بررودکریز
بررودکریز

بررودکریز

چرا برکت از عمرها رفته است؟

 

 

 

 

کد خبر: ۸۲۱۹۷
تاریخ انتشار: ۰۲ دی ۱۳۹۵ - ۱۲:۲۴
 

 

چرا برکت از عمرها رفته است؟

 

برخی اعمال موجب می شود که برکت از عمر و زندگی ما رخت بربندد و معنویت زندگی به پایین ترین حدخود رسد.

عقیق:از ابتدای صبح که از خواب برمی خیزیم به دنبال امور مادی و کسب درآمد هستیم و تا آخر شب، کار می کنیم.اما بازهم به اصطلاح« هشتمان گرو نهمان »است؛ بدون اینکه به این بخش نیز توجه کنیم که امور معنوی نیز در این جهان جاری است.در مورد وجود برکت در عمر و زندگی، حدیثی از پیامبر اسلام(ص) و شرح آن توسط آیت الله مجتهدی تهرانی (ص)در متن زیر آمده است.

 
پیامبر خدا(ص) فرمودند:هیچ جوانی به شخص پیری به خاطر پیریش احترام نکرد، مگر اینکه خدا کسی را از پیش آماده کرده تا آن جوان را به هنگام پیری گرامی بدارد.
 
آیت الله مجتهدی تهرانی (ره) در شرح این حدیث می گوید:قدیم، در کوچه پس کوچه ها، پیرمردها را می دیدیم که دولا دولا راه می رفتند، جوانی به یکی از پیرمردها می رسد و چون پشت پیرمرد مثل کمان خم شده بود، به شوخی به پیرمرد می گوید:پیرمرد این کمان را چند می فروشی؟
پیرمرد خنده اش می گیرد و می گوید:ای جوان روزگار هم تو را پیر می کند و این کمان را رایگان و مفت در اختیار تو می گذارد.
 
آیت الله مجتهدی (ره)در ادامه می گوید:البته الان دیگر کسی پیر نمی شود.برکت از عمرها رفته است.چون برخی از مردم به نماز کمتر اهمیت می دهند.در روایت آمده است کسی که به نماز اهمیت ندهد، به پانزده بلا مبتلا می شود، یکی از بلاها این است که برکت از عمرش می رود.الان برکت از عمرها رفته است.امروزه اگر در مجلسی پیرمرد هشتاد ساله باشد تعجب آور است.باید بیشتر به نماز اهمیت داد.
 

پی نوشت:
اقتباس از کتاب احسن الحدیث ص 208

منبع:باشگاه خبرنگاران

توقیع امام زمان(عج) به شیخ مفید

 

 

 

کد خبر: ۸۲۱۹۵
تاریخ انتشار: ۰۲ دی ۱۳۹۵ - ۱۶:۳۳
 

توقیع امام زمان(عج) به شیخ مفید

  عقیق:همانا، ما از رعایت حـال شما کوتاهى نمى ‏کنیم و شما را از یاد نمى ‏بریم، چه، در غیر این 
صورت سختیها و گرفتاریها برشما فرو مى ‏آیدو دشمنان شما را ریشه‏ کن کرده و از بین مى‏برند.
 
إِنَّا غَیْرُ مُهمِلِینَ لِمُرَاعَاتِکُم وَ لَا نَاسِینَ لِذِکْرِکُم وَ لَو لَا ذَلِکَ لَنَزَلَ بِکُمُ اللَّأوَاءُ وَ اصطَلَمَکُمُ الْأَعدَاءُ ؛
 
 
پی نوشت:
احتجاج، ج2، ص497؛ بحارالانوار، ج53، ص175
منبع:باشگاه خبرنگاران

بهشت رضای مشهد آرامگاه سرداران بزرگ دفاع مقدس

بهشت رضای مشهد آرامگاه سرداران بزرگ دفاع مقدس

 

گزارشی از دیدار تاریخ‌نگاران و راویان مرکز اسناد از بهشت رضای مشهد

اولین پنج شنبه ماه رجب، فرصتی شد تا در یک هوای کاملاً بهاری، جمعی از راویان تاریخ‌نگار و روایان مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس پس از زیارت بارگاه ملکوتی حضرت ثامن الحجج (ع)، راهی بهشت رضای این شهر شدند تا از مزار شهدای انقلاب اسلامی و دفاع مقدس و شهدای مدافع حرم  این شهر دیدار و با آرمان‌های این شهدا تجدید میثاق کنند.

در این دیدار، راویانی که در کنار فرماندهان شهید حضور داشتند و اکنون با قبور مبارک این شهدا روبه‌رو می‌شدند، حال و هوای عجیبی داشتند. ریزش اشک‌ها در جوار مزار این شهدا همچون ترنم بهاری، حال و هوای این جمع را طراوتی معنوی بخشید.

تصاویر برخی از شهدا و علمای ربانی مشهد، با هنرمندی احمد منصوری نژاد (منصور) در مکان های مختلف بهشت رضا زینت بخش این مکان شده است.

از جمله این تصاویر، تصویری است از حضور آیت الله میرزا جواد تهرانی در اتاق هدایت عملیات، و برگزاری مراسم دعا و توسل برای پیروزی رزمندگان اسلام.

آیت‌الله میرزا جواد آقا تهرانی از علمای برجسته مشهد مقدس بود که علیرغم سن بالا بارها در کنار رزمندگان در دوران دفاع مقدس حضور یافت و از وصایایش این بود که او را بی‌نام‌ونشان در کنار شهدا به خاک بسپارند و این‌گونه هم شد. سنگ قبر وی از سیمان ساخته شده و آنقدر ساده است که هیچ کس تصور نمی کند عالمی ربانی در آن آرام گرفته است. علاوه بر ایشان، حضرت آیت‌الله عبادی امام جمعه اسبق مشهد مقدس که پدر دو شهید نیز در این مکان آرمیده است. آیت‌الله عبادی نیز به مانند آیت‌الله میرزا جواد آقا تهرانی هرگز تا زمان فوتش از ترویج فرهنگ ایثار و شهادت دریغ نکرد.

 

 

به بهانۀ این دیدار، سایت مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، گزارش کوتاهی از شهدای شاخص بهشت رضای مشهد داشته است. از جمله شهدای شاخصی که در بهشت رضای مشهد آرمیده‌اند، می‌توان به سردار شهید نورعلی شوشتری، جانشین نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، سردار شهید محمود کاوه فرمانده لشگر ویژه پاسداران، سردار شهید عبدالحسین برونسی فرمانده تیپ جوادالائمه (ع)، و سردار شهید ولی‌الله چراغچی مسجدی جانشین لشگر ۵ نصر، و ... اشاره کرد.

 

شهید سردار نورعلی شوشتری

سردار نورعلی شوشتری که فرماندهی قرارگاه نجف در دوران دفاع  مقدس، فرماندهی سپاه در کردستان و آذربایجان غربی(قرارگاه حمزه)، وفرماندهی ارشد منطقه سیستان و بلوچستان (قرارگاه قدس) و جانشین نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، افتخار همرزمی شهیدان بزرگواری همچون شهید باکری و شهید برونسی را در کارنامه داشت، بارها در جمع همرزمانش گفته بود: «آرزو دارم در میدان جنگ باشم و به شهادت برسم و جسم ناقابلم در راه خدا تکه‌تکه شود.»

امام خمینی در خطاب به سردار شوشتری فرموده‌اند: «در این دنیا که نمی‌توانم کاری بکنم. اگر آبرویی داشته باشم در آن دنیا قطعاً شما را شفاعت خواهم کرد.»

سردار شوشتری صبح روز یکشنبه 26 مهر 1388 در اقدامی تروریستی در سیستان و بلوچستان به شهادت رسید.

مقام معظم رهبری در خصوص شهادت این سردار بزرگ فرمودند: "گوارا باد این پایان باارزش برای این انسان مجاهد، این شهید عزیزمان، شهید شوشتری واقعاً جزو عناصر پاکیزه سپاه بود. بنده ایشان را از نزدیک می‌شناختم و می‌دانستم که جزو انسان‌های مؤمن، پاک، سالم، صمیمی، فعال، زحمتکش و حقیقتاً مظهری از همین ارزش‌هایی بود که متراکم می‌شود و یک شهید را به‌وجود می‌آورد."

 

سردار شهید نورعلی شوشتری و سردار شهید عبدالحسین برونسی در کنار هم

 

شهید سردار محمود کاوه

محمود کاوه از فرماندهان بزرگ دوران دفاع مقدس است که سابقه مبارزه با ضدانقلاب بوکان در منطقه کردستان، فرماندهی عملیات سپاه سقز، و فرماندهی عملیات تیپ ویژه شهدا را در دوران مبارزه با ضدانقلاب داشت، در خرداد سال 1362 پس از شهادت سرداران ناصر کاظمی، محمد گنجی زاده و محمد بروجردی رسماً به فرماندهی تیپ منصوب گردید و مأموریت یافت تا عملیات برون‌مرزی والفجر 2 را به تاریخ 29/ 4/ 62 در منطقه حاج عمران عراق انجام دهد که به تصرف ارتفاعات 2519 انجامید.

همزمان با عملیات والفجر 4 مأموریت پاکسازی محور سردشت از لوث وجود ضد انقلاب (دموکرات‌ها و منافقین) به تیپ ویژه شهدا واگذار شد. رزمندگان غیور و سلحشور تیپ، ضمن تسلط بر ارتفاعات مرزی کوه سیر، قوری، تالشور روستای اسلام آباد، مرکز رادیویی منافقین و مقر دموکرات‌ها را تصرف کردند.

تیپ ویژه شهدا به فرماندهی محمود کاوه در سال 63 در عملیات بدر همراه با سایر یگان‌های سپاه با دشمن تا دندان مسلح جنگید و در تاریخ 23 /4 /64 در عملیات قادر (همراه با یگان‌هایی از ارتش جمهوری اسلامی) در جبهه شمالی سیدکان عراق، باعث برهم زدن آرایش نظامی دشمن گردید. همچنین در منطقه عملیاتی والفجر 9 که در منطقه چوراته عراق انجام گرفت در انهدام قوای دشمن و آزادسازی بخشی از خاک آنان، نقش مؤثری داشت.

 

مقام معظم رهبری درباره تیپ ویژه شهدا و شهید کاوه می‌فرمایند: «تیپ ویژه شهدا که فرماندهی‌اش را ایشان بر عهده داشتند، یکی از واحدهای کارآمد ما محسوب می‌شد؛ او در عملیات گوناگون شرکت داشت و کارآزمودۀ میدان جنگ شده بود. از لحاظ نظم، اداره واحد، مدیریت قوی، دوستی و رفاقت با عناصر لشگر، از لحاظ معنوی، اخلاق، ادب، تربیت، توجه و ذکر، یک انسان جوان اما برجسته بود. این جوان (شهید کاوه) جزو عناصر کم‌نظیری بود که او را درصدد خودسازی یافتم، حقیقتاً اهل خودسازی بود، هم خودسازی معنوی و اخلاقی و تقوایی و هم خودسازی رزمی.»

محمود کاوه در روز یازدهم شهریورماه 1365 در عملیات کربلای 2 بر بلندای قله 2519 حاج عمران به شهادت رسید.

 

 

مقام معظم رهبری پس از شهادت محمود کاوه گفتند: «شهید محمود کاوه و همۀ شهدا، چه سرداران و چه بقیۀ برادرانی که به شهادت رسیده‌اند؛ اما خوب بعضی‌ها را انسان از نزدیک می‌شناسد، فضایل آن‌ها را می‌داند، ارزش‌هایی را که گاهی در یک انسان، در یک جوان جمع شده از نزدیک لمس می‌کند و ای عزیزان محمود کاوه از این قبیل بود. در او ارزش‌هایی بود که برای یک جوان مسلمان ایده‌آل بود... فراموش نمی‌کنم همین شهید محمود کاوه بچه‌ای بود، پدرش دستش را می‌گرفت، او را به مسجدی که من آنجا صحبت می‌کردم و تفسیر می‌گفتم می‌آورد،، جوان‌ها پرواز کردند و ما ماندیم.»

وی همچنین فرموده‌اند: «محمود زمان انقلاب شاگرد ما بود؛ اما حالا استاد ما شد.»

به دنبال شهادت فرمانده تیپ ویژه ۱۵۵ شهدا (شهید محمود کاوه) در منطقه عملیاتی کربلای ۲، روزنامه کیهان (16/ 6/ 1365)‌ از مراسم تشییع وی در مشهد، چنین گزارش داده است: «در این مراسم که با حضور مسئولان استان خراسان و نیروهای نظامی ‌ و انتظامی شهر مشهد برگزار شد، پیکر پاک این ‌ سردار اسلام بر دوش انبوهی از اقشار مختلف امت حزب‌الله مشهد تا بارگاه ملکوتی امام رضا (ع) تشییع و پس از طواف ضریح مطهر، طی مراسمی ‌ به خاک سپرده شد.»

اسدالله احمدی، راوی قرارگاه حمزه سیدالشهدا، به ‌ نقل از محمدباقر قالیباف فرمانده لشکر ۵ نصر در این خصوص نوشته است: «در مراسم تشییع جنازه شهید محمود کاوه، پدر وی درخواست حجت‌الاسلام طبسی تولیت آستان قدس رضوی را مبنی بر این ‌ که پیکر شهید محمود کاوه در حرم مطهر حضرت رضا (ع) و یا در یکی از حجره‌های ‌ مخصوص حرم دفن شود نپذیرفت و گفت: «پسرم ‌ از ابتدا با بسیجی‌ها بوده و بهتر است در کنار آن‌ها دفن شود[1]

 

شهید سردار عبدالحسین برونسی

عبدالحسین برونسی جزو اولین افرادی بود که با وقوع انقلاب و ناآرامی‌ها در کردستان، راهی پاوه شد. عرصه‌های نبرد حق علیه باطل بستر مناسبی بود که استعداد بالقوه او به فعل درآید و از فرماندهی گروهان، قبل از عملیات خیبر به فرماندهی تیپ هجدهم جوادالائمه برسد.

 

برونسی در عملیات فتح‌المبین به عنوان فرمانده گردان خط‌شکن مرکز فرماندهی عراقی‌ها را واقع در تپه 124/1 نابود ساخته و خود از ناحیه کمر مجروح شد. جراحت نمی‌توانست شهید برونسی را از پا بیندازد. او در عملیات بیت‌المقدس به عنوان فرمانده گردان خط شکن حر و در عملیات‌های رمضان، مسلم ابن عقیل، والفجر مقدماتی، والفجر یک به عنوان فرمانده گردان خط شکن عبدالله رزمید و حماسه آفرید و نامش در آزمون جنگ و جهاد شهره شد. او باز هم مجروح شده بود و هر چند از ناحیه دست، گردن و شکم جراحات سختی را بر تن داشت اما روحیه عظیم و پرشکوه او مانع از باقی ماندن وی در پشت جبهه می‌شد. با شروع عملیات‌های والفجر 3 و 4 به عنوان معاونت تیپ 18 جوادالائمه (ع) در تمامی مراحل آن‌ها شرکت داشته و گردان‌های خط شکن را رهبری می‌کرد.

 

در این سال‌ها رشادت و ایثارگری او زبانزد خاص و عام بود تا آنجا که دشمن چنان هراسی از برونسی داشت که برای سرش جایزه تعیین کرد. این سردار سرفراز بعد از زیارت خانه خدا به مرحله‌ای از شهود رسیده بود که زمان و مکان شهادت خودش را می‌دید و سرانجام در عملیات بدر، پس از رشادت بسیار در چهار راه خندق در ساعت 11 صبح روز 25 /12 /63 با اصابت ترکش خمپاره به شهادت رسید، اما پیکرش تا 27 سال بعد در همان مکان شهادت باقی ماند. تا اینکه پیکر این شهید بزرگوار روز یکشنبه 4 اردیبهشت 1390 به همراه 12 شهید دیگر در شرق دجله توسط کمیتۀ جستجوی مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح پیدا و در روز شهادت حضرت فاطمه زهرا در مشهد تدفین شد.

 

مقام معظم رهبری چند سال پیش در دیدار خانواده شهید برونسی، ضمن اشاره مجدد به خصوصیات وی، شهید برونسی را از عجایب و استثناهای انقلاب اسلامی خواندند که باید به عنوان الگویی برای جوانان معرفی شود. رهبر معظم انقلاب در آن دیدار تأکید کردند: «خدا ان‌شاءاللَّه شهید عزیزمان را - مرحوم شهید برونسی را، یا همان‌طور که عرض کردیم اوستا عبدالحسین برونسی را - رحمت کند. این خیلی برای جامعۀ ما و کشور ما و تاریخ ما اهمیت دارد که یک شخص خوانده شدۀ به عنوان «اوستا عبدالحسین» - نه دکتر عبدالحسین است، نه به معنای علمی استاد عبدالحسین است؛ بلکه اوستا عبدالحسین است، اهل بنائی و اهل کارِ دستی و اهل شاگردی فلان مغازه؛ یعنی اوستا عبدالحسین بنا - از لحاظ معرفت و آشنایی با حقایق به جایی می‌رسد که قبل از پیروزی انقلاب در ظریف‌ترین کارهای انقلابی جوان‌هایی که در مسائل انقلابی کار می‌کردند شرکت می‌کند - البته من از نزدیک در جریان آن کارها نبودم و در آن زمان یادم نمی‌آید که با این شهید ارتباطی داشته باشم؛ لاکن اطلاع دارم، می‌دانم، شنیدم و توی کتاب هم خواندم - بعد از انقلاب هم وارد میدان جنگ می‌شود... این شهید عزیز وارد می‌شود؛ نه معلومات دانشگاهی دارد، نه عنوان و تیتر رسمی و دانشگاهی دارد، اما آنچنان در کار مدیریت جنگ پیشرفت می‌کند که به مقامات عالی می‌رسد و شخصیت برجسته‌ای می‌شود؛ شخصیت جامع‌الاطرافی که مثلاً فرماندۀ تیپ می‌شود، بعد هم به شهادت می‌رسد. ایشان اگر چنانچه به شهادت نمی‌رسید، مقامات خیلی بالاتر - از لحاظ رتبه‌های ظاهری - را هم طی می‌کرد.

این‌ها جزو عجایب انقلاب ماست. جزو چیزهای استثنائی انقلاب ماست که دیگر نظیر ندارد؛ نمی‌شود هیچ جای دیگر را با این مقایسه کرد. همان‌طور که آقای استاندار خراسان نقل کردند، من از افرادی شنیدم که ایشان در آن وقت، برای مجموعه‌های دانشجوئی و دانشگاهی که از مشهد می‌رفتند آنجا، صحبت می‌کرد و همه را مجذوب خودش می‌کرد. خود من هم نظیر این را باز دیده بودم. مرحوم شهید رستمی - که او هم از شهدای خراسان است؛ یک فرد روستایی و به ظاهر عامی - توی جمعی که فرماندهان درجۀ یک نشسته بودند و رئیس‌جمهور وقتِ آن روز هم نشسته بود، آمد صحبت کرد و گزارش میدان جنگ داد، جوری که همۀ این فرماندهان رسمی‌ای که نشسته بودند مبهوت شدند!

 استعداد انقلاب برای پرورش شخصیت‌های برجسته و افراد، تا این حد است؛ این‌ها را نباید دست کم گرفت؛ این‌ها اهمیت انقلاب و عظمت انقلاب و عمق انقلاب را نشان می‌دهد. ماها به ظواهر نگاه می‌کنیم؛ این اعماق را باید دید. وقتی انسان این اعماق را می‌بیند، آن وقت افق در مقابل چشمش اصلاً یک چیز دیگری می‌شود و این حوادث گوناگونی که پیش می‌آید - این مخالفت‌ها، این دشمنی‌ها، این ناخن زدن‌ها و پنجه کشیدن‌ها - دیگر به چشم انسان نمی‌آید؛ این‌ها در مقابل آن حرکت عظیمی که دارد انجام می‌گیرد، چیزهای کوچکی است. به نظر من شهید برونسی و امثال او را باید نماد یک چنین حقیقتی به حساب آورد؛ حقیقت پرورش انسان‌های بزرگ با معیارهای الهی و اسلامی، نه با معیارهای ظاهری و معمولی. به هر حال هر چه از این بزرگوار و از این بزرگوارها تجلیل بکنید، زیاد نیست و بجاست. ان‌شاءاللَّه امیدواریم که خداوند کمک کند.»

 

 

کتابی با عنوان «خاک‌های نرم کوشک» نوشتۀ سعید عاکف روایتگر خاطراتی از شهید عبدالحسین برونسی، یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های دفاع مقدس است و مقام معظم رهبری جوانان را به مطالعۀ این کتاب دعوت کرده‌اند. در این کتاب از زبان برونسی نقل شده است:

«هنوز عملیات درست و حسابی شروع نشده بود که کار گره خورد. گردان ما زمین‌گیر شد و حال و هوای بچه‌ها حال و هوای دیگری. تا حالا این‌طور وضعی برام سابقه نداشت. نمی‌دانم چه‌شان شده بود که حرف شنوی نداشتند. همان بچه‌هایی که می‌گفتی برو توی آتش، با جان و دل می‌رفتند! به چهره بعضی‌ها دقیق نگاه می‌کردم. جور خاصی شده بودند؛ نه می‌شد بگویی ضعف دارند؛ نه می‌شد بگویی ترسیدند. هیچ حدسی نمی‌شد بزنی.

هرچه براشان صحبت کردم، فایده‌ای نداشت. اصلاً انگار چسبیده بودند به زمین و نمی‌خواستند جدا شوند. هر کار کردم راضی‌شان کنم راه بیفتند، نشد. اگر ما توی گود نمی‌رفتیم، احتمال شکست محورهای دیگر هم زیاد بود، آن هم با کلی شهید. پاک در مانده شدم. ناامیدی در تمام وجودم ریشه دوانده بود. با خودم گفتم چه کار کنم؟ سرم را بلند کردم روبه آسمان و توی دلم نالیدم که: خدایا خودت کمک کن. از بچه‌ها فاصله گرفتم؟ اسم حضرت صدیقه طاهره (س) را از ته دل صدا زدم و متوسل شدم به وجود شریفش. زمزمه کردم: خانم خودتون کمک کنین. منو راهنمایی کنین تا بتونم این بچه‌ها رو حرکت بدم. وضع ما رو خودتون بهتر می‌دونین.

چند لحظه‌ای راز و نیاز کردم و آمدم پیش نیروها. یقین داشتم حضرت تنهام نمی‌گذارند. اصلاً منتظر عنایت بودم توی آن تاریکی شب و توی آن بیچارگی محض، یکدفعه فکری به ذهنم الهام شد. رو کردم به بچه‌ها. محکم و قاطع گفتم: دیگه به شما احتیاجی ندارم! هیچ کدومتون رو نمی‌خوام. فقط یک آرپی جی زن از بین شما بلند شه با من بیاد. دیگه هیچی نمی‌خوام. زل زدم به‌شان. لحضه شماری می‌کردم یکی بلند شود. یکی بلند شد. یکی از بچه‌های آرپی جی زن. بلند گفت: من می‌ام. پشت بندش یکی دیگر ایستاد. تا به خودم آمدم  همه یگردان بلند شده بودند. سریع راه افتادم، بقیه هم پشت سرم.

پیروزیمان توی آن عملیات، چشم همه را خیره کرد. اگر با همان وضع قبل می‌خواستیم برویم، کارمان این جور گل نمی‌کرد. عنایت‌ام ابی‌ها (س) باز هم به دادمان رسید بود[2]

 

 

شهید سردار ولی‌الله چراغچی مسجدی

شهید چراغچی پس از انقلاب فعالیت خود را در ارتش آغاز کرد و در کلاس‌های نظامی به تعلیم افراد پرداخت. سپس با تشکیل سپاه به این ارگان پیوست و برای مبارزه با ضدانقلاب عازم گنبد شد و سپس با شروع جنگ راهی مناطق عملیاتی جنوب شد. در طول جنگ وی مسئولیت‌هایی چون فرماندهی گردان، مسئول و طرح و عملیات منطقه 6 سپاه، مسئول طرح و عملیات نصر 5 خراسان و قائم‌مقام فرماندهی لشکر 5 نصر را بر عهده داشت. وی از قدرت برنامه‌ریزی و طراحی بی‌نظیری برخوردار بوده است. چراغچی در عملیات بدر بر اثر اصابت گلوله به سر مجروح و در بیمارستان شهدای تهران بستری گردید و پس از 23 روز بیهوشی سرانجام در 18 فروردین 1364 به شهادت رسید و پیکر مطهرش در گلزار شهدای بهشت رضای مشهد آرام گرفت[3].

 

 

محمدباقر قالیباف، فرمانده لشکر 5 نصر در خصوص شهید چراغچی در مراسمی به تاریخ 16 فروردین 92 به مناسبت سالگرد شهادت وی گفت: «انصافاً نقش شهید چراغچی در سازمان رزم ما در دوران دفاع مقدس نقش بی‌بدیلی بود ... یادم است در روز تشییع جنازه شهید چراغچی، آن زمان که صحن امام هنوز پوشیده نبود و شهدا را آنجا می‌گذاشتند؛ در آن روز چنددقیقه‌ای صحبت کردم و گفتم شهید چراغچی یکی از  افراد برجسته در حوزه یگان‌های رزم خراسان بود که در دوران دفاع مقدس بی‌نظیر بودند.

چراغچی هم خون داد و هم خون دل خورد؛ امروز خوب می‌فهمیم خون دل خوردن سخت‌تر از خون دادن است. بنده نیروی تحت امر و بسیجی بودم که شهید چراغچی، فرمانده من در یگان بود و به این موضوع افتخار هم می‌کنم. در روز اول جنگ بسیجی شهید نظر نژاد، شهید رستمی و آقای درچه ای بودم  و پادویی آن‌ها را می‌کردم؛ سپس در چند ماه و فقط در چند ماه بنده فرمانده تیپ  شدم و همین شهید چراغچی در تیپ نیروی تحت امر من  شد.  شما در ذهن خود تصور کنید در جامعه امروز اگر چنین اتفاقی بیفتد، خداحافظی می‌کنیم، اعتراض و طغیان می‌کنیم که اصلاً این کارها یعنی چه؟[4]»

 

دست خط‌های شهید ولی الله چراغچی به صورت بنر در کنار آرامگاه وی نصب شده است

 

پانوشت‌ها


[1]. http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=934&articleID=269413

[2]. http://www.rajanews.com/news/69618

[3]. سید سعید موسوی، فرهنگ جاودانه‌های تاریخ، زندگی‌نامه فرماندهان شهید خراسان، تهران: نشر شاهد، 1386.

[4]. http://www.fardanews.com

 

دسته بندی اخبار: 
گزارش تصویری
اخبار- فرماندهان دفاع مقدس

دیدگاه جدیدی بگذارید

آشنایی با مشاهیر مدفون در حرم مطهر امام رضا(ع)

کد خبر: 1389904
 
 
 
 
 
 آشنایی با مشاهیر مدفون در حرم مطهر امام رضا(ع) 
 
گروه اجتماعی: در حرم مطهر امام رضا(ع) مدفن مشاهیری را میِ‌بینیم که از بزرگان و عارفان زمان خود بوده‌اند؛ شیخ بهایی، شیخ حرعاملی، علامه طبرسی، شیخ حسنعلی نخودکی، علامه جعفری، آیت‌الله کوهستانی و آیت‌الله سیدجواد خامنه‌ای برخی از این افراد هستند.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، بسیاری از افرادی که به حرم مطهر امام رضا(ع) مشرف می‌شوند، غیر از زیارت و بازدید از مکان‌های خاص و معماری زیبای این آستان با مدفن علما و بزرگانی که در این حریم جای گرفته است، آشنا می‌شوند که در ادامه برخی از بزرگانی که در حریم ملکوتی ثامن‌الحجج(ع) به خاک سپرده شده‌اند را معرفی می‌کنیم.

شیخ محمد بن حسن حُرّ عاملی

شیخ محمد بن حسن حُرّ عاملی معروف به شیخ حر عاملی در سال 1033 قمری در روستای  «مشغره» از توابع جبع عامل لبنان چشم به جهان گشود. شیخ حسن ظهیر، شهید ثانیو پدرش از استادان او بودند. تا چهل سالگی در کشور سوریه و منطقهٔ جبل عامل، نزد استادان شیعی آموزش دید و بعدها به عراق و خراسان عزیمت کرد.

وی برای زیارت علی بن موسی به ایران رفت و مدتی در اصفهان با علامه مجلسی بود و هر دو برای هم اجازه نقل روایت صادر کرده‌اند. سپس به مشهد رفت و پس از مدتی «قاضی القضاة» و «شیخ الإسلام» خراسان شد. از مهم‌ترین تألیفات وی کتاب «وسائل الشیعة» است.

شیخ حُرّ عاملی در بیست و یکم ماه رمضان 1104در هفتاد و یک سالگی چشم از جهان فرو بست و در زیر گنبد حضرت رضا(ع) کنار منبر، برادرش شیخ احمد صاحب الدرالمسلوک در ایوانِ یکی از حجره‌های صحن انقلاب جنب مدرسه‌ میرزا جعفر به خاک سپرده شد.

محمد بهاء الدین عاملی(شیخ بهایی)

وی در سال 953 هجرى قمری در شهر بعلبک لبنان دیده به جهان گشود. نسب شیخ بهایی به حارث همدانى، صحابى جلیل‌القدر امیر‌المؤمنین علی(ع) مى‌‏رسد.پدرش از فقها و محدثان بود و به درخواست شاه طهماسب صفوی به‌عنوان «شیخ‌الاسلام دارالسلطنه قزوین» انتخاب شد و بعد از رحلت پدر بزرگوارش در عهد شاه عباس صفوی خود به این مقام منصوب شد.

سعی در احیای خاطره مردان بزرگ، یکی از تلاش‌های اجتماعی شیخ بهایی است که در این جریان تاریخی ثبت شده است. در شش کیلومتری شمال غربی مشهد، آرامگاه با شکوه خواجه ربیع واقع است که از زیارتگاه‌های بسیار مشهور است. خواجه ربیع جزو تابعان اصحاب پیامبر اسلام(ص) و یکی از هشت زاهد نامی تاریخ اسلام به‌شمار می‌آید. این آرامگاه به سفارش شیخ بهایی و به دستور شاه عباس ساخته شده است.

مرگ این عارف بزرگ و دانشمند را به سال 1030 و یا 1031 هجری در پایان هشتاد و هفتمین سال حیاتش ذکر کرده‌اند.

شیخ پیر پالان دوز

شیخ محمد عارف عباسی مشهور به «پیر پالان دوز» از عرفا و پیران سلسله ذهبیه است که در نیمه‌ دوم قرن دهم هجری قمری ولادت یافت. ایشان متولد روستای کارند مشهد و معاصر شیخ بهایی بوده‌اند. او علاوه بر این‌که در عرفان به مقامات بلندی دست یافت، در کیمیاگری و خطاطی متبحر بود.

شیخ محمد در خط ثلث استاد بوده و هفت سوره از قرآن نگاشته شده به خط خوش ایشان موجود است. وی با اینکه صاحب موقعیت بود و می‌توانست بدون کوشش زندگی خوبی داشته باشد، از راه پالان دوزی روزگار می‌گذراند. شیخ محمد عارف، برمبنای باور توحیدی خود و توکل بر خدا و ذکر تشکر و خدمت و طاعت و قناعت و ایثار که از صفات عارفان است به جستجوی راه معرفت پرداخت و مدتی از عمر خود را به کسب فیض از اهل حق سپری کرد و به بروز کراماتی معروف شد.

سرانجام عالم ربانی، محمد عارف عباسی در سال 985 ه. ق جان به جانان تسلیم کرد. مقبره‌ این عارف بزرگ جنب حرم رضوی در مشهد مقدس واقع و در شمال شرقی حرم مطهر، واقع در ابتدای خیابان نواب صفوی (پایین خیابان)، زیارتگاه بسیاری از شیفتگان اهل بیت عصمت و طهارت(ع) است. بنای اولیه‌ آرامگاه شیخ مربوط به عهد صفویه بوده است که سلطان محمد (معروف به خدابنده) پدر شاه عباس صفوی آن را در سال 985 ق بنا نهاد و در سال‌های اخیر توسط آستان قدس بازسازی شده است.

شیخ حسنعلی اصفهانی معروف به نخودکی

آیت‌الله حاج شیخ حسنعلی اصفهانی نخودکی در نیمه ماه ذیقعده سال 1279 ه.ق در اصفهان به دنیا آمد. علوم مقدماتی را از پدر و معلمان دیگر فرا گرفت و زیر نظر استاد بزرگوارش حاج میرزا محمد صادق که از بزرگان عرفان اسلامی بود، تربیت معنوی و الهی دید. وقتی که به سن جوانی رسید علوم ادبی و بخشی از علوم ریاضی را نزد مرحوم آخوند کاشی و علوم عقلی و فلسفی را از دانشمند بزرگ جناب میرزا جهانگیر خان قشقایی به دست آورد و پس از آن به نجف اشرف رفت و به ادامه تحصیل و تهذیب نفس پرداخت. در نجف معاشرت و مجالست او بیشتر با مرحوم آیت‌الله حاج سیدمرتضی کشمیری بود و آیت‌الله کشمیری از اوتاد عصر خود و از اعاظم فقهاء به‌شمار می‌رفت.

آیت‌الله اصفهانی نخودکی پس از طی مراحل لازم علمی و معنوی به اصفهان بازگشت و پس از مدتی از اصفهان به مشهد مسافرت کرد و در این سفر برای او مکاشفه‌ای روی داد که او را مجبور ساخت تا آخر عمر در مشهد و در مجاورت حضرت امام رضا‌(ع) باشد. برای همین به اصفهان آمد، هر چه داشت فروخت، همه تعلقات خود را از اصفهان قطع کرد و به مشهد رفت.

آیت‌الله اصفهانی نخودکی از هفت سالگی تا آخر عمر همه شب‌های جمعه را بیدار می‌ماند و تا صبح به عبادت مشغول می‌شد. گاهی هیجده ساعت متوالی به خواندن نماز، دعا و ذکر می‌پرداخت و در این عصر، سالک و عارف متشرعی مانند او دیده نشده است. او مقداری از وقت خود را به تدریس می‌گذرانید و بیشتر اوقات او به برآوردن حوائج مؤمنان و مراجعه‌کنندگان صرف می‌شد.

آیت‌الله اصفهانی نخودکی روز 18 شعبان سال 1361 ه.ق در محله سعدآباد مشهد در سن 82 سالگی رحلت کرد. برای او تشییع بی‌نظیری ترتیب یافت و در صحن عتیق (صحن انقلاب کنونی) در جنب ایوان شاه عباس مقابل غرفه‌ای که غرب ایوان است، دفن شد. مشهور است که وی زمان وفات و محل دفن خویش را قبل از مرگ به نزدیکانش اعلام کرده بود.

آیت‌الله‌العظمی حاج میرزا علی آقا فلسفی

وی در هشتم دی 1299 شمسی در تهران به دنیا آمد. ایشان پس از 85 سال زندگی ، مقارن اذان ظهر روز تاسوعای سال 1427 هجری قمری، برابر با 19 بهمن 1384 هجری شمسی دار فانی را وداع گفتند و پیکر ایشان در رواق دارالسرور و در کنار آیت‌الله مروارید آرام گرفت.

استاد سیدجلال‌الدین موسوی آشتیانی

استاد موسوی آشتیانی در سال 1304 ه. ش در آشتیان از توابع شهرستان اراک متولد شد. ایشان در سال 1323 به تشویق و راهنمایی روحانی آشتیان جهت تکمیل تحصیلات به دارالعلم قم هجرت کرد. سپس در سال 1336 برای تکمیل علوم نقلی راهی نجف شد. در همین زمان سخت بیمار شد و به ناچار به ایران بازگشت.

استاد آشتیانی پس از یک دوره بیماری و بر اثر کهولت سن، در سن هشتاد سالگی در سوم فروردین 1384 در مشهد مقدس دار فانی را وداع گفت.  پیکر پاک استاد در صحن آزادی حرم مطهر ثامن‌الحجج به خاک سپرده شد.

آیت‌الله سید ابراهیم علم‌الهدی سبزواری

آیت‌الله حاج سید ابراهیم علم الهدی سبزواری فرزند حاج سیدمحمد حسینی علم‌الهدی در سال 1335 قمری مطابق با سال 1396 شمسی در شهر سبزوار و در خانواده ای متدین به دنیا آمد. وی در مدت عمر بابرکت خود آثار متعددی را تألیف کرد که برخی از آن‌ها عبارتند از؛ تقریرات دروس خارج فقه و اصول و تفسیر آیت‌الله العظمی میلانی، آیات العقائد، حاشیه بر نهایه الدرایه آیت‌الله شیخ محمد حسین اصفهانی و یک دوره اصول.

آیت‌الله علم‌الهدی سرانجام در سن 85 سالگی در ماه شعبان سال 1420 قمری برابر با 12 آذر سال 1378 شمسی بر اثر بیماری دار فانی را وداع گفت و پیکر پاکش در رواق دارالزهد حرم مطهر رضوی تدفین شد.

آیت‌الله سیدجواد خامنه‌ای

وی فرزند سید‌حسین خامنه‌ای، از علمای برجسته، مجتهدان پرهیزگار و روحانیان زاهد روزگار در سال 1313 ه.ق در نجف اشرف به دنیا آمدند و پس از گذشت 2- 3 سال در بازگشت خانواده به آذربایجان، در آن شهر سکنی گرفته و دوران نوجوانی را در جریان رخدادهای نهضت مشروطه پشت سر نهاد.

آیت‌الله خامنه‌ای، علوم مقدماتی را در مدرسه‌های آن زمان تبریز به پایان رسانید و در حدود سال 1336 ﻫ.ق، یعنی در 23 سالگی راهی مشهد مقدس شد. وی مدرس حوزه مشهد بود و سمت امام جماعت مسجد صدیقی‌ها واقع در بازار بزرگ مشهد را نیز بر عهده داشت. نسب آیت‌الله خامنه‌ای به حضرت سلطان سید‌محمد که از سادات حسینی است و با چهار واسطه فرزند امام سجاد(ع) می‌شود، می‌رسد‌.

این عالم ربانی سرانجام پس از سال‌ها تلاش و کوشش در راه کسب مکارم اخلاقی و علمی و تربیت فرزندانی اصلح در 27 شوال 1406 ﻫ.ق برابر با 15 تیر 1365 به لقاءالله پیوست و پیکر مطهرش در دارالفیض حرم مطهر حضرت رضا(ع) به خاک سپرده شد.

پیر پارسای کوهستان

آیت‌الله کوهستانی در یکی از روزهای سال 1308 قمری (1267 ه.ش ) در روستای کوهستان دیده به جهان گشود. ایشان مشهور به «آقاجان» بودند. مهم‌ترین خدمات و مجاهدت‌های مخلصانه آیت‌الله کوهستانی در عرصه علم و دین تأسیس حوزه علمیه در روستای « کوهستان» یعنی زادگاه خودش بود.

سرانجام وی در بعد از نیمه شب جمعه چهاردهم ربیع‌الاول برابر با هشتم اردیبهشت سال 1351 شمسی دار فانی را وداع گفتند؛ پیکر مطهر آن عالم ربانی در حرم مطهر امام رضا(ع) به خاک سپرده شد.

شیخ هاشم مدرس قزوینی

وی بیستم خرداد سال 1270 شمسی در روستای «قلعه هاشم خان» قزوین به دنیا آمد. از جمله شاگردان ایشان می‌توان به این افراد اشاره کرد؛ سیدعلی خامنه ای(رهبر جمهوری اسلامی ایران )، میرزا حسنعلی مروارید، میرزا جواد آقا تهرانی، محمد رضا حکیمی (نویسنده الحیاة) و محمد تقی شریعتی مزینانی (پدر دکتر علی شریعتی). وی در تاریخ بیست و سوم مهر 1339 در شهر مشهد درگذشت و در جوار بارگاه امام رضا(ع) به خاک سپرده شد.


آیت‌الله حاج شیخ مجتبی قزوینی خراسانی

آیت‌الله قزوینی خراسانی در سال 1318 ه. ق. در قزوین متولد شد. وی از سال 1347 هجری قمری در حوزه علمیه مشهد شروع به تدریس و تربیت طلاب و فاضلان کرد و بدین ترتیب چهل سال از عمر خویش را در مرکز مهم علمی شهر مقدس مشهد صرف این امر کرد.

حاصل این دوره، تربیت ده‌ها تن عالم و فاضل و مدرس و واعظ و محقق است. ایشان در 14 فروردین 1346 ه. ش. در مشهد مقدس درگذشت و در ضلع غربی دارالحجه حرم رضوی به خاک سپرده شد.

حاج شیخ محمد رضا کلباسی

حاج شیخ محمد رضا کلباسی 25 ذیقعده 1295 در اصفهان متولد شد. نیس اللیل در شرح دعای کمیل، نفحات اللیل، مکیال الیقین در شرح اصول دین، دعوه الحسینیه و راهنمای تبلیغ از آثار چاپ شده ایشان است. آیت‌الله کلباسی شب سه شنبه چهارم شوال 1383 ه.ق در مشهد از دنیا رفت و در صحن عتیق در ایوان مجاور دفتر کشیک خانه بالا خیابان دفن شد.

آیت‌الله حسنعلی مروارید

میرزا حسنعلی مروارید، هشتم شوال 1329 ه.ق  در مشهد مقدس پا به عرصه حیات نهاد. پدرش حجت‌الاسلام والمسلمین حاج شیخ محمدرضا مروارید از عالمان وارسته مشهد بود.

آیت‌الله مروارید که از شاگردان آیت‌الله میرزا مهدی اصفهانی و عارف مشهور، شیخ حسنعلی نخودکی به‌شمار می‌آمد، سال‌ها در حوزه مشهد به تربیت طلاب و دانش پژوهان پرداخت.

ایشان در 96 سالگی در نوزدهم شعبان المعظم 1425 ق. برابر با چهاردهم مهر 1383 ه.ش به لقای حق شتافت و در حرم رضوی به خاک سپرده شد.

آیت‌الله شیخ محمد‌تقی آملی

شیخ محمد تقی آملی، فقیه امامی، فرزند مولا محمد آملی در 11 ذی القعده 1304 ه.ق در تهران متولد شد. آیت‌الله آملی از اعاظم علمای معاصر و جامع معقول، منقول و مجتهد در فروع و اصول بودند. چنان که حائز منقبتین علم و عمل بود. هم در مراقبت حظی وافر داشت که دارای رتبت عندیت بود و هم در سلوک الی الله نصیب اوفی داشت که واجد عزم و همت بود و هم در تدریس توفیق والا داشت و هم در تصنیف ید طولی.

عالم ربانی آیت‌الله شیخ محمد تقی آملی روز شنبه 29 شوال سال 1391 ه.ق. برابر با 27 آذرماه 1350 ه.ش. در تهران درگذشت و در باغ رضوان حرم حضرت رضا (ع) در مقبره میرزا حسین فقیه سبزواری به خاک سپرده شد.

علاّمه امین‌الاسلام طبرسی

علاّمه بزرگوار امین‌الاسلام، ابوعلی فضل بن حسن طَبرسی از جمله اندیشمندان نادری است که هر چند در دانش‌های رایج عصر خویش خبره بود، منزلت او در تفسیر، تمام ابعاد و جوانب علمی‌اش را تحت شعاع قرار داده، وی را به مثابه مفسّری سترگ در دنیای دانش و معرف معرفی کرد. او به سال 468 (یا 469 ق.) دیده به جهان گشود.

امام مفسران، امین‌الاسلام طبرسی پس از هفتاد و نه(هشتاد) سال زندگی با برکت و سراسر خدمت به اسلام و مردم، شبانگاه روز نهم ذیحجه سال 548 ق . در شب عید قربان در شهر سبزوار به دیار حق شتافت و جهان اسلام را در عزایش سیه پوش ساخته، در سوگ نشاند. برخی از نویسندگان اسلامی شیخ طبرسی را به‌عنوان شهید یاد کرده‌اند که به‌وسیله سم به شهادت رسیده است. در مقابل، گروهی نیز با توجه به همزمان بودن رحلت شیخ بافتنه طائفه وغز، به شهر ایشان به دست این گروه شورشی اشاره کرده‌اند.

پیکر پاک علامه از سبزوار به مشهد مقدس انتقال یافت و در نزدیکی حرم مطهر امام رضا(ع) در محلی به نام قبرستان قتلگاه به خاک سپرده شد. آرامگاه او که در ابتدای خیابان طبرسی واقع شده، از آغاز، محل زیارت مؤمنان بوده است و در سال 1370 به موجب طرح توسعه حرم، به داخل باغ رضوان انتقال داده شد.

آیت‌الله حاج شیخ ذبیح‌الله ذبیحی قوچانی

وی از علمای عامل و مجتهدین نامدار معاصر خراسان، در سال 1329 قمری برابر با سال 1289 شمسی در روستای خیرآباد مایوان متولد شد.

این عالم ربانی در سحرگاه روز سه‌شنبه 24 اسفند سال 1372 شمسی بر اثر سکته قلبی درگذشت و در میان اندوه فراوان علاقه‌منداش در صحن آزادی (نزدیک ایوان طلا) حرم رضوی آرام گرفت.

آیت‌الله شیخ حبیب‌الله گلپایگانی

آیت‌‌الله شیخ حبیب‌الله گلپایگانی تابستان در سال 1297 در شهر گلپایگان به دنیا آمد. وی در سال 1335 به قصد کسب فیض پیاده به مشهد آمد و در مدرسه فاضل خان و پس از خرابی آن در مدرسه خیرات خان به تدریس فقه و تفسیر مشغول شد و پس از نیم قرن تدریس و اقامه جماعت در مدارس دینی و مسجد گوهرشاد در سال 1384 دعوت حق را لبیک گفت و پیکرش در رواق دارالسلام حرم مطهر به خاک سپرده شد.

آیت‌الله حاج شیخ مرتضی آشتیانی

آیت‌الله حاج شیخ مرتضی آشتیانی در سال 1280  قمری در تهران به دنیا آمد. شیخ مرتضی سطوح مقدماتی تحصیلی را نزد پدر و میرزا ابوالحسن جلوه فراگرفت. پس از خدمت پدر، تولیت مسجد خازن الملک که در آن زمان موقعیت سیاسی ویژه‌ای داشت، برعهده گرفت.

سرانجام این عالم ربانی در 28 آبان 1325 شمسی مصادف با 24 ذیحجه 1365 قمری در سن 85 سالگی دار فانی را وداع گفت و در دار السعاده آستان قدس رضوى پایین پاى مبارک امام رضا(ع) مدفون شد.

علامه محمد صالح مازندرانی (سمنانی)

وی در سال 1298 در کربلای معلی به دنیا آمد. وی در محضر بزرگانی همچون شیخ اسماعیل بروجردی و حاج میرزا حسین بن میرزا خلیل و مرحوم آخوند محمد کاظم خراسانی تلمذ نموده و نبوغ علمی خویش را با کسب درجه اجتهاد به اثبات می‌رساند.

علامه در سال 1324 هجری قمری به علت بیماری چشم، پس از 12 سال تحصیل درنجف اشرف به ایران مراجعت کرد و پس از مدت کوتاهی اقامت در تهران عازم مازندران می‌شود و در موطن اجدادی خود بابل ساکن می‌شود. ایشان در 21 دی‌ماه 1391 ه.ق، در سن 93 سالگی  به لقاء الله پیوست و در جوار آستان ملکوتی امام رضا(ع) رخ در نقاب خاک کشید.

علامه محمدتقی جعفری

استاد علامه محمد تقی جعفری در سال 1304 خورشیدی در شهر تبریز متولد شد و پس از تحصیلات عالیه علوم اسلامی در شهر تبریز، تهران، قم و نجف اشرف در محضر آیات عظام، میرزا فتاح شهیدی، شیخ محمدرضا تنکابنی، شیخ کاظم شیرازی، سید عبدالهادی شیرازی، سید ابوالقاسم خویی و سیدمحسن حکیم کسب فیض کرد. وی علاوه بر خواندن دروس معمول حوزه از جمله فقه و اصول و... برای اینکه بداند فیزیک نظری چیست از نوه‌های مرحوم کاشف‌الغطاء که در نجف بودند استفاده می‌کرد و برای یادگیری مباحث نظری ریاضی به «احمد امین» صاحب کتاب «التکامل فی‌الاسلام» که در کاظمین بود مراجعه می‌کرد.

علامه محمد تقی جعفری بر اثر بیماری در تاریخ 25 آبان ماه سال 1377 به رحمت ایزدی پیوست و در مشهد مقدس در رواق دارالزهد واقع در حرم مطهر امام رضا(ع) به خاک سپرده شد.

آیت‌الله حاج‌ میرزا حسین سبزواری

مشهور به فقیه سبزواری فرزند آیت‌الله میرزا موسی (1265-1337 ه‍ . ق) سوم رمضان 1309.ق در شهر سامرا دنیا آمد و در سال 1318 ه.ق همراه پدر خود آیت‌الله میرزا موسی به سبزوار رفت و در آنجا به تحصیل علوم دینی پرداخت. وی در سال 1326 ه.ق برای ادامه تحصیل وارد مشهد شد.

در آخرین روزهایی که فضلا و طلاب در حوزه درس ایشان می‌نشینند و از بیانات علمی و فقهی ایشان استفاده می‌کنند، بارها به شاگردان خود خطاب نموده و کتاب را محکم به هم زده و چنین می‌گوید: «این آخرین جلسه درس و بحث من است و دیگر مرا در اینجا نخواهید دید». از شنیدن این مطلب، طلاب متأثر و ناراحت می‌شوند اما خود مرحوم فقیه سبزواری، این سخن را با تبسم و بشاشت می‌گویند و هرگز اثری از حزن و غم و ترس در چهره ایشان دیده نمی‌شود.

وی روز شنبه 24 شوال 1384 ه‍ . ق ( 1345 ه.ش)در 77 سالگی، درگذشت و در باغ رضوان در ناحیه شمالی حرم مطهر امام رضا(ع) به خاک سپرده شد.

میرزا مهدی آیت‌الله‌زاده خراسانی

میرزا مهدی آیت‌الله‌زاده خراسانی فرزند عالم بزرگ، آخوند ملا محمد کاظم خراسانی که در ذکاوت و هوش اعجوبه‌ای بود، در حدود سال 1254 شمسی در نجف اشرف به دنیا آمد. وی پس از آموختن مقدمات و سطوح حوزوی، قصد ادامه تحصیل داشت اما بر اثر بیماری شدید چشم، از این کار باز ماند و وارد خدمات اجتماعی و سیاسی شد.

آخرین سفر میرزا مهدی آیت‌الله زاده خراسانی به ایران در سال 1324 ه.ش اتفاق افتاد. او وقتی به تهران رسید بیمار شد و 28 اردیبهشت همان سال چشم از جهان فروبست و جسد او را به مشهد حمل کردند و در دارالسعاده کنار قبر امام هشتم (ع) به خاک سپردند.

حاج شیخ محمدرضا کلباسی

حاج شیخ محمد رضا کلباسی 25 ذیقعده 1295 در اصفهان متولد شد. نیس اللیل در شرح دعای کمیل، نفحات اللیل، مکیال الیقین در شرح اصول دین، دعوه الحسینیه و راهنمای تبلیغ از آثار چاپ شده ایشان است.

آیت‌الله کلباسی شب سه‌شنبه چهارم شوال 1383 ه.ق در مشهد از دنیا رفت و در صحن عتیق در ایوان مجاور دفتر کشیک خانه بالا خیابان دفن شد.

شاعری عارف؛ میرزا حبیب‌الله مجتهد خراسانی

حاج میرزا حبیب الله خراسانی در شامگاه سومین روز فروردین 1225 ه.ش درمشهد به دنیا آمد. وی از شاعران عارف و از روحانیان دانشمند خراسان بوده ‌است. او پس از اخذ علوم ادب، فقه و اصول از محضر حاج میرزا نصرالله، عازم نجف شد. 

وی با ادبا و متفکرین شهرهای کاظمین و بغداد نیز در ارتباط بود. حبیب‌الله زبان فرانسه را آموخت. وی در 1287 ه.ش در بحرآباد در پی عزم مهاجرت از ایران به دیار حق شتافت. پیکر این عالم فرهیخته در حرم امام رضا(ع) بالای صفه شاه طهماسب، در سردابه‌ای که نیای بزرگوارش سیدمحمدمهدی شهید به خاک سپرده شده بود، دفن شد.

 
 
 
 
 

 
 
نام:
 
ایمیل:
 
* نظر:
 
* کد امنیتی: