بررودکریز
بررودکریز

بررودکریز

روز جمعه قرار ملاقات نگذارید/عکس نوشته





<blockquote class="instagram-media" data-instgrm-captioned data-instgrm-version="7" style=" background:#FFF; border:0; border-radius:3px; box-shadow:0 0 1px 0 rgba(0,0,0,0.5),0 1px 10px 0 rgba(0,0,0,0.15); margin: 1px; max-width:658px; padding:0; width:99.375%; width:-webkit-calc(100% - 2px); width:calc(100% - 2px);"><div style="padding:8px;"> <div style=" background:#F8F8F8; line-height:0; margin-top:40px; padding:37.5% 0; text-align:center; width:100%;"> <div style=" background:url(data:image/png;base64,iVBORw0KGgoAAAANSUhEUgAAACwAAAAsCAMAAAApWqozAAAABGdBTUEAALGPC/xhBQAAAAFzUkdCAK7OHOkAAAAMUExURczMzPf399fX1+bm5mzY9AMAAADiSURBVDjLvZXbEsMgCES5/P8/t9FuRVCRmU73JWlzosgSIIZURCjo/ad+EQJJB4Hv8BFt+IDpQoCx1wjOSBFhh2XssxEIYn3ulI/6MNReE07UIWJEv8UEOWDS88LY97kqyTliJKKtuYBbruAyVh5wOHiXmpi5we58Ek028czwyuQdLKPG1Bkb4NnM+VeAnfHqn1k4+GPT6uGQcvu2h2OVuIf/gWUFyy8OWEpdyZSa3aVCqpVoVvzZZ2VTnn2wU8qzVjDDetO90GSy9mVLqtgYSy231MxrY6I2gGqjrTY0L8fxCxfCBbhWrsYYAAAAAElFTkSuQmCC); display:block; height:44px; margin:0 auto -44px; position:relative; top:-22px; width:44px;"></div></div> <p style=" margin:8px 0 0 0; padding:0 4px;"> <a href="https://www.instagram.com/p/BJ1zbGSgr4w/" style=" color:#000; font-family:Arial,sans-serif; font-size:14px; font-style:normal; font-weight:normal; line-height:17px; text-decoration:none; word-wrap:break-word;" target="_blank">

تاریخ اماکن مکه ومدینه(23): ازکتاب حرمین شریفین نوشته حجت الاسلام علی اسماعیلی کریزی


  ملتزم

 

 

 

 

 

یکی دیگر از اماکن بسیار مقدس وپر برکت مسجد الحرام ملتزم است ،وگفته شده است ، مابین حجر الاسود ودرب خانه خدا ملتزم نامیده می شو د بعلت اینکه مردم در آنجا ملتزم می شوند وآنجا  دعا می کنند وجائی است که دعا در آن مستجاب است .[1] به تعبیر دیگری،آنجا، جای دعا واستغفاراست.[2] در رابطه با ملتزم روایت دیگری از امام صادق ع)نقل شده است که: راوی می گوید از امام صادق ع ) پرسیدم ، در مورد ملتزم واینکه برای چه چیز ی ملتزم می شوند وچه چیزی در آن یاد آوری می شود ، فرمودند: نزد آن  نهری از بهشت وجود دارد که اعمال بندگان در هر پنج شنبه رؤیت می شود .[3]

مستجار      

 یکی دیگر از اماکن مهم  وتاریخی مسجد الحرام مستجار است ، به قسمتی از دیوار پشت کعبه و کنار رکن یمانی مستجار، گفته می شود ،یعنی پناه گاه، جائی است که گنا هکاران به خداپناهنده می شوند پرده خانه را می گیرند دست روی کعبه می گذارند ،سفره دل را  باز کرده ،آنچه را غیر از او نمی داند وکسی را یارای گفتن وشنیدنش در مجامع عمومی وبعضا جمع های خاص نیست به او می گویند ، او همه را می داندومی شنود ،وستار العیوب است وغفار الذنوب ، توبه می کنند، به درگاه او می نالند ،مورد مغفرت وآمرزش قرار می گیرند،گناهانشان بخشیده می شود ، همه امید وارند ،هیچ کس از اینجا ناامید بر نمی گردد مگر ابلیس، وتنها شیطان مأیوس از رحمت پرودگار است . این مکان شاهد حادثه عظیم ورود فاطمه بنت اسد به درون کعبه بوده است،یعنی کعبه شکافته شد، علی اعلا ولیش را به درون خانه فراخواند وبه میزبانی وی پرداخت.[4]  

 

 شاذروان                                                  

برآمدگی کوتاهی که دیوار کعبه را از بیرون احاطه کرده و باقیمانده یا نشانه محل دیوارقبلی خانه است که پس از باز سازی کعبه در زمان حجاج بن یوسف بیرون از خانه واقع شده و لذا از محیط داخلی کعبه کاسته است ، ( شاذر وان جزء خانه محسوب می شود بنا بر این اگر کسی از روی آن طواف کند طوافش باطل است زیرا برگرد خانه طواف نکرده  است البته در شرایط فعلی نمی شود از روی آن طواف کرد لکن قبلا دیواره پهنی بود که همانند یک سکو اطراف بیت را گرفته بود ومی شد از روی آن راه رفت )[5]

المعجنه               

عجین در لغت عرب به معنای خمیر است ودراین مکان چون ملاط بنائی که شبیه خمیر است  آماده می شد آنرا معجنه می نامیدند یعنی مکانی که در آن ملاط وگل برای بنائی درست می کردند.بنا بر این در نزدیک شاذروان و میان در کعبه و حجرالاسود گودالی بر روی زمین به عمق 30سانتیمتر و عرض 1.5متر وجود داشته است ، ومی گویند ابراهیم ع)برای ساختن خانه خدا ، در این مکان آب و خاک را با هم مخلوط می کرد.[6]



[1] - هو ما بین الحجر الاسود و باب سمی بذالک لان الناس یلتزمونه و یدعون عنده و هو من المواطن التی یستجاب فیه الدعا /دلیل الحاج المصور/ صالح محمد جمال

[2] - ادعیه حرمین ص431  

[3] - عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَأَلْتُهُ عَنِ الْمُلْتَزَمِ لِأَیِّ شَیْ‏ءٍ  یُلْتَزَمُ وَ أَیُّ شَیْ‏ءٍ یُذْکَرُ فِیهِ فَقَالَ عِنْدَهُ نَهَرٌ مِنَ الْجَنَّةِ تُلْقَى فِیهِ أَعْمَالُ الْعِبَادِ کُلَّ خَمِیسٍ. بحار ج 99 ص 221 ح 10

 

[4] -تاریخ آثار مکه ومدینه ص81                        

[5] -همان ص77                                                                          

[6] - همان ص83                    

تاریخ اماکن مکه ومدینه(25): ازکتاب حرمین شریفین نوشته حجت الاسلام علی اسماعیلی کریزی


توکل خالصانه





ابراهیم از طرف خداوند مأموریت یافت که هاجر واسماعیل را در وادی بی آب وعلف مکه مکرمه رها کند وبه دیار خود ،باز گردد ،نگاهی به قد وبالای فرزند خرد سالش کرد ونگاهی به چهره مقاوم ومؤمن هاجر انداخت ،کوهای خشن اطراف مسجد الحرام وزمین خشک وتفت دیده محل اسکان آنهارا ازنظرگذراند ،او که تسلیم محض بود، خالصانه به خدا توکل کرد،پاره های تن خود را در آن وادی رها کرد ورفت ،هاجر نیز که به ظاهر، دستش از زمین آسمان کوتاه بود غریب وتنها ،دست جگر گوشه خود، اسماعیل را گرفت، به ابراهیم اعتماد کرد،فرمانش را باجان ودل خرید ،خم به ابرو نیاورد ،تسلیم قضای الهی بود وبه خداتوکل کرد وماند، در این لحظه، سفیر رب العالمین ،جبرئیل امین به صورت مردی ناشناس ، به سراغ هاجر آمد واز وی سؤال کرد ؟ شما که، هستی؟هاجر ،بایک دنیا وقار وعزت واحترام بجای اینکه ، نام خودرا بگوید ، گفت: من ، مادر فرزند ابراهیم هستم . یعنی زنی متأهل،دارای همسری به نام ابراهیم خلیل،که یادگاری از او بر دامن پاک محبت مادری خود دارم، جبرئیل گفت: ابراهیم، شمارا به چه کسی سپرد ؟ هاجر گفت : هنگامی که ابراهیم می خواست این جاراترک کند ، همین سؤال شما را من از ابراهیم ، پرسیدم ؟ که ای ابراهیم مارا به چه کسی می سپاری و ابراهیم پاسخ داد شمارا به خدامی سپارم ، جبرئیل گفت : هر آینه شمارا به کسی سپرده است که او کفایت می کند.[1]

زمزم

یکی از پاسخ های مثبت خداوند به توکل خالصانه ابراهیم وهاجر نزول رحمتی به نام زمزم بود،نسبت به نحوه اکتشاف آن چنین فرموده اند که: طفل ( اسماعیل) پای خودش را در جستجوی آب به زمین کشید ، پس چشمه زمزم جاری شد وهنگامی که هاجر از مروه به طرف کودک آمد و جوشش آب را دید جلو آمد و از ترس اینکه آب همه جارا فرا نگیرد مقداری خاک اطراف آن جمع کرد واگر اطراف چشمه رانمی بست آب فراگیر می شد.[2]

درمورد خواص داروئی آن امام امیر المؤمنین ع) فرمودند : سر چاه زمزم قرار گرفتن، درد را، زایل می کند ، پس بنوشید از آب آن ، از آن آبی که زیر رکن حجر الاسود قرار گرفته ، به جهت اینکه زیر حجر الاسود چهار نهر بهشتی قرار گرفته است ، که عبارتند از: فرات ، نیلُ، سیحان ، جیحان.[3]

،ودر مورد آثار شفا بخش آن ، امام صادق ع) از پدرش ( امام باقرع) روایت کرده است که :پیامبر ص) فرمودند : آب زمزم دوا است برای هرچه آشامیده شود.[4]

ودر حدیث دیگری آمده است که :آب زمزم شفا است برای هرکسی که، استفاده کند.[5]

مضمون روایات فوق حاکی از آن است که ،آب زمزم را به هر نیتی بنوشی وبرای شفای هر دردی بیاشامی موجب شفای آن خواهد شد ،واین چاه دارای نام های مختلف ومتعددی است ودر روایتی، از امام صادق ع) آمده است که : اسامی زمزم عبارتند از : جای پای جبرئیل ، گودال یاچاله اسماعیل ، گودال یاچاله عبدالمطلب، زمزم، بره، مضمونه، روا ء، شبعه ، طعام، مطعم، شفاء درد.[6]

پس از بیان برخی از اسامی زمزم وخاصیت شفا بخش آن ،باید دانست که خداوند آنچنان برکتی براین آب قرار داده است که ، درهر روز ده هزار متر مکعب (ساعتی 765متر )از چاه زمزم آب کشیده می شود تعداد کلمن ها سه هزار و در موسم حج پنج هزار است، و هر روز چهل تانکر به مسجد نبوی(مدینه منوره) حمل می شود-هر سال در ایام حج و رمضان پنج میلیون شیشه آب توضیع می شود و 200ماشین ،آب سرد به مردم می دهند. واز جهت تجزیه مواد معدنی و بهداشتی آنچه را تا امروز علم بشر به آن راه یافته است ،بی نظیر ودر حد یک معجزه است ،وبه طور یقین هزاران نکته نا شناخته دارد که شاید بعد ها بتواند درمعرض تجربه و آزمون علم خود نمائی کند ،پاره ای از خواص کشف شده ،توسط دانشمندان ،تابه امروز، به این شرح است : در آ ب زمزم موادی چون گوگرد/سدیم/کلسیم/پتاسیم/منگنز/آهن/کربن و کلوریدات وجود دارد و این املاح با تغییرفصول متفاوت است و هیچگاه به حد زیانبار نمی رسد. در شرایط فعلی با اشعه ما فوق بنفش کنترل می شود و چنانچه احتمالا مواد زیانباری داشته باشد خنثی می گردد.[7]



[1] - فَأَتَاهَا جَبْرَئِیلُ ع فَقَالَ لَهَا مَنْ أَنْتِ فَقَالَتْ أَنَا أُمُّ وَلَدِ إِبْرَاهِیمَ فَقَالَ إِلَى مَنْ وَکَلَکُمْ فَقَالَتْ أَمَّا إِذَا قُلْتَ ذَلِکَ فَقَدْ قُلْتُ لَهُ حَیْثُ أَرَادَ الذَّهَابَ یَا إِبْرَاهِیمُ إِلَى مَنْ تَکِلُنَا فَقَالَ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَالَ جَبْرَئِیلُ لَقَدْ وَکَلَکُمْ إِلَى کَافٍ پیشین ص 234

[2] - فَفَحَصَ الصَّبِیُّ بِرِجْلِهِ فَنَبَعَتْ زَمْزَمُ وَ رَجَعَتْ مِنَ الْمَرْوَةِ إِلَى الصَّبِیِّ وَ قَدْ نَبَعَ الْمَاءُ فَأَقْبَلَتْ تَجْمَعُ التُّرَابَ حَوْلَهُ مَخَافَةَ أَنْ یَسِیحَ الْمَاءُ وَ لَوْ تَرَکَتْهُ لَکَانَ سَیْحاً همان ص 234

[3] - قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع الِاطِّلَاعُ فِی بِئْرِ زَمْزَمَ یُذْهِبُ الدَّاءَ فَاشْرَبُوا مِنْ مَائِهَا مِمَّا یَلِی الرُّکْنَ الَّذِی فِیهِ الْحَجَرُ الْأَسْوَدُ فَإِنَّ تَحْتَ الْحَجَرِ أَرْبَعَةَ أَنْهَارٍ مِنَ الْجَنَّةِ الْفُرَاتَ وَ النِّیلَ وَ سَیْحَانَ وَ جَیْحَانَ وَ هُمَا نَهَرَانِ . همان ص243 ح 8

[4] -- عن ابی عبدالله عن ابیه قال : قال رسول الله (ص)ماء زمزم دواءلماشرب . همان ص244ح13

[5] - و فی الحدیث آخر :ماء زمزم شفاء لمن استعمل . ص245ح 16

[6] - عن ابی عبدالله(ع) قال: اسماء زمزم، رکضه (الحرکه والدفع بالرجل) جبرائیل،حفیره اسماعیل و حفیره عبدالمطلب و زمزم و بره و المضمونه و الرواء و شبعه و طعام و مطعم و شفاء سقم . الحج فی الکتاب و السنه ص 77

[7] - میقات 33ص81

تاریخ اماکن مکه ومدینه(24): ازکتاب حرمین شریفین نوشته حجت الاسلام علی اسماعیلی کریزی



مقام ابراهیم

یکی از نماد های تاریخی ومهم مسجد الحرام مقام حضرت ابراهیم ع) است ،جائی که خداوند کریم درقرآن مجید ازآن نام برده است ومردم را امر به نماز در آن مکان نموده است ، سکوی بی آلایشی که ابزار کار پدر وپسری، مخلص، تلاش گر وبی توقع دراجرای امر پروردگارشان بود،درمورد بدست آوردن ونصب این سنگ ، روایات مختلفی داریم ،دریکی از این روایات آمده است که ،کوه ابی قبیس گفت : ای آدم ع ) همانا نزد من امانتی داری ، وپس از آن ، سنگ (حجر الاسود) و مقام (مقام ابراهیم ) را بلند کرد وبه او تحویل داد ، وآن دو در آن روز دو یاقوت سرخ بودند.(وبرای ساخت کعبه مورد استفاده حضرت آدم ع) قرار گرفتند )[1]

لکن ،بنا به روایت دیگری حضرت اسماعیل سنگی را از کوه ابو قبیس که هم اکنون به مقام ابراهیم معروف است برای پدر آورد وابراهیم ع) روی آن ایستاد وکعبه را ساخت .[2] سنگی که در توصیف آن، امام صادق ع) فرمودند : هنگامی که خداوند وحی کرد به ابراهیم ع) که دربین مردم حج را اعلام نماید ، حضرت ابراهیم ع) سنگی را به نام مقام که آثار قدم هایش (هنگام بنائی) روی آن بود ، در کنار خانه خدا وچسبیده به آن قرار داد، درست در مقابل مقام که در شرایط فعلی وجود دارد ، سپس بالای آن سنگ رفت وباصدای بلند آنچه راخدا دستور داده بود اعلام کرد ، چون آغاز کلام کرد سنگ اورا تحمل نکرد ، پاهایش در سنگ فرو رفت وغرق شد وابراهیم ع) پاهایش را به نحو خاصی از سنگ کند،مقام سنگ سستی است شبیه، سنان، مربع شکل از بالا تا پائین آن14در14 انگشت است روکش مقام شیشه کریستال گران قیمت است ابعاد 130در18سانتیمتر و وزن آ ن مجموعا 1700کیلوگرم است ، که 600کیلو گرم ، وزن قاعده مسی و سنگی با قاب شیشه است، زمانی که مردم زیاد شدند (دردوران جاهلیت ) وسنگ برای آنها ایجاد زحمت می کرد ، جمع شدند وتصمیم گرفتند(مقام را از کنار خانه کنده ) در مکان فعلی قرار دهند تا مطاف برای طواف کننده ها خلوت شود ، وهنگامی که خداوند عز وجل پیامبر اسلام ص) را مبعوث به رسالت کرد ، مقام را به جائی که ابراهیم ع) نصب کرده بود بر گرداندند .واین سنگ در زمان پیامبر ع) وابوبکر وابتدای خلافت عمر ثابت بود ، بعد عمر گفت : از دحام مردم بر این مقام زیاد شده است ، چه کسی جایگاه آنر ا در دوران جاهلیت می داند ؟ مردی اعلام کرد که من جایگاه آنرامی دانم ، عمر دستور داد آن را حمل کردند ودر موضع فعلی (مکان دوران جاهلیت ) قرار دادند.[3] وبنا به نقل دیگری، دزمان خلافت عمر سیل مقام را کند و تا پائین مکه راند و موضع آنرا محو کرد و آنرا باز گرداندند و عمر آنرا در جایش قرار داد[4]

بعد هانیز هرزمان که دراثر حوادث ، آسیبی به کعبه یامقام ومسجد الحرام می رسید توسط مردم یاحکومت های وقت اقدام به باز سازی وترمیم آنها می شد ،ازجمله در دوران عباسیان که به سبب زیارت زائران بیم آن بود،مقام ، از هم گسیخته شود مهدی عباسی از این امر آگاه شد و هزار دینار فرستاد تا مقام را از بالا و پائین آن در آهن و ساروج گرفتند و متوکل نیز بر آن قاب،قاب دیگری افزود.[5]

درمورد تاریخچه مقام وموقعیت مسجد الحرام، از ابن اسحاق نقل شده است که می گوید:ابراهیم آهنگ درختی نمود که بالای زمزم بود بین چاه و صفه ،اسماعیل و مادرش را زیر آن درخت نشاند( مکان فعلی چاه زمزم که درب آن مسدود شده است، در نزدیکی ومقابل، رکن حجر الاسود، و درهنگام ساخت کعبه از سنگی استفاده می کرد) که هنوز جای پای ابراهیم تا به امروز در آن مقام باقی است، از ابن عباس روایت شده که در مقام نامه ای پیدا شده که در آن نامه از مو قع و مکان خانه سخن رفته و عبدبن حمزه سلولی گوید، که میان رکن و مقام نود ونه پیامبر ص) که به حج آمده بودند ،(ازدنیا رفته ) و در آنجا دفن شده اند



[1] - رُوِیَ أَنَّ جَبَلَ أَبِی قُبَیْسٍ قَالَ یَا آدَمُ إِنَّ لَکَ عِنْدِی وَدِیعَةً فَرَفَعَ إِلَیْهِ الْحَجَرَ وَ الْمَقَامَ وَ هُمَا یَوْمَئِذٍ یَاقُوتَتَانِ حَمْرَاوَان . پیشینِ ص 232)

[2] - تاریخ آثار مکه ومدینه ص 68

[3] -پیشین ص 232

[4] - حجاز در صدر اسلام ص 462

[5] - همان

تاریخ اماکن مکه ومدینه(22): ازکتاب حرمین شریفین نوشته حجت الاسلام علی اسماعیلی کریزی

تاریخ اماکن مکه ومدینه(22): ازکتاب حرمین شریفین نوشته حجت الاسلام علی اسماعیلی کریزی



رکن یمانی


یکی دیگر ازارکان کعبه رکن یمانی است ،این رکن نیز پس از رکن حجر الاسود از جایگاه معنوی خاصی برخورداراست وفضائل فراوانی را برای آن بیان کرده اند از جمله روایتی ازامام صادق ع)نقل شده است که، فرمودند : همانا رکن یمانی دری است متعلق به ما اهل بیت ، که از آن وارد بهشت می شویم [1]

حطیم

مکانی در مسجدالحرام قرار دارد به نام ، حطیم که به معنای کنار کعبه ،حجر اسماعیل، یادیوار کعبه یاآنچه بین رکن وزمزم ومقام است، اطلاق گردیده است ، این واژه ، از ماده ، حطم به معنای شکستن ، مالیدن ،وخرد کردن است، راوی می گوید از امام صادق ع) در مورد حطیم ، سؤال کردم ، فرمودند" : مابین حجر الاسود ودرب خانه است . وبعد سؤال کردم که چرا این مکان حطیم نامیده شده است ؟ فرمودند : بعلت اینکه در آنجا بعضی از مردم به برخی دیگر فشار می آورند وبه یگدیکر مالیده می شوند حطیم نامیده شده است.[2] ودر روایت دیگری معاویه بن عمار : از امام صادق ع) در مورد حطیم سؤال کردم ؟ فرمودند" : مابین حجر الاسود ودرب کعبه است ، وپرسیدم چرا آنرا حطیم می گویند ؟ فرمودند:بعلت اینکه در این جا برخی از مردم به بعضی دیگر فشار می آورند. [3]

حطیم را به معنای قوس نیم دایره واقع در شمال کعبه نیز معنا کرده اند.[4] همچنین در مورد حطیم گفته شده است،نام محلی است که بین درب کعبه و حجرالاسود قرار دارد و حطیم نامیده می شود چون در اینجا مردم تلاش می کنند تا حجر الاسود را استلام نموده و بیکدیگر فشارمی آورند.[5]

حجر اسماعیل

یکی از اماکن تاریخی وبه یاد ماندنی مسجدالحرام حجر اسماعیل است به روایتی آنجا محل نزول هاجراست و خانه او، هاجر همان کنیز به ظاهر تحقیر شده ای است ، که هووی او حتی تحمل دیدن وی ندارد ،وباهر قیمتی باید از شهر ودیارش طرد گردد، آواره ای دور از وطن ،غریبی بی پناه ،محروم از امکانا ت اولیه زندگی حتی لقمه ای نان وقطره ای آب ، باجگر گوشه ای روی دست ، دل شکسته ای که غیر از خدا هیچ کس را ندارد ، دل درگرومعبود گذاشته و محل اسکانش را به خانه خدا چسبانده وجارالله شده است ،خداوند نیز این دل شکسته را پذیرفته وخانه اورا جزء خانه خودش قرار داده است ومطاف همه انبیاء واولیاء نموده است، طوری که اگر کسی از پشت خانه هاجر طواف نکند، گویا خانه خدا را نیز طواف نکرده است و طوافش وحجش باطل است ، تعبیر روایات درمورد حجر متفاوت است ،درجای دیگری ، راوی می گوید از امام ع) در مورد حجر سؤال کردم فرمودند: شما آنرا حطیم می نامید وهمانا حجر مکانی بود برای گوسفندا ن اسماعیل ع) وهنگامی که مادرش را در آنجا دفن کرد کراهت داشت که قبر مادرش زیر پای افراد لگد مال شود لذا اطراف آنرا دیوار کرد ودر آن مکان قبر ها ی پیامبران قرار دارد. [6]

گفته شده است این مکان باراهنمائی جبرئیل امین محل نزول ابراهیم خلیل و همسرش هاجر و کودک شیر خوارش اسماعیل ع) شد.در روایتی از امام صادق ع)نقل شده است که فرمودند:پس ازولادت اسماعیل ع) ابراهیم ع) وی و مادرش را سوار بر الاغ کرد،در حالیکه مقداری آب و غذا به همراه خود داشتند با راهنمائی جبرئیل حرکت کردندآنگاه که، به جایگاه فعلی حجر رسیدند، محل فعلی کعبه بصورت تپه ای کوچک و تلی از خاک سرخ و مملو از کلوخ بود ابراهیم ع) روی بجانب جبرئیل ع) کرده پرسید:آیا به این جا ماموریت یافته ای ؟پاسخ شنید آری بدین سان اینجا خانه اسماعیل ع) شد پیش از آنکه نام حجر بخود گیرد ، به بیت اسماعیل ع) از آن یاد شده است .[7] روایتی از امام صادق ع) درمورد قبر اسماعیل ع) نقل شده است که ، فرمودند : اسماعیل ع) از دنیا رفت درحا لی که یک صدوسی ساله بود وبامادرش در حجر دفن شد .[8] درجای دیگری امام صادق ع) فرمودند : در حجر اسماعیل جائی که به طرف رکن سوم می آید دختران باکره اسماعیل که فوت کرده بودند دفن می شدند.[9] همان گونه که بیان شد تعابیر روایات در مورد حجر اسماعیل ع) مختلف ومتفاوت است لکن بنظرمی رسد که هریک از روایات درمقام بیان، زاویه خاصی از آن را مورد توجه قرار داده اند و همه آنها قابل جمع است، زیرا، منافاتی ندارد که آنجا محل نزول ابراهیم ع) و هاجروسکونت وی وفرزندش اسماعیل باشد درعین حال محل نگهداری گوسفندان اسماعیل ع) وبعدا مدفن هاجر واسماعیل ودختران وی وتعدادی از انبیاءع) نیز قرار گرفته باشد .



[1] - قَالَ الصَّادِقُ ع إِنَّهُ بَابُنَا الَّذِی نَدْخُلُ مِنْهُ الْجَنَّةَ . پیشین ص 220 ح 8 )

[2] - قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْحَطِیمِ فَقَالَ هُوَ مَا بَیْنَ الْحَجَرِ الْأَسْوَدِ وَ بَابِ الْبَیْتِ قَالَ وَ سَأَلْتُهُ لِمَ سُمِّیَ الْحَطِیمَ قَالَ لِأَنَّ النَّاسَ یَحْطِمُ بعضهم بعضا هنالک . همان ص 230 ح 2

[3] - عن معاویه بن عمارقال سالت اباعبدالله(ع)عن الحطیم فقال: هو ما بین الحجرالاسود و باب البیت قال و سالته لم سمی الحطیم ؟ قال لان الناس یحطم بعضحم بعضا"هنالک. همان

[4] - الحطیم:هو قوس البناء الواقع فی شمال الکعبه علی شکل نصف دائره .دلیل الحاح المصور-صالح محمد جمال

[5] - ادعیه حرمین ص432

[6] - سَأَلْتُهُ عَنِ الْحِجْرِ فَقَالَ إِنَّکُمْ تُسَمُّونَهُ الْحَطِیمَ وَ إِنَّمَا کَانَ لِغَنَمِ إِسْمَاعِیلَ وَ إِنَّمَا دَفَنَ فِیهِ أُمَّهُ وَ کَرِهَ أَنْ یُوطَأَ قَبْرُهَا فَحَجَّرَ عَلَیْهِ وَ فِیهِ قُبُورُ الْأَنْبِیَاءِ پیشین ص 231 ح 5

[7]- میقات شماره 9ص107

[8] - عن الصادق (ع):وتوفی اسماعیل و هو ابن ثلاثین و مأ ه سنه فدفن فی الحجرمع امه

[9] - عن الصادق (ع):فدفن فی الحجر مما یلی الرکن الثالث عذاری بنات اسماعیل