بررودکریز
بررودکریز

بررودکریز

شهید امیر سپهبد علی صیاد شیرازی

در بامداد 21 فروردین 1378، امیر سپهبد

 

 

علی صیاد شیرازی در حال خروج از منزل،

 

به وسیله ی منافقین مسلح در پوشش رفتگر،

 

در برابر دیدگان فرزندش به شهادت رسید

 

 

و منافقین کوردل، رسماً اقدام به این جنایت

 

 

 

 

هولناک را به عهده گرفتند.

 

 

دلم برای صیادم تنگ شده

 
 

 

 

 

 

 

http://www.shomalnews.com/photo/136575979658929706.jpg

 

 

 

صبح روز بعد از خاکسپاری ،
خانواده اش نماز صبح را خواندند و از آن طرف رفتند
بهشت زهرا(سلام الله علیها ) ،سر قبر صیاد .
اما پیش از آنها کسی دیگری هم آماده بود
امام خامنه ای گفت : دلم برای صیادم تنگ شده

 

 

 

 

 

 

مصاحبه‌ای منتشر نشده از سرلشکر سلیمانی در زمینه نقش «تبلیغات» در دفاع مقدس

 
 

 

 

 

 

 

 

سرلشکرحاج قاسم سلیمانی با اشاره به نقش واحد تبلیغات لشکر ثارالله در دفاع مقدس گفت: خط مقدم ما، عین مسجد بود و این نقش ارزنده‌ای که تبلیغات به عهده داشت، خط مقدم را به مسجد تبدیل می‌کرد.
کد خبر: ۲۱۲۲۹۲
تاریخ انتشار: ۲۱ آبان ۱۳۹۵ - ۰۱:۰۰ - 11November 2016
 

به گزارش دفاع پرس از کرمان، مصاحبه منتشره نشده از سرلشکرحاج قاسم سلیمانی با موضوع نقش واحد تبلیغات لشکر ثارالله کرمان در دفاع مقدس که در سال 1391 انجام شده است، از منظر مخاطبان می‌گذرد:

نقش تبلیغات را در دفاع مقدس چگونه ارزیابی می‌کنید؟

نقش تبلیغات در جبهه و جنگ نقشی بی‌بدیل و ارزنده بود که با همه سطوح جنگ ارتباط داشت.خط مقدم ما، عین مسجد بود و این نقش ارزنده‌ تبلیغات را نشان می‌داد که خط مقدم را به مسجد تبدیل می‌کرد.

 

از واحدهایی که به دلیل اهمیت آن، همه سطوح گردان‌ها و واحدهای جنگی، از کوچک ترین واحدها تا بزرگ ترین واحدها را دربر می‌گرفت، تبلیغات بود.

 

شاید بتوان گفت گسترده ترین واحد در بعد ساختاری و تشکیلاتی و نه در بعد عدد و نیروی انسانی، تبلیغات بود. تبلیغات،‌ بخشی بود که از نوک خط مقدم جبهه تا دورترین اردوگاه‌ها را کاملاً پوشش می‌داد و این گستردگی به مرور اتفاق افتاد به طوری که اوائل بسیار محدود بود ولی بعداً به سرعت منتشر شد و در هر گردانی یک مسئول تبلیغات گردان شکل گرفت.

 

به دلیل ابتکار گردان ها، هر کدام به دوربین، ماشین مجهز به بلندگو، بلندگوهای دستی نیز مجهز شدند و شب های عملیات هم، در خطوط تقسیم و توزیع می شدند.

 

اولین واحدی که همراه با واحد پشتیبانی در خط وارد می شد، واحد تبلیغات بود و در فیلم های جبهه هم که نشان می دهند، همان جا که درگیری هست، سر و صدای صوت و ایجاد احساسات و بالا بردن روحیه ی رزمندگان توسط بچه های تبلیغات، وجود دارد.نقش تبلیغات، عمق بخشی اعتقادی و معنوی در جبهه بود.

 

سردار، شما به نقش تبلیغی این بچه ها اشاره کردید، لطفا اشاره ای هم به نقش آن ها در رابطه با ترویج اعتقادات و معنویات بپردازید.

 

نقش اصلی تبلیغات علاوه بر توسعه ی معارف شیعی و دینی که نقشی استثنایی بود، در عمق بخشی اعتقادی و احساسی و روحیه دادن به رزمندگان، جدی و اساسی می نمود.

 

همچنین توزیع طلبه ها که نقش ارزنده ای در روحیه بخشی و عمق بخشی اعتقادی در دفاع مقدس داشتند، از دیگر فعالیت های این واحد بود.

 

کار طلبه ها در جبهه بر دو مبنا استوار بود، یکی برگزاری نمازهای جماعت و دعا و یکی شرکت در عملیات ها که پیگیری حضور طلبه ها، ائمه جمعه و جماعات در جبهه نیز با واحد تبلیغات بود.

 

معمولاً هیچ گردان و هیچ خطی بدون طلبه و روحانی و نماز جماعت و ادعیه نبود و با پیگیری های تبلیغات، همه‌ی ائمه جمعه و جماعات استان به نوبت به جبهه می آمدند و در خطوط مختلف توزیع می شدند.

 

نقش تبلیغات در توزیع پیشانی بندهای یا زهرا سلام الله علیها، یا حسین علیه السلام،‌یا مهدی عجل الله و ... در رنگ ها و اندازه های مختلف، نوشته‌جات روی لباس‌ها، کلاه‌ها و قمقمه‌ها که عبارت‌های بسیار زیبایی بود، نام گذاری خطوط و پیش‌بینی نمازخانه، مشهود بود.به همت واحد تبلیغات، خط مقدم ما مثل مسجد بود.

 

آیا بچه های تبلیغات در خط مقدم هم حضور داشتند؟

 

از دیگر فعالیت‌های واحد تبلیغات، این بود که نسبت به وضعیت دشمن، کارهای اعتقادی و تبلیغی را تنظیم می‌کرد و سنگر تبلیغات در همه‌ی خطوط در کنار سنگر فرماندهی بود و توزیع ادعیه، برگزاری دعا، نماز و اذان را به عهده داشت.

 

در واقع خط مقدم ما، عین مسجد بود و این نقش ارزنده‌ای بود که تبلیغات به عهده گرفته بود و خط مقدم را به مسجد تبدیل می‌کرد.

 

بچه‌های تبلیغات برای شب‌های عملیات، به خاطر این‌ که ماشین‌ها گم نشوند یا مسیر را به بیراهه و خطوط دیگر نروند و مهمات و نیروها مستقیماً به نقطه‌ی مورد نظر برسند، مسیر را علامت گذاری و با تابلو و فلش به سمت خط مورد نظر هدایت می کردند.خاطره نویسی و وصیت نامه نویسی، در جبهه، فرهنگ شد

 

ظاهرا برخی از فعالیت های بچه های تبلیغات، به واسطه ی نامه ها و وصیت نامه ها به پشت جبهه هم منتقل می شد، در این خصوص توضیحاتی بفرمائید.

 

بله واحد تبلیغات بعدها کارهای جدیدتری کرد و دفترچه‌هایی را بین رزمنده ها توزیع نمود به نام دفترچه خاطرات که بچه ها با ذوق، خاطرات خود را می نوشتند و بسیار ارزنده بود.

 

توزیع برگه های نامه و وصیت‌نامه ها که بسیار ذی قیمت بود، از دیگر اقدامات واحد تبلیغات بود و این گونه بود که وصیت نامه نویسی در جنگ به یک فرهنگ تبدیل شد و کمتر رزمنده ای وجود داشت که فاقد وصیت نامه باشد.

 

آیا عکس و فیلم هم در جبهه متولی خاصی داشت؟

 

از جمله فعالیت های واحد تبلیغات، راه اندازی عکاسی مرکزی و بایگانی عکاسی بود که همراه با همه‌ی عملیات ها تصاویر را ضبط می کرد و عکس های ارزشمندی می‌گرفت که به این ترتیب بایگانی مهمی در تبلیغات لشکرها راه افتاد.

 

فیلم والفجر8 که تصاویری از گیر افتادن عراقی ها در باتلاق رأس البیشه را نشان می دهد، از بهترین فیلم های دوران جنگ است که متعلق به تبلیغات لشکر ثارالله است و بارها از سیمای جمهوری اسلامی پخش شده است.

 

عکس های رنگی شهدا که زمینه ی قرمز و آبی دارد و بسیار زیبا هستند، کار تبلیغات بود.دنیایی از بیرق ها و پرچم‌هایی مزین به شعار الله اکبر، یا حسین(ع)، یا زهرا(س)، یا مهدی(عج)... با رنگ های مختلف که در جبهه به اهتراز در می آمد و فضای اسلامی و معنوی در جبهه ایجاد می کرد از ابتکارات تبلیغات بود که جلا و فضای ویژه ای به جبهه ها می داد.

 

شعارهایی که در صبح گاه و هنگام ورزش و مانور داده می شد و فرهنگ هایی که باب می شد، تنها مختص جبهه بود.

 

بعد از عملیات ها بچه های تبلیغات چه نقشی ایفا می کردند؟

 

بعد از عملیات های ناموفق، نقش تبلیغات در حفظ روحیه ی رزمندگان، تهییج احساسات، تنظیم بیعت نامه ها و برگزاری مجالس شهدا بسیار مهم بود.

 

تاثیرگذاری شخصیت حضرت امام(ره) بر رزمندگان چگونه بود؟

 

جنگ، تجلی حقیقی شخصیت امام خمینی( ره) در بعد اخلاق، دین، نمازو دعا بود و در واقع تمام سلوک امام در جنگ کپی شده بود و در یک جمله می توان ادعا نمود که جنگ تفسیر شخصیت "امام خمینی (ره)" بود همان گونه که می فرمایند؛ "الناس علی دین ملوکهم".

 

لطفا از شب های وداع و آئین معنوی شب های عملیات بفرمائید.

 

ج: از جمله باب های معرفتی که در جبهه راه افتاد، شب های وداع بود که نظیر آن را در تاریخ اسلام فقط در زمان امام حسین علیه السلام در کربلا و شب عاشورا می توان یافت.

 

در جبهه، همه ی گردان ها، شب وداع مفصلی داشتند،حلالیت طلبیدن، روحیه بخشیدن، وصیت کردن از جلوه های این شب ها بود، شب هایی که در آن خوف و ترس و ناراحتی و استرس و اضطراب نبود که منجر به فرار شود، بالعکس شب های وداع جزء با روحیه ترین شب های ما بود که رزمندگان را دگرگون می کرد.

 

با طنین نوارها و سرودهایی که در جبهه پخش می شد، دائما یک حالت معنوی در جبهه حاکم بود.به همان اندازه که ارزش اصلی ما در جنگ، فرهنگ دفاع مقدس بود، نقش تبلیغات در ترویج و توسعه این فرهنگ و استخراج از دل تاریخ و ادعیه نیز بسیار برجسته بود.

 

تابلو نوشته ها و نوع شعارهایی که بر روی تابلو ها نوشته می شد، از جمله" لبخند بزن بسیجی" از دیگر زوایای تبلیغات در جنگ بود. این تابلوها در عمق جبهه نیز نمود داشت؛ مثلا در هورالعظیم در دل آب هم به یک تکه نی؛ تابلو یا چوبی آویزان بود که شعاری روی آن نوشته شده بود و در هر مکانی هر چقدر هم کوچک، تابلوهایی نصب بود و یا در محورها مثلا "به طرف محور امام حسین علیه السلام"، "به طرف موقعیت شهید..."

 

یکی از مهم ترین ویژگی های جبهه این بود که هیچ وقت فضاهای سیاسی پشت جبهه را وارد جبهه نکرد و من هیچ وقت نفهمیدم بچه های خودمان دارای چه گرایش فکری سیاسی هستند و فضای معنوی که در جبهه حاکم بود، مسائل دیگر را در خود محو می کرد.

 

انتهای پیام/

 

ای کاش من هم در رکابت می زدم شمشیر


 به نام خداوند علی اعلی


 با سلام بر شیعیان آن حضرت


طرح گرافیک شهادت حضرت علی


تقدیم به مولی الموحدین ، امیرالمؤمنین علی ( علیه السلام )


ای برکشیده از عدالت بر ستم شمشیر 


ای کاش من هم در رکابت می زدم شمشیر


تو پهلوان پهلوانانی ، ابوالعشقی


حتّی در آب و آتشت آورده کم ، شمشیر


عشق تو را در دل چو دارم کی اثر دارد


در باورم یک لحظه طعنه ، برتنم شمشیر


تو مهربان بابایِ مظلومِ یتیمانی


ای ذوالفقارت خنده رو و پشت خم شمشیر


تو آمدی و عشق را با خویش آوردی


پیش از تو در باغ سخن می‌زد قدم شمشیر


تا نام سبزت در حریم آسمان پیچید


در دستهای نازنینت شد قلم شمشیر


بستی کمر را زیر لب با خویشتن گفتی :


آمادة آمادة آماده ام ، شمشیر !


فزتُ و ربّ الکعبه‌ات حاکی از آن دارد. 


کز چهرة مانند ماهت برده غم ، شمشیر


شق القمر کردی ، ز خون چهره ات پیداست


شد قاتلت مولای من هم زهر ، هم شمشیر

یاد درگذشتگان .../مرحوم مغفور حاج غلامحسین اسماعیلی کریزی





  • baghdashtkariz270498639‌ پنجشنبه است و دلم برای آنهایی که دیگر ندارمشان تنگ است جای خالی عزیزان
    چه مهمانان بی دردسری هستند رفتگان نه به دستی ظرفی را آلوده میکنند و نه به حرفی دلی را
    تنها به فاتحه ای قانعند