بررودکریز
بررودکریز

بررودکریز

مبارزه همه‌جانبه سیاسی امام صادق(ع)

کد خبر: ۷۶۷۲۸
تاریخ انتشار: ۱۰ مرداد ۱۳۹۵ - ۰۵:۱۲
 

مبارزه همه‌جانبه سیاسی امام صادق(ع)  

روزی یکی از یاران به حضور امام صادق (ع) آمده و عرضه داشت: چرا شما با این همه یار و شیعه و هوادار نشسته‌اید و در اندیشه تشکیل حکومت نیستید؟ به خدا سوگند، اگر امیر مؤمنان علی(ع) این‌همه طرفدار داشت، کسی در حکومتش طمع نمی‌کرد!

عقیق:مطالعه فرازهای مختلف زندگانی امام صادق(ع) ما را به این نظریه رهنمون می‌شود که فعالیتهای فرهنگی و علمی حضرت، قطعه‌ای است از جدول بزرگ حیات سیاسی حضرت و راهبرد و شیوه‌ای برای تحقق استراتژی کلی سیاسی حضرت در مواجهه با حکام جور. همین چیزی که امروز از آرمانهای بلند مقام معظم رهبری، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای - دام ظله العالی - سلاله پاک آن‌حضرت است. معظم له مکرر در مکرر بر مسأله تولید علم و پیشرفت علمی تأکید دارند که کارآمدترین راهکار در مقابله و مبارزه ملت ایران با استکبار جهانی و صهیونیزم بین‌الملل است.ششمین امام شیعیان جعفربن محمد الصادق(ع) حیات سیاسی خاصی دارد که بر شرایط و مقتضیات سیاسی و اجتماعی ویژه‌ای استوار است. دوران امامت حضرت حدود یک قرن و نیم پس از ظهور اسلام و فتوحات اسلامی است. زمانی که تازه‌مسلمانان پرشماری از ملیتهای مختلف وارد جهان اسلام شده، از این طریق علوم و فنون ملتهای صاحب تمدن بزرگ مانند ایران، روم، هند... را وارد دنیای اسلام نمودند. بازار عقاید و آرای گوناگون رواج چشمگیری پیدا کرد. طبقات مختلف قاریان، مفسران، متکلمان، زندیقان، متصوفان، خوارج و مرجئه و... وارد فعالیتهای فرهنگی و سیاسی و اجتماعی شدند. امام صادق(ع) نیز در زمینه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی با معضلات فراوانی مواجه گردید. اوضاع سیاسی آن‌چنان غبارآلود شد که امت اسلامی نمی‌توانست واقعیت را چنان‌که هست درک کند و مقدّرات خود را تحت قیادت و حاکمیت انسانهای شایسته و لایق قرار دهد. امام صادق(ع) در چنین فضایی با دوگونه انحراف عمده در جامعه اسلامی مواجه بود: الف. انحراف سیاسی و حکومتی که بانیان و سردمداران آن حاکمان و دولتمردان جائر اموی و عباسی بودند. ب. انحراف اعتقادی و فکری توده مسلمان که خطرناک‌تر از انحراف نخست بود و امت را در ورطه گمراهی و انحراف از واقعیت مکتب اسلام در معرض نابودی و زوال قرار می‌داد... پرسش کلیدی این است که امام صادق(ع) در برهه‌های مختلف حیات سیاسی خود - دوران اموی، فترت میان دوره اموی و عباسی و دوره عباسی - که تحت نظر حاکمان ظالم بود و هم بر اثر اختناق و رعب و وحشت شدید، امت از اطراف حضرت پراکنده بوده‌اند، چه راهکارها و شیوه‌هایی را برای حفظ مکتب و هدایت امت در پیش گرفت؟

پاسخ اجمالی این است که حضرت از یک‌سو به استحکام کیفی و عمیق مبانی اعتقادی و عملی دین پرداخت که اصل اسلام را مورد نظر داشت و از سوی دیگر در شکل تدافعی با تقیه و در شکل تهاجمی با زمینه‌سازی حاکمیت خداپسند و تربیت یاران مبارز و نیز حمایت از مبارزات سیاسی شایسته، مدل مبارزاتی خویش را شکل می‌دادند.

*    مهیا نمودن زمینه‌های حکومت‌

پیشوای صادق شیعیان بر این باور بود که قبل از تشکیل حکومت، باید زمینه‌های آن‌را فراهم کرد و نیروها و سازوکار لازم را مهیّا نمود. داشتن نیروهای معتقد و جان بر کف و مدیران شایسته و کاردان و دلسوز و معتقد به مبانی حکومت، قبل از تشکیل دولت، امری ضروری و اجتناب‌ناپذیر است؛ چراکه اگر رئیس حکومت به هر کسی اعتماد کند و منصبی را بدون این‌که به اندیشه‌هایش آگاه باشد، به وی بسپارد، قطعاً در کوتاه‌مدت اقتدار خود را از دست داده و شکست خواهد خورد.

به این‌جهت امام ششم به‌دنبال فراهم کردن زمینه و نیروهای فداکار و مؤمن بود. گزارش مأمون رقّی، یکی از دلائل این اندیشه آن‌حضرت می‌باشد. او می‌گوید: روزی در محضر امام صادق(ع) بودم که سهل‌بن حسن خراسانی وارد شد، او بعد از سلام، نشست و به امام گفت: ای پسر رسول خدا! شما تا کی با رحمت و رأفت و مدارا با حاکمان غاصب رفتار خواهید کرد، حکومت و رهبری جامعه، حق شما اهل بیت است، با وجود صدهزار شیعه شمشیر به‌دست که همه به فرمان شما هستند، چرا قیام نمی‌کنید و حکومت تشکیل نمی‌دهید؟ چه مانعی در کار است؟

امام(ع) فرمود: ای خراسانی! بنشین.

سپس به دستور امام، خدمتکار تنور را روشن کرد و آتش در آن شعله کشید، سپس فرمود: ای خراسانی! بلند شو و در داخل تنور بنشین.

در این‌هنگام سهل خراسانی به التماس افتاد و عرضه داشت: آقای من! ای پسر رسول خدا! مرا در آتش نسوزان، مرا ببخش و معذورم دار. امام فرمود: بخشیدم.

در این‌هنگام‌ هارون مکی یکی از یاران فداکار امام صادق(ع) وارد شد. او در حالی که کفشهایش را در دست داشت به امام سلام کرد. امام بعد از پاسخ سلام فرمود: کفشهایت را به زمین بگذار و برو در داخل تنور بنشین! او نیز کفشهایش را به زمین گزارده و به داخل تنور رفت و در آتش نشست. در این فاصله، امام با مرد خراسانی از حوادث و وقایع خراسان صحبت می‌کرد و آنچنان با اطلاع حرف می‌زد که گویی حضرت در خراسان بوده است.

بعد از مدتی امام به سهل خراسانی فرمود: ای خراسانی! برو به داخل تنور نگاه کن! او وقتی نگاه کرد، دید هارون مکی در تنور و در داخل شعله‌های آتش چهارزانو نشسته است، سپس با سلامتی کامل از آنجا بیرون آمد و به امام سلام کرد.

امام از سهل پرسید: در خراسان چند نفر مثل این مرد وجود دارد. او گفت: به خدا سوگند حتی یک نفر این‌طوری پیدا نمی‌شود.

امام فرمود: آری به خدا سوگند حتی یک نفر! سپس ادامه داد: «اَما اِنّا لا نَخْرُجُ فی زَمانٍ لا نَجِدُ فیهِ خَمْسَةً مُعاضِدینَ لَنا، نَحْنُ اَعْلَمُ بِالْوَقْتِ؛ پس بدان، ما در عصری قیام نمی‌کنیم که حداقل پنج نفر یار حقیقی نداشته باشیم. خود، زمان تشکیل حکومت را بهتر می‌دانیم.»

سَدیر صیرفی یکی دیگر از یاران امام صادق(ع) است. او روزی به حضور امام آمده و عرضه داشت: چرا شما با این همه یار و شیعه و هوادار نشسته‌اید و در اندیشه تشکیل حکومت نیستید؟ به خدا سوگند، اگر امیر مؤمنان علی(ع) این‌همه طرفدار داشت، کسی در حکومت‌اش طمع نمی‌کرد!

امام(ع) فرمود: ای سدیر! به نظر تو یاوران ما در این عصر چند نفرند؟

سدیر گفت: صدهزار نفر. بلکه دویست هزار نفر؟ حتی بیشتر؛ نصف مردم دنیا شما را می‌خواهند و دوستتان دارند.

امام سکوت کرد و حرفی نزد. بعد از اندکی فرمود: می‌خواهی با هم به ینبع برویم؟

سدیر امام را در مسیر ینبع همراهی کرد. در وسط راه، جوانی تعدادی بزغاله می‌چرانید، امام با اشاره به آنان فرمود: «وَ الله یا سَدیرُ لَوْ کانَ لی شیعَةٌ بِعَدَدِ هذِهِ الْجِداءِ ما وَسِعَنی اَلْقُعُودُ؛ ای سدیر! به خدا سوگند، اگر شیعیان راستین من به تعداد این بزغاله‌ها بودند، در خانه نشستن برایم روا نبود.»

سدیر وقتی بزغاله‌ها را شمرد، هفده رأس بودند.

*    تقیه و تشکیلات مخفی‌

بهره‌گیری از مبارزه مخفیانه، یکی از شیوه‌های سیاسی امامان معصوم(س) بوده است؛ زیرا فضای بسته سیاسی و استبداد و اختناق، به آنان اجازه فعالیت آشکار را نمی‌داد. پیشوای ششم نیز برای حفظ یاران خود از گزند خلفای جور، به مبارزات پنهانی و تقیه روی آورده بود. امام(ع) به‌طور اکید یارانش را به تقیه و پنهان‌کاری سفارش می‌کرد. آن‌حضرت می‌فرمود: «اِنَّ تِسْعَةَ اَعْشارِ الدّینِ فِی التَّقِیَّةِ وَ لا دینَ لِمَنْ لا تَقِیَّةَ لَهُ؛ نه دهم دین در تقیه است و هر کس تقیه نکند، دین ندارد.»

آن‌حضرت از تقیه حضرت یوسف، حضرت ابراهیم و اصحاب کهف مثال می‌زد و به معلّی‌بن خنیس که تا حدّ جان از اهل بیت(س) دفاع کرد و جانش را فدا نمود، فرمود: «یا مُعَلّی اُکْتُمْ اَمْرَنا وَ لا تُذِعْهُ؛ ای معلی ! امر ما را پوشیده بدار و آن‌را افشا نکن.»

آری این شیوه سیاسی امام(ع) در عصر خویش، بهترین راهکار پاسداری از فرهنگ اهل بیت(س) بود چراکه جان آن‌حضرت و یارانش در معرض خطر قرار داشت و جاسوسان حکومت، قدم به قدم آنان را تعقیب می‌کردند.

یکی از وزیران منصور دوانقی و از پیروان امام صادق(ع) می‌گوید: روزی منصور را متفکر و اندوهناک دیدم، وقتی علت را پرسیدم، گفت: من بیش از هزار نفر از فرزندان فاطمه زهرا را کشته‌ام، امّا پیشوا و رهبر آنان را زنده نگه داشته‌ام. گفتم: منظورتان کیست؟ او گفت: جعفربن محمد الصادق، من می‌دانم که تو به امامت او اعتقاد داری، در حقیقت او امام من، تو و همه مردم است؛ امّا من چاره‌ای جز کشتن او ندارم. ابن اسقنطوری می‌گوید: با شنیدن این جمله از شدت اندوه و ناراحتی، دنیا برایم تیره و تار شد و تمام غمهای عالم بر سینه‌ام نشست.

منصور بارها تلاش کرده بود که آن‌حضرت را به شهادت برساند امّا موفق نشده بود، زیرا آن‌حضرت هرگز با او و حکومتش همکاری نمی‌کرد و یاران خود را نیز از همکاری بازمی‌داشت؛ مگر افراد نادری که بتوانند در خدمت به شیعیان توفیق یابند.

آن‌حضرت گرچه حکومت ظاهری نداشت، اما با شیوه‌ای که انتخاب کرده بود، هم اهداف متعالی خود را در راه نشر معارف اهل بیت(ع) عملی می‌ساخت و هم توطئه‌ها و بهانه‌های دشمنان را ناکام می‌‌گذاشت و یارانش را از خطر رها می‌ساخت.

آن بزرگوار با حفظ جایگاه اجتماعی خویش به‌عنوان یک مخالف مقتدر حکومت مطرح بود و خلفای ستمگر از آن‌حضرت هراس داشتند.

در هر صورت این‌راهکار سیاسی پیشوای ششم(ع) سبب شده بود که آن‌حضرت با موضع‌گیریهای مناسب و به‌جا در مقابل بحرانها و حوادث سیاسی از جایگاه برتری برخوردار باشد و مخالفین آن‌حضرت نتوانند کوچک‌ترین سوء‌استفاده‌ای انجام دهند.

*    برخورد تهاجمی سیاسی امام صادق(ع)

از طرفی دیگر در برخی گزارشات امام(ع) برخورد جدی تند و جسورانه و کاملا تهاجمی با خلفای جور همچون منصور داشتند. «امام یاران خود را از نزدیکی و همکاری با دربار خلافت باز می‌داشت. روزی یکی از یاران امام رسید: برخی از ما شیعیان گاهی دچار تنگدستی و سختی معیشت می‌گردد و به او پیشنهاد می‌شود که برای این‌ها (بنی‌عباس) خانه بسازد، نهر بکند؛ این‌کار از نظر شما چگونه است؟ امام فرمود: من دوست ندارم که برای آن‌ها گرهی بزنم یا در مشکی را ببندم، هرچند در برابر آن پول بسیاری بدهند؛ زیرا کسانی‌که به ستمگران کمک کنند در روز قیامت در سراپرده‌ای از آتش قرار داده می‌شوند تا خدا میان بندگان حکم کند.

امام صادق(ع) شیعیان را از ارجاع مرافعه به قضات دستگاه بنی‌عباس نهی می‌کرد و احکام صادرشده از محکمه آن‌ها را شرعا لازم‌الإجرا نمی‌شمرد. امام به فقیهان و محدثان هشدار می‌داد که به دستگاه حکومت وابسته نشوند و می‌فرمود: فقیهان امنای پیامبرانند، اگر دیدید به سلاطین روی آوردند به آنان بدگمان شوید و اطمینان نداشته باشید.» «امام از رفت و آمد به دربار منصور جز در مواردی سرباز می‌زد و به همین سبب هم از طرف منصور مورد اعتراض قرار می‌گرفت. چنان‌چه روزی به آن‌حضرت گفت: چرا مانند دیگران به دیدار او نمی‌رود؟ امام در جواب فرمود: لیس لنا ما نخاف من أجله و لا عندک من أمر الأخره...ما کاری نکردیم که به جهت آن از تو بترسیم و از امر آخرت پیش تو چیزی نیست که به آن امیدوار باشیم و این مقام تو در واقع نعمتی نیست که آن‌را به تو تبریک بگوییم و تو آن‌را مصیبتی برای خود نمی‌دانی که تو را دلداری بدهیم پس پیش تو چکار داریم؟ بدین‌گونه بود که امام نارضایتی خود را نسبت به حکومت او ابراز می‌داشت چنان‌چه با توصیه‌های سیاسی به افراد مانند: ایّاک و مجالسة الملوک. بر تو باد که از همنشینی پادشاهان دوری کنی. یاران خود را نیز از همنشینی سلاطین برحذر می‌داشت. و نیز می‌فرمود: کفارة عمل السلطان، الاحسان إلی الاخوان. کفاره همکاری با سلطان نیکی به برادران است. روزی منصور از آن‌حضرت پرسید: یا أباعبدالله! لم خلق الله تعالی الذباب؟ فقال: لیذل به الجبابرة. ای اباعبدالله خدا پشه را برای چه آفریده است؟ فرمود: برای این‌که دماغ زورگویان را به خاک بمالد.»

از این‌ها گذشته چنین نباید تصور شود که فعالیت سیاسی امام منحصر در مبارزه مستقیم و قیام مسلحانه بوده باشد تا گفته شود چون امام قیام نکرد و به مبارزه مستقیم با امویان و عباسیان برنخواست پس حضرت کار سیاسی را کنار گذاشته بودند و تنها به کار علمی فرهنگی صرف مشغول بودند هر چند همین فعالیت‌های علمی فکری امام بزرگترین مبارزه ریشه‌ای با مخالفان ولایت اهل بیت و شیعیان بود. «در عین حال (که) امام صادق متعرض امر حکومت و خلافت نشد ولی همه می‌دانند که امام صادق با خلفا کنار هم نیامد، مبارزه مخفی می‌کرد، نوعی جنگ سرد در میان بود، معایب و مثالب و مظالم خلفا همه به‌وسیله امام صادق در دنیا پخش شد و لهذا منصور تعبیر عجیبی درباره ایشان دارد. می‌گوید: هذا الشجی معترض فی الحلق... جعفربن محمد مثل یک استخوان است در گلوی من، نه می‌توانم بیرونش بیاورم و نه می‌توانم فرویش ببرم؛ نه می‌توانم یک مدرکی از او به‌دست آورم کلکش را بکنم و نه می‌توانم تحملش کنم چون واقعا اطلاع دارم که این مکتب بی‌طرفی که او انتخاب کرده، علیه ما هستند.

*    تأیید قیامهای حق‌طلبانه‌

امام صادق(ع) گرچه خود عملاً دست به قیام علیه حکمرانان مستبد نمی‌زد، زیرا زمینه و ابزار لازم برایش فراهم نبود و اختناق حاکم بر شهرهای اسلامی، هر نوع فعالیت علنی سیاسی را از آن گرامی سلب کرده بود و امام هر نوع حرکت سیاسی علنی را در راستای نابودی شیعه می‌دانست؛ امّا در عین حال از تأیید قیامهای آزادی‌خواهانه و ضد استبدادی که با اهداف انسانی و مقاصد الهی انجام می‌شد نیز دریغ نمی‌کرد. حمایت آن‌حضرت از قیام زیدبن علی و انقلاب محمد نفس زکیه در همین راستا بود.

امام در این مورد می‌فرمود: «لا اَزالُ وَ شیعَتی بِخَیرٍ ما خَرَجَ الْخارِجِیُّ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ وَ لَوَدِدْتُ اَنَّ الْخارِجِیَّ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ خَرَجَ وَ عَلَیَّ نَفَقَةُ عَیالِهِ؛ تا هنگامی از آل محمد(ص) کسی قیام کند، من و شیعیانم در آسایش هستیم و دوست دارم از ما آل محمد(ص) کسی قیام کند و در این صورت مخارج خانواده‌اش را من تعهد نمایم.»

حضرت صادق(ع) علاوه بر تأییدات معنوی، با کمکهای مادی خویش نیز قیام‌کنندگان را یاری می‌کرد. به‌عنوان نمونه، آن‌حضرت به ابن سبابه هزار دینار تحویل داد تا در میان بازماندگان شهدای نهضت زیدبن علی تقسیم کند.

امام صادق(ع) در تأیید این حرکتهای سیاسی، بر ماهیت الهی آنان اصرار داشت و در آغاز قیام محمد نفس زکیه پسر عبدالله محض نوه امام مجتبی(ع) و نوه دختری امام حسین(ع) به پدرش فرمود: «اِنْ کُنْتَ اِنَّما تُریدُ اَنْ تُخْرِجَهُ غَضَباً لله وَ لِیَأْمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهی عَنِ الْمُنْکَرِ فَاِنّا وَالله ِ لانَدَعُکَ وَ اَنْتَ شَیْخُنا وَ نُبایِعُ ابْنَکَ فی هذَا الْاَمْرِ؛ اگر می‌خواهی پسرت در راه خدا و برای امر به معروف و نهی از منکر قیام کند، به خدا قسم ما تو را تنها نمی گذاریم، تو بزرگ مایی و با پسرت در این‌راه بیعت می‌کنیم.»

*    مبارزه با تیشه‌زنندگان به ریشه اعتقادات‌

آن گرامی مهم‌ترین برنامه خود را در رهبری امت، گسترش و نشر اعتقادات خود و معارف ناب اهل بیت(ع) که همه برگرفته از کلام وحی بودند قرار داده بود؛ به این‌جهت با هرگونه افکار انحرافی به مبارزه برمی‌خاست و با رهبران گروه‌هایی که آن افکار را داشتند برخورد می‌کرد.

حضرت از راه مناظره، خطابه و تربیت شاگردان ممتاز، سدّ راه دگراندیشان و منحرفین بود. صوفیه یکی از گروههایی بودند که بر اثر کج فهمی و ذهنیت نادرستی که از اسلام داشتند، به بیراهه می‌رفتند. امام در یکی از مناظراتش با سفیان ثوری که از رهبران برجسته صوفیه بود خطاهایش را بر او گوشزد کرده و در فرصتی مناسب چهره ریاکارانه ابوهاشم کوفی صوفی را بر ملا ساخت و فرمود: او اعتقادات فاسدی دارد و مذهب تصوف را به‌خاطر پوشش برای باورهای غلط خود و حفظ موقعیتش اختراع نموده است.

آن‌حضرت دانشمندان و عالمان دین را به‌عنوان مرزداران اعتقادی مردم معرفی کرده، وظیفه آنان را پاسداری از مرزهای فرهنگی و عقیدتی اهل ایمان از تهاجم لشکریان شیطان قلمداد می‌کند و می‌فرماید: «عُلَماءُ شیعَتِنا مُرابِطُونَ بِالثَّغْرِ الَّذی یَلی اِبْلیسُ وَ عَفاریتُهُ؛ علمای شیعه ما مرزبان مرزهایی هستند که ابلیس و عوامل او از آن وارد می‌شوند.»

*    طرح انتظار حکومت جهانی‌

ظهور امام زمان(ع) در آخرالزمان، یکی از وعده‌های مهم الهی و بشارت رسول اکرم(ص) و امامان معصوم(ع) است. این اندیشه والای معنوی و انسانی از صدر اسلام تاکنون مورد توجه مسلمانان، به‌ویژه شیعیان بوده و مشتاقان عدالت و حق‌طلبان عالم همواره به انتظار آن عصر زیبا و مطلوب نشسته‌اند. مدیریت صحیح جهان در هنگام حکومت مهدی آل محمد(ص) یکی از اندیشه‌های سیاسی اهل بیت است که امام صادق(ع) نیز بارها به آن تصریح کرده و به علاقه‌مندان مژده داده و اعتقاد و انتظار تشکیل حکومت جهانی آن‌حضرت را یکی از ارکان دین اعلام کرده است. امام صادق(ع) به ابوبصیر فرمودند: «اِنَّ لَنا دَوْلَةً یَجیءُ الله ُ بِها اِذا شاءَ؛ ما دولتی داریم که خداوند هر زمان که اراده کند، آن‌را خواهد آورد.» و می‌فرمود: «مَنْ سُرَّ اَنْ یَکُونَ مِنْ اَصْحابِ الْقائِمِ فَلْیَنْتَظِرْ وَلْیَعْمَلْ بِالْوَرَعِ وَ مَحاسِنِ الْاَخْلاقِ؛ هر کس دوست دارد که از یاران قائم باشد، به انتظار بنشیند و به ورع و پرهیزکاری و زیباییهای اخلاقی عمل کند.»

سدیر صیرفی اشتیاق آن‌حضرت را به عصر ظهور و تشکیل دولت جهانی مهدوی(ع) این‌چنین گزارش کرده است: یک روز، من و مفضل‌بن عمر و ابوبصیر و ابان‌بن تغلب به حضور مولایمان حضرت صادق(ع) شرفیاب شدیم و مشاهده کردیم که امام بر روی خاک نشسته و لباسی ساده پوشیده و همانند مادرِ فرزند از دست داده ناله می‌زند. آثار اندوه در تمام وجودش رخنه کرده و قطرات اشک پهنای صورتش را فرا گرفته بود. آن‌حضرت می‌فرمود: «سَیِّدی! غَیْبَتُکَ نَفَتْ رُقادی وَ ضَیَّقَتْ عَلَیَّ مِهادی وَ اَسَرَتْ مِنّی راحَةَ فُؤادی، سَیّدی! غَیْبَتُکَ اَوْصَلَتْ مُصابی بِفَجایِعِ الْاَبَدِ وَ فَقْدُ الْواحِدِ بَعْدَ الْواحِدِ یُفْنِی الْجَمْعَ وَ الْعَدَدَ؛ آقای من! غیبت تو خواب از دیده‌گانم ربوده و بسترم را بر من تنگ ساخته و آسایش قلبم را از من سلب نموده است. ای آقای من! غیبت تو اندوه مرا به فجایع ابدی پیوند داده و فقدان یکی پس از دیگری، جمع و تعداد را نابود می‌کند.»

سدیر می‌گوید: امام با اشک و ناله از غیبت حضرت مهدی(ع) می‌گفت. وقتی چنین حالتی را از آن‌حضرت دیدیم، خیلی منقلب شدیم و با تمام وجود تحت تأثیر حالات و سخنان امام(ع) قرار گرفتیم. امام وقتی با پرسشهای ما مواجه شد، فرمود: صبح امروز در کتاب جفر می‌نگریستم و آن کتابی است که علم منایا و بلایا و مصائب بزرگ و علم گذشته و آینده تا روز قیامت را در بر دارد. به فصل میلاد و غیبت، طول عمر، آزمایش اهل ایمان در آن زمان و شک و تردید عده‌ای از آنان نگریستم که اندوهی شدید و رقّتی عمیق بر من عارض شد و طولانی‌شدن غیبت و تأخیر آن دولت پایدار، مرا به‌شدت تحت تأثیر قرار داد.

منبع:تسنیم

7عامل به عنوان راز پایداری امامت امام صادق

کد خبر: ۷۶۷۰۶
تاریخ انتشار: ۰۹ مرداد ۱۳۹۵ - ۲۳:۳۳
 
حجت‌الاسلام رفیعی:

۷عامل به عنوان راز پایداری امامت امام صادق  

استاد جامعة المصطفی العالمیه با اشاره به اینکه امام صادق(ع) طی ۳۳ سال جلوی بسیاری از انحرافات را گرفت، گفت: در حدیثی از امام صادق(ع) می‎توان راز پایداری امامت حضرت را متوجه شد.
عقیق:حجت الاسلام ناصر رفیعی در مراسم سالروز شهادت امام صادق(ع) که امروز شنبه در فاطمیه بزرگ تهران برگزار شد، با بیان اینکه امام صادق(ع) در دوران خودشان با فرقه‎های الحادی و مکاتب مختلف مواجه بودند، گفت: با وجود اینکه در زمان امام صادق(ع) مخالفان خداوند و امر امامت حضرت، بسیار فراوان بودند، اما تمام این مکاتب الحادی به علم، تقوا و فضیلت امام(ع) اتفاق نظر داشتند تا جایی که مالک ابن انس می‌گفت «گوشی نشنیده و چشمی ندیده و به ذهن کسی خطور نکرده که فردی از نظر علم، فضیلت و تقوا نسبت به أباعبدالله (امام صادق ع) برتری داشته باشد».

وی در این راستا افزود: ابن ابی العوجاء که زندیق و منکر خدا بود، درباره فضیلت امام صادق(ع) به اطرافیان خود می‎گفت: او (امام ع) بشر نیست، اگر در دنیا یک مقام ملکوتی باشد که در جسم انسانی وجود دارد، به طوری که هر زمان خواست، آشکار شده و هر زمان خواست پنهان شود، همین شخص است.

استدلال علمی و معرفتی امام صادق(ع) در مقابل شبهات دشمنان
حجت‌الاسلام رفیعی درباره اقدامات فکری و عملی امام صادق(ع) گفت: اقدامات فکری و عملی امام صادق(ع) در آن دوران، جلوی بسیاری از انحرافات را گرفت، زیرا در آن زمان بازار عرضه اعتقادات داغ بود و نیاز بود با استدلالهای علمی و معرفتی به شبهات پاسخ داده شود، بنابراین در چنین شرایط خفقانی که جامعه پر از اعتقادات باطل و شبهات فراوان بود، امام صادق(ع) در پرتو توان لدنی خود توانستند به مدت 33 سال امامت کنند.

وی با اشاره به اینکه در حدیثی از امام صادق(ع) می‎توان راز پایداری امامت حضرت را متوجه شد، تصریح کرد: امام صادق(ع) در حدیثی فرمودند: امامت با هفت چیز همراه است: «رفق، تقیه، اُلفت، وقار، حسن خلق، ورع و اجتهاد»؛ در واقع امام(ع) با این هفت خصلت و صفت رابطه خود با خداوند و مردم را معرفی کردند.

مدارای امام صادق(ع) با دشمنان عامل جذب به اسلام
رفیعی در تبیین برخی از این هفت ویژگی گفت: با مطالعه زندگی و سیره امام صادق(ع) در می‎یابیم که ایشان بسیار اهل مدارا با دوست و دشمن بودند تا جایی که اگر کسی به ایشان جسارت می‎کرد، امام(ع) با ملاطفت با او رفتار می‎کردند تا جایی که خاطی به خطای خود پی می‎برد و از حضرت عذرخواهی می‎کرد. در آن دوران آن قدر فشار روی امام صادق(ع) زیاد بود که حتی در بین بستگان خود مخالفان زیادی داشتند، اما حضرت راه مدارا را با تمام آنها پیش گرفته بودند.

این خطیب توانا درباره ویژگی تقیه که امام صادق(ع) آن را از لوازم امامت دانستند، اظهار کرد: در تاریخ زندگی امام صادق(ع) می‎بینیم حضرت در برابر دشمنان خیلی اهل تقیه بودند تا جایی که حکام ظالم جامعه را گاهی با لفظ امیر مؤمنان یاد می‎کردند و خود می‌فرمودند «لا اِیمانَ لِمَنْ لا تَقِیَّةَ لَهُ» کسی که تقیه ندارد، ایمانی برای او وجود ندارد.

استدلالهای منطقی امام صادق(ع) عامل گرایش دشمنان به دین اسلام
رفیعی با توجه به اقدامات فرهنگی و اعتقادی امام صادق(ع) گفت: پاسخ به شبهات دینی از جمله موضوعاتی بود که حضرت به آن اشتغال داشتند. در مراجعات متعددی که به ایشان داشتند، با استفاده از علم فراوانشان به شبهات پاسخ می‎دادند تا جایی که بسیاری از مراجعه‎کنندگانی که اهل کفر بودند، وقتی با استدلالهای امام(ع) مواجه می‎شدند، به دین اسلام می‎گرویدند.

رفیعی با تأکید بر اینکه جوانان شیعه باید اعتقادات خود را مستحکم کنند، تصریح کرد: امام صادق(ع) در زمانی که از دین پوسته‎ای بیش نمانده بود، با برپایی کلاسهای علمی و معرفتی احیاگر بسیاری از اعتقادات شیعیان بود که جوانان شیعی با مراجعه به آنها می‎توانند اعتقادات خود را ارتقا دهند.

وی با هشدار نسبت به معضلات فرهنگی جامعه از جمله فضای مجازی تصریح کرد: فضای مجازی از جمله عرصه‎هایی است که می‎توان از آن برداشت مثبت و منفی داشت. جوانان می‎توانند در همین فضا با مراجعه به سایتهای دینی اعتقادات خود را استوار و از مطالب و معارف اندیشمندان استفاده کنند.

رفیعی با تأکید بر اینکه دشمن در دو حوزه ابتذال فرهنگی و شبهه‎افکنی در اعتقادات قصد دارد شیعه را منحرف کند، خاطرنشان کرد: اکنون که دشمن از بعد حمله نظامی قطع امید کرده است، به صورتهای مختلف در اعتقادات شیعه شبهه وارد می‌کند و از سوی دیگر با استفاده از ابزارهای مختلف باعث به ابتذال کشاندن فرهنگ شیعه شده است که باید نسبت به این دو نیرنگ دشمن با هوشمندی بیشتری برخورد کرد.

منبع:تسنیم

سفارش و تأثیر دعا در سخنان امام صادق(ع)

کد خبر: ۷۶۷۱۱
تاریخ انتشار: ۰۹ مرداد ۱۳۹۵ - ۲۲:۲۵
 

سفارش و تأثیر دعا در سخنان امام صادق(ع)  

ربیع می‌گوید: امام(ع) را دیدم که هنگام ورود و زمانی که کنار منصور نشستند لب‌هایشان حرکت می‌کرد و لحظه به لحظه از خشم منصور کمتر می‌شد، بعد از جلسه از امام(ع) سؤال کردم که خشم منصور خیلی بود اما زمانی که شما وارد شدید کم‌کم خشم منصور هم کمتر شد!
عقیق: در سخنان حضرات معصومین علیهم‌السلام سفارش مؤکد نسبت به دعا و راز و نیاز شده است، هم‌چنین در اندیشه امام صادق(ع) مثل بقیه ائمه(ع) علاوه بر سفارش به دعا و راز و نیاز، تأثیر آن هم محسوس و ملموس است و این دعاها هستند که زندگی انسان را تأمین می‌کنند. خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرمایند: «وَ قالَ رَبُّکُمُ ادْعُونی‏ أَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتی‏ سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرینَ [غافر/60] و پروردگارتان فرمود: من‌را بخوانید و بدانید که خواندن من عبادت است و اگر بخوانید من‌را، دعایتان را اجابت می‌کنم؛ قطعاً کسانی که از روی تکبّر از عبادت من سرباز می‌زنند به زودی خوار و ذلیل وارد دوزخ خواهند شد».

زیرا خواستن از درگاه حضرت حق، خود نوعی بندگی و عبادت است که در هر صورت برای انسان افتخار و مقام است، اگر مستجاب شود که مصلحت بوده و هیچ منتی در پی آن نیست و اگر هم مستجاب نشود مصحلت در آن نبوده و به یقین خداوند متعال بهتر از آن دعا را که به نفع بنده خویش هست را مستجاب می‌کند و در عدم استجابت آن دعا هم هیچ ذلت و خواری برای انسان نیست. پس چه خوب است که همیشه از درگاهی درخواست کنیم که چه رد شود و چه اجابت، باعث عزت و مقام انسان خواهد شد.

امام صادق(ع) هم سفارش به دعا و نیایش کرده‌اند و می‌فرمایند: «شما را سفارش مى‌کنم به دعا کردن، زیرا با هیچ چیز به مانند دعا به خدا نزدیک نمی‌شوید و دعا کردن براى هیچ امر کوچکى را، به خاطر کوچک بودنش رها نکنید، زیرا حاجت‌هاى کوچک نیز به دست همان کسى است که حاجت‌هاى بزرگ به دست اوست».

تأثیر دعا در زندگی امام صادق(ع)

امام صادق(ع) هم‌عصر «منصور دوانیقی» بود، روزی منصور به وزیر دربارش «ربیع» دستور داد امام(ع) را به دربارش بیاورد. ربیع، امام(ع) را آورد، منصور با خشم و تندی به امام(ع) نگاه کرد و گفت: «خدا من‌را بکشد، اگر تو را نکشم؛ آیا در مورد سلطنت من اشکال تراشی می‌کنی؟» امام(ع) فرمودند: آن کس که چنین خبری به تو داده دروغ‌گو است.

ربیع می‌گوید: امام(ع) را دیدم که هنگام ورود و زمانی که کنار منصور نشستند لب‌هایش حرکت می‌کرد و لحظه به لحظه از خشم منصور کمتر می‌شد، بعد از جلسه از امام(ع) سؤال کردم که خشم منصور خیلی بود اما زمانی که شما وارد شدید لب‌های‌تان تکان می‌خورد و کم‌کم خشم منصور هم کمتر شد، داستان چه بود؟ شما چه می‌گفتید؟

امام صادق(ع) فرموند: لب‌هایم را به دعای جدم حسین(ع) حرکت می‌دادم و آن دعا این است: «یا عُدَّتی عِندَ شِدَّتی وَیا غَوثِی عِندَ کُربَتی اَحرِسنِی بِعَینِکَ الَّتی لا تَنامُ وَاکَنِفنِی بِِرُکنِکَ الذَّی لایُرام؛ ای نیرو بخش من هنگام دشواری‌هایم و ای پناه من هنگام اندوهم، به چشمت که نخوابد من‌را حفظ کن و من‌را در سایه رکن استوار و خلل ناپذیرت قراربده.»

هم‌چنین «مفضّل بن عمر» می‌گوید: منصور دوانیقی به فرمان‌دار مکه و مدینه «حسن بن زید» فرمان داد که خانه امام صادق(ع) را بسوزان، او این دستور را اجرا کرد و خانه امام صادق(ع) را آتش زد، آتش به راهرو خانه رسید، امام(ع) میان آتش گام بر نهاد و فرمود: «منم فرزند اسماعیل که فرزندانش مانند رگ و ریشه در اطراف زمین پراکنده‌اند، منم فرزند ابراهیم خلیل که آتش نمرود بر او سرد و سلامت شد».

سرانجام منصور نتوانست پیشرفت و مقام و منزلت امام صادق(ع) را ببیند و نقشه قتل ایشان را ریخت و توسط والی خود در مدینه امام صادق(ع) را با انگور زهرآلود به شهادت رساند.

منبع:فارس

زنگ خطر سید علی خمینی را باید جدی گرفت

یکشنبه 10 مرداد 1395 :: نویسنده : احمد

 

کد خبر: 56925

 
زنگ خطر سید علی خمینی را باید جدی گرفت
 
کارشناس مسائل سیاسی تاکید کرد که اعلام علنی، رسمی و رسانه‌ای سیدعلی خمینی مبنی بر اینکه برای جدایی برادرش از رهبری در خارج برنامه‌ریزی و طراحی شده است در نوع خود قابل تامل و تعمق است.
زنگ خطر سید علی خمینی را باید جدی گرفت

اتاق خبر 24: عبدالله گنجی کارشناس مسائل سیاسی در کانال تلگرامی‌اش نوشت: اعلام علنی، رسمی و رسانه‌ای سیدعلی خمینی مبنی بر اینکه برای جدایی برادرش از رهبری در خارج برنامه‌ریزی و طراحی شده است در نوع خود قابل تامل و تعمق است. 

اگر این اعلام نظر با هماهنگی و اجازه برادر صورت گرفته باشد بدین معنا است که سیدحسن برای خنثی‌سازی پروژه از نظام و افکار عمومی استمداد طلبیده است. اما اگر بدون اطلاع وی صورت گرفته باشد بدین معنا است که رایزنی‌های درون خانوادگی برای پیشگیری از اجرای پروژه بی‌نتیجه بوده است و سیدعلی با رسانه‌ای کردن آن در صدد سوزاندن پروژه است. 

ایشان این اظهار نظر را اولین سخن خود درباره برادر در منابر می‌داند که مفهوم آن نوعی ناچاری در اعلام موضوع است. همچنین اعلام می‌دارد بیت امام هرگز در مقابل رهبری قرار نخواهد گرفت که این موضع را همگان بدانند و خود را تنظیم نمایند.
  
باید منتظر واکنش اصلاح‌طلبان عبور کرده از نظام و همچنین رسانه‌های آنان در هفته آتی ماند. 

گفتنی است حجت‌الاسلام سیدعلی خمینی ظهر امروز (شنبه) در مراسم ارتحال آیت‌الله صالحی‌مازندرانی در جمع مردم این شهرستان با بیان اینکه عده‌ای در خارج برنامه‌ریزی دارند برادرم را از رهبری جدا کنند، گفت: جدایی بین مقام معظم رهبری و بیت امام (ره) فقط به نفع آمریکا و منافقان است و مطمئن باشید هیچ‌گاه از فرزندان خمینی (ره) یک کلام هم در تضعیف حضرت آیت‌الله خامنه‌ای نخواهید شنید. 

 
منبع: میزان 
انتهای پیام


واکنش محسن رضایی به موضوع اختلاف ارتش و سپاه + عکس

کد خبر: 56988

 

 
 
دبیر مجمع تشخیص مصلحت‌نظام با یادآوری خاطره‌ دفاع مقدس نسبت به موضوع اختلاف ارتش و سپاه واکنش نشان داد.
 اتاق خبر24:

محسن رضایی در متنی با عنوان "شهید زنده امیر دادبین" در اینستاگرام خود نوشت:
دیروز فرصتی فراهم شد تا به دیدار و عیادت از فرمانده دلاور نیروی زمینی ارتش امیر دادبین بروم که در تمرین‌های نظامی ویژه نیروهای مخصوص ارتش، به‌شدت مجروح شد و با عنایات الهی، به شکل معجزه‌آسایی بهبود یافت. دادبین از دوستان خوب من است که سابقه درخشان در دفاع مقدس و مبارزه با ضدانقلاب دارد.
دیدار خوبی بود، امیر دادبین هم بسیار خوشحال شد، خاطرات دوران دفاع مقدس را مرور کردیم که ارتش و سپاه دوشادوش یکدیگر، برادرانه، با دشمن جنگیدند، البته کسانی تلاش می‌کردند که مانع این برادری شوند، اما توفیق نیافتند.
از روهایی یاد کردیم که رادیو بغداد، هر روز داستان‌‌هایی از دعوای ارتش و سپاه می‌ساخت و این دروغ‌های خنده‌دار، اسباب سرگرمی ما را فراهم می‌کرد.

 

واکنش محسن رضایی به موضوع اختلاف ارتش و سپاه + عکس

 

 

 
منبع:خبرگزاری ایلنا 
انتهای پیام