ذکر بسم الله الرحمن الرحیم پیک معراج است بر قلب سلیم
دل بود روشن مرا از یاد حق از می توحید او دارم رمق
با توکل بر کریم بی نیاز از مسیح الله سازم قصه ساز
حضرت
عیسی(علیهالسلام) یکی از پیامبران اولوالعزم و از انبیاء بنی اسرائیل
است، که نام مبارکش بیست و پنج بار در قرآن کریم ذکر شده است.[1]
عیسی اصل آن «یسوع» است، به معنی نجات دهنده، و مسیح،[2] لقب آن حضرت است، که سیزده بار در قرآن آمده و به معنی مبارک میباشد.
وی
پنج هزار و پانصد و هشتاد و پنج سال بعد از هبوط آدم(علیهالسلام) و پانصد
(یا پانصد و هفتاد یا شصت) سال، قبل از ولادت پیامبر اسلام(صلی الله علیه و
آله) در سرزمین کوفه در کنار رود فرات به دنیا آمد.[3]
ولادت
او به طور معجزه به اذن خدا، بدون پدر رخ داد، مادرش حضرت مریم(علیها
السلام) دختر عمران(علیهالسلام) از زنان با فضیلتی است، که نام مبارکش در
دوازده سوره قرآن و در سی و چهار آیه به صراحت ذکر شده، و ما شرح حال ا و
را در احوالات حضرت زکریا(علیهالسلام) بیان کردیم.
وی
در سی سالگی در بیت المقدس به پیامبری مبعوث شد و دارای شریعت مستقل و
کتابی به نام «انجیل» بود و پیوسته بنی اسرائیل را به سوی خدای یکتا دعوت
مینمود و بر اثر شرایط خاص زندگی ناگزیر بود، مجرد زندگی کند، او دارای
دوازده نفر یار مخصوص به نام «حواریون» بود، که همواره او را یاری میکردند
و به پیروان او نصاری گویند.[4]
عیسی(علیهالسلام)
سرانجام پس از سی و سه سال زندگانی، یهودیان تصمیم به قتلش گرفتند، اما
خداوند او را به آسمانها بالا برد و روزی در حوالی دمشق فرود خواهد آمد و
دجال را به قتل میرساند.[5]
تولد حضرت عیسی(علیهالسلام)
همانطور
که قبلاً اشاره کردیم، چون عمران(علیهالسلام)، پدر مریم(علیهاالسلام) در
دوران جنینی مریم(علیهاالسلام) از دنیا رفت، سرپرستی وی را حضرت
زکریا(علیهالسلام) شوهر خاله مریم(علیهاالسلام) به عهده گرفت و او را طبق
نذر مادرش به خدمت بیت المقدس گماشت.
مریم(علیهاالسلام)
روز به روز رشد کرده، تا اینکه به سن نه سالگی رسید، در این ایام، روزها
را روزه میگرفت و شبها را به عبادت میپرداخت و در میان بنی اسرائیل به
مقام ارجمندی رسیده بود و همگان منزلت او را آرزو میکردند.
وقتی
که مریم(علیهالسلام) به سن سیزده سالگی رسیده بود، خداوند یکی از فرشتگان
را به صورت یک جوان بسیار زیبایی به سوی وی فرستاد، هنگامی که
مریم(علیهالسلام) ا و را دید، چون که دختری بسیار پاکدامن و امین بود، از
این صحنه خیلی ناراحت شد و گمان کرد بشری است و اراده پلیدی درباره او
دارد، لذا به او گفت: من از شر تو به خدا پناه میبرم و رو به سوی او
میآورم، تا عفت و پاکدامنیام را مصون نگاه دارد، اگر از خدا میترسی و از
او بیمناکی، از من دور شو.
اما آن فرشته الهی، زبان به سخن گشود و گفت: نگران مباش، من فرستاده پرودرگارم، آمدهام تا پسر پاکیزهای به تو ببخشم.
از
شنیدن این سخن لرزش شدیدی وجود مریم(علیهاالسلام) را فرا گرفت و گفت:
چگونه ممکن است من صاحب پسری شوم، در حالی که تاکنون انسانی با من تماس
نداشته و هرگز زن آلودهای نبودم.
فرستاده
خدا در پاسخ گفت: صحیح است، ولی خداوند فرموده: که آفرینش پسری بدون پدر
بر من آسان است، ما میخواهیم او (عیسی) را نشانهای برای مردم قرار دهیم و
رحمتی از سوی ما بر آن ها باشد.[6] سپس آن فرستاده خدا در
مریم(علیهاالسلام) دمید،[7] و سرانجام وی باردار شد و آن فرزند موعود در
رحم او جای گرفت.
این
امر سبب شد که او از بیت المقدس به مکان دوردستی برود.[8] و تنها زندگی
نماید، ولی هر چه به روز وضع حمل نزدیک میشد، نگرانتر میگردید، زیرا با
خود میگفت: چه کسی از من بپذیرد که زنی بدون همسر، باردار شود؟ اگر به من
نسبت ناروا بدهند چه کنم؟
آنگاه که زمان وضع حمل رسید، درد و رنج زایمان، او را به کنار درخت خرمایی کشاند و به آن تکیه زد.
در
آنجا به خاطر آورد که به زودی مورد آماج تهمتهای ناروا قرار خواهد گرفت،
در آن هنگام آرزو میکرد: ای کاش! قبل از این ماجرا مرده بودم و به کلی
فراموش میشدم، ولی لطف و عنایت خدا شامل حالش شد و صدای
جبرئیل(علیهالسلام) را شنید، که از نزدیکی او و محل پایینتر از جایگاه
وی، او را مخاطب ساخته و به وی گفت: غمگین مباش، خداوند در قسمت پایین پای
تو، چشمه آب گوارایی را جاری ساخته است، تکانی به این دخت نخل بده، تا رطب
تازه بر تو فرو ریزد، از این غذای لذیذ بخور و از آن آب گوارا بنوش و چشمت
را به ا ین مولود جدید روشن دار و هرگاه به کسی از انسانها برخوردی کردی
که درباره مسأله بارداری و چگونگی آن از تو پرسید، به او پاسخ نده و با
اشاره بگو، من برای خداوند رحمان روزهای (روزه سکوت) نذر کردهام و با
احدی امروز سخن نمیگویم.[9]
هنگامی
که عیسی(علیهالسلام) متولد شد،[10] مریم(علیهاالسلام) او را در آغوش
گرفته و به سوی قومش آمد، وقتی که مردم او را دیدند، چه آنهایی که از تقوی
و پرهیزگاری مریم(علیهاالسلام) اطلاع داشتند و چه کسانی که بیاطلاع بودند
شگفت زده شده و برای آنان صحنهای غیر منتظره بود و گفتند: ای مریم! کار
بسیار زشت و بدی کردی، نه پدر تو مرد بدی بود و نه مادرت زن بدکارهای ، تو
چرا مرتکب چنین عملی شدهای؟
آنچه
را مریم(علیهاالسلام) توانست در قبال این طوفان تهمت و افترا انجام دهد
همان سفارش جبرئیل(علیهالسلام) بود، که با اشاره به سوی گهواره، از آنها
خواست که با فرزندش سخن بگویند!
قوم که از اشاره مریم(علیهاالسلام) بیشتر ناراحت شده بودند گفتند: ما چگونه با کودکی که در گهواره است سخن بگوییم؟
در
این هنگام عیسی(علیهالسلام) در گهواره زبان به سخن گشود و گفت: «من بنده
خدا هستم، خداوند به من کتاب (انجیل) داده و مرا پیامبر قرار داده است و
...» .[11]
هنگامی
که قوم به طور آشکار، سخنان فوق را از عیسی(علیهالسلام) شنیدند دریافتند،
که مریم(علیهاالسلام) از هر گونه ناپاکی، پاک و منزه است و
عیسی(علیهالسلام) بعد از این تکلم، تا زمانی که بزرگ شد و به حد زبان
گشودن رسید، دیگر سخن نگفت.[12]
رسالت حضرت عیسی (علیهالسلام)
پس
از آنکه حضرت عیسی(علیهالسلام) از نزد خدا وحی دریافت کرد و خدای متعال
تورات و انجیل را به او آموخت، وی را نزدیک سی سالگی به پیامبری مبعوث
گردانید.[13] او رسماً رسالت خود را در میان مردم اعلام کرد و آنها را به
پیروی خود فرا خواند و تلاش کرد تا از انحراف یهودیان جلوگیری کند و آنها
را از گمراهی باز دارد و حلال و حرام مورد اختلاف آنها را برایشان بیان
کند و برخی از چیزهایی که بر آنها حرام گشته بود برایشان حلال گرداند.[14]
جمعیت
یهود قبل از آمدن عیسی(علیهالسلام) طبق پیشگویی و بشارت
موسی(علیهالسلام) منتظر ظهور مسیح بودند، اما هنگامی که ظهور کرد و منافع
جمعی از افراد ستمگر و منحرف بنی اسرائیل به خطر افتاد، تنها جمعیتی محدود،
گرد او را گرفتند و افرادی که احتمال میدادند، اجابت دعوت
مسیح(علیهالسلام) و پیروی از احکام خدا موقعیت و مقام آنها را به خطر ا
ندازد، از پذیرفتن قوانین الهی سرپیچی کردند.
عیسی(علیهالسلام)
پس از دعوت مستدل و کافی، دریافت که جمعی از بنی اسرائیل اصرار در مخالفت و
گناه دارند و از هر گونه انحراف و کج روی دست بردار نخواهند بود. میان قوم
خود به پا خواست و گفت: چه کسانی مرا در راه خدا یاری میکنند؟
تنها
عده کمی به این دعوت پاسخ مثبت دادند، این عده افرادی پاک بودند که خداوند
از آنها به عنوان حواریون[15] نام برده است. حواریون آمادگی خود را برای
هر گونه کمک به مسیح (علیهالسلام) اعلام کردند و گفتند: پروردگارا! به
آنچه فرو فرستادهای ایمان آوردهایم و از فرستادهات پیروی میکنیم، پس ما
را در زمره اهل یقین قرار ده.[16]
معجزات حضرت عیسی(علیهالسلام)
بزرگان
آیین یهود چون دیدند، که عیسی(علیهالسلام) با غوطه ور شدن آنها در
عیاشیها و خوشگذرانیها مخالفت میورزد و فساد و تباهی آنها را آشکار
میسازد، از این رو بر مخالفت آن حضرت و تکذیب وی، همدست شدند و برای اینکه
او را در تنگنا قرار دهند.
از
وی درخواست کردند، تا دلیلی بر تأیید رسالت خویش بیاورد، خداوند نیز او را
با معجزاتی آشکار، مورد حمایت خویش قرار داد، آنجا که میفرماید: من از
طرف پروردگار شما نشانهای برایتان آوردهام.
من
از گل چیزی به شکل پرنده میسازم، سپس در آن میدمم، به اذن خدا به
پرندهای تبدیل میشود، کور مادرزاد را بینا میکنم، مبتلایان به بیماری
پیشی (برص) را بهبود میبخشم و مردگان را زنده میکنم و از آنچه میخورید و
در خانه خود ذخیره مینمایید خبر میدهم. قطعاً در اینها نشانهای برای
شما، به سوی حق است، اگر ایمان داشته باشید.[17]
معجزه
دیگر وی این بود، که حواریون درخواست کردند طعامی از آسمان بر آنها فرود
آید، تا از آن بخورند و دلشان با ایمان آرامش یابد و در تصدیق رسالت وی
پایدار بمانند.
این درخواست آنها که بوی شک میداد ، عیسی(علیهالسلام) را نگران کرد، لذا به آنها هشدار داد: اگر ایمان آوردهاید، از خدا بترسید.
حواریون
گفتند: ما میخواهیم از آن غذا بخوریم، تا قلبمان سرشار از اطمینان و یقین
گردد و به روشنی بدانیم که آنچه به ما گفتهای راست است و بر آن گواهی
میدهیم.
هنگامی
که عیسی(علیهالسلام) از حسن نیت آنها آگاه شد، به خدا عرض کرد: خدایا!
مائدهای (سفرهای از غذا) از آسمان برای ما بفرست، تا عیدی برای اول و آخر
ما باشد و نشانهای از جانب تو محسوب میشود و به ما روزی ده که تو بهترین
روزی دهندگان هستی.
خداوند
به عیسی(علیهالسلام) وحی کرد: من این غذا را برایتان نازل میکنم، ولی از
این به بعد، اگر کسی از شما کفر ورزد، او را چنان عذاب میکنم، که هیچ کس
را آن گونه عذاب نکرده باشم.[18]
مائده
نازل شد و در میان آن، چند قرص نان و چند ماهی بوده و چون مائده در روز
«یکشنبه» نازل شد، مسیحیان آن روز را روز عید نامیدند.[19]
خداوند
این چنین عیسی(علیهالسلام) را با آن معجزات روشن، مورد تأیید قرار داد تا
زبان یاوه گویان را بسته و در دل اهل تردید اطمینان و یقین به وجود آورد،
ولی یهودیانی که عیسی(علیهالسلام) میان آنان برانگیخته شده بود، افرادی
سخت دل بودند، لذا به مخالفت ا و برخواستند و مردم را از شنیدن دعوت و
رسالت ا و بازداشته و بر ضد او به توطئهگری میپرداختند.
وقتی
نقشههای آنان بینتیجه ماند، به فکر افتادند تا توطئه قتل آن بزرگ مرد
را فراهم سازند، آنها برای اجرای اهداف شوم خود، قیصر روم را تحریک کردند
و به او گفتند: اگر این وضع ادامه یابد، سلطنت تو واژگون خواهد شد، برای
حفظ سلطنت خود چارهای جز کشتن عیسی نداری.
حضرت
عیسی(علیهالسلام) از توطئه دشمن آگاه شد، مکان خود را با یاران مخصوصش
عوض کرد و در مخفیگاهها به سر میبرد، تا از گزند دشمن محفوظ بماند. یکی
از حواریون به نام (یهودا اسخریوطی) به گرفتن مقداری نقره، مکان
عیسی(علیهالسلام) را به دشمن نشان داد تا آن حضرت را دستگیر کرده و به دار
بزنند.[20]
عیسی(علیهالسلام)
و یاران مخصوص به داخل باغی وارد شدند و در آنجا مخفی گردیدند، ولی بر اثر
گزارش «یهودا» وقتی که شب فرا رسید و هوا تاریک گردید، جاسوسان و مأموران
دشمن از در و دیوار باغ وارد شدند و حواریون را احاطه کردند، وقتی که
حواریون خود را در خطر دیدند، عیسی(علیهالسلام) را تنها گذاشتند و
گریختند، در چنین لحظه خطرناک،خداوند عیسی(علیهالسلام) را تنها نگذاشت،
او را یاری کرد و وجودش را از چشم مهاجمان پوشانید.
خداوند
«یهودای» منافق را که پیوسته درباره عیسی(علیهالسلام) سخن چینی میکرد،
شبیه عیسی(علیهالسلام) قرار داد، مأموران او را دستگیر کردند، آن مرد بر
اثر وحشت و ناراحتی شدید، فوراً خود را باخت، دهانش لال شد و نتوانست خود
را معرفی کند و سرانجام به دار آویخته شد و به مکافات عمل خود رسید. قیصر
روم و وزیران و لشکریان پنداشتند که عیسی(علیهالسلام) را کشتهاند، ولی به
فرموده قرآن نه عیسی را کشتند و نه دار آویختند، ولی امر بر آنها مشتبه
شد.
در
جامعه آن روز منتشر شد، که عیسی(علیهالسلام) به دار آویخته شد، حتی
مسیحیان همین عقیده را دارند و شعار صلیب که در تمام شئون زندگی مسیحیان
دیده میشود، بر اساس این اعتقاد که مسیح(علیهالسلام) مصلوب (به دار
آویخته) شده و به شهادت رسیده است.
ولی
طبق نص قرآن او کشته نشده، بلکه خداوند او را به سوی آسمان بالا برد و هم
اکنون زنده است و طبق روایات،هنگام ظهور حضرت مهدی(علیهالسلام) به زمین
فرود خواهد آمد.
برگرفته از کتاب «قصههای قرآن» نوشته محمد جواد مهری
پیامبران (مقالات)
سخنرانی حجت الاسلام رفیعی با موضوع پیامبران
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
[1] - قاموس قرآن: ج 5، ص 71 و 82 – سور و آیاتی که نام عیسی یا مسیح یا ابن مریم (علیهاالسلام) در آنها ذکر شده است عبارتند از:
بقره،
آیات 87. 136و 253 – ال عمران، آیات 45، 52، 55، 59 و 84 – نساء، آیات
157، 163، 171، 172 – مائده، آیات 17، 46، 72، 75، 78، 110، 112، 114 و 116
– انعام، آیه 75 – توبه، آیات 30 و 31 – مریم، آیه 34 – مؤمنون، آیه 50 –
احزاب، ایه 7 – شوری، آیه 13 – زخرف، آیه 57 و 63 – حدید، آیه 27 – صف،
آیه 6، 14.
[2] - در اینکه چرا به حضرت عیسی(علیهالسلام) مسیح (مسح کننده و مسح شده) میگفتند: چند وجه ذکر کردهاند که عبارتند از:
الف) به خاطر میمنت وجود و برکتی که در وی بود.
ب) چون او با مسح طهارت و پاکیها خود را از گناه مصون داشت.
پ) او هیچ بیماری را مسح نمیکرد مگر آنکه بزودی خوب میشد.
ت) جبرئیل هنگام ولادت با بالهایش او را مسح نمود تا از شر شیطان در امان باشد. حیوة القلوب: ج 1، ص 293 – مجمع البیان: ج 3، ص 81.
[3]
- بحارالانوار: ج 14، 214 – حیوة القلوب: ج 1، ص 396 – احتجاج: ص 325 –
ولی برخی گویند حضرت عیسی(علیهالسلام) در شهر ناصره یا بیت المقدس و یا
بیت لحم در عصر سلطنت فرهاد پنجم یکی از شاهان اشکانی متولد شد (قصههای
قرآن: ص 423 – قاموس : ج 7، ص 74 – حیوة القلوب: ج 1،ص 397).
[4]
- این لفظ چهارده بار در قرآن آمده و واحد آن نصرانی میباشد که یکبار در
قرآن ذکر شده است، در علت این تسمیه چند قول است: قویتر از همه، قول ابن
عباس میباشد که ناصره شهری است در منطقه فلسطین، چون زمان کودکی و طفولیت
مسیح (علیهالسلام) در آنجا سپری گشته، لذا به آن حضرت عیسای ناصری
میگفتند، در نتیجه پیروان آن حضرت را نصرانی و نصاری گفتند. (قاموس قرآن: ج
7، ص 74).
[5] - تفسیر قمی: ج 2، ص 270.
[6] - اقتباس از سوره مریم، آیات 16-21.
[7]
- البته در اینکه چگونه این فرزند به وجود آمد: آیا جبرئیل(علیهالسلام)
در پیراهن او دمید یا در دهان او، در قرآن سخنی از آن به میان نیامده، هر
چند کلمات مفسرین در این زمینه مختلف است.
[8] - در اینکه این مکان دور دست کجا بوده برخی معتقدند شهر ناصره است.
[9] - اقتباس از سوره مریم، آیه 22-26 – کافی:ج 8، ص 126.
[10]
- در اینکه دوران حمل مریم(علیهاالسلام) چه اندازه بود؟ میان مفسران
اختلاف نظر است: طبق برخی روایات از میان انبیاء و اوصیاء تنها عیسی بن
مریم و حسین بن علی و حضرت یحیی(علیهم السلام) شش ماهه به دنیا آمدند.
کافی: ج 1، ص 464 – علل الشرایع: ص 206.
[11] - اقتباس از سوره مریم، آیات 27-32 – تفسیر قمی:ج 2، ص 48.
[12] - بحارالانوار: ج 14، ص 229.
[13]
- سورههای آل عمران، آیه 48 – مائده، آیه 46 – طبق روایتی در پنجاه و
یکمین سال از دوران حکومت «ایسخ بن اشکان» عیسی بن مریم(علیهالسلام) به
پیامبری مبعوث گردید، او به بیت المقدس آمده و تا سن سی و دو سالگی بنی
اسرائیل را به خدا پرستی دعوت کرد(کمال الدین: ص 224).
[14] - اقتباس از سورههای زخرف، آیات 63 و 64 – نساء، آیات 160 و 161.
[15]
- «حواریون جمع «حورای» از ماده حور» به معنی شستن و سفید کردن است، اما
در اینکه چرا شاگردان مسیح(علیهالسلام) را به این نام میخوانند، احتمالات
متعددی بیان شده ولی آنچه نزدیکتر به ذهن میرسد این است: که آنها علاوه
بر ا ینکه قلبی پاک و روحی با صفا داشتند در پاکیزه ساختن و روشن نمودن
افکار دیگران شستشوی مردم از الودگی و گناه، کوشش فراوانی داشتند. (تفسیر
نمونه: ج 2، ص 426 – حیوة القلوب: ج 1، ص 410).
[16] - اقتباس از سوره آل عمران، آیات 52-53.
[17] - اقتباس از سوره، آل عمران، آیات 49-50.
[18] - اقتباس از سوره مائده، آیات 112-115.
[19] - حیوة القلوب: ج 1، ص 418.
[20] - اقتباس از سورههای نساء، آیه 157 – آل عمران، آیه 55 – حیوة القلوب: ج 1، ص 438 – قصص قرآن: ص 153 – اسلام قرآن: ص 268.

باسمه تعالی

« داستان مسیح (علیه السلام) »
نام مادر مسیح، مریم دختر عمران بود. مادر مریم، وقتی او را حامله شد، نذر کرد فرزند در شکم خود را، بعد از به دنیا آمدن خادم مسجد (محرر) کند، و او در حالی این نذر را میکرد که میپنداشت فرزندش پسر خواهد بود. ولی وقتی که او به دنیا آمد و فهمید که او دختر است، اندوهناک شد و حسرت خورد. نامش را "مریم" یعنی خادمه نهاد. پدر مریم قبل از ولادت او از دنیا رفته بود، به ناچار خود او دخترش را در آغوش گرفته به مسجد آورد و او را به کاهنان مسجد که یکی از آنان زکریا بود تحویل داد. کاهنان در باره کفالت مریم با هم مشاجره کردند و در آخر به این رضایت دادند که در این باره قرعه بیندازند و چون قرعه انداختند زکریا برنده شد و او عهدهدار سرپرستی مریم گشت تا وقتی که مریم به حد بلوغ رسید، در آن اوان، زکریا حجابی بین مریم و کاهنان برقرار نمود و مریم در داخل آن حجاب مشغول عبادت بود ...
مریم (علیها السلام) صدیقه و به عصمت خدا معصوم بود، طاهره بود، برگزیده شده و محدث و مرتبط با ملائکه بود. مریم یکی از آیات خدا برای همه عالمیان بود. ملکی از ملائکه به او گفت که خدا تو را برگزیده و تطهیر کرده ...(1)
بعد از آنکه مریم (علیها السلام) به حد بلوغ رسید و در حجاب محراب قرار گرفت، خدای تعالی روح را (که یکی از فرشتگان بزرگ خدا است) نزد او فرستاد و روح به شکل بشری تمام عیار در برابر مریم مجسم شد و به او گفت که فرستادهای است از نزد معبودش، و پروردگار وی را فرستاده تا به اذن او پسری به وی بدهد، پسری بدون پدر، و او را بشارت داد به اینکه به زودی از پسرش معجزات عجیبی ظهور میکند و خداوند به زودی او را با روح القدس تایید نموده، و به او کتاب و حکمت و تورات و انجیل میآموزد و او را به عنوان رسولی به سویبنی اسرائیل می فرستد(2) ...
عیسی (علیه السلام) در اوان جوانی به رسالت به سوی بنی اسرائیل مبعوث گردید و مأمور شد تا ایشان را به سوی دین توحید بخواند و بگوید که من با معجزهای از ناحیه پروردگارتان به سوی شما آمدهام. آن معجزه این است که برای شما (و پیش رویتان) از گل چیزی به شکل مرغ میسازم و سپس در آن میدمم، به اذن خدا مرغ زندهای میشود. من کور مادرزاد و بیمار برصی غیر قابل علاج را شفا میدهم و مردگان را به اذن خدا زنده میکنم و از آنچه میخورید و از آنچه در خانههایتان ذخیره میکنید به شما خبر میدهم، در این برای شما آیتی است بر اینکه خدا رب من و رب شما است و باید او را بپرستید.(3)
عیسی (علیه السلام) مردم را به شریعت جدید خود که همان تصدیق شریعت موسی (علیه السلام) است دعوت میکرد، چیزی که هست بعضی از احکام موسی (علیه السلام) را نسخ نمود(4) و بارها میفرمود: من با حکمت به سوی شما فرستاده شدهام، تا آنچه را مورد اختلاف شماست برایتان بیان کنم و نیز میفرمود: ای بنی اسرائیل من فرستاده خدا به سوی شمایم، در حالی که تورات را که کتاب آسمانی قبل از من بوده تصدیق دارم و در حالی که بشارت میدهم به رسولی که بعد از من میآید و نامش "احمد" است.
عیسی (علیه السلام) هم چنان بنی اسرائیل را به توحید خدا و شریعت جدید دعوت می کرد تا وقتی که از ایمان آوردنشان مأیوس شد و وقتی طغیان و عناد مردم را دید و استکبار کاهنان و احبار یهود از پذیرفتن دعوتش را مشاهده کرد، از میان عده کمی که به وی ایمان آورده بودند چند نفر "حواری" انتخاب کرد تا او را در راه خدا یاری کنند.
از سوی دیگر یهود بر مسیح (علیه السلام) شورید و تصمیم گرفت او را به قتل برساند، ولی پروردگار او را از دست یهود نجات داد و به سوی خود بالا برد اما مسأله مسیح (علیه السلام) برای یهود مشتبه شد، بعضی خیال کردند که او را کشتهاند، بعضی دیگر پنداشتند که او را به دار آویختهاند، ولی خداوند فرمود: نه آن بود و نه این، بلکه امر بر آنان مشتبه شد.(4)
و اینها همه بخشی از آن چیزی است که قرآن کریم در داستان مسیح (علیه السلام) و مادرش مریم (علیها السلام) فرموده است ...
« برگرفته از تفسیر المیزان، تألیف علامه طباطبایی (ره)،(با اندکی تصرف) »
میلاد باسعادت
پیام آور توحید و مهربانی،
حضرتعیسی مسیح (علیه السلام)
را بر تمامی موحدین جهان تهنیت باد.

http://barrud.rasekhoonblog.com/
حضرت عیسی بن مریم(ع)، پیامبر بزرگ الهی، در روز ۲۵ دسامبر سال اول میلادی یعنی ۶۲۲ سال قبل از هجرت پیامبر بزرگ اسلام(ص)، در بیت لحم واقع در سرزمین فلسطین به دنیا آمد؛ امّا با این حال تاریخ تولد حضرت عیسی(ع) دقیق نبوده و در این زمینه اختلاف نظر وجود دارد. در این ایام مسیحیان جهان؛ به دلیل آغاز سال نو میلادی و سال روز میلاد حضرت عیسی علیه السلام؛ در جشن و سرور و شادی به سر می برند. این ایام بهانه و فرصت خوبی است که پیرامون دیدگاه اسلام درباره حضرت عیسی علیه السلام مطالبی را ارائه نماییم.
حضرت عیسی علیه السلام چهارمین پیامبر اولوالعزم است. پیامبری که علاوه بر موعظه کردن، بیماران را شفا می داد و ارواح خبیث را از روان جن زدگان بیرون می راند؛ یاور مستضعفان و محرومان اجتماعی بود، به زنان و کودکان بسیار احسان می کرد و با سختگیری های برخی از فریسیان و تندروی های انقلابی متعصبان مخالف بود.
درقرآن کریم نام حضرت مسیح 23 مرتبه با اسم عیسی، 11 بار با نام مسیح و 2 مرتبه به وصف ابن مریم آمده است. عیسی که صاحب کتاب انجیل است، در بیت اللحم در جنوب اورشلیم، از مادری پاک به نام مریم زاده شد. واژه عیسی در زبان عبری به معنای «خدا کمک می کند» و مسیح به معنای «نجات دهنده» است که به زبان یونانی به «کریستوس» ترجمه شده به همین دلیل به پیروان مسیح «کریستیان» می گویند.
از طرفی، کلمه مسیح به قدرت سیاسی؛ اجتماعی مسیح اشاره دارد و در فرهنگ یهودیان، مسیح یعنی کسی که برای بدست گرفتن قدرت اجتماعی آماده شده و این لفظ برای طالوت، داود و حضرت سلیمان علیه السلام نیز بکار رفته است و در معنای لغوی یعنی کسی که با روغن مقدس، تعمید یافته است؛ که مفصل در قرآن کریم و در دیگر منابع مسیحی در عهد جدید و قدیم، بدان اشاره شده است.
درباره حضرت عیسی بن مریم در سوره آل عمران می فرماید: «وَ رَسُولًا إِلی بَنِی إِسْرائِیلَ أَنِّی قَدْ جِئْتُکمْ بِآیةٍ مِنْ رَبِّکمْ» پیامبری به سوی بنی اسرائیل(یعنی عیسی) به مردم گفت من برای شما از ناحیه پروردگار معجزه ای آورده ام، به این ترتیب: «أَنِّی أَخْلُقُ لَکمْ مِنَ الطِّینِ کهَیئَةِ الطَّیرِ فَأَنْفُخُ فِیهِ فَیکونُ طَیراً بِإِذْنِ اللَّهِ» من می سازم برای شما از گِل به شکل مرغ و سپس می دمم در آن. «وَ أُبْرِئُ الْأَکمَهَ وَ الْأَبْرَصَ وَ أُحْی الْمَوْتی بِإِذْنِ اللَّهِ» شفا می دهم کور مادرزاد را و پیس را و زنده می کنم مرده را به اذن پروردگار. اینجا در کمال صراحت، فعل را به خودش نسبت می دهد ولی می گوید به اذن پروردگار.[1]
در مورد مکان تولد تصویری که اناجیل به ما می دهند با تصویری که قرآن به ما می دهد متفاوت است. داستان انجیل این گونه است که: «حضرت مریم به همراه شوهر یا نامزدش یوسف نجار برای شرکت در سرشماری به جنوب فلسطین یعنی بیت اللحم می روند؛ در بیت اللحم به خاطر شلوغی جایی را پیدا نمی کنند و مجبور می شوند در یک آغولی شب را به صبح برسانند که در همان شب، عیسی به دنیا می آید، یعنی محل تولد ایشان آغول گوسفندان و جایی بوده است که حیوانات را نگه می داشتند و دو نفر هم حضور داشته اند؛ یکی یوسف نجار و دیگری مریم؛ در حالی که قرآن محل تولد را مکان شرقی معرفی می کند «وَ اذْکرْ فِی الْکتابِ مَرْیَمَ إِذِ انْتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِها مَکاناً شَرْقِیًّا»[3] کسی هم همراه مریم نبوده است و نگاه قرآن به مکان تولد و وقایع میلاد آن حضرت با کمال احترام و حفظ حرمت پیامبر الهی است در حالی که در انجیل تحریف شده، این وقایع به صورتی نقل شده که از ساحت مقدس انبیای الهی به دور است.
در مورد زمان تولد هم تاریخ های مختلفی گفته شده است؛ خود مسیحیان با محاسبه ای که ما می کنیم معتقدند حضرت مسیح، چهار سال قبل از تاریخ میلادی که اکنون برای او معین کرده اند به دنیا آمده است و این تاریخ میلادی دقیق نیست، زیرا تاریخ میلادی را ششصد سال بعد از میلاد مسیح به عنوان تاریخ میلادی قرار دادند لذا در محاسبه اشتباه کرده اند و اگر بخواهیم تاریخ دقیق میلادی را محاسبه کنیم الان در سال 2014 باید باشیم و چهار سال با تاریخ کنونی اختلاف است؛ در مورد فصل هم اطلاع دقیقی در دست نیست و اینکه مسیحیان زمستان و کریسمس را به عنوان زمان تولد مسیح جشن می گیرند دقیق نیست و به احتمال زیاد این را از «میترا پرستان» گرفته اند؛ گفتنی این امر ضروری است که جشن های کریسمس از قرن چهاردهم به بعد متداول شده است و جشن هایی به نام جشن کریسمس تا قبل از این قرن نداشته ایم.
در مورد چگونگی تولد، اختلافی بین قرآن و اناجیل وجود دارد، اناجیل می گویند: وقتی عیسی مسیح در آن آغول گوسفندان که عیسی به دنیا آمد، فرشتگان، چوپان هایی که در اطراف آن منطقه بودند را خبر کردند که بیائید در اینجا نوزاد مبارکی به دنیا آمد است و مجوسی هایی که از شرق به آن منطقه آمده بودند به دنبال یک ستاره که در محل تولد، طلوع کرده بود به آن منطقه رفته بودند؛ و وقتی هم که مردم به آنجا آمدند، همگان فکر می کردند که عیسی فرزند مریم و یوسف است و طبق گزارش اناجیل، هیچ کس اطلاع نداشت که حضرت عیسی پدر ندارد. اما اسلام، نامی از یوسف نجار نمی برد و بیان می کند که در محل تولد حضرت عیسی فقط حضرت مریم(س) هست و وقتی که به واسطه روح القدس به این فرزند آبستن می شوند در ابتدا خیلی ناراحت می شوند، ولی خدا در این خصوص و برای تسلی دل حضرت مریم می فرماید که این امر الهی است.
همگان از تولد عیسی تعجب می کنند و به او تهمت می زنند و حضرت عیسی به خاطر رفع این تهمت در گهواره سخن می گوید و مسئله تولد عیسی به سرعت در بین بنی اسرائیل می پیچد:
«فَأَتَتْ بِهِ قَوْمَها تَحْمِلُهُ قالُوا یا مَرْیَمُ لَقَدْ جِئْتِ شَیْئاً فَرِیًّا(27)یا أُخْتَ هارُونَ ما کانَ أَبُوک امْرَأَ سَوْءٍ وَ ما کانَتْ أُمُّک بَغِیًّا (28)فَأَشارَتْ إِلَیْهِ قالُوا کیْفَ نُکلِّمُ مَنْ کانَ فِی الْمَهْدِ صَبِیًّا (29)قالَ إِنِّی عَبْدُ اللَّهِ آتانِیَ الْکتابَ وَ جَعَلَنی نَبِیًّا (30)وَ جَعَلَنی مُبارَکاً أَیْنَ ما کنْتُ وَ أَوْصانی بِالصَّلاةِ وَ الزَّکاةِ ما دُمْتُ حَیًّا (31)وَ بَرًّا بِوالِدَتی وَ لَمْ یَجْعَلْنی جَبَّاراً شَقِیًّا(مریم آیات 27-32) حتی در انجیل «متی» اولین مطلبی که در این خصوص آورده است، نسب نامه عیسی علیه السلام است و در حقیقت نام اجداد یوسف نجار را می شمارد و در واقع ایشان را فرزند یوسف نجار معرفی می کند.
در این مورد بین قرآن و اناجیل اختلاف است؛ به طوری که حضرت مریم در قرآن، شخص پاک و پاکیزه و معصوم و دارای علو درجه یاد می شود؛ در قرآن آمده: «وَ إِذْ قالَتِ الْمَلائِکةُ یا مَرْیَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاک وَ طَهَّرَک وَ اصْطَفاک عَلی نِساءِ الْعالَمینَ؛ و [یاد کن] هنگامی را که فرشتگان گفتند: ای مریم، خداوند تو را برگزیده و پاک ساخته و تو را بر زنان جهان برتری داده است.»(آل عمران،42) یا در آیه ای او را صدیقه معرفی می کند «وَ أُمُّهُ صِدِّیقَةٌ(مائده، 75) اما در اناجیل، مریم را یک زن عادی معرفی می کند و تنها امتیاز او این است که فرزندی به دنیا می آورد که بعدها «فرزند خدا» نامیده شد و مسیحیت بعد از قرن ها متوجه این مطلب شدند که باید جایگاه مریم را بالا ببرند تا اینکه در قرن گذشته کلیسا اعلام کرد که بر ما الهام شده مریم هم مانند عیسی به آسمانها رفته است. این تفکرات دقیقاً بر عکس نظر قرآن کریم است، زیرا قرآن کریم چهره ای عالی از حضرت مریم(س) معرفی کرده است و او را بانویی عابده و دارای کرامات معنوی بسیار دانسته است.
برای حضرت عیسی؛ القاب متفاوتی؛ در مسیحیت گفته شده است؛ که خیلی از این اسم ها ساختگی است و واقعیت ندارد؛ ولی اسامی معروف ایشان در بین مسیحیت عبارتند از: «عیسی» که در اصل «یشوع» بوده به معنی «نجات دهنده» و یهودیان آن را «یسوس» می خواندند و در عربی هم «عیسی» می گویند و اسامی دیگری هم برای ایشان گفته اند مانند؛ بنده خدا؛ منجی؛ را ه؛ حقیقت، شبان؛ نیکو؛ کلمه خدا؛ زندگی و... اما در قرآن تنها دو نام برای ایشان آمده است یکی «عیسی» که 23 بار در قرآن آمده است و دیگری «مسیح» که 9 بار در قرآن ذکر شده است.
در قرآن آمده است: «إِذْ قالَتِ الْمَلائِکةُ یا مَرْیَمُ إِنَّ اللَّهَ یُبَشِّرُک بِکلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسیحُ عیسَی ابْنُ مَرْیَمَ وَجیهاً فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ وَ مِنَ الْمُقَرَّبینَ؛ [یاد کن] هنگامی[را] که فرشتگان گفتند: ای مریم، خداوند تو را به کلمهای از جانب خود، که نامش مسیح، عیسی بن مریم است مژده میدهد، در حالی که[او] در دنیا و آخرت آبرومند و از مقربان[درگاه خدا] است»(آل عمران، 45) که هم نام مسیح و هم نام عیسی بن مریم در آن آمده است و جالب است که همواره «عیسی بن مریم» گفته است.
کلمه مسیح به قدرت سیاسی؛ اجتماعی مسیح اشاره دارد و در فرهنگ یهودیان، مسیح یعنی کسی که برای بدست گرفتن قدرت اجتماعی آماده شده و این لفظ برای طالوت، داود و حضرت سلیمان علیه السلام نیز بکار رفته است و در معنای لغوی یعنی کسی که با روغن مقدس، تعمید یافته است؛ و داستان آن از این قرار است که: وقتی خواستند طالوت را به عنوان حاکم برای یهودیان انتخاب کنند؛ سموئیل نبی ایشان را با روغن مقدس تعمید داد و بعد از ایشان داود را و... غسل تعمید دادند، پس تعمید دادن با روغن مقدس برای بدست گرفتن قدرت است؛ حضرت عیسی هم اگر مسیح نامیده می شود چون ایشان برای ایجاد حکومت اقدام کرده است. متاسفانه مسیحیان برای رسیدن به اهداف خود از ایشان چهره ای معرفی می شود که گویا ایشان با حکومت و کار های اجتماعی کاری نداشت و فردی گوشه گیر و منزوی بود! در حالیکه حضرت مسیح هم مثل سایر انبیاء الهی می خواستند احکام الهی را اجرا کنند و لفظ مسیح اشاره به این دارد که آن حضرت هم می خواسته حکومتی بر قرار کند و اتفاقا این مبارزه را هم شروع کردند و اولین درگیری ایشان با کاهنان معبد حضرت سلیمان بود، حکومت داخلی یهودی ها را بزرگان بنی اسرائیل به عهده داشتند و آن حضرت با کاهنان درگیر می شوند که چرا احکام شریعت را خوب اجرا نمی کنند.
در قرآن درباره دوره قبل از بعثت ایشان مطلب خاصی نداریم؛ و مهم ترین مطلبی که درباره این دوره گفته شده است، مسئله سخن گفتن در گهواره است که ایشان در گهواره سخن می گوید و خودش را بنده خدا معرفی می کند بیش از این درباره دوره کودکی ایشان به طور صریح مطلبی نداریم و از اناجیل هم گزارش دقیق و واضحی درباره کودکی ایشان به ما نرسیده است.
اما وقتی ایشان به بعثت می رسند قرآن چهر ه ای از اعمال و تکالیف ایشان معرفی می کند که ایشان چه کار هایی را انجام می دادند و چه تعالیمی داشته اند؛ اولین کارهایی که قرآن از ایشان خبر می دهد، معجزاتی است که از ایشان سر زده است مانند شفای بیماران،؛ شفای کور مادر زاد؛ شفای کسی که مبتلا به پیسی شده است؛ زنده کردن مردگان؛ ساختن پرنده از گل و دمیدن روح در او به اذن الهی و تاکید هم می شود که همه این ها به اذن الهی است در سوره مائده می فرماید: «إِذْ قالَ اللَّهُ یا عیسَی ابْنَ مَرْیَمَ اذْکرْ نِعْمَتی عَلَیْک وَ عَلی والِدَتِک إِذْ أَیَّدْتُک بِرُوحِ الْقُدُسِ تُکلِّمُ النَّاسَ فِی الْمَهْدِ وَ کهْلاً وَ إِذْ عَلَّمْتُک الْکتابَ وَ الْحِکمَةَ وَ التَّوْراةَ وَ الْإِنْجیلَ وَ إِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّینِ کهَیْئَةِ الطَّیْرِ بِإِذْنی فَتَنْفُخُ فیها فَتَکونُ طَیْراً بِإِذْنی وَ تُبْرِئُ الْأَکمَهَ وَ الْأَبْرَصَ بِإِذْنی وَ إِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتی بِإِذْنی وَ إِذْ کفَفْتُ بَنی إِسْرائیلَ عَنْک إِذْ جِئْتَهُمْ بِالْبَیِّناتِ فَقالَ الَّذینَ کفَرُوا مِنْهُمْ إِنْ هذا إِلاَّ سِحْرٌ مُبینٌ؛ [یاد کن] هنگامی را که خدا فرمود: ای عیسی پسر مریم، نعمت مرا بر خود و بر مادرت به یاد آور، آن گاه که تو را به روح القدس تأیید کردم که در گهواره[به اعجاز] و در میانسالی[به وحی] با مردم سخن گفتی؛ و آن گاه که تو را کتاب و حکمت و تورات و انجیل آموختم؛ و آن گاه که به اذن من، از گِل[چیزی] به شکل پرنده میساختی، پس در آن میدمیدی، و به اذن من پرندهای میشد، و کور مادرزاد و پیس را به اذن من شفا میدادی؛ و آن گاه که مردگان را به اذن من[زنده از قبر] بیرون میآوردی؛ و آن گاه که[آسیب] بنی اسرائیل را-هنگامی که برای آنان حجّتهای آشکار آورده بودی- از تو باز داشتم. پس کسانی از آنان که کافر شده بودند گفتند: این[ها چیزی] جز افسونی آشکار نیست.»(مائده،110) که اکثر معجزات مسیح در این آیه آمده است و در اناجیل هم به این معجزات اشاره شده است بجز سخن گفتن در گهواره و ساختن پرنده که این دو را در اناجیل نداریم؛ اما تعجب اینجاست که در انجیل یوحنا اولین معجزه ایشان را ساختن شراب می دادند.[4]
در اوصاف ایشان نماز و عبادت ذکر شده است که «وَ جَعَلَنی مُبارَکاً أَیْنَ ما کنْتُ وَ أَوْصانی بِالصَّلاةِ وَ الزَّکاةِ ما دُمْتُ حَیًّا» و هر جا که باشم مرا با برکت ساخته، و تا زندهام به نماز و زکات سفارش کرده است«(مریم،31) تصریحا به نماز و زکات اشاره می کند که ایشان از عابدان و زاهدان بوده اند و هیچ گاه شریعت را کنار نگذاشته اند.
تناقض گویی که مسیحیت دچار آن می باشد این است که چرا مسیحیان به شریعت عمل نمی کنند و باید به این سئوال جواب دهند که چطور بود که حضرت عیسی علیه السلام اعمال عبادی اش را انجام می داد، ولی مسیحیان از عیسی تبعیت نمی کنند؛ از منظر قرآن، ایشان شریعت داشته و خودش هم به شریعت عمل می کرده است و دیگران را هم دعوت به آن شریعت کرده است و از نظر اخلاقی هم ایشان بسیار انسان نیکوکاری بوده اند «وَ بَرًّا بِوالِدَتی وَ لَمْ یَجْعَلْنی جَبَّاراً شَقِیًّا؛ خدا به من وصیت کرده است که به مادرم نیکی کنم و جبار و شقی نباشم»(مریم،32) برخلاف انجیل یوحنا که چهره ای پرخاشگر نسبت به مادر از ایشان نشان می دهد در همان انجیل یوحنا در «داستان شراب» وقتی مادرش به او می گوید، شراب ندارم، عیسی می گوید: «ای زن مرا با تو چکار است.»[5] و یک حالت پرخاشگری دارد بر خلاف قرآن که او را نسبت به مادر بسیار نیکو کار می شمارد و همچنین چهره عیسی در قرآن به عنوان شخصی مبارک مطرح می شود که «وَ جَعَلَنی مُبارَکا» و انسانی صالح معرفی می گردد «وَ زَکرِیَّا وَ یَحْیی وَ عیسی وَ إِلْیاسَ کلٌّ مِنَ الصَّالِحینَ»(الأنعام، 85) و اینها همه نشان می دهد که اسلام چه چهره عالی از مسیح معرفی می کند و اناجیل سعی می کنند که عیسی را از آن مقام بلند بکاهند.
مسیحیت، حضرت عیسی را به عنوان پسر یکی از اقانیم سه گانه [6]معرفی می کنند و در مناظره ای که امام رضا علیه السلام با یکی از مسیحیان داشتند، حضرت خطاب به ایشان می گویند که حضرت عیسی اشکال بزرگی داشت و آن هم این بود که اصلا عبادت نمی کرد. آن عالم مسیحی ناراحت می شود و می گوید: «خیر ایشان شب و روز نماز می خواند» و بر صحبت خود نیز خیلی تاکید می کند در این وقت حضرت می فرمایند این مطلب که ایشان اهل عبادت بوده اند دلیل بر این مطلب است که ایشان خدا نیست و بنده خدا بوده اند.[7] و این همه تاکید در اناجیل بر عبادت کردن ایشان دلیل بر همین مطلب است و قرآن هم او را به عنوان یک پیامبر معرفی می کند.[8]
قرآن بر دو نکته تاکید می کند یکی اینکه حضرت عیسی تایید کننده تورات بوده است «مُصَدِّقاً لِما بَیْنَ یَدَیَّ مِنَ التَّوْراةِ»؛ و این مطلب در اناجیل هم آمده است که «من نیامده ام که تورات را نسخ کنم بلکه آمده ا م آن را کامل کنم». حضرت عیسی علیه السلام خود شریعت داشته و تکمیل کننده شریعت موسی بوده است و در ادامه همین آیه جنبه بشیر بودن ایشان را مطرح می کند که بشارت دهنده به رسالت حضرت محمد(ص) است وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ یَأْتی مِنْ بَعْدِی اسْمُهُ أَحْمَدُ(صف، 6)» در اناجیل، نکته دوم را نگفته اند مگر انجیل «برنابا» که بشارت دادن را آورده است و مسیحیان آن انجیل را قبول دارند.
حوارییون، استمرار دهندگان نهضت مسیح هستند و در اناجیل اربعة در بخش اعمال رسولان به حوارییون پرداخته است. قرآن حواریون را انسان هایی پاکیزه، مومن و خوش قلب معرفی می کند[9]. و چهره وجیهی از ایشان بیان می کند و وصی حضرت عیسی هم از بین آنها بوده اند، اما در اناجیل اینگونه نیست بلکه چهره های نامناسب و زشتی از آنان معرفی می کند که ایشان افرادی کم فهم و سست دل و بی ایمان بوده اند و خیلی در اجتماع تاثیر گذار نبوده اند؛[10] بر خلاف اسلام که ایشان را مومن و وارسته می داند. اناجیل اربعة چهره ای از مسیح معرفی می کند که هرچند گزارش کاملی هم نمی دهد ولی با وجود همه اینها آن چهره ای که اناجیل از ایشان ترسیم می کنند غیر از آن چهره ای است که مسیحیان به آن توجه دارند. حضرت عیسی آمده بود تا قوانین شریعت و الهی را اجرا بکند و نیامده بود تنها خودش و چند نفر را نجات بدهد، آن حضرت اهل کوشش و جهاد بودند؛ در «لوقا» آمده است «من آمده ام تا آتشی در زمین بپا افروزم پس آن چه می خواهم الان در گرفته است»[11] پس معلوم می شود که حضرت عیسی علیه السلام برای مبارزه آمده است و حتی یارانش را دعوت می کند تا شمشیر و ادوات جنگی تهیه کند تا بتواند مبارزه کنند و کسی که شمشیر ندارد جامه خود را فروخته و آن را بخرد. این که نسبت به مسیح می گویند:به سیاست کاری نداشته است اینگونه نبوده است بلکه مستقیما به پادشاه حمله می کند، مسیحیان می گویند که آن حضرت سکولار بود اصلاً اینگونه نیست، ایشان فردی سیاسی و مبارز و قوی بوده است و سیاست او عین دیانت او و دیانت او عین سیاست او بوده است.
در مورد سرنوشت مسیح همه اناجیل، گزارش تقریبا واحدی دارند که بر اساس آن؛ بزرگان معبد سلیمان جمع شدند و توطئه ای چیدند و حضرت را دستگیر کردند و تحویل حاکم رومی دادند و حاکم رومی هم ابتدا نمی خواست ایشان را اعدام کند و در آخر تحت فشار یهودیان ایشان را به مکان اعدام مجرمین بردند و در کنار دو نفر دیگر ایشان را به صلیب کشیدند، حضرت هم در آنجا جان داد و ایشان را در قبری گذاشتند و بعد از مدتی دیدند در قبر نیست و از میان مردگان بر خواسته است و به آسمان رفته است؛ ولی قرآن این مطلب را قبول ندارد [12].و تصریح می کند که حضرت مسیح زنده است و او را به صلیب نکشیده اند، بلکه فردی را اشتباهی که مجرم هم بود به صلیب کشیدند. در برخی متون دیگر اسلامی آمده است که آن حضرت هنگام ظهور حضرت مهدی(عج) به زمین بازخواهند گشت.
پی نوشت:
[1] مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج 4، 396.
[2] خبرحوزه، برگرفته از مصاحبه دکتر رسول رضوی با اندکی تصرف و تلخیص.
[3] مریم، آیه16.
[4] انجیل یوحنا باب دوم.
[5] همان.
[6] توفیقی، حسین، آشنایی با ادیان بزرگ، ص 150. سلیمانی، عبدالرحیم، سیری در ادیان زنده جهان.
[7] پیشوایی، مهدی، سیره پیشوایان.مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج5، ص119.
[8] مائدة، آیه 75.
[9] آل عمران، 52-53.
[10] انجیل متی، باب 20 آیه 17؛ لوقا باب 25 آیه
[11] لوقا» باب12، آیه 49 تا 53.
[12] نساء، آیه157.
http://barrud.rasekhoonblog.com/
عقیق:حضرت عیسی(ع) از بزرگترین پیامبران الهی است. خداوند او را از مادرشان مریم(س)، بدون آنکه شوهری داشته باشد، به دنیا آورد؛ چون این اتفاق برای مردم عجیب بود و برایشان قابل تصور نبود که کسی بدون پدر متولد شود، به مریم تهمت زدند. خداوند حضرت عیسی را در همان روزهای اول تولد به سخن گفتن واداشت تا مادر خود را از هر خطا تبرئه کند. او خود را پیامبر خدا معرفی کرد.
حضرت عیسی (ع) لحظهای در مدت حضورشان در دنیا برای هدایت مردم و آشناسازی آنان با عالیترین معارف الهی دریغ نکردند و این همان چیزی است که توسط بزرگان دین تأکید شده است. کار به جایی سید که عدهای از یهودیان تاریکدل طاقت نورافشانی ایشان را نداشتند و سرانجام تصمیم به قتل ایشان گرفتند. اما خدا مکر آنان به خودشان برگرداند و با رفعت دادن او به آسمانها برنامه خود را پیش برد. تعبیر جالبی که خدا در این باره به کار میبرد، «رفعت» است، این در حالی است که کلماتی چون «صعود» هم در قرآن دیده میشود، اما خدا از این تعبیر برای ایشان استفاده کردند که این خود جای تأمل و مطالعه دارد.
در عصر ما رهبر معظم انقلاب اسلامی پیوسته در مناسبات مختلف با نوع نگاه و بصیرت نافذشان بارها و بارها به مناسبات مختلف به بیان مسائل و عبرتهایی از ماجراهای اهلبیت (ع) و انبیا و رسولان پرداختند، امروزه پس از گذشت سالها از آن طرح بحثها، وقتی کمی دقیق میشویم، قیمت و بصیرت چنین افرادی برایمان بیش از پیش نمایان میشود و لزوم به کارگیری آنها در جامعه را به وضوح حس میکنیم.
در ادامه به برخی از بیانات مقام معظم رهبری درباره جایگاه والای حضرت عیسی (ع) و درسی که مسلمانان و مسیحیان باید از جریان الهی میگرفتند، اشاره میشود:
اگر امروز مسیح بود...
اگر حضرت عیسی (علیهالسلام) امروز در میان ما میبود، لحظهای را برای
مبارزه با سردمداران ظلم و استکبار جهانی از دست نمیداد و گرسنگی و
سرگردانی میلیاردها انسانی را که به وسیلهی قدرتهای بزرگ، استثمار و به
جنگ و فساد و ستیزهخویی سوق داده میشوند، تحمل نمیکرد.
(پیام به مسیحیان و مسلمانان جهان، به مناسبت سالروز میلاد حضرت عیسی مسیح (علیهالسلام) 70/10/7)
درسی که مسیحیان و مسلمانان باید فر بگیرند
عیسی مسیح (علیهالسلام) مجهز به معجزه و دعوت الهی برای نجات بشر از
ظلمات شرک و کفر و جهل و ظلم و رسانیدن وی به نور معرفت و عدل و عبودیّت
پروردگار مبعوث شد و در همهی مدت اقامت خود در میان انسانها لحظهای در
مبارزه با بدی و دعوت به نیکی درنگ نفرمود. این درسی است که مسیحیان و
مسلمانان که معتقدان به نبوت آن بزرگوارند باید فراگیرند.
(پیام به مناسبت سالروز میلاد حضرت عیسی مسیح (علیهالسلام) 72/10/12)
مسیح (ع)؛ پیامبر برگزیدهی خدا
آن پیامبر برگزیدهی خدا، مردم را به راه خدا که راه خوشبختی انسان است دعوت میکرد و از پیروی هوا و هوس و آلودن صفای روح انسان به زشتی و ستم و بدکرداری، بر حذر میداشت. قدرتهای طاغوتی و فاسد و زورگو و بندگان زر و زور، آن رسول الهی را مورد آزار و تهمت قرار دادند و قصد جان او را کردند و پس از آنکه خدای متعال او را در آغوش حفظ و امان خود جای داد، حواریّون و پیروانش را سالهای سال به شکنجههای هولناک دچار ساختند تا تعالیم او را که بر ضدّ فساد و ظلم و شرک و هوسرانی و جنگافروزی و مردمفریبی بود، از بین ببرند. آنان که خود، فاسد و ظالم و هوسران و جنگافروز و مردم فریب بودند، نمیتوانستند دین خدا و پیامبر خدا و رهروان راه خدا را تحمل کنند.
(پیام به مناسبت سالروز میلاد حضرت عیسی مسیح (علیهالسلام) 73/10/12)
منبع:تسنیم