برترینها*
کد خبر: ۳۹۷۸۱۱





مشعرالحرام
نامی است زیبا، مکانی است در هفت کیلومتر ی عرفات بطرف منی، زمینی در محاصره کوه های خشن،دره ای بی آب وعلف ،تنها محصول آن سنگ است وکالای صادراتیش ریگ هائی است که فقط برای جنگ باشیطان کار برد دارد، اما جائی است که حرمت آن کمتر از مسجد الحرام نیست زیرا وقوف در آن از ارکان حج است و برخلاف وادی عرفات که خارج حرم امن الهی است اینجا داخل محدوده حرم خداوند است آنجاوادی عرفان بود واینجا سرزمین شعور است جائی است که در فرازی از دعای پرفیض جوشن کبیر در شبهای قدر خداوند را به نام این سرزمین می خوانیم ومی گوئیم : یا رب المشعر الحرام ، آنجا توقف برای شناخت در روشنی بود واینجا توقف برای فهمیدن در تاریکی شب تاطلوع آفتاب است اینجا سرزمین محاسبه است،محا سبه عده وعده ،محاسبه مقدار مهمات ، زمان ونحوه حرکت ، برگرفتن سلاح برای دشمنی که اورا دروز شناخته ایم،از محل استقرارش مطلعیم ، تعداد نیرو ی وی را می دانیم ،صفوف وآرایش نظامی اورا اطلاع داریم ،بابرنامه پیش می رویم، باید اول عقبه دشمن را بزنیم ،لکن برای نبرد تن به تن که فردا اتفاق می افتد وسه روز ادامه دارد هیچ گونه امکانات مادی باما نیست ، از مرز های این سرزمین نیز حق خروج نداریم ،ارتباط مان باهمه جا قطع است ، محرم هستیم وغیر از کفن چیزی همراهمان نیست ،علاوه بر آن تحریم های بیست وچهار گانه نیز مارابه شدت محدود کرده ودست وپای مارا بسته است ، اما هرگز از دشمن نمی ترسیم ،درمنطق ما ،عقب نشینی وشکست معنا ندارد،در این توقف کوتاه ،دروادی شعور باتدبیر کامل واستفاده از فرصت اندک ، باید سلاح ومهمات جنگی فراهم کرد ، سلاحی ، که تهیه ، آن وابستگی به شرق وغرب ایجاد نکند ، سلا حی که برای آموزش آن نیاز به اعزام کارشناس از طرف بیگانگان نباشد ، سلاحی که هرکس باتکیه بر قدرت وتوان مادی خود قادر به تهیه وحمل باشد ، در این موقعیت حساس وفرصت کوتاه، هرچند دشمن راشناسائی کرده ایم ومی دانیم در چند قدمی ما مستقر شده است ، ومی دانیم جنگ فردا حتمی است وهیچ گونه احتمال صلح وسازش یاعقب نشینی داده نمی شود لکن به بهانه حضور دشمن ، ازهرجائی وهرکسی وبه هر نحوی، نمی شود سلاح تهیه کرد ،حفظ ارزش ها در رأس امور است ، باید سلاحی دست اول (بکر) مباح (غیر غصبی) باشد، و مکان تهیه آن حرم امن الهی است ، نه حتی سرزمین های عادی ومعمولی خودی ،تا چه رسد به سرزمین دشمن وبیگانگان ، حمله وهجوم نیز باید در وقت خاص خودش صورت پذیرد،به اصطلاح نظامی در ساعت سین ،به فرمان او، بانیت خالص وبارمز لبیک اللهم لبیک باشد، تااول طلوع آفتاب هیچ کسی حق خروج از این کمین گاه راندارد ،مبادا عملیات فردا لو رود ، اجازه وفرمان حمله از طرف خداوند صادر می شود، این سد آهنین شکسته شده وهر کسی درهجوم به عقبه دشمن، گوی سبقت از دیگری می رباید، تاچند قدمی وی پیشروی کرده ،وی را محاصره می کنند ، حمله آغاز می شود وتاوقتی مطمئن نشوند، تیرها به دشمن اصابت کرده از پای نمی نشینند. درسی است که خداوند توسط جبرئیل به صورت عملی ومیدانی به انبیاء واولیاء خود آموخته است، و اسامی متعدد این سرزمین را نیز او انتخاب کرده است ، درمورد نام گذاری این موقف بزرگ وباعظمت وشرافت،و این اردوگاه عظیم جنگی ،به وادی مشعرالحرام ،یامزدلفه ،یاوادی جمع ، روایاتی وجود دارد که، به پاره ای از آنها اشاره می شود.
مزدلفه
نام دیگر وادی مقدس مشعر الحرام، مزدلفه است ، ازدلاف را به معنی ،تقدم یا نزدیکی (نزدیکی وتقرب به خداوند) وبه معنای اجتماع، یعنی محل اجتماع مردم بیان کرده اند.ودر این خصوص راویتی از امام صادق ع) نیز نقل شده است،که در جریان تعلیم مناسک به حضرت ابراهیم ع) فرمودند : جبرئیل ع) ابراهیم ع) را به موقف آور د ، ودر آنجا ماندند تاخورشید غروب کرد ، بعد کوچ کرد ند ، پس از آن به ابراهیم ع ) گفت : نزدیک شو ( اجتماع کن ، مقدم شو یا تقرب به خدا کن ) به سوی مشعر الحرام لذا این سرزمین مزدلفه نامیده شد .[1] در روایت دیگری آمده است که، چون ابراهیم به محاذی مازمین،( مأزم ، تنگه یاراه تنگ ) رسید جبرئیل به او گفت ازدلف یعنی نزدیک شو ، پس از آن آنجا، مزدلفه نامیده شد، سپس او به طرف مشعر آمد ودر آنجا خوابید ، خداوند دستور داد که فرزندش را قربانی کند .[2]
وادی جمع
یکی دیگر از اسامی مشعر الحرام کلمه جمع است که در برخی از روایات به آن اشاره شده است، از جمله روایتی از امام صادق ع ) است که فرمودند : مزدلفه را جمع نامیده اند به علت اینکه حضرت آدم ع ) در آن مکان بین نماز مغرب وعشا جمع کرد.[3] ودر روایت دیگری که از امام علی ع) نقل شده است فرمودند : چون پیامبر گرامی اسلام ص ) عرفات راپشت سر گذاشت وبه طرف مزدلفه آمد،بین نماز مغرب وعشاء بایک اذان ودو اقامه جمع کرد .( واین عمل پیامبرص) را مبنای نام گذاری این سرزمین به وادی جمع قرار داده اند ).[4] اولین مرتبه ای که به این وادی مقدس توفیق تشرف یافتم یعنی سال 1363 هجری شمسی ،آنجا بیابانی بود ، درمحاصره کوه ها ی خشن ،دره ای همراه باتپه های سنگی ، خاشاک فراوان ، وحشرات ریز ، فاقد آب لوله کشی، برق ،
آسفالت وهرگونه امکانات بهداشتی دیگر ،فقط تعدادی سرویس بهداشتی صحرائی با آب محدود در این بیابان وجود داشت که ،بعلت عدم رعایت بهداشت خیلی هم قابل استفاده نبود،افراد بر ای جمع آوری ریگ جهت رمی جمرات در تاریکی شب از چراغ قوه وامثال آن استفاده می کردند و به رغم آن گاهی هم دست ها زخمی یا آلوده می شد، لکن در شرایط فعلی تعداد فراوان سرویس های بهداشتی وآب کافی وخیابان کشی وآسفالت وبرق وروشنائی لازم وتراشیدن کوه ها وایجاد فضای باز ووسیع برای ترد د ووقوف وضع را به طور کامل دگرگون ساخته است .
مسجد مشعر الحرام
یکی ازبناهای تاریخی،این وادی مسجدی است ، در وسط این دره ، یا ،بیابان ، گفته اند، در این مکان جبرئیل به پیامبر(ص)نازل شده است.[5] این مسجد در آغاز عهد عباسی ها مساحتی حدود چهار هزار متر مربع داشته،و بدون سقف بوده است ،اکنون مسجد زیبائی به نام مسجد مشعر الحرام وجو د دارد که مساحت آن، شش هزار متر مربع است" 121
وادی محسر
حسر بمعنای خسته شدن, و از پا افتادن است." وادی محسر راه باریکی است بین دوسلسله از کوه( درسال 1363 هجری شمسی در این مکان ،دوتپه ،یابه عبارتی دوکوه وجود داشت که ، وسط آن راه باریک وخاکی بود واعلام می کردند این جا وادی محسر است و مستحب است راه را با سرعت بیشتری طی نمائیم ،لکن در حال حاضر بعلت ازدیاد حجاج وتراکم جمعیت ، آن کوه هارا برداشته اند ومنطقه به صورت بیابانی صاف در آمده است ،که آنرا اسفالت نموده وتعدادی از چادر های منی ، در آن وادی قرار گرفته است ،وبرخی از برادران اهل سنت آنجا بیتوته می کنند،)گفته شده است که عذاب خداوند به اصحاب فیل که جهت تخریب کعبه آمده بودند در این وادی نازل شده است .( نام فیل ابرهه محمود بود ،در زمان توقف سپاه ابرهه در وادی محسر ،هنگام راندن ،فیل بسوی یمن با شتاب می رفت لکن بطرف حرم نمی رفت )خداوند پرنده ابابیل را بر آنها فرستاد تا بوسیله سنگ ریزه به ایشان تیر اندازی کند وقبل از اینکه به مقصود خود برسند هلاک شوند .[6]
وادی محسر را، وادی النار، هم می گفتند چون مردی از اهل مکه به شکار رفته بود آتشی از آسمان آمد و او را سوزاند.[7] وبه آن وادی مهلل هم می گویند چون مردم هلهله کنان نفس زنان و باشتاب از آن رد می شوند
برحجاج بیت الله الحرام که از عرفات می آیند ودر مشعر الحرام وقوف کرده واول طلوع آفتاب باید از وادی محسرعبور نموده به طرف منی حرکت کنندمستحب است از این وادی باشتاب عبور کنند وزود بگذرند چون اینجا وادی عذاب است وآتش، ومحل غضب خداوند برقوم ابرهه ، ودرمورد این وادی ، از سلیمان بن مهران نقل شده است که :
ازامام صادق ع)سؤال کردم؟پیامبرگرامی اسلام ص)چندحج انجام داده اند؟ فرمودند : بیست حج بطور پنهانی انجام داده اند ودر هر حجی که از مأ زمین (راه تنگ) عبور می کردند ، پیاده می شدند ادرار می کردند( وبعد ادامه راه می دادند ) سؤال کردم چرا (در مازمین پیاده می شدند وادرار می کردند وبعد ادامه راه می دادند .) فرمودند : بعلت اینکه آنجا اولین موضعی است که بت ها در آن مکان عبادت شده است ، وسنگی که بت هبل از آن تراشیده شده است از آنجا برداشته شده است ، بت هبلی که علی ع) پاروی پشت (شانه ، دوش )پیامبر ص ) گذاشت وآنرا از روی کعبه پائین آورد ودور انداخت وریزه های آنرا در جلو باب بنی شیبه دفن کرد ند ولذا ورود به مسجد الحرام از باب بنی شیبه (لگد کردن بت هبل ) مستحب است .[8]
[1] - عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ فِی حَدِیثِ إِبْرَاهِیمَ ع إِنَّ جَبْرَئِیلَ ع انْتَهَى بِهِ إِلَى الْمَوْقِفِ فَأَقَامَ بِهِ حَتَّى غَرَبَتِ الشَّمْسُ ثُمَّ أَفَاضَ بِهِ فَقَالَ یَا إِبْرَاهِیمُ ازْدَلِفْ إِلَى الْمَشْعَرِ الْحَرَامِ فَسُمِّیَتْ مُزْدَلِفَةَ. همان ص 266 ح 1
[2] - فلما حاذی المازمین، قال: (جبرئیل)له (ابراهیم)ازدلف فسمی مزدلفه ، و صار الی المشعر فنام علیه فامره الله ان یذبح ابنه، یعقوبی ج1 ص 37
[3] - عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سُمِّیَتِ الْمُزْدَلِفَةُ جَمْعاً لِأَنَّ آدَمَ جَمَعَ فِیهَا بَیْنَ الصَّلَاتَیْنِ الْمَغْرِبِ وَ الْعِشَاءِ. پیشین ص 266 ح3
[4] - عَنْ عَلِیٍّ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ أَنَّهُ قَالَ لَمَّا دَفَعَ رَسُولُ اللَّهِ ص مِنْ عَرَفَاتٍ مَرَّ حَتَّى أَتَى الْمُزْدَلِفَةَ فَجَمَعَ بِهَا بَیْنَ الصَّلَاتَیْنِ الْمَغْرِبِ وَ الْعِشَاءِ بِأَذَانٍ وَاحِدٍ وَ إِقَامَتَینِ. پیشین ، ج96، ص 270
[5] -تا ریخ آثار اسلامی مکه ومدینه ص 184
[6] - و هو طریق ضیق بین سلسلتین من الجبال...و یقال ان بهذ الوادی نزل بأس الله باصحاب الفیل فیما جائو لهدم الکعبه فارسل الله علیهم طیرا ابابیل ترمیهم بحجاره من سجیل فاهلکهم قبل وصولهم الی غایتهم و یستحب للحاج الاسراع فی الخروج لان النبی(ص) فعل ذالک./دلیل الحجاج المصور –صالح محمد جمال
[7] - میقات شماره 3 ص 174
[8] - بحار ج 21 ص 398
تاریخ : یکشنبه یازدهم مهر ۱۳۹۵ | 8:52 | نویسنده : احمد |
تاریخ اماکن مکه ومدینه(40): ازکتاب حرمین شریفین نوشته حجت الاسلام علی اسماعیلی کریزی
به گزارش پایگاه اینترنتی بسیج، بیانات مقام معظم رهبری در درس خارج و توصیه به عدم شرکت محمود احمدینژاد در انتخابات ریاست جمهوری سال 96 در رسانهها بازتاب بسیار زیادی داشت. ایشان میفرمایند: «خب بله، یک نفری، یک آقایی آمده پیش من، من هم به ملاحظه صلاح حال خود آن شخص و صلاح حال کشور به ایشان گفتم که شما در فلان قضیه شرکت نکنید.نگفتیم هم شرکت نکنید، گفتیم صلاح نمیدانیم ما شما شرکت کنید. این را گفتیم. خب یکچیز عادی است. انسان بایستی آن چیزی را که میبیند و میفهمد و فکر میکند که به نفع برادر مؤمنش است باید به او بگوید دیگر. ما هم اوضاع کشور را خب، غالباً بیشتر از اغلب افراد آشنا هستیم. آدمها هم، بخصوص آدمهایی که صدها جلسه با ما نشستند و برخاستند بیشتر و بهتر از دیگران میشناسیم. با ملاحظه حال مخاطب و اوضاع کشور به یک آقایی انسان توصیه میکند که آقا شما اگر توی این مقوله وارد شدید این دو قطبی در کشور ایجاد میشود. دو قطبی در کشور مضرّ است به حال کشور. من صلاح نمیدانم شما وارد بشوید.»[1]
این
اظهارات مقام معظم رهبری به صورت علنی مطرح شد و ممکن است این سؤال را در
ذهن مخاطبین ایجاد کند که آیا توصیه به شرکت کردن یا نکردن فردی در
انتخابات در جمهوری اسلامی سابقه داشته است یا نه؟ در ادامه به بررسی سیره
حضرت امام خمینی (ره) در این باره خواهیم پرداخت.
مخالفت حضرت امام با کاندیداتوری بنیصدر
تنها چند روز از رأی مثبت ملت به قانون اساسی نمیگذشت که وزارت کشور با تأکید امام، 5 بهمن را تاریخ نخستین انتخابات ریاست جمهوری اعلام کرد و در حالی که عمر انقلاب به یک سال نرسیده، قوه مجریه به شکل قانونی خود تشکیل شد.
بنیصدر 15 بهمن 58 حکم تنفیذ خود را از امام دریافت کرد. حوادث آینده نشان داد که امام هیچ گاه با بنیصدر موافق نبود، اما هرگز نخواست این روند قانونی لطمه ببیند، خود بنیصدر هم از مخالفت امام با رئیس جمهور شدنش مطلع بود؛ وی در مصاحبه با بیبیسی میگوید: «آقای خمینی بعد نامه کتبی نوشت که نه، من موافق نبودم. به خود من هم گفت شما به سه دلیل نمیشود رئیسجمهور باشید. با ولایت فقیه مخالف هستید، با اینکه روحانیت در مشاغل دولتی باشند، مخالفید و با مالکیت خصوصی مخالفید. آن حرف خود ایشان بود. بعد هم که کتباً نوشت.»[2]
ممانعت امام خمینی از کاندیداتوری شهید بهشتی در انتخابات ریاست جمهوری
آیت الله مهدویکنی
در کتاب خاطراتش درباره مخالفت حضرت امام با کاندیداتوری شهید بهشتی
مینویسد: ایشان در دوره اوّل ریاست جمهوری اجازه ندادند که یک شخص روحانی
برای ریاست جمهوری نامزد شود. به یاد دارم که من و آقای هاشمی و شهید باهنر
در قم خدمت امام رفتیم، زمانی بود که بنی صدر میخواست
کاندیدا شود. ما به امام عرض کردیم شما اجازه بدهید آقای بهشتی هم جزء
کاندیداها باشند و مردم به هر کس بخواهند رأی بدهند؛ اما امام اصرار داشتند
که بین نامزدها، شخص روحانی نباشد (خاطرات آیت الله مهدوی کنی، 1385، ص
424.)
شهید محلاتی در این خصوص میگوید: «کاندیدای جامعه روحانیت مرحوم شهید بهشتی بود. رفتیم خدمت امام عرض کردیم و امام قبول نکردند، فرمودند روحانی نباید باشد.»
هاشمی رفسنجانی در این خصوص میگوید: «در مورد حضور روحانیت در امور اجرایی، تفکر امام از آغاز شروع نهضت این بود که روحانیت در کار اجرایی کمتر شرکت کند و فقط ناظر و پشتوانه امور باشد. ایشان حضور روحانیت را در شورای انقلاب که متشکل از روحانیون و غیرروحانیون بود، کافی میدانستند. مخالفتشان با کاندیداتوری شهید بهشتی در انتخابات ریاست جمهوری نیز بر پایه همین نظر بود... این فکر، فکر ما هم بود و کمابیش همه این را قبول داشتیم. ما هم نمیخواستیم وارد کارهای اجرایی شویم، فکر میکردیم در شورای انقلاب هستیم و بعداً هم اگر شورا نباشد و اگر لازم باشد به مجلس میرویم. برای این فکر هم دلایل متعددی وجود داشت که یکی از آنها عدم ارتباط مستقیم تحصیلات و تجربیات ما با کارهای اجرایی و دیگری جلوگیری از خدشه دار شدن وجهه اجتماعی و مردمی روحانیت در جامعه بود.»[3]
البته نظر حضرت امام درباره حضور روحانیت در مناصب اجرایی تغییر کرد و بر همین اساس ایشان به حضور آیت الله خامهای در انتخابات ریاست جمهوری سال 60 رضایت دادند و در سخنرانی تاریخی و مهم خود در 31 خرداد 61 در این مورد به روشنی نظر خود را بیان نموده و فرمودند: «ما اینطور نیست که هر جا یک کلمهای گفتیم و دیدیم مصالح اسلام، حالا ما آمدیم دیدیم اینجور نیست، اشتباه کرده بودیم، بگوییم ما سر اشتباه خودمان باقی هستیم. ما هر روزی فهمیدیم که این کلمهای که امروز گفتیم اشتباه بوده و ما قاعدهاش این است که یک جور دیگر عمل بکنیم، اعلام میکنیم که آقا این را ما اشتباه کردیم، باید اینجوری بکنیم. ما دنبال مصالح اسلام هستیم، نه دنبال پیشرفت حرف خودمان ...
به من مهلت بدهید که عرایضمان را به آقایان عرض بکنم- بنابراین، مسئله یکچیزی نیست که آقایان به ما بگویند: شما آن روز اینجوری گفتید. راست است، ما آن روز خیال میکردیم که در این قشرهای تحصیلکرده و متدین و صاحب افکار، افرادی هستند که بتوانند این مملکت را به آن جوری که خدا میخواهد، ببرند، آنطور اداره کنند. وقتی دیدیم که نه، ما اشتباه کردیم، آمدند بعضیشان خودشان را به ما جا زدند- ما هم که غیب نمیدانیم و بعضیشان هم خوب بودند لکن رأیشان با رأی ما مخالف بود- ما از حرفی که در مصاحبهها گفتیم، عدول کردیم و موقتاً تا آن وقتی که این کشور را غیر روحانی میتواند اداره کند، آقایان روحانیون به ارشاد خودشان و به مقام خودشان برمیگردند و محول میکنند دستگاههای اجرایی را به کسانی که برای اسلام دارند کار میکنند و تا مسئله اینطور است که ابهام پیش ما هست، احتمال هست.
اگر در یک میلیون احتمال، یک احتمال ما بدهیم که حیثیت اسلام با بودن فلان آدم یا فلان قشر در خطر است، ما مأموریم که جلویش را بگیریم تا آنقدری که میتوانیم. هر چه میخواهند به ما بگویند، بگویند که کشور ملایان، حکومت آخوندیسم و از این حرفهایی که میزنند و البته این هم یک حربهای است برای اینکه ما را از میدان به در کنند. ما نه، از میدان بیرون نمیرویم...» (صحیفه امام، ج 16، ص 351)
تکلیف امام به آیت الله خامنهای برای کاندیداتوری در سال 64
آیت
الله خامنهای در سال 1364 با کسب بیش از 85 درصد آرای کلیه شرکت کنندگان
در انتخابات به عنوان چهارمین رئیس جمهور جمهوری اسلامی ایران برگزیده
شدند. مهمترین مسئله جریانهای فکری و سیاسی کشور پس از برگزاری انتخابات
ریاست جمهوری مسئله تعیین نخست وزیر بود. با توجه به جهتگیریهای آیت الله
خامنهای در رقابتهای انتخاباتی و سخنرانیهای ایشان درباره سیاستهای
دولت در دوره چهار سال اول ریاست جمهوری ایشان برداشت محافل سیاسی این بود
که به احتمال قوی در دوره چهارساله دوم ریاست جمهوری آیت الله خامنهای،
فرد دیگری غیر از آقای میرحسین موسوی، نخست وزیر خواهد شد.
از سوی دیگر، ظاهراً ایشان قبل از انتخابات بنا نداشتهاند کاندیدا شوند، ولی طی ملاقاتی که با امام خمینی (ره) انجام میدهند، حضرت امام به ایشان جهت نامزد شدن در انتخابات تکلیف میکنند. حجتالاسلام ناطق نوری در کتاب خاطراتش در این باره مینویسد: «ایشان [حضرت آیت الله خامنهای] قبل از انتخابات بنا نداشتند کاندیدا شوند. این را خود ایشان به من فرمودند تا این که امام ایشان را تکلیف کردند. ... بین ایشان و امام یک بحثی در مورد انتخاب نخستوزیر بود، ایشان میگفت اگر من رئیسجمهور بشوم، در انتخاب نخستوزیر هر کسی را که بخواهم، خودم باید تصمیم بگیرم و این علامت را هم امام ظاهراً داده بودند که خود شما تصمیم بگیر، لذا ایشان کاندیدا شدند.»[4]
آیت الله خامنهای پس از انتخابات در سخنرانیای اعلام کردند که حضرت امام کاندیداتوری را برای ایشان واجب عینی کرده بودند. ایشان پس از انتخابات ریاست جمهوری در سال 64 میفرمایند: من یک روحانی هستم و در کار روحانیت خودم هم شما مشهدیها اقلاً میدانید بیتوفیق نبودم، میتوانم آدم تربیت کنم، میتوانم شاگرد درست کنم، میتوانم خط بدهم، میتوانم آگاهی بدهم، میتوانم درس بدهم، میتوانم سخن بگویم برای مردم، دلم میخواست ادامه بدهم به کار روحانی خودم، واقعاً نمیخواستم من در این انتخابات شرکت کنم امام بر من واجب کرد، صریحاً گفتند بر تو لازم و متعین است، یعنی نگفتند هم که لازم است که بعد بیایم بگویم واجب کفایی است شاید، نه، گفتند متعین است - یعنی واجب عینی است بر تو - به من گفتند من هم آمدم توی نماز عید قربان هم من همینطور گفتم البته قبل از انتخابات نمیخواستم بگویم که تصور نشود که این یک استفاده تبلیغاتی از این میخواهیم بکنیم، نه انتخابات را گذاشتیم هر جور که بناست بشود بشود و حالا میگویم به شما و گفتم هم در عید قربان.[5]
توصیه حضرت امام به کاندیداتوری هاشمی در انتخابات سال 68
انتخابات
ریاست جمهوری سال 68 در حالی در شش مرداد 1368 برگزار شد که حضرت امام
رحلت کرده بودند، اما از مدتی قبل از رحلت ایشان بحث کاندیداتوری هاشمی
رفسنجانی برای جایگزینی آیت الله خامنهای مطرح بود. هاشمی رفسنجانی در سال
78 و در مصاحبهای که در کتاب حقیقتها و مصلحتها منتشر شده است، میگوید
که با توصیه امام خمینی کاندیدای ریاستجمهوری شده و در آن شرایط اجتماعی سلیقهها و جریانات مختلف از نامزدی وی حمایت کردند.[6]
در پایان باید گفت که به نظر میرسد حضرت امام خمینی و مقام معظم رهبری به دلیل تسلطی که به فضای سیاسی کشور دارند و آگاهی بالایی که نسبت به جریانات مختلف دارند و همچنین به دلیل جایگاه ولایت فقیه، این حق را دارند که در انتخابات توصیههایی به کاندیدا داشته باشند، زیرا تشخیص مصالح نظام بر عهده ولی فقیه است و در زمان حضرت امام حتی مشاهده میکنیم که ایشان از ورود شهید بهشتی به انتخابات ممانعت میکنند و این کار را به مصلحت کشور و روحانیت میدانند.
[1] -ww.mashreghnews.ir/fa/news/635582/
[2] -http://www.farsnews.com/printable.php?nn=13930230001405
[3]- http://www.rajanews.com/news/18166
[4] - خاطرات حجت الاسلام و المسلمین ناطق نوری، جلد دوم، ص 73.
[5] -http://farsi.khamenei.ir/memory-content?id=20617
[6] -http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=45612

به گزارش صبح توس، در دومین روز از هفته نیروی انتظامی صبحگاه مشترک یگانهای نمونه نظامی مستقر در خراسان رضوی در محل فرماندهی انتظامی استان برگزار شد.
عکس: علیرضا اخباری