بررودکریز
بررودکریز

بررودکریز

تاریخ اماکن عتبات عالیات (44) از کتاب یاحسین کربلا نوشته حجت الاسلام علی اسماعیلی کریزی


آرامگاه طفلان مسلم (ع)















در نزدیکی های کربلا به طرف بغداد در حومه شهر مسیب دوگنبد کوچک از دور خود نمائی می کند ،دوسند مظلومیتی که در کنار هم قرار گرفته تا پرده از جنایتی هولناک برداشته ومصیبت بزرگی را حکایت کنند،نام مبارک صاحبان گنبد: محمد وابراهیم است ،

چون حسین (ع) به شهادت رسید، دوطفل کوچک ازمیدان جنگ اسیر شدند وآن ها را پیش ابن زیاد آوردند، پس از معرفی آنان، ابن زیاد دستور داد آن هار ا به زندان تحویل داده و برآنها سخت گیری نموده ،غذای خوب وآب سرد نیز به آنها ندهند .

حدود یک سال براین منوال گذشت ، آنهاروز را روزه می گرفتند وشب را با دوقرص نان جوین وکوزه آبی که از پیرمرد زندانبان در یافت می کرند افطار نموده ،ومظلومانه بی نام ونشان در گوشه زندان بدون هیچ گونه جرم وگناهی،وصرفا به علت انتساب به خاندان اهل بیت پیامبر (ص) در سخت ترین شرایط ممکن روزگار سپری می کردند،در نهایت تصمیم گرفتند خودشان را به زندانبان معرفی کنند ،زندانبان که ازمحبین اهل بیت (ع) بود و آشنائی با خاندان نبوت ص) داشت آنهارا آزاد کردوتا خارج محل همراهی نمود ،پس از رهائی از زندان قرارگذاشتند، روز هارا مخفی شده وشب ادامه راه دهند، خبر فرار آنها همه جا پیچید ،عبید الله بن زیاد همه عوامل خودرا در تعقیب ودستگیری آنان بکار گرفت وبرا ی سر این دو طفل جایزه تعیین نمود ،مقداری در دل شب مخفیانه طی طریق کردند خسته وکوفته پیرزنی را جلو در منزلش ملاقات کرده پس از معرفی مختصری تقاضا کردند شب را در منزل وی استراحت کرده صبح زود خارج شوند،زن پس از این که متوجه شد آن دوطفل از عترت پیامبر (ص) هستند مشتاق پذیرائی شد لکن اظهار داشت دامادی دارم ، فاسق است ودر واقعه کربلا حضور داشته می ترسم اگر شب اینجا بیاید وشمارا ببیند آسیبی به شما رسانددر نهایت پیرزن موافقت کرد، بستر خواب آماده شد آن دو طفل یتیم دست های کوچک خود را به گردن یکدیگر انداختند واظهار داشتند قبل از اینکه مرگ بین ما جدائی بیندازد کنار هم باشیم، و به استراحت پرداختند ،پاسی از شب گذشته بود از قضا داماد پیره زن پشت در ب منز ل آمده در را کوبید پیره زن سؤال کرد کیست ،پاسخ داد منم،سؤال شد تا این وقت شب کجا بودی ،گفت دوطفل از زندان گریخته اند وعبید الله برای سر هریک از آنها هزار درهم جایزه تعیین کرده است ،از صبح اراضی کوفه را می گردم ، غیر از رنج وزحمت چیزی نصیبم نشده است ،پیره زن از باب نصیحت با او صحبت کرد لکن اثر نکرد جایگاه خواب اورا فراهم کرد نزدیکی های صبح بود متوجه وجود دوطفل درخانه شد، سراسیمه سراغ آنها رفت ، سؤال کردند ،تو کیستی؟ گفت من صاحب منزل هستم طفلان احساس کردند ،گرفتار شده اند، قبل از معرفی از وی امان خواستند وپس از آن خود را معرفی کردند،آن ملعون برخلاف امان درهمان شب دوکتف آنهارا بست وصبح هردورا به غلام خودش سپرد تا در کنار نهر فرات گردن بزند غلام وقتی که فهمید آنها از عترت پیامبر(ص) هستند امتناع کرد وخود را داخل فرات انداخت ، واز طرف دیگر خارج شد ، امر اطفال را به فرزند خود واگذار کرد او نیز مخا لف حرف پدر عمل کرد ورا ه غلام را در پیش گرفت ، او وقتی چنین دید خود شمشیر بر کشید وبه نزد آن دو مظلوم شتافت ، آنها با چشمانی اشک بار التماس کردند تاشاید از کشتن آنها صرف نظر کند ،یا به خاطر قرابت وخویشی آنان باپیغمبر خدا از قتل آنان چشم پوشی نماید، قبول نکرد، تقاضاکردند آنان را همانند برده بفروشد واز قیمت آن استفاده کند، نپذیرفت،گفتند مارا زنده نزد عبیدالله ببر تاهر چه خواهد در مورد ماحکم کند، قبول نکرد ،اجازه چهار رکعت نماز خواستند ،موافقت کرد ، آنها به نماز ایستادند وپس از آن دستهای کوچک خود را به طرف بالا گرفته ، سر به جانب آسمان بلند کرده وبا حق تعالی عرض کردند:یا حی یا قیوم ،یا حلیم یا احکم الحاکمین احکم بیننا وبینه بالحق ، یعنی ای خدای حی وقیوم، ای خدای حلیم ،ای بهترین قضاوت کننده ،بین ما وبین او به حق حکم کن، پس از اتمام نماز ودعای آنان ، وی درنهایت قساوت وسنگ دلی، شمشیر کشیده،برادر بزرگتر را گردن زد،وسر اورا در توبره نهاد ،برادر کوچک تر که چنین دید خود را روی جسد برادر افکند ومی گفت می خواهم باخون برادر خضاب نموده وبا این حال رسول خدارا ملاقات نمایم ،آن ملعون گفت ،تورا نیز به برادرت ملحق می کنم ، وآن کودک مظلوم را نیز گردن زد،بدن های مبارک را به آب انداخت، وسرهارا نزد ابن زیاد برد ابن زیاد وقتی چشمش به آن دو سر نورانی افتاد بی اختیار سه مرتبه از جایش بلند شد ونشست ،از قاتل سؤال کرد کجا آنهار ا یافتی وچگونه به قتل رساند ی ،داستان را از اول تا آخر نقل کرد ، وسخنان آنان را در منزل وامان دادن به آنها ونقض آن وعدم رعایت حق مهمان وسایر تقاضاهای آنها مبنی بر عفو ،یافروش سربازار ویازنده بردن نز د ابن زیاد ومهلت خواستن برای نماز وموافقت با این خواسته ودعای آخر آنان مبنی براینکه خدای احکم الحاکمین بین آنهاوقاتل حکم کند ، را بیان نمود ،عبید الله با همه سنگ دلی از این ماجرا ناراحت شد وگفت احکم الحاکمین حکم کرد ،یک نفر حرکت کند واین ملعون را ببرد ودر همان مکان گردن بزند وسر اورا نزد ما بیاورد واین کار انجام شد. [1] یکی از عبرتهای عجیب تاریخ آن است که قاتل بی رحم وسنگ دل دوطفل خرد سال مسلم بن عقیل در کنارشریعه فرات، نامش حارث بن زیاد نخعی است و او برادر کمیل بن زیاد نخعی است که از صحابه خاص امیرالمؤمنین( ع) وکسی است که دعای پر فیض کمیل را به او تعلیم دادند[2]



[1] - شیخ عباس قمی ،منتتهی الامال ص 320

[2] - دشتی محمد، ترجمه نهج البلاغه ص 599


تاریخ اماکن عتبات عالیات (44) از کتاب یاحسین کربلا نوشته حجت الاسلام علی اسماعیلی کریزی





برچسب‌ها: تاریخ , اماکن , کربلا , نجف کاظمین , کوفه

آیت‌الله خامنه‌‌ای در بالاترین درجه «انقطاع الی الله» است

آیت‌الله فاضل گلپایگانی

آیت‌الله خامنه‌‌ای در بالاترین درجه «انقطاع الی الله» است/ نظر کسانی که از امام خواب نقل می‌کنند حجیت ندارد

عضو مجلس خبرگان رهبری با تأکید بر اینکه آیت‌الله خامنه‌ای در بالاترین درجه «انقطاع الی الله» است، گفت: ما باید به‌عنوان سربازان حکومت دینی، خود را به منش الهی ایشان نزدیک کنیم.
پایگاه تحلیلی خبری هم اندیشی: آیت الله محمدحسن فاضل گلپایگانی (زالی) نماینده مردم استان تهران در مجلس خبرگان پنجم، متولد سال 1327 در شهرستان گلپایگان است. وی در سن 16سالگی وارد حوزه علمیه قم شد. پس از اتمام دروس سطح در درس خارج فقه آیت‌الله‌العظمی گلپایگانی حاضر شد و به‌مدت پانزده سال از محضر آن فقیه بزرگ بهره برد. هم‏زمان با تحصیل دروس معمول حوزه‌‏های علمیه، فلسفه و عرفان را در محضر آیات حسن‌زاده آملی، جوادی آملی و انصاری شیرازی آموخت.
عضو مجلس خبرگان رهبری کنار فعالیتهای علمی از فعالیت سیاسی غافل نبود. از جمله فعالیتهای سیاسی وی همراهی با حضرت امام و تیم همراه ایشان در مدرسه رفاه تهران بود.
آیت‌الله فاضل گلپایگانی نماینده مشترک امام خمینی(ره) و آیت‌الله العظمی گلپایگانی در استان چهارمحال و بختیاری بود و تجربه موفقی را در مواجهه با اقوام و طوایف مختلف کشور و سامان‏دهی غائله لرستان در کارنامه دارد.
متن پیش‌ِرو مصاحبه اخیر خبرنگاران باشگاه خبرنگاران «پویا» با آیت‌الله فاضل گلپایگانی است.
تسنیم: باسلام و تشکر از وقتی که به ما اختصاص دادید. در ابتدا از چگونگی حضورتان در انتخابات خبرگان رهبری و حضور در لیست خبرگان مردم بفرمایید؟
باسلام و تشکر از شما. حضور ما در همه ادوار انتخابات خبرگان به‌صورت مستقل بوده است. هر چند بعد از اعلام رسمی کاندیداهای حاضر در صحنه، گروه‏‌های مختلف اعلام حمایت کرده و ما را در لیست خود قرار دادند. طبعاً حضور در چنین فهرست‏هایی به معنی پذیرش روش و منش آن گروه‏‌ها نیست. ضمن این‏که نیمی از افراد حاضر در این لیست با لیست جامعه محترم مدرسین مشترک بود و از هیچ‏‌یک از آقایان هم پس از قرار گرفتن در این لیست اعتراضی دیده نشد.
تسنیم: اما متأسفانه مشاهده شد در ایام قبل از انتخابات برخی رسانه‌های بیگانه از برخی لیست‌ها حمایت کردند.
بیگانگان، شناخت درستی از فضای ارتباطی و سیاسی داخل کشور ما ندارند و این مکرر به تجربه ثابت شده است. حمایت آن‏ها از برخی افراد هم به معنی همراهی حمایت‌شدگان داخلی با بیگانگان نیست. آن‏ها به زعم باطل خودشان این افراد را به خواسته‏‌های استعماری خود نزدیک‏تر دیده‏‌اند که تنها یک گمان باطل و ساده‏‌اندیشانه است. ضمن این‏که هوشیاری شورای محترم نگهبان، مانع از ورود معدود افراد همسو با بیگانگان شده و می‏‌شود.
** موقعیت علمی آیت‌الله مصباح قابل تشکیک نیست/ انس و الفت خاص آیات یزدی و مصباح با رهبر معظم انقلاب
تسنیم: رهبر معظم انقلاب در نخستین دیدار با اعضای دوره جدید خبرگان رهبری از نبود حضرات آیات مصباح یزدی و شیخ محمد یزدی به عنوان خسارت یاد کردند. ارزیابی شما از عدم حضور چنین افرادی در مجلس خبرگان رهبری چگونه است؟
ویژگی‏‌هایی موجب این امتیاز و تأسف ناشی از آن است. از جمله این‏که هر دو بزرگوار از یاران حضرت امام (ره) به‏ شمار می‏‌روند. خاطرم هست که مسئولیت اعزام روحانیون به نقاط مختلف با حکم و مأموریت از سوی حضرت امام راحل، توسط جناب آقای یزدی صورت می‏‌گرفت و بنده مشخصاً با ایشان در این زمینه مرتبط بودم. همچنان که موقعیت علمی حضرت استاد مصباح یزدی قابل تشکیک نبوده و بر کسی پوشیده نیست.
در مجموع، تجربیات این دو از لحاظ علمی، تجربه کاری و آشنایی با حوزه‌های علمیه، ممتاز و مثال زدنی است. علاوه بر این‏که انس و الفت با رهبری معظم انقلاب، ایشان را در کنار برخی دیگر از محترمین خبرگان، به کانال ویژه ارتباط حوزه‏‌های علمیه و علماء با رهبری بدل کرده و نکات و تذکرات مورد نظر روحانیت و علماء از طریق ایشان به محضر معظم له انتقال پیدا می‏‌کرد.

تسنیم: ریاست حضرت آیت‌الله جنتی بر مجلس خبرگان رهبری با توجه به هجمه‌هایی که پیش از انتخابات خبرگان بر ایشان بوده را چگونه می‌بینید؟
رسانه‌های بیگانه غربی بسیار تلاش کردند که آیت الله جنتی رای نیاورند اما در خود خبرگان چنین چیزی نبود. از مدت‌ها قبل از آغاز دور اول مجلس صحبت از ریاست آقای جنتی بر مجلس خبرگان بود. برخی هم بر این نظر بودند که آقای امینی ریاست خبرگان را بر عهده بگیرند. ایشان نیز شخصیت بزرگی هستند و سابقه حضور در جامعه مدرسین را دارند. هر دو این بزرگان عزیز هستند.
** مجلس خبرگان با تمام وجود انقلابی است و انقلابی می‌ماند/ سوگند خوردیم در خط انقلاب بمانیم
تسنیم: رهبر انقلاب در دیدارهای اخیر خود بسیار بر واژه «انقلابی‌گری» تأکید دارند و در دیدار با اعضای مجلس خبرگان رهبری فرمودند: مجلس خبرگان باید انقلابی بماند و انقلابی عمل کند. به نظر شما چرا در این دوره ایشان بر واژه انقلابی‌گری بسیار تأکید دارند؟
همچنان که اشاره کردید این فرمایش مقام معظم رهبری اختصاص به مجلس خبرگان ندارد. دیدگاه ایشان به مجلس شورای اسلامی نیز چنین است و یا سایر نهادهای دیگر. تفسیر ایشان از این واژه این است که فرد انقلابی به قانون اساسی پایبند بوده و مبانی و آرمان‏های نظام را قبول داشته باشد. برخی رسانه‌های معاند خارجی در این دوره قصد آن را داشتند طوری القاء کنند که انگار قرار است در این مجلس خبرگان جدید تحولی ایجاد شود. مثلاً خدای ناکرده رهبری را عوض کنند و یا بر خلاف آرمان‏های انقلاب و امام راحل اقدامی را صورت دهند. این نشان از طمع بیگانگان دارد. رهبر معظم انقلاب هم هر جا بیگانه طمع می‌‏کند، هشدار و رهنمود لازم را ارائه می‏‌دهند که کاملاً به‏‌جا و شایسته هم هست و بحمدالله در این جهت جای نگرانی وجود ندارد.
تسنیم: حضرتعالی باتوجه به حضور در مجلس خبرگان جدید، جو داخل این مجلس را چگونه می‌بینید؟ آیا واقعاً اختلافاتی هست و برخی افراد به دنبال اقداماتی برعلیه نظام و کشور هستند؟
در مجموع که داخل خبرگان را که مشاهده می‌کنم، واقعیت عکس این شایعات است و فرد یا افرادی نیستند که با رهبری زاویه داشته باشند. این مجلس خبرگان با تمام وجود انقلابی است و انقلابی خواهد ماند و جای نگرانی نیست. مجلس خبرگان محافظ رهبری بوده و اگر تذکری باشد به ایشان انتقال خواهد داد. چرا که ما سوگند یاد کرده‌ایم و باید در این خط بمانیم.
** تسلط رهبر معظم انقلاب بر فقه قابل مناقشه نیست/ آیت‌الله خامنه‌ای در بالاترین درجه «انقطاع الی الله» قرار دارد
تسنیم: لازمه یک انقلاب، رهبر انقلابی است. به عنوان نماینده مردم در مجلس خبرگان رهبری، شخصیت رهبر معظم انقلاب را در زمینه مدیریت و رهبری چگونه می‌بینید؟
شخصیت ایشان برای حوزه‏‌های علمیه شناخته شده است. وجوه علمی، مدیریتی و تقوائی ایشان مورد اتفاق علماء قرار دارد. تسلط کم نظیر ایشان بر فقه به عنوان یکی از ارکان لازم برای ولایت فقیه قابل مناقشه نیست. تجربه مدیریتی و اجرائی ایشان برای دوستان روشن است و زمان‏‌شناسی و دشمن‏‌شناسی ایشان حتی موجب شگفتی و تحسین خود دشمنان قرار دارد. عدالت و تقوا و صفای باطن، گوهری است که باید وجود آن را در ایشان قدر بدانیم. بنده در نطق میان دستور که مورد تحسین اعضای خبرگان هم گرفت عرض کردم شأن ولی فقیه این است که در بالاترین درجات انقطاع الی الله قرار دارد و این ما هستیم که باید به عنوان سربازان حکومت دینی، خود را به خلق و خو و منش الهی ایشان نزدیک کنیم و ما هم باید خود را در جنبه‏‌های سلوک معنوی بالا بکشیم تا هر چه بیشتر خدائی شویم.
** خبرگان باید نهادی برای تقویت رهبری باشد/ تشکیل کمیسیونی با هدف تقویت رهبری
در مجموع، جامعیت ایشان از جهات مختلف زیبنده رهبری و ولایت بر جامعه دینی و امور مسلمین بوده و خبرگان همچنان که امام راحل انتظار داشت باید نهادی برای تقویت رهبری باشد. چرا که ایشان یا هر شخص دیگری که در این جایگاه قرار بگیرد معصوم نیست و باید بازوانی با چشمانی باز در کنار ایشان، نواقص را متذکر شده و راهکار اصلاحی کارآمد و متناسب را نیز پیشنهاد کنند. خبرگان در عین استقلال باید حامی رهبری بوده و قداست این جایگاه را حفظ و تقویت کند. از این جهت تلقی بنده این است که علاوه بر ضرورت فعال‏تر شدن کمیسیون نظارت بر ارگان‏های زیرمجموعه رهبری، کمیسیون ویژه‌‏ای مشخصاً با هدف تقویت رهبری تشکیل بشود تا اعتبار هر دو جایگاه به عنوان بالاترین جایگاه‏‌ها در ساختار سیاسی کشور هم رهبری حفظ شود.

** اداره رهبری به‌شیوه شورایی زیبنده نظام نیست/ نظام هیچ‏ وقت به سوی شورائی شدن جایگاه‏های مدیریتی نمی‌رود
تسنیم: برخی افراد طی چند سال گذشته بحث شورایی بودن رهبری را مطرح می‌کنند؟ نظرتان درباره طرح این بحث چیست؟ ممکن است شورایی شدن رهبری بار دیگر در این مجلس خبرگان مطرح شود و آیا از لحاظ جنبه‌های فقهی و مدیریت سیاسی مناسب است که ما باز هم به شورایی شدن که سالها پیش در قانون اساسی بوده است بازگردیم؟
این مسئله دارای دو بعد است. یکی طرح این بحث و دیگری واقعیت این بحث. در سال‌های ابتدایی انقلاب زمانی که قانون اساسی را می‏‌نوشتند گفتند رهبری شخص و یا شورای رهبری! پس طرح این بحث خلاف شرع نبوده، چون در آن زمان مطرح شده است. اما در بُعد واقعیت، با گذشت زمان متوجه شدیم که دستگاه‌ها و نهاد‌هایی که شورایی بوده‌اند، کارایی لازم را ندارند. برای مثال شورای عالی قضایی که در ابتدا شورایی بود و بعد به این نتیجه رسیدیم که بهتر است در وحدت ریاست قوه قضائیه است ندارد و بعد از آن به مدیریت یک نفر تغییر پیدا کرد.
این مسئله در مورد جایگاه رهبری هم به همین شکل است. رهبری که هدایت کل نظام بر عهده او است و چه بسا باید جنبه الگوئی برای دیگر کشورها و مسلمانان را داشته باشد، زیبنده نیست شورایی اداره شود. اگر فرض کنیم 7 نفر داشته باشیم که همه در یک حد مساوی باشند اما تنها یک نفر در میان آنها برای رهبری تعیین می‌شود. به دلیل این که کارایی آن یک نفر برای نظام می‏‌تواند بیشتر باشد.
تسنیم: درباره افرادی که چنین مواضعی را در زمان قبل از انتخابات گرفتند و چنین موضوعات اختلافی را در این زمان مطرح می‌کنند چه نظری دارید؟
خط امام راحل به ما می‌‏گوید رهبری شورائی برای نظام کارآمد نیست. حضرت امام«قدس سره» بحث رهبری فردی را دستور و رهنمود دادند چون ایشان تجربه کردند که این موضوع برای جمهوری اسلامی بهتر است. کارکرد برخی بحث‏ها هم صرفاً انتخاباتی است و به‏ منظور گرم شدن تنور انتخابات طرح می‏‌شود و گرنه عقلای قوم می‌‏دانند که نظام هیچ‏گاه دیگر به سوی شورائی شدن جایگاه‏های مدیریتی باز نخواهد گشت. چرا که نه به نفع مردم و نه به نفع نظام است.
تسنیم: پس یعنی بیان چنین مواضعی را توسط برخی افراد مدیریت شده و با برنامه می‌دانید؟
در چارچوب جاذبه و دافعه نظام قرار می‌‏گیرد. هنر ما باید این باشد که به مخالفین هم فرصت عرض اندام و اظهار رأی و نظر بدهیم. وقتی هنوز کسانی هستند که به هر دلیل فکر می‏‌کنند رهبری شورائی بهتر است و با رهبری فردی مخالف هستند بگذاریم حتی این مخالفین، زمینه مشارکت داشته باشند. این خواست رهبری نظام هم هست.
اگر امروز همه مخالفین چه کسانی که در برخی جزئیات با نظام مخالفتی دارند و چه کسانی که با اصل و کلیت نظام زاویه دارند زیر پرچم معاند جمع بشوند و اسم اپوزیسیون بر خود بگذارند، از طرفی از سوی آمریکا و دیگر کشورهای معاند هم مورد حمایت مالی قرار بگیرند، تهدید بزرگی برای کشور قلمداد خواهند شد. خب ما اجازه بدهیم مخالفت‏های جزئی، امکان عرض اندام داشته باشند و در انتخابات‏ها دیدگاه خود را ارائه کنند و نقد بشود. این یک فرصت برای نظام خواهد بود که دیدگاه‏‌های مخالف خود را در یک فرآیند دموکراتیک به نقد خواص جامعه و عموم مردم بگذارد. این مسئولیت رسانه‏‌های ما است که بتوانیم روشنگری ایجاد کنیم و مردم را در تبلیغات انتخاباتی با مصالح کشور و نظام آشنا و همراه کنیم.
** کسی نمی‌تواند نسبت به وصیت‌نامه امام تشکیک ایجاد کند/ هشدار امام(ره) درباره نفوذ موریانه‌ها به ارکان نظام
تسنیم: از سال 88 می‌بینیم که یک سری سلسله شبهات بیان می‌شود که نمی توان گفت برای پرشور برگزار کردن انتخابات است. برای مثال امام(ره) تا آخرین لحظه زندگی خودشان به مبارزه با آمریکا تأکید می‌کند ولی افرادی وجود دارند که از قول امام می‌گویند «مرگ بر آمریکا» لازم نیست! رهبر معظم انقلاب می‌گویند انحراف از اندیشه‌های امام در حال شکل‌گیری است و اگر اندیشه‌های امام را می‌خواهید بروید به محکمات اندیشه ایشان رجوع کنید. نمونه دیگر از این سخنان متناقض سیره رهبری و امام این است که در اوج مذاکرات هسته‌ای، شخصی می‌آید و می‌گوید غرب از ما در موضوعات داخلی چیزی جز شفافیت نمی‌خواهد یا در زمان اوج درگیری دشمن در سوریه که سیاست ما حمایت از محور مقاومت است و شخص رهبر معظم انقلاب نیز تأکید دارند که این محور باید پابرجا بماند یکی از سردمدارن این جریان می‌آید و می‌گوید در دو طرف ماجرای سوریه دارند آدم‌کشی صورت می‌دهند. تا قسمتی شاید بشود پذیرفت که این سخنان برای رقابت است ولی آنجایی که محکمات اندیشه‌ امام زیر سوال می رود چه کار کنیم؟ تحلیل شما از این افراد چیست که با دیدگاه رهبری زاویه پیدا کرده‌اند؟ زمانی که یکی از یاران امام و رهبری می‌آید و می‌گوید من و امام تنها بودیم و امام گفت مرگ بر آمریکا نگویید! بعد بی‌بی‌سی فارسی هم به خود اجازه می‌دهد که نامه‌ای جعلی از رابطه امام و آمریکا منتشر کند؟ پاسخ شما در این رابطه چیست؟
فرمایشات رهبری مطابق واقعیت است و قابل مناقشه نیست. در این باره هم موضع امام ضداستکباری بوده و هیچ شکی نیست و کسی نمی‌تواند نسبت به بیانات و وصیت‌نامه امام، تحریفی را به وجود آورد. امام تا آخر به دنبال این بودند که نباید به نفوذی‌ها اجازه داد که مانند موریانه به ارکان نظام وارد و به دستگاه‌های اجرایی نفوذ کنند.

در طرف مقابل هم برخی با امام اختلاف سلیقه‌هایی داشتند و نامه‌هایی می‌نوشتند. حتی در مسئله جبهه و جنگ که امام می‌فرمودند جنگ باید تا پیروزی ادامه پیدا کند، عده‌ای از مسئولین می‌گفتند که باید آتش بس شود. در زمان خود امام، ایشان این نوع اظهارات و نظرات را تحمل می‌کردند . افرادی که جزء شاگردان امام و نزدیکان بودند و چنین زاویه‌های را داشتند و این مشکلی ایجاد نمی‌‏کند.
** حرف آخر را باید رهبری بزند/ اطاعت از ولی‌فقیه در همه حال واجب است
پس اختلاف سلیقه و دیدگاه به زمان حال مربوط نمی‌شود و در گذشته نیز وجود داشته است. هیچ زمان هم امام تلقی نمی‌کردند که اینها دشمن انقلاب و رهبری هستند. امام سخن آنها که می‌گفتند «اگر جنگ ادامه پیدا کند هیچ چیز برای ما باقی نمی‌ماند» را گوش می‌دادند ولی در پاسخ می‌‌فرمودند که جنگ باید ادامه یابد. پیغمبر در جنگها مشورت می‌کردند. پیامبر که معصوم است در کارها با دیگران مشورت می‌کند و در برابر سخن آنها می‌گوید چشم. چون سخن مناسبی گفته شده است. این چنین نیست که بر روی حرف خودشان ایستادگی کنند. پس در این زمینه نباید «کاسته داغ تر از آش» بشویم. بالاتر از پیامبر که نداریم. پس توصیه‌ها و دستورات رهبر معظم انقلاب قابل انکار نیست و اگر بخواهیم انقلاب را حفظ کنیم، باید توصیه‌های حضرت امام را که توسط رهبری معظم انقلاب گفته می‌شود بیان کنیم و اگر چنین نکنیم انقلاب منحرف خواهد شد. اگر بگوئیم که مخالفین چیزی نگویند که این منطقی نیست.
خداوند نیز به پیامبر می‌گوید مشورت بگیر ولی حرف آخر را خودت بزن«و شاورهم فی الأمر». در مسائل اجرایی پیامبر باید اصل باشد و نظر نهایی را ایشان بگوید. رهبری در هر حال قداستش باید حفظ شود و حرف آخر را رهبری بزند. حال می‌خواهد رهبر معصوم باشد یا ولی فقیه باشد، امام راحل باشد و یا حضرت آیت‌الله خامنه‌ای. در امور اجرایی یک نفر باید حرف بزند. حتی اگر رهبری اقدامی را انجام داد که دیگران گفتند اشتباه است و فی الواقع هم اشتباه باشد، ما هم از لحاظ شرعی و هم از لحاظ قانون اساسی نمی‌توانیم راه رهبری را رها کنیم. در این موضوع روایت داریم که اگر قاضی به صورت غیر عمد خلاف واقع حکم دهد، نمی‌توانیم حکم او را اجرا نکنیم. در این باره روایت می‌گوید هیچ دلیل شرعی وجود ندارد و نمی‌توان اعتراض کرد. اگر چنین شود دیگر قوه قضایه نمی‌تواند کاری بکند و سنگ بر روی سنگ بنا نخواهد شد.
** ماجرای تبعیت آیت‌الله گلپایگانی از حضرت امام(ره)
تسنیم: پس حتی اگر حکم قاضی یا مجتهد اشتباه هم باشد، برای حفظ وحدت در جامعه اسلامی باید آن حکم را اجرایی کرد؟
بله. اگر حکمی مخالف هم باشد، باید از آن اطاعت کرد. پس در نظام جمهوری اسلامی اگر کسی قاضی عادل شد و یا مجتهد عادل، حکمش باید اطاعت شود. رهبری هم فقیه عادل بوده و در راس نظام می‌باشد و اطاعت از او واجب است. حال من تشخیص می‌دهم دستوری که شخص رهبری می‌دهد خلاف باشد ولی نمی‌توانم مخالفت کنم چون اگر مخالفت کنم سنگ بر روی سنگ بند نمی‌ماند. رهبری با توجه به واقعیت‌ها حکم می‌دهد حال شاید یک اشتباهی هم داشته باشند. شارع مقدس نمی‏‌آید آن اقلیت را در برابر اکثریت پر رنگ کند بلکه آن را ملحق به اکثریت می‌کند. حرف اول و آخر را رهبرمی‌زند و ما هم از ایشان اطاعت می‌کنیم. حتی اگر مجتهد و فقیه عادل نیز باشیم.
خدا حضرت آیت‌الله گلپایگانی را رحمت کند. یک بار مسئله‌ای را من از ایشان سوال کردم. ایشان فرمودند مگر روزنامه نخوانده‌اید. گفتم خیر. گفت جواب این مسئله امام خمینی فرموده‌اند و ما در مسائل سیاسی غیر از فرمایشات امام حرفی نمی‌زنیم. ببینید آقای گلپایگانی چقدر به امام احترام می‌گذاشتند. بحث سیاسی می‌شد ایشان می‌فرمودند چون مربوط به مسائل سیاسی و اجتماعی است همان چیزی را که امام فرمودند شما نیز آن را انجام دهید.

مسأله دیگر این است که ما انتظار داشته باشیم کسی حرفی مخالف رهبری نزند. امام و پیغمبر هم چنین انتظاری از مردم نداشتند. البته تذکر دادن و نصیحت کردن غیر از این است که در برابر رهبر جامعه اسلامی مقابله کنی و در مقابل او پرچم در دست بگیری. اسلام می‌گوید کسی اگر نظری مخالف نظر حکومت دارد باید نظرش را بگوید. مثلا ما 80 نفری که در خبرگان رهبری هستیم کارخانه‌ای که بدنیا نیامده‌ایم. می‌توانم بگویم که یک جور نظر دهیم و اختلاف سلیقه نداشته باشیم. ما در اصول قانون اساسی مشترک هستیم و این اصول «ید واحده» است و نباید بگذاریم در اساس نظام اختلافی به وجود آید. ما باید نظر مخالف را تحمل کنیم. تحمل نظر مخالف یک مسئله است و اظهار مخالفت یک موضوع دیگر.
** فتنه 88 برنامه ریزی از سوی دشمنان بیرون از کشور بود که با فریب برخی عوامل داخلی آنها روبه رو شد
تسنیم: این فرمایش که اگر در نظام چند صدایی نباشد، عملاً نظام بالنده نمی‌شود صحیح است. اما نکته اینجا است که فرمودید برخی در مقابل رهبری معظم انقلاب پرچم دیگری علم می‌کنند. نمونه آن فتنه سال 88 است. ما نمی‌گوییم مشورت یا ابراز مخالفت با رهبری جرم است. در مجمع تشخیص مصلحت نظام که بازوی مشورتی رهبر معظم انقلاب است همه نوع دیدگاه و سلیقه‌ سیاسی دیده می‌شود اما سئوال ما ناظر به این بحث است که برخی در زمانهای حساس برخلاف سخنان رهبری مواضعی بیان می‌کنند. حضرت آقا می‌گویند تقلب نشده ولی آقایان می‌گویند که تقلب شده است؛ به عبارتی همین سرانی که می‌گویید اختلاف دیدگاه دارند.
در فتنه سال 88 بحث مقابله با نظام بود. اینکه برخی پرچم بلند کردند و در مقابل رهبری ایستادند، عکس امام و رهبری را پاره کردند، به خیابانها ریختند و قصد آن را داشتند که به سوی بیت رهبری بروند، هیچ شکی در محکومیت آنها نیست.
فتنه 88 برنامه ریزی از سوی دشمنان بیرون از کشور بود که با فریب برخی عوامل داخلی آنها روبه رو شد. قصد آنها براندازی نظام و رهبری بود و به اینجا که می‌رسیم باید ایستادگی کرد. اگر در اینجا کوتاه بیاییم آنها جلوتر می‌آیند. جریان فتنه 88 با بحث نقد داشتن با رهبری تفاوت دارد اما این پرچم برداشتن برعلیه رهبری و با اصول نظام درگیر شدن درست نیست و باید مقابل آن ایستاد. این بود که مردم مقابل اغتشاش‌گران و اوباش ایستادند و راهپیمایی 9 دی را انجام دادند و چون مردم دیدند که بحث آنها عبور از نظام نیست و درگیری آنها با اسلام و امام حسین (ع) است.

** ملت بر سر اصول انقلاب و رهبری سخت ایستاده است/ حفظ شخص مقام معظم رهبری واجب است
بحث فتنه سال 88 از بیرون مدیریت شد و دشمنان بسیار خوش حال بودند که کار نظام تمام است. ملت بر سر اصول انقلاب و رهبری سخت ایستاده است. این خبرگان رهبری همه در مسیر انقلاب هستند و رهبری را بالاترین رکن نظام دانسته و حفظ شخص مقام معظم رهبری را واجب و حمایت از ایشان را لازم دانسته از ایشان پشتیبانی خواهند کرد و به اصول قانون اساسی پایبند خواهند بود.
تسنیم: نظر شما در باره اینکه برخی از یاران امام بعد از درگذشت ایشان، خاطراتی را از حضرت امام(ره) نقل می‌کنند که درست برخلاف محکمات اندیشه‌های ایشان است؛ آیا اساساً خواب دیدن و اینگونه نقل کردن در مجامع عمومی سندیتی دارد؟
برخی چیزها به خود اشخاص مربوط است. من قیم افراد نیستم. من از شخصی نام نمی‌برم ولی شما باید این سوال‌ها را از خود آن فرد بپرسید. اینکه فردی از امام چیزی نقل کند یک خبر است که ما می‌گوییم خبر «یحتمل الصدق و الکذب». من نمی‌توانم نظر بدهم که طرف راست می‌گوید و یا دروغ اما خواب هیچ دلیلیتی ندارد. اینکه من بگویم دیشب خواب دیده‌ام که فلانی بوده و... چنین چیزی اصلاً سندیت ندارد.
خواب هیچ گونه حجیتی ندارد و به منبری‌ها هم توصیه می‌کنیم که با تعریف خواب با مردم سخن نگویند. ما آنقدر واقعیت‌های معتبر داریم که نیازی به خواب تعریف کردن نباشد. برخی‌ها هم منتظر هستند تا ببینند فلانی چه خوابی تعریف می‌کند و آنها هم آن را سر دست بگیرند و آن خواب را تعبیر کنند. در حالی که خواب از اساس حجت نیست.
تسنیم: در پایان خوشحال می‌شویم بدانیم نظر شما درباره مسئله فیشهای نجومی چیست؟ اینکه برخی حقوقهای چند ده میلیونی می‌گیرند، زنده‌کننده اشرافیت نیست؟
این فیش‌های حقوقی جزء مفاسد اقتصادی به‏ شمار می‏‌رود و دولت و قوه قضائیه باید پیگیری کنند. این موضوع مفسده‌ است و زیبنده نظام نیست. متأسفانه برخی از این فیش‌ها قانونی شده است. کسی هم که از پول بدش نمی‌آید. اگر قانونی گرفته‌ باشند آن قانون باید درست شود. برخی هم با رانت حقوق می‌گرفتند. این مسئله با روحیه اشرافی‌گری جور در می‌آید. حتی اگر عده‌ای قلیل باشند باید با آنها برخورد و مقابله شود.


/خ

چرا ساواک از ترور امام واهمه داشت

به مناسبت هجرت به فرانسه؛

چرا ساواک از ترور امام واهمه داشت/ دلایل هجرت امام از نجف به پاریس


چرا ساواک از ترور امام واهمه داشت/ دلایل هجرت امام از نجف به پاریس
در خلال اولین روزهای مهرماه تا سیزدهم مهر که امام عازم فرانسه شدند، گزارش‌های زیادی از نمایندگی‌های ساواک در عراق، سوریه، کویت و کشورهای دیگر وجود دارد که در مورد تصمیم امام گمانه زنی کرده‌اند.
پایگاه تحلیلی خبری هم اندیشی: سیزدهم مهرماه سالروز هجرت امام خمینی از نجف اشرف به پاریس است، هجرت تاریخی که بعد از آن فصلی دیگر در نهضت امام خمینی و انقلاب اسلامی گشوده شد. در این گزارش سعی شده تا بر اساس اسناد به جای مانده از ساواک به دلایل این هجرت تاریخی پرداخته شود:
چرا ساواک از ترور امام واهمه داشت/ دلایل هجرت امام از نجف/
علت هجرت امام به پاریس به جریاناتی که چند ماه قبل از این تصمیم روی داد برمی‌‌گردد. حجم ورود اعلامیه‌ها و نوارهای سخنرانی امام از عراق به ایران در ماه‌های آخر سال 1356 افزون‌تر از گذشته بود و در تحریک و تهییج مردم و تظاهرات اعتراض آمیز ضد رژیم تاثیر انکار ناپذیری داشت. این مساله دولتمران و مقامات امنیتی و اطلاعاتی را به فکر چاره جویی اساسی انداخت. بر اساس مفاد قرارداد الجزایر در سال 1975م/ 1354ش، دو کشور ایران و عراق علاوه بر تعیین خطوط مرزی، در امور سیاسی نیز متعهد شدند از فعالیت ضد یکدیگر دست برداشته و گروه‌های معارض را حمایت ننمایند و اجازه فعالیت مخالفان را در کشور خود ندهند.
بر اساس مفاد این عهدنامه، مقامات امنیتی ایران از مقامات عراقی خواستار ایجاد محدودیت برای امام خمینی شده بودند و هر بار که اعلامیه یا نواری به ایران می‎رسید، این درخواست را تکرار و بعضا به طرف عراقی خود انتقاد می‌کردند.
* هجرت از نجف

بحران روز افزون رژیم پهلوی در سال 57 و تدوام تظاهرات و راهپیمایی‌ها و برگزاری مراسم بزرگداشت شهدا و چهلم‌ها و تعطیلی عمومی در شهرها که به درخواست امام و روحانیون سرشناس صورت می‌گرفت، دولتمردان و مقامات رژیم را به این واقعیت رساند که عامل اصلی تشنجات در نجف اشرف به سر می‌برد. این در حالی بود که انجام مصاحبه امام با نشریه لوموند در اردیبهشت 57 و انعکاس آن در اروپا، صدای اعتراضات ضد رژیم پهلوی را جنبه فراملی بیشتری داد. مقامات عراقی که از نفوذ و محبوبیت امام نزد شیعیان و نیز گروه‌های اسلامی خارج از ایران مطلع بودند، در چند نوبت از امام تقاضا کردند فعالیت‌های سیاسی‌شان را محدود کنند، ولی هر بار با مخالفت امام با این خواسته مواجه شدند.
چرا ساواک از ترور امام واهمه داشت/ دلایل هجرت امام از نجف/
پس از ملاقات‌هایی که میان وزرای خارجه دو کشور ایران و عراق در مقر سازمان ملل صورت گرفت، ایجاد محدودیت برای امام افزایش یافت، این وضعیت از ماه رمضان(مرداد 57) آغاز و کمابیش تا اواخر شهریور ماه ادامه یافت و از رفت و آمد افراد به منزل امام جلوگیری شد. در اول مهرماه، منزل امام به محاصره نیروهای انتظامی عراق درآمد. انعکاس این اخبار در ایران موجی از اعتراضات مردمی را در پی داشت و منجر به تعطیلی بازار در چند شهر شد.
دولت شریف امامی که از 5 شهریور 57 جایگزین دولت جمشید آموزگار شده و با دادن وعده به روحانیون و جناح‌های مذهبی، سعی در مهار بحران داشت؛ در مورد نحوه رویارویی با امام دچار استیصال عجیبی شد و هر چند خواهان محدودیت و سپس خروج امام از عراق بود اما شدت اعتراضات مردم و روحانیت به حدی بود که در ژست‌های ظاهری وانمود می‌کرد که ایجاد محدودیت برای آیت‌الله خمینی راسا به وسیله رژیم بعثی عراق صورت می‌گیرد.
امام خمینی که همواره با اتکا به خدا و با هوشیاری خاص خویش مسائل سیاسی را ارزیابی و به موقع تصمیم‌گیری می‌کردند، در این ماجرا نیز پس از مشاهده برخورد رژیم عراق، صریحا و سریعا درصدد برآمدند از عراق خارج شوند. این درحالی بود که رژیم عراق نیز از بیم واکنش‌ها شیعیان و تبعات منفی برخورد با امام، سیاست دوپهلویی اتخاذ کرده و در دادن اجازه خروج تعلل می‎کرد؛ ضمنا پیش از آنکه سرویس امنیتی عراق مطلع شود ویزای خروج برای امام گرفته شد. ایشان پس از دریافت مُهر خروج از عراق و نیز هماهنگی‌های اولیه برای ورود به کویت، تصمیم گرفتند از عراق خارج شوند و به دنبال سلسله حوادثی که در مرز کویت روی داد، سرانجام تصمیم گرفتند عازم کشور فرانسه شوند که مطابق قوانین آن کشور، تا مدت سه ماه اقامت، نیاز به اجاز ورود نداشت.
سند شماره 189/8/910- 24/7/57 کنسولگری ایران در کربلا به نقل از یکی از اطرافیان امام گزارش نسبتا جامعی از حوادث چند ماه منتهی به خروج امام از عراق ارائه کرده است:
به : سفارت شاهنشاهی ایران_ بغداد
همانطور که به استحضار رسانده است، روز 10 مهر ماه جاری نوه آیت الله خمینی همراه یک نفر طلبه به سرکنسولگری شاهنشاهی مراجعه و گذرنامه آقای حاج سید روح الله مصطفوی خمینی(آیت الله خمینی) را برای تمدید و گذرنامه فرزند ایشان آقای سید احمد مصطفوی را برای تجدید ارائه نمود که بلافاصله گذرنامه آیت الله خمینی از تاریخ 26/6/1357 به مدت یکسال تمدید شد و برای پسرشان آقای سید احمد مصطفوی گذرنامه جدیدی صادره و تسلیم آورنده شد و مراتب به وزارت مطبوع گزارش گردید.
به طوری که استحضار دارند، یکی دو روز بعد خبر عزیمت آیت الله خمینی به خارج از عراق منتشر گردید که به خوبی از جریان با اطلاع می‎باشند.
چون ایشان در حوزه صلاحیت این سرکنسولگری شاهنشاهی بودند پس از اطلاع از مسافرتشان به یکی از اعضای محلی سفارش شد به نحوی که جلب توجه نکند به نجف رفته و در اطراف موضوع تحقیق نماید و نامبرده پس از بازگشت از نجف گزارش داد: به طوری که از افراد متعددی که در نجف مورد شناسایی وی بوده تحقیق نموده است، روز چهارشنبه 12 مهرماه جاری قبل از طلوع آفتاب اتومبیلی از طرف دولت عراق به منزل آیت الله خمینی فرستاده شده و راهی کویت شده‌اند.
برای اطلاع دقیق از جریان امر از یکی از اهل علم به نام آقای سید محمدعلی موسوی تبعه شاهنشاهی که روابط نزدیکی با آیت الله خمینی داشته و در جریان مسافرت تا مرز کویت همراه وی بود مراتب استفسار گردید نامبرده اظهار داشت: در اواسط رمضان گذشته دو نفر از مقامات امنیتی بغداد نزد آقای خمینی آمده و به ایشان گفتند نظر روابط دوستانه‌ای که بین عراق و دولت شاهنشاهی برقرار است؛ دولت عراق به هیچ وجه مایل نیست اقدامات ضد ایرانی در عراق به عمل آید و از ایشان تقاضا کردند در فعالیت‌های خود این نکته را ملحوظ داشته و جوانب را امر را رعایت کنند و آیت الله در جواب گفتند که شخصا وظایفی مذهبی دارند که باید به آن عمل نمایند.
پس از تشدید فعالیت‌های مقارن عیدفطر و آمد و رفت‌های بسیار اتباع ایران که از کشورهای خلیج فارس و یا از طریق اوقاف به عتبات آمده بودند و به دیدار آقای خمینی می‌رفتند دولت عراق تحت عنوان محافظت از منزل ایشان تعدادی از مامورین خود را در اطراف منزل مشارالیه گماشت و از تردد اشخاص مختلف جلوگیری به عمل آورد. آیت الله برای اعتراض به این عمل دولت عراق از رفتن به مسجد برای ادای نماز جماعت و تشرف به حرم حضرت امیرالمومنین علیه السلام برای زیارت خودداری کردند و در نتیجه خبرهای تلفنی که توسط نزدیکان ایشان به تهران و دیگر کشورها مخابره گردید، تظاهراتی در ایران به خاطر سختگیری دولت عراق برپا گردید و سبب شد که مقامات عراقی نزد آقای خمینی آمدند تا او را از تصمیمی که گرفته بود منصرف بسازد و به موج اعتراض پایان دهند. ولی آیت الله گفتند تا دولت عراق مامورین را برندارد و محدودیت‌های آمد و رفت را برطرف نسازند به زیارت و نماز نخواهند رفت و در همان موقع مامورین برداشته شدند. آقای موسوی علاوه کرد آیت الله در اواخر رمضان حس کرده بودند که دولت عراق مصمم است فعالیت‌های ایشان را محدود سازد تصمیم گرفتند خاک عراق را ترک کنند و وکیل ایشان در کویت آقای سید عباس مهرثی که اهل علم است دعوتنامه‌ای برای ایشان تنظیم کرد و توسط پسر خود سید مهدی مهری، تاجر مقیم کویت برای آقای خمینی ارسال داشت.
پس از وصول دعوتنامه و تمدید گذرنامه، آیت الله گذرنامه خود و پسرشان را به بغداد فرستادند تا اجازه خروج دریافت کنند ولی مقامات بغداد از صدور مهر خروجی ممانعت کردند و گفتند که عراق مانند وطنشان خواهد بود و دلیل ندارد که خاک عراق را ترک کنند، ولی آیت الله که مصمم به خروج از عراق بودند گذرنامه شان را نزد اداره سفر و جنسیه نجف فرستادند و آنها هم به سادگی مهر خروجی به گذرنامه ایشان و یکی دو نفر از همراهان ایشان صادر کردند.»
چرا ساواک از ترور امام واهمه داشت/ دلایل هجرت امام از نجف/
در خلال اولین روزهای مهرماه تا سیزدهم مهر که امام عازم فرانسه شدند، گزارش‌های زیادی از نمایندگی‌های ساواک در عراق، سوریه، کویت و کشورهای دیگر، و نیز از ارزیابی‌های مدیریت کل اداره سوم ساواک (پرویز ثابتی) وجود دارد که در مورد تصمیم امام گمانه زنی کرده‌اند. سند شماره 26379/ه 3- 3/7/57 ساواک آبادان از معدود گزارش‌هایی است که در آن تصمیم امام برای مسافرت به یکی از کشورهای اروپایی در ابتدای مهرماه اشاره شده است:
« دولت عراق به آیت الله خمینی ابلاغ کرده می‎بایستی خاک عراق را ظرف چند روز آینده ترک نماید و به دنبال آن تعدادی از نیروهای خود را اطراف منزل خمینی متمرکز و اجازه رفت و آمد به منزل وی را نمی‌دهد. لذا آقای خمینی با دولت سوریه تماس و از کشور مزبور تقاضای اقامت نموده ولی دولت سوریه هم حاضر نشده به وی اجازه ورود به سوریه را بدهد.[ برابر بررسی‌های به عمل آمده امام هیچ گاه از دولت سوریه یا دولت دیگری چنین تقاضایی نکرد.] لذا آقای خمینی در نظر دارد به یکی از کشورهای اروپایی مسافرت و در اروپا اقامت نماید.»
ثابتی طی بخشنامه به نمایندگی‌های ساواک در کویت، ترکیه و سوریه با اشاره به اینکه [امام] خمینی روز 8/7/57 درخواست روادید خروج از عراق نموده، به آنان دستور آماده باش داد. (تلگراف شماره 7574/312- 9/7/57)
برنامه خروج امام به سمت کویت در تلگراف رمز 3212/130- 11/7/57 به اطلاع نمایندگی ساواک در کویت رسید و در تلگراف‌های بعدی دستور داده شد با کنترل دائمی امام مقصد بعدی وی مشخص شود. با توجه به احتمال اقدامات طرفداران امام، ثابتی به کلیه ساواک‌ها دستور داد با همکاری مراجع انتظامی فهرستی از مظنونین درجه یک را سریعا آماده کنند تا به محض دستور، نسبت به دستگیری آنان اقدام شود.
چرا ساواک از ترور امام واهمه داشت/ دلایل هجرت امام از نجف/
*چرا امام به کویت نرفت
مطابق سند شماره 1494- 12/7/57 نمایندگی کویت موضوع مسافرت امام به کویت را به اطلاع سفیر ایران رساند. سفیر ایران موضوع را به سفیر کویت در ایران و او بلافاصله چگونگی را تلفنی به دفتر امیر کویت اطلاع داد. امیر کویت به مقامات مسئول در مرز دستور داد که از ورود امام خمینی به کویت بیان شده است.
خودداری کویت از ورود امام به آن کشور، مقامات امنیتی ایران را با این سوال جدی مواجه کرد که تصمیم بعدی امام چیست؟ که نمونه این بلاتکلیفی در تلگراف رمز شماره 7634- 312- 12/7/57 آمده است:
«طبق اطلاع مقامات کویتی به سوژه در مرز صفوان ویزای ورود نداده‌اند و نامبرده نتوانسته به کویت برود. فوری با سرویس تماس و روشن شود سوژه در حال حاضر کجاست و قصد دارد به کجا برود و از چه طریقی و در چه تاریخی و نتیجه را اعلام دارند و مستمرا مرکز را در جریان وضع وی قرار دهند.» ثابتی 13/7/ 57

چرا ساواک از ترور امام واهمه داشت/ دلایل هجرت امام از نجف/

با احتمال مسافرت امام به سوریه، ثابتی طی تلگرافی به نمایندگی ساواک در دمشق خواستار هماهنگی با سفیر و ایجاد شبکه کسب خبر و جلوگیری از تحرکات امام شد.
استیصال رژیم از ناآگاهی نسبت به تصمیم امام، از خلال گزارش‎های ساواک به خوبی نمایان است. ثابتی در بولتن ویژه‌ای تحت عنوان «درباره قصد خروج روح الله خمینی از عراق» که به اطلاع شاه رسید به ارزیابی موضوع پرداخت و گمانه‌های مختلفی را عنوان کرد. در این گزارش خروج امام از عراق، امری قطعی و قریب‌الوقوع دانسته شده است و برای مقصد بعدی ایشان این گزینه‌ها مطرح شده است: 1- ایران؛ 2- سوریه؛ 3- ترکیه؛ 4- کویت؛ 5- کشورهای دیگر مسلمان.
ثابتی آنگاه برای مقابله با اقدامات و فعالیت‌های امام، پیشنهاداتی از توقف امام(در صورت ورود به ایران) تا تهدید کشورهای دیگر ارائه داده است.
همان گونه که ذکر شد، انزجار عمومی از دو رژیم ایران و عراق در برخورد ناشایست با امام خمینی منجر به تظاهرات و تعطیل عمومی شد. این امر باعث شد تا ساواک درصدد ترمیم برآید و چنین القا کند که خروج امام از عراق بر اثر تضییقات دولت عراق بوده است. ثابتی در بخشنامه شماره 7643/312- 13/7/57 به کلیه دفاتر ساواک متذکر شد:
دستور فرمایید این مطلب به نحو غیرمحسوس به اطلاع آیات، روحانیون،‌ طلاب و مذهبیون برسد که در هیچ کشوری مانند ایران به روحانیون مجال مشارکت در امور مملکتی داده نمی‌شود و به عنوان دولت عراق به تدریج قصد دارد مرکزیت مذهبی نجف را از بین ببرد و کویت نیز به خمینی روادید نداده است. انتشار این مطلب باید ماهرانه و غیر مستقیم انجام شود.
درگیر و دار گمانه‌زنی‌ها و پیش بینی‌ها مقامات امنیتی رژیم پهلوی که حتی بیم هراس از ورود امام به ایران در جلسات شورای امنیت ملی رژیم هم مطرح شده بود. ناگهان تصمیم تاریخی امام در هجرت به فرانسه و انتشار خبر ورود ایشان به این کشور، همگان را به تحیر واداشت. سرعت عمل و تصمیم‌گیری به موقع امام در این ماجرا با توکل به خدا، امکان هرگونه توطئه و کارشکنی را از دشمنان به ویژه ساواک سلب کرد و اسناد بعدی از عصبانیت آنان از این عمل انجام شده حکایت دارد.
به طور مثال، نمایندگی ساواک در عراق طی سند شماره 353- 18/7/57 با شرح جزئیات مسافرت امام به فرانسه، دستگاه اطلاعاتی عراق را به عدم همکاری با طرف ایرانی متهم کرد و متذکر شد:
«قرائن متعدد تایید می‌نماید که همکاری سرویس عراق متاسفانه به پایه‌های سست و بی‌اساس استوار است و مسئولین آن از بیان مطالب دروغین و بدتر از آن اطلاعات منحرف کننده ابا نمی‌ورزند.»
در واقع اقدام به موقع و غیرمنتظره امام و مکتوم نگاه داشتن برنامه حرکت خویش، عامل اصلی بی‌خبری و عقب ماندن دستگاه اطلاعاتی ایران و عراق شد و باعث گردید ساواک به مقامات عراقی ظنین شود.
اهمیت انتخاب و تصمیم امام در سفر به فرانسه چنان بود که در برخی گزارش‌ها وانمود شده که هماهنگی قبلی دولت‌های عراق با شوروی در این زمینه موثر بوده است.
6125/242 - 29/7/57
به: ‌711
از: 242
موضوع: خمینی
علت اینکه عراق از خمینی خواسته است خاک آن کشور را ترک نماید، دستور شوروی بوده و این مسئله را شوروی به عراق پیشنهاد نموده و دولت عراق نیز قبول و خمینی را بیرون کرده است. ضمنا دولت شوروی به دولت عراق گفته است:‌ ایران متوجه فعالیت‌های خمینی شده و امکان دارد پی به کمک عراق به متواریان و مخالفین دولت ایران ببرد در این صورت طرح‌های سری عراق رو می‌شود، به همین دلیل دولت عراق پس از مذاکرات محرمانه‌ای با خمینی از او تقاضا کرده است به خاطر حفظ روابط ظاهری دولتین عراق و ایران؛ خاک عراق را ترک نماید و خمینی نیز قبول نموده است و به فرانسه رفته است.

چرا ساواک از ترور امام واهمه داشت/ دلایل هجرت امام از نجف/
یا در سند دیگر آمده است:
6138/9/242- 29/7/57
به : 711
از: 242
موضوع: خمینی
دولت عراق خمینی را از عراق بیرون کرده است. لیکن به نامبرده و طرفداران وی گفته است حتی الامکان تا سقوط رژیم شاهنشاهی در ایران از آنان طرفداری خواهد کرد.
نظریه رهبر عملیات: اخراج خمینی از عراق صحت دارد و احتمال دارد دولت به خاطر رفع نگرانی خمینی و طرفداران وی این مسئله را گفته است.
نظریه رئیس شعبه: در اینکه دولت عراق بدون پیش بینی قبلی اقدام به اخراج خمینی از این کشور نکرده است، شکی نیست. حال باید دی که طبق چه شرایطی دست به چنین اقدامی زده است.»
ساواک تلاش می‌کرد از هر نقطه که امکان تضعیف امام را داشته باشد استفاده نماید، هجرت امام به پاریس و اقامت در آنجا را طبق مذاق برخی متدینین خوشایند ندانسته، از این رو ساواک قم در بخشی از گزارش سند شماره 1933/21ه – 20/7/57 گفته است:
روی هم رفته تصمیم خمینی نسبت به خروج از عراق و به خصوص اقامت وی در پاریس و تماس با افرادی که مشهور به داشتن تمایلات چپی هستند، بین آیات و روحانیون این منطقه اثر نامطلوبی داشته و رویه خمینی مورد بحث و گفت وگو و انتقاد قرار گرفته است.»
خروج امام از عراق و ورود به پاریس انعکاس گسترده‌ای در خبرگزاری‎های خارجی داشت و بخش‌های خبری رادیوهای خارجی این حادثه را پوشش خبری دادند. از جمله بخش فارسی رادیو بی‌بی‌سی و بخش فارسی رادیو کلن(آلمان) و خبرگزاری‌های اروپایی با اشاره به این خبر تحلیل‌ها و ارزیابی‌های خاص خود را از پیامدهای آن ارائه کردند. تعدادی از این اخبار در پرونده امام خمینی در ساواک ثبت و ضبط شده است.
امام خمینی نیز در اعلامیه‌ای که به تاریخ 13 مهر 1357/ 3 ذیقعده 1398؛ با عنوان «متن اعلامیه حضرت آیت الله العظمی الامام خمینی به هنگام پرواز به سوی پاریس از بغداد» منتشر گردید به این نکته اشاره نموده‌اند که چرا نجف را ترک کرده‌اند:
«... اکنون که من ناچار باید جوار مولا امیرالمومنین علیه السلام را نمایم و در کشورهای اسلامی دست خود را برای خدمت به شما ملت محروم که مورد هجوم همه جانبه اجانب و وابستگان به آنان هستید باز نمی‌بینم و از ورود به کویت با داشتن اجازه ممانعت نمودند، به سوی فرانسه پرواز می‌کنم. پیش من مکان معینی مطرح نیست؛ عمل به تکلیف الهی مطرح است.»
*طرح ترور امام

در 14 مهرماه 1357 امام خمینی(ره) وارد پاریس شدند و دو روز بعد اداره کل سوم ساواک(امنیت داخلی) نیازهای اطلاعاتی خود را در 9 بند برای ابلاغ به سرویس فرانسه به اداره همکاری‌های ساواک اطلاع داد. سرویس اطلاعاتی و امنیتی فرانسه، همپای فشار دولت فرانسه بر امام خمینی برای «خودداری از هر نوع فعالیت سیاسی»، همپای فشرده‌ای را آغاز کردند. در دوشنبه 17 مهرماه 1357 به درخواست ساواک، سرویس امنیتی فرانسه (DST) شنود تلفنی برخی از فعالین سیاسی ایرانی مقیم آن کشور را آغاز کرد.
پنجشنبه 20 مهرماه، تیمسار کاوه (معاون اطلاعات خارجی ساواک) وارد پاریس شد و تا 23 مهر در کشور اقامت گزید. وی در این مدت دیدارهای مختلفی با مسئولین فرانسوی داشت که یکی از آنها دارای اهمیت فوق‌العاده است.
چرا ساواک از ترور امام واهمه داشت/ دلایل هجرت امام از نجف/
کاوه آن روزها با شخصی به نام «کنت دو مرانش»(رئیس سرویس اطلاعاتی فرانسه) دیدار و گفتگوی صمیمانه داشته که مشروح گزارش این سفر و هماهنگی ساواک و سرویس‌های فرانسه در اسناد ساواک به جای مانده است:
مرانش در ملاقات جمعه 21 مهر (13 اکتبر) با کاوه از نقش خود در اخراج امام خمینی از بغداد سخن گفت و توضیح داد که به توصیه او دولت فرانسه در 9 اکتبر تصمیم به اخراج ایشان گرفت، ولی این تصمیم به علت مخالفت سفیر ایران اجرا نشد. (رژیم پهلوی تصور می‌کرد که اقامت امام در فرانسه به علت تسهیلاتی که سرویس های فرانسه فراهم ساخته اند مفیدتر است تا عزیمت ایشان به کشوری که این امکانات موجود نباشد.)
مرانش پس از این ادعا که «خمینی با کمونیست های فرانسه و ایتالیا ارتباط دارد» (عناصر اطلاعاتی فرانسه نیز چون همتایان ایرانی خود هر مخالفی را «کمونیست» می دانستند) طرح ترور امام خمینی را پیشنهاد کرد. استدلال کاوه جالب است: او با اشاره به واکنش افکار عمومی در قبال قتل شیخ احمد کافی در یک سانحه اتومبیل (البته با تعابیر توهین آمیز) واهمه خود را از اینکه ترور امام اوضاع را آشفته‌تر کند بیان داشت.
گزارش سفر تیمسار کاوه در 30 مهرماه به اطلاع شاه رسید. در این گزارش فقط ذکر شده: «به شرف عرض ملوکانه رسید. ملاحظه فرمودند.» به عبارت دیگر، شاه دستور خاصی صادر نکرد، و با استدلال کاوه موافق بود.
چرا ساواک از ترور امام واهمه داشت/ دلایل هجرت امام از نجف/
سند دیگر گزارش سرویس اطلاعاتی فرانسه به رئیس جمهور این کشور (ژیسکار دستن) به مناسبت ورود امام به پاریس است که رونوشت آن به تیمسار کاوه داده شد و به رؤیت شاه رسید. طبق این سند، مرانش «به منظور تقدیم یک پیام خصوصی از طرف رئیس جمهور فرانسه» تقاضای دیدار با شاه را، در تاریخ 17 آبان 1357، کرد. این دیدار انجام شد و مرانش پس از بازگشت به پاریس طی تلگرامی اعلام نمود: «رئیس سرویس فرانسه افتخار دارد به شرف عرض پیشگاه مبارک شاهانه برساند که رئیس جمهور فرانسه همانطور که خواسته شده بود موافقت نموده که فشارهای لازم بر خمینی اعمال گردد.»




د
کد مطلب: 351358
مرجع : مشرق

امر به معروف و نهی از منکر؛ اکسیژن حیات انسان‌ها

 
 
اختصاصی
امر به معروف و نهی از منکر؛ اکسیژن حیات انسان‌ها
رئیس سازمان قضایی خراسان رضوی تاکید کرد:
مراسم اختتامیه جشنواره «مفلحون» در مشهد برگزار شد.

 

رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح خراسان رضوی، در مراسم اختتامیه اولین جشنواره «مفلحون»- برترین‌های امر به معروف و نهی از منکر دستگاه‌های نظامی و قضایی- که در نمایشگاه بین‌المللی مشهد برگزار شد، گفت: یاد و نام محرم در جامعه تحول ایجاد می‌کند، و هر ساله با آمدنش پیام‌های اخلاقی بسیاری با خود می‌آورد.

 

امر به معروف و نهی از منکر؛ اکسیژن حیات انسان‌ها

حجت‌الاسلام و المسلمین علی اسماعیلی کریزی، امر به معروف و نهی از منکر را همچون اکسیژن برای حیات بشر لازم دانست و ادامه داد: این موضوع، همانند خون در شریان‌های انسان جاری است اما قلب تپنده این خون، حرکت و قیام عاشورا به شمار می‌رود.

اسماعیلی کریزی با بیان اینکه امام حسین(ع) نیز یکی از علت‌های بزرگ قیام را احیای دین اسلام و امر به معروف و نهی از منکر برشمرده‌اند، تصریح کرد: امام حسین(ع) مقابل دشمنی ایستاد که با تمام توان خود در معرکه حضور یافت، از همین رو ایشان نیز با همه داشته‌های خود که خانواده و یارانش بودند در مواجهه با دشمن حضور یافت.

وی با اشاره به اینکه ماه محرم، ماه پیروزی خون بر شمشیر است، ابراز کرد: در واقع هرکس که به صورت لسانی و یا با شمشیر برای احیای امر به معروف و نهی از منکر قیام می‌کند، به عنوان یار امام حسین(ع) محسوب می‌شود و این جلسه نیز تجدید پیمان با این بزرگوار است، تا در سایه احیای این فرضیه الهی، اهداف سید الشهدا(ع) نیز محقق شود.

تنزل جایگاه امر به معروف و نهی از منکر توسط دشمن

در ادامه مراسم سید عبدالله ارجائی، دبیر ستاد امر به معروف و نهی از منکر استان خراسان رضوی، گفت: یکی از مباحثی که در موضوع امر به معروف و نهی از منکر، امروز در کشور جاری و ساری شده است، تنزل جایگاه این فریضه الهی از واجب فطری و انسانی به یک بحث حقوقی و حتی سیاسی است که این امر یکی از نقشه‌های دشمنان اسلام است.

وی با بیان اینکه دشمنان در راستای کم‌رنگ کردن این فریضه الهی تا حدی پیش رفتند که رهبر معظم انقلاب از این فریضه الهی به عنوان واجب فراموش شده یاد کرده است، تصریح کرد: به گذشته که بر می‌گردیم و سیر زندگی انسان را مرور می‌کنیم، متوجه می‌شویم انسان از دوران غارنشینی به دلیل اینکه زندگی دسته جمعی داشته، مجبور به اطاعت از برخی از هنجارها بوده است.

ارجائی ادامه داد: بنابراین هنگامی که انسان از دوره غارنشینی هنجارهایی را رعایت می‌کرد، امروز نیز در عصر ارتباطات و در دهکده جهانی، هنجارها از سوی مکاتب مختلف و دولت‌ها به بالاترین حد خود رسید و نیروهای قضایی و نظامی حافظ این قوانین و حافظ ملزومات زندگی اجتماعی هستند.

دانشگاه محل تبیین امر به معروف و نهی از منکر

دبیر ستاد امر به معروف و نهی از منکر استان خراسان رضوی با اشاره به اینکه یک عده با نگاه روشنفکرانه ضرورت اقدام عملی برای امر به معروف و نهی از منکر را زیر سوال می‌برند، یادآور شد: فرهنگ‌سازی کردن برای اجرای این فریضه الهی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است بنا براین دانشگاه محل تبیین این فریضه الهی است.

وی گفت: اجرا و قیام شخصی چه در مرتبه قلبی و چه در مرحله لسانی باید با خشوع به فاعل منکر انجام شود ولی در مرحله عملی نباید ایجاد شبهه کنند زیرا هنگامی که یک سارق را دستگیر می‌کنیم، آیا نباید محاکمه شود؟ بنا براین اقدامات فرهنگی گام نخست در این زمینه محسوب می‌شود.

ارجائی با اشاره به اینکه «مفلحون» در مقام تقدیر از عامران به معروف و ناهیان از منکر برگزار شده است، ادامه داد: این جشنواره با بهره‌گیری از آیه 114 سوره آل عمران و براساس یک مبنای قانونی که به عهده ستاد امر به معروف و نهی از منکر استان خراسان رضوی گذاشته شده بود، برای اقشار مختلف طرح‌ریزی شد، که در حال حاضر بخش اصناف آن در حال برگزاری است.

وی اظهار کرد: در مجموع چهل نفر به عنوان نفرات برتر جشنواره «مفلحون» انتخاب خواهند شد و از آنان تقدیر می‌شود.

در ادامه مراسم، حجت‌الاسلام و المسلمین محمد مصدق، معاون قضایی و حقوقی سازمان قضایی نیروهای مسلح کشور، گفت: تقارن این روز با روز اول ماه محرم برکات فراوانی را با خود به همراه دارد، زیرا در همه ادیان الهی امر به معروف و نهی از منکر از جایگاه والای برخوردار است و بعثت همه انبیاء الهی دعوت به خوبی و دوری از بدی است.

وی با اشاره به اینکه هنگام مراجعه به کتب فقهی از قرن چهارم به بعد همه فقها تاکید ویژه‌ای به این فریضه الهی داشته‌اند، یادآور شد: براساس آیات قرآن کریم نیز توجه به این فریضه الهی در ردیف ایمان به مبدا و معاد ذکر شده است.

معاون قضایی و حقوقی سازمان قضایی نیروهای مسلح کشور گفت: براساس روایات ائمه معصومین(ع) نیز هیچ رفتاری به اندازه امر به معروف و نهی از منکر مورد تاکید واقع نشده است، زیرا این فریضه الهی ضامن بقاء و استمرار دین و مکتب می‌شود.

مصدق ابراز کرد: یکی از مصیبت‌های امروز ما در جامعه افراط و تفریط در مسیر پرورش فرزندان است، به گونه‌ای که گاهی فرزند به سن بلوغ رسیده اما آمادگی انجام مسائل عبادی را ندارد.

وی عنوان کرد: براساس دیدگاه اکثر فقهای اسلام امر به معروف و نهی از منکر یک واجب عقلی است، زیرا بی‌تفاوتی در برابر ارزش‌ها آفتی است که دین را از انسان می‌گیرد.

 

 

 


http://www.imj.ir/portal/Picture/ShowPicture.aspx?ID=778358d5-2117-4e68-92af-d124a2257b0bhttp://www.imj.ir/portal/Picture/ShowPicture.aspx?ID=5dbd6d77-35d1-4c23-804f-bf33bec07c5fhttp://www.imj.ir/portal/Picture/ShowPicture.aspx?ID=dd47352e-3f2a-4a4b-993c-6fb706b85acahttp://www.imj.ir/portal/Picture/ShowPicture.aspx?ID=2d9edab6-04f8-4632-8856-d157ae5428ebhttp://www.imj.ir/portal/Picture/ShowPicture.aspx?ID=2d9edab6-04f8-4632-8856-d157ae5428ebhttp://www.imj.ir/portal/Picture/ShowPicture.aspx?ID=34f0bcfb-4516-4899-96e5-f2d09af62c18http://www.imj.ir/portal/Picture/ShowPicture.aspx?ID=34f0bcfb-4516-4899-96e5-f2d09af62c18http://www.imj.ir/portal/Picture/ShowPicture.aspx?ID=778358d5-2117-4e68-92af-d124a2257b0bhttp://www.imj.ir/portal/Picture/ShowPicture.aspx?ID=34f0bcfb-4516-4899-96e5-f2d09af62c18http://www.imj.ir/portal/Picture/ShowPicture.aspx?ID=34f0bcfb-4516-4899-96e5-f2d09af62c18http://www.imj.ir/portal/Picture/ShowPicture.aspx?ID=2d9edab6-04f8-4632-8856-d157ae5428ebhttp://www.imj.ir/portal/Picture/ShowPicture.aspx?ID=5dbd6d77-35d1-4c23-804f-bf33bec07c5f

 

 

 

http://barrud.rasekhoonblog.com/

 

 

 

منبع:سازمان قضایی نیروهای مسلح خراسان رضوی

 

تشکیل کمیسیون مشترک قضایی و انتظامی در استان خراسان رضوی


 
 
1395/7/17 شنبه

به مناسبت هفته ناجا؛

تشکیل کمیسیون مشترک قضایی و انتظامی در استان خراسان رضوی

به مناسبت هفته ناجا کمیسیون مشترک قضایی و انتظامی در استان خراسان رضوی تشکیل شد.

در این نشست، رئیس سازمان قضایی، دادستان نظامی، فرمانده انتظامی، فرمانده مرزبانی، رئیس عقیدتی سیاسی، رئیس حفاظت اطلاعات انتظامی استان خراسان رضوی و... به بحث و تبادل نظر پیرامون مسائل مشترک پرداختند.
در ابتدای جلسه، سردار امیری مقدم فرمانده انتظامی استان ضمن تقدیر و تشکر از مساعدت‌ها و پشتیبانی سازمان قضایی از ماموریت های پلیس، گزارشی از اقدامات این نیرو در راستای آموزش و آگاهسازی با رویکرد صیانت از کارکنان ارائه داد.
در ادامه جلسه، رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح استان گفت: به برکت وجود آقا علی ابن موسی الرضا (ع) نیروی انتظامی موفقیت های فراوانی در حوزه تأمین امنیت و آرامش مردم استان داشته است.
حجت الاسلام علی اسماعیلی اظهار داشت: حاصل امنیتی که با تلاش قابل تقدیر نیروی انتظامی ایجاد شده حضور و شرکت گسترده و با آرامش خاطر مردم در مراسم مذهبی و ملی است.
وی با اشاره به تلاش های خوب نیروی انتظامی استان در جهت پیشگیری از وقوع جرم افزود: توجه و حساسیت فرمانده انتظامی استان و مسئولان سایر بخش‌ها، باعث کاهش جرایم کارکنان به نحو محسوسی شده است.
اسماعیلی تأکید کرد: در حوزه امر به معروف ونهی از منکر نیز تلاش نیروی انتظامی قابل لمس است.
وی با بیان اینکه سازمان قضایی خود را جدا از نیروی انتظامی نمی داند، تصریح کرد: هیچ فاصله ای بین نیروی انتظامی و سازمان قضایی وجود ندارد، فقط تقسیم کار شده و ما همه سربازان امام زمان (عج) و رهبری هستیم.
در ادامه جلسه، دادستان نظامی استان از مجاهدت‌های نیروی انتظامی تشکر کرد و افزود: باید برای تحقق این رهنمود مقام معظم رهبری که نیروی انتظامی یار مهربان و مقتدر برای مردم باشد، تلاش کنیم.
خاکشور افزود: با تلاش هایمان مردم را راضی و در صحنه نگهداریم و سازمان قضایی نیز همه تلاش و همت خود را برای اقتدار نیروهای مسلح و نیروی انتظامی به کار می گیرد.
در پایان این نشست، با اهداء لوح تقدیر و هدیه از تلاش های مجموعه فرماندهی انتظامی استان قدردانی به‌عمل آمد.






 








منبع: سازمان قضایی نیروهای مسلح