بررودکریز
بررودکریز

بررودکریز

کدام آیات قرآن اسم اعظم خدا دارد؟

 
 
 
کد خبر: ۸۱۹۰۵
تاریخ انتشار: ۲۴ آذر ۱۳۹۵ - ۰۳:۲۳
 
 
 
 
 
 

کدام آیات قرآن اسم اعظم خدا دارد؟ 

درباره اسم اعظم خدا روایات بسیاری نقل شده است و بسیاری در پی آنند که بدانند این اسم اعظم در کدام سوره ها آمده است.
عقیق:روایت است که ﻋُﻤَﺮ ﺑِﻦِ ﺗﻮﺑﻪ ﺍﺯ ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩِﻕ ﻋَﻠَﻴْﻪِ ﺍﻟﺴﱠﱠﻠَﺎﻡ  نقل کرده است ﻛﻪ ﺑﻪ ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﺍﺻﺤﺎﺏ ﺧﻮﺩ ﻓﺮﻣﻮﺩ: «ﻣﻲ ﺧﻮﺍﻫﻲ ﺍﺳﻢ ﺍﻋﻈﻢ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺑﻴﺎﻣﻮﺯﻡ؟ » ﻋﺮﺽ ﻛﺮﺩ: ﺁﺭﻱ. 
 
ﻓﺮﻣﻮﺩ: «ﺣﻤﺪ» ، «ﺗﻮﺣﻴﺪ»، «ﺁﻳَﺔ ﺍﻟْﻜُﺮْﺳِﻲ»«ﻗﺪﺭ» ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻥ؛ ﺁﻥ ﮔﺎﻩ رو به قبله کن ﻭ ﻫﺮ ﭼﻪ می خواهی از خداوند درخواست کن.
 
پی نوشت:
مهج الدعوات

منبع:باشگاه خبرنگاران

 

 

 

 

 

 

 

"وبلاگ چهارباغ کریز" 

 

باغدشت کریز/تصاویرشکلک های محدثه

 

 

 

baghdasht1.blogfa.com

 

 

کدام پیامبر اولوالعزم، آرزو داشت شیعه امام علی(ع)باشد؟

 
 
 
کد خبر: ۸۱۹۰۹
تاریخ انتشار: ۲۳ آذر ۱۳۹۵ - ۲۲:۳۳
 
 
 
 
 
 

کدام پیامبر اولوالعزم، آرزو داشت شیعه امام علی(ع)باشد؟ 

جایگاه پیروان واقعی امام علی(ع)آنقدر بالاست که حتی پیامبری با شریعتی جهانی، آرزوی شیعه بودن را دارد.
عقیق:شب بود جمعی از اصحاب در محضر رسول خدا(ص) نشسته بودند و از بیانات آن بزرگوار بهرمند می شدند. آن بزرگوار در آن شب این جریان را بیان کرد و فرمود: آن شب که مرا به سوی آسمان ها به معراج بردند، هنگامی به آسمان سوم رسیدم، منبری برای من نصب نمودند. من بر عرشه ی منبر قرار گرفتم و ابراهیم خلیل(ع) در پله ی پایین عرشه قرار گرفت و سایر پیامبران در پله های پایین تر قرار گرفتند.
 
 در ادامه این داستان پیامبر اسلام(ص) می فرماید:در این هنگام علی(ع) ظاهر شد که بر شتری از نور سوار بود و صورتش مانند ماه شب 14 می درخشید و جمعی چون ستارگان تابان در اطراف او بودند.
 
 در این وقت ابراهیم خلیل(ع) به من گفت: این فرد با این صورت تابان کدام پیامبر بزرگ و یا فرشته ی بلند مقام است؟
 
رسول خدا(ص) به ابراهیم خلیل الله(ع)گفت: او نه پیامبر است و نه فرشته، بلکه برادرم، پسر عمویم، دامادم و  وارث علمم، علی ابن ابوطالب(ع) است.
 
سپس ابراهیم(ع) پرسید: این گروهی که در اطراف او هستند، چه کسانی اند؟ 
 
پیامبر (ص) پاسخ داد: این گروه،شیعیان علی بن ابی طالب هستند سپس ابراهیم(ع) علاقه مند شد که جزء شیعیان علی(ع) باشد و به خدا عرض کرد: پروردگارا، مرا از شیعان علی بن ابی طالب(ع) قرار بده . پیامبر به اصحاب فرمود: هرگاه بر پیامبران پیشین صلوات فرستادید، نخست به من صلوات بفرستید و بعد به آن ها، جز در مورد  ابراهیم خلیل(ع) که هر گاه خواستید به من صلوات بفرستید، نخست به ابراهیم خلیل(ع) صلوات بفرستید. 
 
اصحاب پرسیدند: دلیل این کار چیست؟ رسول خدا(ص) فرمود: به همین دلیل که بیان کردم. چون ابراهیم(ع) آرزو کرد که از شیعیان علی(ع) باشد.


منبع:باشگاه خبرنگاران

 

 

 

 

 

 

"وبلاگ چهارباغ کریز" 

 

باغدشت کریز/تصاویرشکلک های محدثه

 

 

 

baghdasht1.blogfa.com

 

 

 

چیزی که بعد از مرگ ثوابش برای انسان نوشته می‌شود


 
کد خبر: ۸۱۸۵۵
تاریخ انتشار: ۲۳ آذر ۱۳۹۵ - ۰۷:۰۱
 
 
 
 
 
 

7چیزی که بعد از مرگ ثوابش برای انسان نوشته می‌شود 

پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله در سخنی ارزشمند هفت چیزی است که بعد از مرگ ثواب آنها برای بنده نوشته مى‏‌شود را بیان فرموده‌اند.
عقیق:رسول خدا حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله فرمودند: هفت چیز است که بعد از مرگ ثواب آنها برای بنده نوشته مى‏‌شود؛

1) کسى که درختى بکارد
2) یا چاهى حفر کند
3) یا نهرى جارى کند
4) یا مسجدى بنا کند
5) یا قرآنی بنویسد و بگذارد
6) یا علمى از خود باقى گذارد
7) یا فرزند صالحى بعد از خود داشته باشد که از براى او استغفار کند.

متن حدیث:

قَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏: سَبْعَةُ أَشْیَاءَ یُکْتَبُ لِلْعَبْدِ ثَوَابُهَا بَعْدَ وَفَاتِهِ:
رَجُلُ غَرَسَ نَخْلًا
وَ حَفَرَ بِئْراً
وَ أَجْرَى نَهَراً
وَ بَنَى مَسْجِداً
وَ کَتَبَ مُصْحَفاً
وَ وَرَّثَ عِلْماً
وَ خَلَّفَ وَلَداً صَالِحاً یَسْتَغْفِرُ لَهُ بَعْدَ وَفَاتِه.

 

پی نوشت:

«تنبیه الخواطر، جلد 2، صفحه 110- معدن الجواهر،صفحه 59»

منبع:تسنیم
 

چیزی که بعد از مرگ ثوابش برای انسان نوشته می‌شود


 
کد خبر: ۸۱۸۵۵
تاریخ انتشار: ۲۳ آذر ۱۳۹۵ - ۰۷:۰۱
 
 
 
 
 
 

7چیزی که بعد از مرگ ثوابش برای انسان نوشته می‌شود 

پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله در سخنی ارزشمند هفت چیزی است که بعد از مرگ ثواب آنها برای بنده نوشته مى‏‌شود را بیان فرموده‌اند.
عقیق:رسول خدا حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله فرمودند: هفت چیز است که بعد از مرگ ثواب آنها برای بنده نوشته مى‏‌شود؛

1) کسى که درختى بکارد
2) یا چاهى حفر کند
3) یا نهرى جارى کند
4) یا مسجدى بنا کند
5) یا قرآنی بنویسد و بگذارد
6) یا علمى از خود باقى گذارد
7) یا فرزند صالحى بعد از خود داشته باشد که از براى او استغفار کند.

متن حدیث:

قَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏: سَبْعَةُ أَشْیَاءَ یُکْتَبُ لِلْعَبْدِ ثَوَابُهَا بَعْدَ وَفَاتِهِ:
رَجُلُ غَرَسَ نَخْلًا
وَ حَفَرَ بِئْراً
وَ أَجْرَى نَهَراً
وَ بَنَى مَسْجِداً
وَ کَتَبَ مُصْحَفاً
وَ وَرَّثَ عِلْماً
وَ خَلَّفَ وَلَداً صَالِحاً یَسْتَغْفِرُ لَهُ بَعْدَ وَفَاتِه.

 

پی نوشت:

«تنبیه الخواطر، جلد 2، صفحه 110- معدن الجواهر،صفحه 59»

منبع:تسنیم
 

علت استغفار پیامبران

علت استغفار پیامبران 

 

در چند مقاله به تفصیل آیات قرآن را بررسی کردیم تا نظر قرآن را در موضوع جبر و اختیار بفهمیم و دیگر شکی در این زمینه باقی نمی ماند
 
در چند مقاله به تفصیل آیات قرآن را بررسی کردیم تا نظر قرآن را در موضوع جبر و اختیار بفهمیم و دیگر شکی در این زمینه باقی نمی ماند که انسان بعضی از کارهایش را به دست خود و با اختیار خود انجام می دهد. از طرفی برای کسی سستی و وهنی هم در کار نباشد که ما کاره ای نیستیم و هر چه خدا می خواهد همان خواهد شد یا اینکه ما مجبوریم. جبر داخلی و خارجی فرق نمی کند.
 
استغفار پیامبران،استغفار
 

استغفار پیامبران

آخرین دسته از آیات ، آیاتی است که دلالت بر استغفار پیامبران دارد. اگر اختیار نبود دیگر به خاطر ترک اولی معنا نداشت کسی استغفار بکند. ما هرگز استغفار نمی کنیم که چرا رنگ من سفید شده یا رنگ من سیاه شده؟ هرگز کسی به خاطراینکه مرد شده یا زن شده استغفار نمی کند. استغفار جایی معنا دارد که اختیار باشد.
آیات فراوانی داریم که در این آیات پیامبران به خاطر ترک اولی هایی که انجام شده یا احتمال انجام شدنش بوده طلب مغفرت کردند از جمله می فرماید:

"ربنا ظلمنا أنفسنا ، از قول حضرت آدم و حوا می فرماید که گفتند پروردگارا ما بر خودمان ستم کردیم پس ما را ببخش.

" سبحانک إنی کنت من الظلمین (88 / انبیا )، از قول حضرت یونس که فرمود پروردگارا تو منزهی به درستی که من از ستمکاران بودم ".

یا از قول حضرت موسی می فرماید: " رب إنی ظلمت نفسی ، پروردگارا من بر خودم ستم کردم ".

" رب إنی أعوذبک أن أسئلک ما لیس لی به علم (هود / 47 )، حضرت نوح (علیه السلام) می فرماید پروردگارا من به تو پناه می برم از اینکه آنچه بدان علم ندارم از تو بخواهم ".

قضا و قدر و تاریخ باعث جبر نمی شوند. نه اینکه اینها تأثیر ندارند اما از انسان سلب اختیار نمی کنند. اینها هر کدام تأثیراتی بر محدود کردن اختیار انسان دارند و اختیار را محدود می کنند اما سلب نمی کنند و انسان را مسلوب الاختیار نمی کنند

 جریان این بود که وقتی که حضرت نوح (علیه السلام) دید پسرش غرق شد گفت: خدایا تو به من قول داده بودی که اهل من محفوظ بمانند و غرق نشوند و این پسر هم از اهل من بود. خداوند فرمود: نه او از اهل تو نبود. اهل تو کسی است که ایمان داشته باشد. اهلیت به زاد و ولد نیست بلکه به ایمان است. سپس حضرت نوح (علیه السلام) بلافاصله اظهار عذرخواهی کرد و گفت: خدایا من را ببخش که چنین تقاضایی کردم.

این آیات دلیل براین است که حضرت نوح (علیه السلام) می توانست چنین تقاضایی را از خدا نکند ولی اگر کرده تقاضای او حرام نبود.

این آیات دلیل بر این است که اینها اختیار داشتند می توانستند این کارها را نکنند. حضرت موسی(علیه السلام) می توانست آن ساعت وارد شهر نشود و آن اتفاقها نیفتد، حالا که وارد شده و آن اتفاق ها رخ داد می گوید: خدایا من اشتباه کردم آن زمان، زمان ورود من به شهر نبود.

حضرت آدم (علیه السلام) می توانست آن ترک اولی را نکند حالا که کرده می گوید خدایا من را ببخش.

حضرت یونس (علیه السلام) می توانست یک مقدار بیشتر تحمل کند و کمی دیرتر قوم خود را رها بکند.. بعد از رفتن حضرت یونس (علیه السلام) توبه کردند و خدا هم توبه آنها را قبول کرد.

قضا و قدر و تاریخ باعث جبر نمی شوند

قضا و قدر و تاریخ باعث جبر نمی شوند. نه اینکه اینها تأثیر ندارند اما از انسان سلب اختیار نمی کنند. اینها هر کدام تأثیراتی بر محدود کردن اختیار انسان دارند و اختیار را محدود می کنند اما سلب نمی کنند و انسان را مسلوب الاختیار نمی کنند که اگر چنین کردند دیگر مسئولیتی نیست.

اگر این عوامل، عوامل درونی، بیرونی، طبیعی، ماوراء طبیعی ، اقتصاد ،غریزه یا هر عامل دیگری کاملاً اراده انسان را سلب کرد دیگر مسئولیتی وجود ندارد. عذاب و ثوابی هم ندارد. اما آیا این عوامل به چنین حدی از تاثیر می رسند ؟

غالبا چنین نیست اکثر قریب به اتفاق انسان ها به این حد تحت فشار این عوامل قرار نمی گیرند. ولی به همان اندازه که محدود می شود به همان اندازه هم سوالی نخواهد بود و مسئولیت کمتر می شود. ولی اینکه سلب اختیار کامل بشود تقریباً قریب به محال است.

به هر حال یک بخشی برای اختیار انسان باقی می ماند. به عبارت دقیق تر جزء اخیر علت تامه در افعال اختیاری انسان باز اختیار و اراده انسان است ولو اینکه یک درصد باشد یا یک در هزار باشد. گاهی ممکن است که نود درصد باشد. نود درصد به اختیار انسان مربوط می شود. ده درصد به عواملی که گفتیم مربوط است. گاهی ممکن است این عوامل آنقدر قوی بشود که اختیار انسان را به یک درصد تقلیل بدهد. ولی به هر حال حرف آخر را اختیار انسان می زند.

خلاصه

استغفار پیامبران به خاطر ترک اولی نشانه وجود اختیار است. برخی عوامل اگر چه بر اختیار تاثیر می گذارند اما ازانسان بطور کامل سلب اختیار نمی کنند.

 

 

 

 

"وبلاگ چهارباغ کریز" 

 

باغدشت کریز/تصاویرشکلک های محدثه

 

 

 

baghdasht1.blogfa.com

 

 

منبع: پاسخ به سوالات اعتقادی استاد محمدی موجود در سایت رادیو معارف