چراکعبه بیت الله الحرام نامیده شده
یکی دیگر از معانی کعبه، بیت الله الحرام است راوی می گوید از امام صادق ع) سؤال کردم که : چرا خانه خدارا بیت الله الحرام می گویند ؟ امام ع) فرمودند: به علت اینکه حرام است بر مشرکین به آن داخل شوند.[1]
ساختمان بلندتر از کعبه
ادب اقتضا می کند ، مردم مکه مکرمه، خصوصا ساکنین و مجاورین حرم و مسجدالحرام از هر جهت ، احترام آن را حفظ کرده وحتی ساختمان ها ی خود را بلند تر از کعبه بنا نکنند ، در این رابطه از امام باقر ع) روایت شده است که فرمودند : برای کسی شایسته نیست ، ساختمان خودش را بلند تر از کعبه بنا کند. [2]
پوشش کعبه
یکی از موارد مهم وتاریخی پوشش کعبه است ، واین که پس از تأسیس خانه خدا روی کره زمین چه کسی برای اولین بار، بر آن پوشش قرار داد ، در روایات آمده است : اولین کسی که خانه را جامه نمود حضرت آدم ع)باپیراهن موئی بود، بعد حضرت ابراهیم ع) وحضرت اسماعیل ع) بالیف خرما وبافته های همسر اسماعیل وقبیله او سپس تبع باپیراهن پوستی بعد جانشین او ابوبکر اسعد باپارچه هائی که باسیم های نقره بافته می شد. بعد سلیمان باپارچه قبطی وبعد قصی جد اعلی پیامبر ص) (پوششی برای کعبه تهیه می کرد ) وگفته اند قبل از اسلام جهت کسب افتخار در هر سال یک قبیله از مردم مکه باعباها ی مختلف رنگارنگ اقدام به این کار می کردند.بعد از ظهور اسلام پیامبر ص) باقماش یمانی بعد از آن امیر المومنین ع) در دوران خلافت هر سال جامه ای ازعراق می فرستاد .وابن بطوطه می گوید بعدا، از یک نوع دیبا از شوشتر خوزستان ایران ،واز زمان دولت عثمانی از مصر تهیه می شد وموقوفات فراوانی نیز دارد ،ودرعصر حاضر، هر سال پارچه گرانبها ونفیسی از ابریشم مشکی تهیه می شود ودر روز دهم ذی حجه صبح طی مراسمی تعویض می گردد ، وپوشش قبلی تکه ،وبین سران کشور ها تقسیم می شود.[3]
تاریخ اماکن مکه ومدینه(13): ازکتاب حرمین شریفین نوشته حجت الاسلام علی اسماعیلی کریزی
چرا کعبه را کعبه نامیده اند
اسامی بسیاری از اشیاء وموجودات، عوامل طبیعی،اماکن تاریخی ومذهبی، نا شی از نوع فرهنگ ،زبان ، ادبیات ،منطقه جغرافیائی،آداب ورسوم مردم است لکن برخی از اسامی توسط خداوند تبارک وتعالی تعیین گردیده است و دارای حکمت وفلسفه خاص خودش می باشد ، هرچند برای ما مجهول باشد ، جهت رفع ابهام در مسائل مختلف باب پرسش وپاسخ بر روی همگان گشوده است ، آزادی بیان، وابراز عقیده، در اسلام طوری است ، که حتی غیر مسلمین به محضر نبی گرامی اسلام ص) می رسیدند وبه بحث وتبادل نظر می پرداختند ، وپاسخ های خود را دریافت می کردند ،هما ن طور که : ( فرد ی یهودی از پیامبر اکرم ص) سؤال کرد ، چرا کعبه را کعبه نامیده اند ؟) پیامبر ص) فرمودند : بعلت اینکه کعبه وسط دنیا است .[1] در ادامه پرسش فوق فر دیگری از امام صادق ع) درمورد علت نام گذاری کعبه سؤال می کند، که چرا خانه خدا کعبه نامیده شده است ، امام ع) فرمودند: چون مربع است . بعد سؤال شد که چرا مربع است ، فرمودند ع) : چون در مقابل عرش خدا قرار گرفته وعرش خدا مربع است ، سائل پر سید : چرا عرش خداوند مربع است . امام ع ) فرمودند : به علت اینکه کلماتی که اسلام بر آنها بنا شده است چهار تا است : سبحان الله والحمد لله ولا اله الا الله والله اکبر[2] . البته این پاسخ ها باهم تناقضی ندارد وقابل جمع است زیراهریک از آنها در موقعیت خاصی سؤال شده است وپاسخ متناسب ارائه گردیده است، و علت نام گذاری کعبه می تواند هم مربع بودن وهم وسط دنیا بودن باشد
چرا کعبه بیت عتیق نامیده شده
یکی از اسامی کعبه، بیت العتیق است ، عتیق به معنای آزاد شده آمده است وعتق رقبه هم که می گویند یعنی آزاد کردن بنده ، وبه معنای قدیمی نیز بیان شده است واز این جهت به اشیا ء قدیمی وکهنه عتیقه می گویند، در این رابطه راوی از امام باقر ع) سِؤال می کند ، که چراکعبه را بیت عتیق می نامند ؟ امام ع) فرمودند : به علت اینکه آن خانه حر، است وآزاد شده است از مالکیت مردم ، وکسی مالک آن نمی شود.[3]
و روایت دیگر ی از امام صادق ع) ناظر به معنای دوم است که فرمودند ع)" : این خانه بیت عتیق نامیده شده است ، به علت اینکه از غرق آزاد ودر امان ماند ه است وحرم نیز با او از غرق در امان ماند ه وآب از وی دفع شده است . (در طوفان نوح غرق نشده)[4]
[1] -(عن ) رَسُولِ اللَّهِ ص) قَالَ لَهُ أَحَدُهُمْ لِأَیِّ شَیْءٍ سُمِّیَتِ الْکَعْبَةُ کَعْبَةً فَقَالَ النَّبِیُّ ص لِأَنَّهَا وَسَطُ الدُّنْیَا . پیشین ص 57 ح 8
2- رُوِیَ عَنِ الصَّادِقِ ع أَنَّهُ سُئِلَ لِمَ سُمِّیَتِ الْکَعْبَةُ قَالَ لِأَنَّهَا مُرَبَّعَةٌ فَقِیلَ لَهُ وَ لِمَ صَارَتْ مُرَبَّعَةً قَالَ لِأَنَّهَا بِحِذَاءِ الْبَیْتِ الْمَعْمُورِ وَ هُوَ مُرَبَّعٌ فَقِیلَ لَهُ وَ لِمَ صَارَ بَیْتُ الْمَعْمُورِ مُرَبَّعاً قَالَ لِأَنَّهُ بِحِذَاءِ الْعَرْشِ وَ هُوَ مُرَبَّعٌ فَقِیلَ لَهُ وَ لِمَ صَارَ الْعَرْشُ مُرَبَّعاً قَالَ لِأَنَّ الْکَلِمَاتِ الَّتِی بُنِیَ عَلَیْهَا الْإِسْلَامُ أَرْبَعٌ سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَکْبَرُ. همان ح 9
[3] - عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ قُلْتُ لَهُ لِمَ سُمِّیَ الْبَیْتُ الْعَتِیقَ قَالَ لِأَنَّهُ بَیْتٌ حُرٌّ عَتِیقٌ مِنَ النَّاسِ وَ لَمْ یَمْلِکْهُ أَحَدٌ .همان ص 59 ح 16
[4] - ُ عن ابی عبد الله ع ) قال : انما سمی الْبَیْتُ الْعَتِیقَ لِأَنَّهُ أُعْتِقَ مِنَ الْغَرَقِ وَ أُعْتِقَ الْحَرَمُ مَعَهُ کُفَّ عَنْهُ الْمَاءُ .همان ص 59 ح 18

امام صادق (ع) در اهمیت این امر میفرمایند: «المعجزه علامهٌ لله لا یعطیها إلا انبیاءهُ و رُسُلَهُ و حججه لیعرف به صدق الصادق من کذب الکاذب؛ «معجزه» نشانهای از خداوند است که آن را جز به پیامبران و فرستادگان و حجتهای خود نمیدهد تا به وسیله آن، راستگویی (مدّعیان ارتباط با خدا) از دروغگویی (مدّعیان دروغین) شناخته شود».
ابراهیم بن موسی میگوید: «از حضرت رضا (ع) کمک مالی میخواستم و بر آن اصرار میکردم. روزی به همراه امام (ع) از شهر خارج شدیم، هنگام نماز شد، امام در کنار صخرهای نزدیک قصری که در آنجا بود، نشستند و فرمودند: اذان بگو! پرسیدم: آیا منتظر بقیه نمیمانید؟ امام (ع) فرمود: هرگز بدون دلیل، نماز اول وقت را به تعویق نینداز. من اذان گفتم و با امام نماز خواندیم. سپس عرض کردم: ای پسر رسولالله! هنوز خواستهام را برآورده نکردهاید و من به شدت نیازمندم. امام (ع) چوبی را به زمین کشیدند، سپس دست بردند و از زیر خاک یک شمش طلا بیرون کشیده و فرمودند: بگیر! خداوند در آن برای تو برکت قرار دهد، از آن بهرهمند شو و آنچه را که دیدی، به کسی نگو؛ آن شمش برای من برکت کرد و من از ثروتمندان منطقه خود شدم».

متن حدیث نورانی امام رضا (ع) به شرح ذیل است:
عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ مُوسَى الْقَزَّازِ «وَ کَانَ یَؤُمُّ فِی مَسْجِدِ الرِّضَا بِخُرَاسَانَ قَالَ أَلْحَحْتُ عَلَى الرِّضَا ع فِی شَیْءٍ طَلَبْتُهُ مِنْهُ فَخَرَجَ یَسْتَقْبِلُ بَعْضَ الطَّالِبِیِّینَ وَ جَاءَ وَقْتُ الصَّلَاةِ فَمَالَ إِلَى قَصْرٍ هُنَاکَ فَنَزَلَ تَحْتَ صَخْرَةٍ بِقُرْبِ الْقَصْرِ وَ أَنَا مَعَهُ وَ لَیْسَ مَعَنَا ثَالِثٌ فَقَالَ أَذِّنْ فَقُلْتُ تَنْتَظِرُ یَلْحَقُ بِنَا أَصْحَابُنَا فَقَالَ غَفَرَ اللَّهُ لَکَ لَا تُؤَخِّرَنَّ صَلَاةً عَنْ أَوَّلِ وَقْتِهَا إِلَى آخِرِ وَقْتِهَا مِنْ غَیْرِ عِلَّةٍ عَلَیْکَ ابْدَأْ بِأَوَّلِ الْوَقْتِ فَأَذَّنْتُ وَ صَلَّیْنَا فَقُلْتُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ قَدْ طَالَتِ الْمُدَّةُ فِی الْعِدَةِ الَّتِی وَعَدْتَنِیهَا وَ أَنَا مُحْتَاجٌ وَ أَنْتَ کَثِیرُ الشُّغُلِ وَ لَا أَظْفَرُ بِمَسْأَلَتِکَ کُلَّ وَقْتٍ قَالَ فَحَکَّ بِسَوْطِهِ الْأَرْضَ حَکّاً شَدِیداً ثُمَّ ضَرَبَ بِیَدِهِ إِلَى مَوْضِعِ الْحَکِّ فَأَخْرَجَ سَبِیکَةَ ذَهَبٍ فَقَالَ خُذْهَا بَارَکَ اللَّهُ لَکَ فِیهَا وَ انْتَفِعْ بِهَا وَ اکْتُمْ مَا رَأَیْتَ قَالَ فَبُورِکَ لِی فِیهَا حَتَّى اشْتَرَیْتُ بِخُرَاسَانَ مَا کَانَتْ قِیمَتُهُ سَبْعِینَ أَلْفَ دِینَارٍ فَصِرْتُ أَغْنَى النَّاسِ مِنْ أَمْثَالِی هُنَاک».
پی نوشت:
بحارالانوار، ج 49، ص 49 / الخرائج و الجرائح، ص 230 / کافی، ج 1، ص 488 / زندگانی چهارده معصوم (ع) / ترجمه اعلام الوری، متن، ص 437.
منبع:تسنیم