحله نیروهای منافق را سرکوب کردند.

 

در حالی خبر حرکت منافقین به سوی کرمانشاه به فرمانده لشکر 41 ثارالله رسید که  او و بخش عمده‌ای از گردان‌های لشکرمشغول دفع حملۀ عراق در جنوب بودند. با این همه، بلافاصله یک گروهان از رزمندگان لشکر بوسیله هلی‌کوپتر در فرودگاه اضطراری اسلام آباد فرود آمدند.

 

 

سردار حاج قاسم سلیمانی فرمانده لشکر 41 ثارالله روایت می‌کند:

" درمنطقه شلمچه درگیرعملیات بودیم. تقریباً پاتک‌های دشمن را دفع کرده بودیم که اعلام کردند منافقین به غرب حمله کرده‌اند. دراولین اقدام یک گروهان نیرو همراه با یک توپ 23 و یک توپ 106 بوسیله هلی‌کوپتر شنوک در فرودگاه اضطراری اسلام آباد پیاده کردیم. چند تپه کوچک اطراف فرودگاه اضطراری وجود داشت. کنار تپه‌ها مستقر شدیم و کار شناسایی منطقه را آغاز کردیم.

 

پاکسازی تنگه چهارزبر، آزادسازی شهر اسلام‌آباد و حرکت به سوی کرند غرب هدف لشکر ثارالله  بود. نیروهای شناسایی با لباس محلی بوسیله مینی بوس داخل شهر اسلام آباد رفتند و اطلاعاتی بدست آوردند.

 

باحمله‌ای که کردیم ابتدا قهوه خانه سقوط کرد سپس اسلام آباد تصرف شد و یک فرماندار نظامی در شهر منصوب کردیم. از روی جادۀ آسفالت( اسلام آباد - سرپل ذهاب) حرکت را ادامه دادیم و غروب به کرند رسیدیم. در مجموع دو گردان را بکار گرفتیم همچنین ادوات و یک گروهان پدافند هوایی که با خودرو حرکت می‌کرد و مهمات هم از اهواز آورده بودیم."

 

* دفاع پرس