بررودکریز
بررودکریز

بررودکریز

میلاد امام موسی کاظم(ع)

 
 
 
میلاد امام موسی کاظم(ع)
 
 
1

ولادت، پدر و مادر

روز هفتم ماه صفر سال 129 ق زمانی که امام جعفر صادق علیه السلام به همراه خانواده و اصحابشان از سفر حج به مدینه مراجعت می کردند، در مکانی به نام «اَجواء»، کودکی، از مادری به نام حمیده اندلسیه به دنیا آمد که حضرت، نام او را موسی گذاشتند و فرمودند: «این فرزند بعد از من امامی برای خلق است».

ولیمه

از مستحباتی که در اسلام بر آن تاکید فراوان شده، عقیقه کردن و ولیمه دادن برای نوزاد نورسیده است. امام جعفر صادق علیه السلام نیز در احیای این سنت نبوی، پس از مراجعت به مدینه، به شکرانه مولود مبارک ولیمه ای ترتیب داد و در آن امامت آن حضرت را اعلام فرمود.

القاب و کنیه امام موسی کاظم(ع)

مهم ترین و معروف ترین لقب امام موسی کاظم علیه السلام ، «کاظم» است. کظم به معنی بیرون آمدن نَفَس است. کَظوم کسی است که نَفَس خود را حبس می کند و این کنایه از سکوت است و کاظم یعنی فرو خورنده خشم و غضب. از دیگر القاب آن حضرت می توان به عالم، صالح، باب الحوائج، صابر، امین و زین المجتهدین اشاره کرد. مهم ترین کنیه آن حضرت عبدصالح و ابوالحسن می باشد که در میان اهل حدیث به ابوالحسن اول معروف است.

کودکی امام موسی کاظم(ع)

امام موسی کاظم علیه السلام از همان کودکی در مجلس درس پدر، که مؤسس و رئیس دانشگاه جعفری است، شرکت و جانش را از سرچشمه علوم و معارف اصیل اسلامی سیراب می کرد و در بحث های علمی شرکت می جست و در عین ناباوری اطرافیان، فردی کهنه کار و قوی، اهل بحث و منطق و قادر به اثبات مباحث دشوار و معضل علمی بود و این موجب محبوبیت آن حضرت نزد امام جعفر صادق علیه السلام و اصحاب گردیده بود. مسئله امامت این کودک بعد از امام جعفر صادق علیه السلام و جانشینی رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم و هادی و راهنما بودن او محبوبیتی مضاعف نزد پدر به وجود آورده بود.

جوانی امام و کار و اشتغال

امام موسی کاظم علیه السلام با این که وضع مالی امام جعفر صادق علیه السلام بد نبود و او می توانست راحت و بی غم زندگی کند و آسان بخورد و بپوشد و روزگار بگذراند، در جوانی در مزرعه پدر کار می کرد و با دیگر کارگران، دوش به دوش، در برابر آفتاب به کشاورزی می پرداخت ناگفته نماند این امر سبب نمی شد که او خود را از شرکت در مجالس درس پدر محروم کند یا لطمه ای به دیگر وظایف او وارد آورد.

شهادت پدر و امامت آن حضرت

امام موسی کاظم علیه السلام بیست سال از دوران زندگی پدر را درک کرد که برای او بسیار گران قدر و پر ارج بود. محضر پدر برای او از آن بابت ارزنده بود که او قدر پدر، امام و استاد خود را می شناخت و چه بهره ها که از اشراقات آن استاد و پدر گرامی برای او حاصل نمی شد. منصور عباسی که زنده بودن امام جعفر صادق علیه السلام را سدی برای خود می دانست به طراحی نقشه قتل آن حضرت پرداخت و به حضرت زهر خورانید. امام پس از خوردن زهر بیمار و بستری شد و در فاصله اندک به دیدار اجداد پاکش شتافت و سکان امامت را به امام موسی کاظم که بیست سال بیشتر نداشت سپرد. امام کاظم علیه السلام نیز همان راه و روش پدر را تعقیب کرد.

زمام داران عصر امام موسی کاظم(ع)

مدت امامت، امام موسی کاظم علیه السلام 35 سال بود. امامت آن امام مصادف با زمام داری غاصبانه چهارتن از بنی عباس بود که عبارتند از منصور، مهدی، هادی و هارون. امام علیه السلام مدت ده سال از امامت خود را در عصر منصور گذراند. منصور عباسی از متعصب ترین دشمنان خاندان علی علیه السلام و در کینه و حسادت بی مانند بود. ده سال دوم امامت آن حضرت در عصر مهدی عباسی گذشت که اهانت هایی نیز به امام روا داشت و چهارده سالِ آخر امامت را نیز در عصر هارون سپری کرد که سخت ترین دوره زندگانی و دوران حبس امام بود.

استناد به آیه مباهله

هارون را اصرار بر این مسئله بود که بنی عباس از نظر وراثت به مقام خلیفگی پیامبر سزاوارترند؛ زیرا عباس جدّ اصلی اینان عموی پیامبر بود. غافل از آن که مسئله امامت عهدی الهی است، نه منصبی مالی و ارثی. امام موسی کاظم علیه السلام نیز در مقام استدلال و اثبات حقانیت خود به آیه مباهله استناد می کرد که در آن رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم ، علی علیه السلام و خاندان او، فاطمه علیهاالسلام و حسن علیه السلام و حسین علیه السلام ، را نفس و جان خود معرفی کرد.

ادامه نهضت علمی و فرهنگی

امام موسی کاظم علیه السلام پس از پدر نهضت علمی او را دنبال کرد و پیروانش را که پراکنده شده بودند، از نو گرد هم آورد و به مجلس درس آنها سر و سامان داد. البته وضعیت برای این اقدام امام مساعد نبود، اما او از هر فرصت و امکانی برای تحقق این هدف سود می جست و لحظه ای از تلاش و کوشش باز نایستاد و در راه تکامل جنبش علمی و نهضت فرهنگی اسلام تلاش کرد و صدها محدّث و مفسر و مبلّغ تربیت نمود و به کمک آنها توانست از مکتب تشیع پاسداری کند و حرکت آن را تداوم بخشد.

توصیه به تعقّل

امام موسی کاظم علیه السلام مردم را به تفکر و تعقل دعوت می کرد و متذکر می شد که هرچیزی راهنمایی دارد و راهنمای عقل، تفکر است و از نشانه های تفکر، سکوت و خاموشی است. این خود سبب می شود که افراد کم تر سخن بگویند و بیشتر بیندیشند تا حقایق را به دست آورند. امام موسی کاظم علیه السلام در این باره می فرماید: «آدمی از سوی خدا دو حجت دارد: حجت ظاهر و حجت باطن. حجت ظاهرْ خدا و انبیا و ائمه اند و حجت باطن عقل است».

پرهیز از تنبلی

امام موسی کاظم علیه السلام همانند پیامبر اسلام(س) مشوّق کار و فعالیت بود و خود الگوی کار و تلاش مشروع در نزد مردم بود و می فرمود: «از تنبلی و سستی بپرهیزید که این امر مانع بهره گیری شما از دنیا و آخرت است» آن بزرگوار در تشویق به کار می فرمودند: «آن گاه که کار برای تأمین زندگی خانواده و عیال باشد، نوعی از جهاد و دارای همان پاداش است».

زندگی مورد نظر

امام موسی کاظم علیه السلام هم چون جد بزرگوارشان امام سجاد علیه السلام در قالب دعاهایی به هدایت و آموزش مردم می پرداختند. آن حضرت در دعاها و اعمال ماه رجب نوع زندگی مطلوب و هدفمند را به زیباترین بیان به تصویر کشیده اند: «خدایا، از تو می خواهم که زندگی مرا، زندگی پاک و پاکیزه ای قرار دهی، به من گشایش و فراخی و نیز آزادی ورهایی عنایت کنی؛ به من آن زندگانی بخشی که در آن امنیت و تندرستی همراه با فروتنی و قناعت و سپاس گزاری باشد و عافیت و پرهیزکاری و پایداری در آن موج زند».

توصیه امام به تفریحات سالم

امام موسی کاظم علیه السلام با بیانی الهام گرفته از وحی الهی، در سفارش به مناجات و عبادت خداوند می فرمایند: «بکوشید که اوقات خود را به چهار بخش تقسیم کنید: بخشی را برای مناجات با خدا، بخشی را برای امور زندگی، و ساعتی را برای معاشرت با دوستان و افراد مطمئن ـ کسانی که عیب های شما را به شما بشناسانند و در نبود شما، دوستدار شما باشند ـ و بخشی را هم برای تفریحات و لذت های حلال خالی کنید که به وسیله این تفریحات حلال است که می توانید سه برنامه قبلی را درست انجام دهید».

آراستگی امام موسی کاظم(ع)

امام موسی کاظم علیه السلام در آراستگی و نظافت هم چون امامان قبل از خود بود و با سر و وضعی آراسته و لباس و جامه ای پاکیزه و مرتب در بین مردم حضور می یافت. لباس آن حضرت از بَس نظیف و مرتب بود به نظر فاخر می آمد. به هنگام بیرون آمدن برای دیدار با مردم یا حضور در مجلسِ درس، با وضعی آراسته و مرتب در جمع مردم حاضر می شد و این را نوعی حرمت گزاری نسبت به مردم به حساب می آورد. کفش آن حضرت تمیز و زیبا و راه رفتنشان نه تند بود و نه کند. سعی و حرکتش موقّرانه و از روی متانت بود.

صوت خوش قرآن

امام موسی کاظم علیه السلام دارای آوائی خوش در تلاوت قرآن بود. عشق به قرآن آن آوا را حزین تر و جاذب تر ساخته و با صدای خوش و لحنی زیبا آن را قرائت می کرد. در حین قرائت قرآن در عالمی دیگر بود. چنان قرآن تلاوت می کرد که گویی آن آوا از سراسر وجودش برمی خواست و کل وجود و اعضای آن حضرت سرگرم تلاوت قرآنند؛ آن چنان که شنوندگان از حرکت باز می ماندند و به آوای تلاوت او گوش فرا می دادند.

چه خوش است صوت قرآن ز تو دلربا شنیدن به رُخت نظاره کردن سخن خدا شنیدن

معرفی حضرت از زبان خود

روزی امام موسی کاظم علیه السلام از مسجدالحرام برخاست که بیرون رود. وقتی سوار مرکب شد و حرکت کرد، فردی از دیدن شکوهش متحیر شد و پرسید: تو که ای؟ امام علیه السلام فرمودند: «اگر نسب مرا می پرسید من فرزند محمدمصطفی صلی الله علیه و آله وسلم حبیب خدایم. از نسل اسماعیل ذبیح اللّه و فرزند ابراهیم خلیل هستم. اگر از شهر من می پرسی، من اصالتا از شهر و دیاری هستم که واجب است مسلمانان در طول عمر یک بار برای انجام وظیفه [گذاردن حج و مناسک] بدان جا آیند. اگر از مفاخر من می پرسی، از خاندانی هستم که بینیِ گردن کشان و ستمگران را به خاک مالیده، باعث شدند مردم راه هدایت را بشناسند و به سوی توحید روی آرند. اگر شهرت مرا خواهی، من از آل محمدم که خدای دستور داده است که در نماز بر ما درود فرستند».

نجات جان علی بن یقطین

علی بن یقطین از شاگردان و یاران حضرت بود که به سفارش امام موسی کاظم در دستگاه خلافت بود تا به دست گیری از یتیمان و مستضعفان بپردازد. سخن چینان به هارون خبر دادند که وی طرف دار امام موسی کاظم علیه السلام است. هارون در مقام بررسی درستی این خبر، چندین نوبت علی بن یقطین را آزمود. یکی از آنها بدین قرار است که هارون روزی بر سبیل انعام پولی و لباس و جبّه ای به علی بن یقطین داد. او نیز عین هدیه را برای امام موسی کاظم علیه السلام ارسال کرد. امام پول و لباس را قبول و جبه را به وی باز گرداند و فرمود که از آن خوب نگه داری کن تا روزی تو را به کار آید. هارون روزی علی بن یقطین را احضار کرد و خبر آن جبّه را گرفت. چون به وی خبر داده بودند که علی بن یقطین آن جبّه برای امام موسی کاظم علیه السلام فرستاده است. علی بن یقطین گفت: آن جبّه را معطور و مهمور کرده و در صندوقی نهاده است و به غلامی دستور داد تا برود و آن جبّه را نزد هارون بیاورد. غلام رفت و جبه را حاضر کرد و پیش روی هارون نهاد. نظر هارون تغییر کرد و علی بن یقطین را مورد مرحمت قرار داد و آن خبرچین را به صد تازیانه کیفر کرد.

هدایت اهل فسق به دست امام(ع)

روزی حضرت موسی بن جعفر علیه السلام از جلو خانه «بُشْر» می گذشت. صدای ساز و آواز شنید. از خدمت گزاری که برای کاری به دَرِ خانه آمده بود سؤال کرد: «صاحب تو آزاد است یا بنده؟» خدمت گزار گفت: مولای من آزاد است. حضرت فرمود: «راست گفتی، اگر او بنده بود از خدا پروا می کرد و چنین نمی کرد». وقتی خادم داخل خانه شد بُشْر علت تأخیر او را جویا شد. او هم ماجرا را نقل کرد. از شنیدن ماجرا در بُشْر تحولی رخ داد. با پای برهنه بیرون دوید و خود را به حضرت موسی بن جعفر علیه السلام رسانده، عذرخواهی کرد و بعد از گریه و زاری در حضور مبارک آن حضرت توبه کرد و از اعمال زشت گذشته خود پشیمان شد و بعد از این ماجرا از عابدان و زاهدان روزگار شد .

ضمانت امام(ع)

علی بن یقطین از خواصّ اصحاب امام کاظم علیه السلام بود که در دستگاه خلافت هارون دارای منزلتی بس عظیم بود و شیعه بودن خود را از دیگران پنهان می کرد. در کتاب رجال کبیر نقل است که حضرت موسی بن جعفر علیه السلام به او فرمودند: «یک موضوع را برای من ضامن شو تا من سه موضوع را برای تو ضمانت کنم که عبارتند از: سالم ماندن از گزند شمشیر دشمن، گرفتار نشدن به نداری، و در امان ماندن از اسارت و زندان». علی بن ابن یقطین گفت: آن موضوعی که من باید ضامن شوم چیست؟ حضرت فرمود: «ضمانت دهی هر وقت یکی از دوستان ما نزد تو بیاید او را اکرام کنی». علی بن یقطین ضامنت کرد و امام علیه السلام هم ضامن آن سه موضوع شد.

امام کاظم(ع) و حکومت بر دل ها

هارون الرشید، خلیفه عبّاسی، با این که قدرتمندترین خلیفه عباسی بود از این که می دید مردم احترام فراوانی به امام کاظم علیه السلام می کنند به شدت ناراحت بود و تمام تلاشش این بود که نفوذ معنوی امام علیه السلام را خنثی کند. او از این که می شنید مردم حقوق و مالیت های اسلامی را مخفیانه به موسی بن جعفر علیه السلام می پردازند و با این عمل خود در واقع حاکمیت ایشان را به رسمیّت شناخته، از حکومت عبّاسی بیزاری می جویند، سخت رنج می برد. روی همین اصل بود که روزی هارون امام علیه السلام را کنار کعبه دید و به ایشان گفت: «تو همان هستی که مردم پنهانی با تو بیعت کرده تو را به پیشوایی بر گزیده اند؟ امام فرمودند: «اَنَا اِمامُ القُلُوبِ و اَنْتَ اِمامُ الجُسُوم؛ من بر دل های مردم حکومت می کنم و تو بر تن ها».

معنی جواد از نظر امام(ع)

مردی از امام کاظم علیه السلام معنی جواد را پرسید ایشان در پاسخ فرمودند: «اگر منظور تو از بنده جواد، است باید بدانی که جواد کسی است که هرچه از جانب خدا بر او واجب است ادا کند و بخیل کسی است که تکلیف الهی را ادا نکند، و اگر مقصود تو جواد بودن خداست باید بدانی که خداوند چه ببخشد و چه دریغ کند جواد است؛ چون اگر ببخشد چیزی را بخشیده که از آن تو نبوده است و اگر هم دریغ ورزد، آنی را دریغ کرده که از آنِ تو نبوده است».

دست گیری حضرت از مستمندان

آن حضرت تهی دستان مدینه را شناسایی می کرد و شبانه برای آنان پول و چیزهای دیگر می برد و آنان نمی دانستند که این پول ها از جانب کیست.

وصیت امام کاظم به فرزندانش

روزی موسی بن جعفر علیه السلام فرزندانش را احضار کرد و به آنان گفت: «فرزندانم به شما وصیتی می کنم که هرکس آن را به خاطر سپارد هلاک نشود». سپس فرمود: «اگر کسی نزد شما آمد و در گوش راستتان حرف زشتی گفت و سپس در گوش چپتان عذرخواهی کرد و گفت: چیزی نگفته، عذر او را بپذیرید».

وصایای امام(ع) به هُشام

امام کاظم علیه السلام به هشام می فرمودند: «ای هشام، امیر مؤمنان علی علیه السلام به یارانش سفارش می کرد و می فرمود: شما را به ترس از خدا در نهان و آشکار و رعایت داد در خشنودی و خَشم... وصیت می کنم. و نیز شما را سفارش می کنم به این که با کسی که از شما بریده بپیوندید و از کسی که به شما ستم کرده گذشت کنید و بر کسی که از شما دریغ داشته ببخشید و باید نظرتان عبرت، و خاموشی تان اندیشه، و سخن تان ذکر خدا و سرشتتان سخاوت باشد؛ زیرا بخیل به بهشت و سخاوتمند به دوزخ نرود»

 

حوزه*

کدام نقل درست است، روز ولادت امام موسی کاظم(ع) یا شهادت امام حسن مجتبی(ع)؟

 
 
 




کدام نقل درست است، روز ولادت امام موسی کاظم(ع) یا شهادت امام حسن مجتبی(ع)؟


هفتم صفر؛

 

 

کدام نقل درست است، روز ولادت

 

امام موسی کاظم(ع)

 

یا شهادت امام حسن مجتبی(ع)؟

 

هفتم صفر از سال ها پیش در میان بزرگان و علمای حوزه به عنوان روز شهادت قوی تر بوده است و جنبه عزا و سوگواری در آن بیشتر است تا جنبه شادی و گرامیداشت ولادت امام موسی کاظم(ع) و این سیره همچنان تا امروز ادامه دارد.
به گزارش فرهنگ نیوز، روز هفتم ماه صفر در تقویم های رسمی کشور به عنوان روز ولادت امام موسی کاظم(ع) نامگذاری شده است. اما هفتم ماه صفر در میان مراجع و علمابه خصوص در شهر قم به عنوان روز شهادت امام حسن مجتبی(ع) روز عزا و تعزیه است و علمای شیعه همواره به این موضوع ملتزم بوده اند. سابقه این موضوع در شهر قم از زمان حضرت آیت الله حائری یزدی است و هنوز هم علما و مراجع بر اساس همان سنت، روز هفتم صفر را روز شهادت امام حسن مجتبی (ع) می دانند و مجلس عزاداری برپا می نمایند.
 
هفتم صفر از سال ها پیش در میان بزرگان و علمای حوزه به عنوان روز شهادت قوی تر بوده است و جنبه عزا و سوگواری در آن بیشتر است تا جنبه شادی و گرامیداشت ولادت امام موسی کاظم(ع) و این سیره همچنان تا امروز ادامه دارد.
 
همچنین از شاگردان مرحوم شیخ عبدالکریم حائری مؤسس حوزه علمیه و ایت الله بروجردی نیز نقل میشود نظر این دو بزرگوار در خصوص سالروز شهادت امام حسن مجتبی روز هفتم ماه صفر بوده است و با تعطیلی دروس این روز را به عزاداری میپرداختند حوزه علمیه نجف هفتم ماه صفر را به مناسبت شهادت امام حسن مجتبی (علیه السلام) تعطیل میباشد و مراسم سوگواری برگزار میکنند.
 
نظر مراجع و آیات عظام درباره عزاداری هفتم صفر
 
 
پاسخ آیت الله صافی گلپایگانی (دامت برکاته) :
برپائی مجلس میلاد ائمه علیهم السلام بسیار خوب و مناسب است اما چون هفتم صفر بنا بر بعضی اقوال مصادف با سالروز شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام می باشد و از طرفی تمام ماه محرم و صفر ماههای حزن آل الله و کاروان داغدار و مصیبت زده حضرت سیدالشهداء علیه السلام است سزاوار است در این دوماه مجلس روضه وعزا برپا نموده و از مجالس جشن وسرور جدا اجتناب نمود.ان شاءالله مجمع مقدس شما عزیزان مورد توجه و عنایت خاصه حضرت بقیةالله ارواحنا فداه قرار بگیرد و همه از منتظران امر فرج آن حضرت بوده باشید
 
پاسخ آیت الله وحید خراسانی(دامت برکاته) :
بسم الله الرحمن الرحیم
به آنچه فقیه محقق ، موسس حوزه علمیه (قدس سره) فرموده اند ، باید عمل شود
 
متن جوابیه آیت الله شبیری زنجانی(دامت برکاته) :
بسمه تعالی
عزاداری روز هفتم ماه صفر به عنوان سوگواری سبط (علیه السلام) و تعطیل بازار که سنت شیعیان بوده از شعائر دینی است که باید محفوظ بماند و با ذکر مناقب امام هفتم (علیه السلام) منافات ندارد ./ اول صفر 1430
 
پاسخ آیت الله سید صادق روحانی(دامت برکاته):
باسمه جلت اسمائه، جماعتی از محققین و علما مانند شیخ مفید، شهید و کاشف الغطاء بعد از تحقیق، روز هفتم صفر را روز شهادت آن حضرت نوشته اند من هم موقعی که در این مورد تحقیق می کردم، تقریبا اطمینان به این پیدا کردم بنابراین مقتضای تعظیم شعائر، اقامه مجلس عزا، تعطیلی بازار، خروج دسته جات و عزاداری در این روز است، و وظیفه صدا و سیما بر پایی عزاداری است و تولد امام کاظم (ع) در این روز مانع نباید بشود.
 
پاسخ مرحوم ایت الله آیت الله بهجت(ره) :
بسمه تعالی مناسب است در جمع بین دو قول (( مشهور )) در روز هفتم صفر به شهادت سبط اکبر، امام مجتبی (( علیه آلاف التحیة و الثناء)) و تولد امام موسی الکاظم علیه السلام ، ترتیب مجالس برای هر دو امام بزرگوار به اینکه مصائب امام دوم علیه السلام و مناقب امام هفتم علیه السلام علیه السلام را متذکر و یادآور باشند و به همین احتیاط حاصل می شود . والسلام
 
پاسخ آیت الله مکارم شیرازی(دامت برکاته) :
بسمه تعالی
البته نظر مشهور طبق آنچه مرحوم کلینی ( ره ) در کافی آورده این است که شهادت آن حضرت در آخر ماه صفر است ولی با توجه به روایت دیگری که مربوط به هفتم ماه صفر است سزاوار است نسبت به آن روز نیز احترام رعایت شود.
همیشه موفق باشید.
 
پاسخ مرحوم ایت الله فاضل لنکرانی(ره) :
بسمه تعالی و له الحمد در این که باید یک روز اختصاص به حضرت امام مجتبی علیه السلام داشته باشد تردیدی نیست و با توجه به اینکه روز 28 صفر روز رحلت خاتم الانبیا (ص) هم هست و بدین لحاظ شهادت سبط اکبر علیه السلام تحت الشعاع قرار می گیرد، لذا خوب است که روز هفتم صفر را به این عنوان اختصاص دهند که ((مشهور)) هم همین است .
 
پاسخ ایت الله آیت الله سیستانی(دامت برکاته) :
بسمه تعالی بزرگداشت شهادت سبط اکبر امام حسن مجتبی علیه السلام و ترتیب مجالسی برای آن حضرت و ذکر مصائب و یادآوری مناقب آن امام از مصادیق تعظیم شعائر است . و من یعظم شعائرالله فانها من تقوی القلوب
 
پاسخ مرحوم آیت الله میرزا جواد تبریزی(ره) :
محرم و صفر ماه های حزن بر سیدالشهداء و خاندان اهل بیت علیهم السلام می باشد و باید به مجالس عزاداری روضه خوانی بگذرد.والله العالم
 
لازم به ذکر است که بنابر اسناد موجود، قول هفتم صفر از زمان امام کاظم«علیه السلام» رواج داشته و از سوی قاسم بن ابراهیم الرسّی«البرسی» 169-246 هجری قمری عنوان شده است.
 
قبل از ورود به بحث لازم است که قاسم بن ابراهیم را از دیدگاه رجالییون معرفی کنیم:
نجاشی رجالی بزرگ در مورد قاسم بن ابراهیم اینگونه مینویسد: « قاسم پسر ابراهیم طباطبا پسر اسماعیل پسر ابراهیم پسر حسن مثنّی پسر امام مجتبی«علیه السلام»است. او صاحب کتاب(تثبیت الامامة) میباشد که از امام صادق«علیه السلام» با واسطه و از امام کاظم«علیه السلام» بدون واسطه روایت میکند».
 
ابوالحسن العمری در کتاب (المجدی فی انساب الطالبییّن) می نویسد: «کنیة او ابامحمّد فردی عفیف و زاهد بوده است و از سلاطین جور وقت دوری جسته و هدایا و مراحم آنان را اگر چه از طلا و نقره بوده، نپذیرفته است و مردم را به وصایت امام رضا«علیه السلام» دعوت می کرده و از سال 220هق تا 246 هق که از دنیا رحلت نمود، درجبل الرسّ«کوهی در نزدیک حله» مخفی بوده است.
همچنین آقا بزرگ تهرانی از او تمجید بسیار نموده است و فرموده است: او سیدی شریف و از سادات بنی الحسن«علیه السلام» است.
 
از این روایت قاسم بن ابراهیم، بزرگانی از فقهاء همچون شهید اول، کفعمی، والد شیخ بهائی، شیخ بهائی در(توضیح المقاصد)، علامه مجلسی در (بحار الانوار)، شیخ عبدالله بحرانی در (عوالم العلوم)، شیخ محمد حسن نجفی در (جواهر الکلام)، شیخ جعفر کاشف الغطاء در (کشف الغطاء) و شیخ عباس قمی در (انوار البهیّه)«قدس سرهم» پس از قرن هفتم تا زمان حاضر تبعیت نمودهاند؛ که به برخی از این روایات اشاره میکنیم:
 
اسناد وارده در کتب حدیثی مبنی بر شهادت در روز 7 ماه صفر
 
 
سند اول: «تثبیت الامامة»
قدیمی ترین منبعی که در این زمینه تا به حال یافت شده کتاب « تثبیت الامامة»تالیف«سید قاسم بن ابراهیم الرسی» است که در سال 246 وفات یافته است. وی که خود از نوادگان حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام است، از زهاد و عباد و علمای زمان خویش بود که دارای تألیفات فراوانی است. گفتنی است وی از روات احادیث هم بوده است و بدون واسطه از حضرت موسی بن جعفر علیه السلام روایت نقل میکرده است. وی در کتاب خویش چنین آورده است.
«الامام الحسن علیه السلام ابوه الامام امیرالمومنین علی علیه السلام، امه فاطمه الزهراء سلام الله علیها، ولادته: ولد فی المدینه لیلة النصف من شهر رمضان فی السنة الثالثة للهجره، القابه: التقی، الزکی، السبط، وفاته: توفی فی السابع من شهر صفر سنة خمسین من الهجرة»
 
سند دوم: قول شهید اول
یکی دیگر از کسانی که قائل بودند شهادت سبط اکبر حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام در هفتم ماه صفر واقع شده است، شهید اول (متوفای 786) می باشند ایشان در کتاب شریف «دروس» می فرمایند: الامام، الزکی، ابومحمد الحسن بن علی سید شباب اهل الجنه ولد بالمدینه یوم الثلاثاء منتصف شهر رمضان سنة اثنتین من الهجرة... و قبض بها مسموما یوم الخمیس سابع صفر سنة تسع و اربعین من الهجرة.[1]
 
سند سوم :«مرحوم کفعمی»
یکی دیگر از کسانی که قائل به شهادت امام حسن مجتبی در هفتم ماه صفر شده است، علامه بزرگوار و محدث کبیر مرحوم کفعمی صاحب کتاب شریف «مصباح»می باشد ایشان در این کتاب چنین می فرماید:
»ولد فی یوم الثلاثاء منتصف شهر رمضان سنة ثلاث من الهجرة و توفی یوم الخمیس سابع شهر صفر سنة خمسین من الهجرة.[2]
 
سند چهارم: پدر بزرگوار شیخ بهایی
یکی دیگر از بزرگانی که قایل به شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام در هفتم صفر می باشد مرحوم علامه شیخ حسین والد مکرم شیخ بهایی در کتاب«وصول الاخبار الی اصول الاخبار» می باشد وی که متوفای سال 984 هجری است در کتاب خویش میفرماید: « هو الامام الزکی ابومحمد سید شباب اهل الجنه ولد بالمدینه یوم الثلاثاء منتصف شهر رمضان سنة اثنتین من الهجرة مسموما فی المدینة یوم الخمیس سابع شهر صفر سنة تسع او ثمان و اربعین و قیل سنة خمسین من الهجره عن سبع و اربعین سنة.[3]
 
اسناد وارده در کتب حدیثی مبنی بر شهادت در روز 28 ماه صفر و نقد در تاریخ 7 صفر
در حالی که پیش از شهید اول، در کتب تاریخی شیعی همچون «فرق‌الشیعة» اسماعیل نوبختی، «المقالات و الفرق» سعد بن عبدالله اشعری، «اصول کافی» شیخ کلینی، «مسارالشیعة» شیخ مفید، «مصباح‌المتجهد» شیخ طوسی، «اعلام‌الوراء» و «تاج‌الموالید» مرحوم طبرسی، «روضةالواعظین» فتال نیشابوری و «کشف‌الغمة» اربلی تاریخ وفات امام حسن مجتبی (ع) را آخر صفر یا ۲۸ صفر ذکر ‌کردند، اما از زمان شهید اول به بعد، هفتم صفر نیز در کنار ۲۸ صفر به عنوان روز شهادت آن حضرت (ع) مطرح شده است و عالمانی از شیعه همچون شیخ بهائی جبل عاملی و پدرش شیخ حسین عاملی، کاشف الغطاء و صاحب جواهر به بیان این تاریخ می‌پردازند اما با بررسی اسناد مرتبط با این دیدگاه، مشاهده می‌شود که اینان سخن شهید اول را در این ارتباط پذیرفته‌اند؛ ولی در اینکه مستند سخن شهید چیست، مطلبی در دست نیست. یک احتمال وجود دارد که سخن وی به کتاب قاسم رسی (۲۴۶ ق) مستند باشد که در قسمت پایانی آن کتاب، تاریخ شهادت امام مجتبی (ع) در هفتم صفر ثبت شده است؛ ولی این گزارش از چند جهت در خور نقد است:
 
۱- کتاب تثبیت الامامة رسی درباره امامت امیرالمومنین (ع) است، نه تاریخ ولادت و شهادت امامان (ع).
۲- مطلبی که در پایان کتابش آمده، تاریخ شهادت دو امام هادی (ع) و عسکری (ع) را هم ثبت کرده است؛ در حالی که قاسم رسی پیش از امام هادی (ع) از دنیا رفت، بنابراین این مطلب پایانی کتابش از او نیست.
۳- چون روز شهادت امام مجتبی (ع) به لحاظ تاریخ شمسی، مطابق نهم حَمَل (فروردین) بوده است و در خط کوفی به گونهٔ شکسته آن، سابع و تاسع همانند یکدیگر نوشته می‌شود، احتمالا سابع صفر به جای تاسع حَمَل، ثبت شده و این اشتباه در نسخه‌ای ثبت شده و آن نسخه به دوران شهید راه یافته و مستند گزارش او قرار گرفت. (به نقل از حجت‌الاسلام و المسلمین یدالله مقدسی)
 
مطلب دوم:ولادت امام کاظم«علیه السلام» صفر یا ماه ذی الحجه؟
ولادت امام کاظم «علیه السلام» در روز هفتم صفر با اینکه بین علما شهرتی پیدا کرده است ولی؛
 
اولاً: بزرگانی چون شیخ کلینی در(اصول کافی) و شیخ مفید در (الارشاد و مسارّ الشیعه) و شیخ طوسی«قدس سرهم» در (تهذیب الاحکام)به قول ولادت آن حضرت درهفتم صفر اعتنا نکرده و از بیان آن ساکت ماندهاند.
ثانیاً: فحولی از علما چون شهید اول در(الدروس)، شیخ محمد حسن نجفی در(جواهر الکلام) و شیخ جعفر کاشف الغطاء«قدس سرهم» در (کشف الغطاء) آن را ضعیف شمردهاند.
 
ثالثاً: در تاریخ ولادت امام کاظم«علیه السلام»روایاتی وارد شده است که بزرگان از محدثین چون احمد بن خالد برقی در (المحاسن)، شیخ کلینی در (اصول کافی)، محمد بن حسن صفّار در (بصائر الدرجات) و ابن جریر طبری شیعی«قدس سرهم» در (دلائل الامامة)از ابی بصیر به طرق مختلف از امام صادق«علیه السلام» روایت کرده اند:که این ولادت پس از ایام حج سافل 127هـ و هنگام مراجعت حضرت صادق«علیه السلام» به مدینه و در اولین منزل پس از جحفه به نام ابواء بوده است. که به تصریح معجم البلدان ابواء 33 میل (حدود 53 کیلومتر) تا جحفه فاصله دارد.
 
مطلب مهم: روایت ابی بصیر قرینهای است بر اتمام حج و بازگشت به مدینه در همان سالی که امام کاظم«علیه السلام» در ابواء به دنیا آمده، و این دلالت دارد بر اینکه امام کاظم در ماه ذی الحجه دیده به جهان گشود نه در ماه صفری که درسال 128هـ نقل شده است.
 
رابعاً: ابن جریر طبری«قدس سره» متوفای قرن چهارم در روایت دیگر از امام عسکری«علیه السلام» در (دلائل الامامة)، تصریح بر وقوع ولادت آن حضرت در ماه ذی الحجة نموده است.
 
همچنین حجت الاسلام شهاب مرادی هم در وبلاگش به ریشه های تاریخی این موضوع مهم اشاره کرده:
 
 
از دیرباز در حوزه هزار ساله نجف اشرف هفتم صفر را روز شهادت امام مجتبی علیه السلام می دانند و شیعیان عراق و سایر کشورها نیز در این روز برای سبط اکبر؛ امام مجتبی علیه السلام اقامه عزا می کنند اما در ایران شهادت سبط اکبر بیست و هشتم صفر است همزمان با رحلت پیامبر اعظم. چرا؟
 
به دلیل اختلاف روایت؛ دو قول برای روز شهادت امام حسن مجتبی نقل شده است:
 
1. بیست و هشتم صفر؛ بر اساس نقل شیخ کلینی و شیخ مفید و شیخ طبرسی. رضوان الله علیهم
2. هفتم صفر؛ بر اساس نقل شهید اول، کفعمی، شیخ بهایی، علامه مجلسی، مرحوم صاحب جواهر، شیخ کاشف الغطاء و محدث قمی، رضوان الله علیهم
 
هرچند حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی موسس معظم حوزه علمیه قم فقط هفتم صفر برای امام مجتبی اقامه عزا می کردند و به امر ایشان در آن روز بازار هم برای اقامه عزا تعطیل می شده و هنوز هم در برخی از بیوت مراجع در قم روز هفتم صفر برای امام مجتبی روضه برپا می شود اما همچنان در تقویم رسمی کشور هفتم صفر روز ولادت امام موسی بن جعفر علیهما السلام درج می شود که بنابر برخی پژوهش های انجام شده قطعا ماه ولادت ایشان ذی الحجه است و هفتم صفر ولادت آقا موسی بن جعفر سلام الله علیه نیست! و اگر هم ولادت باشد نکته مهم این است که محرم و صفر ماه حزن اهل بیت است و بسیاری از بزرگان ما مانند استاد فقید ما آقای مجتهدی رحمه الله تقیّد داشتند که در روز هفتم صفر مجلس روضه تشکیل شود و روضه امام مجتبی یا امام کاظم خوانده شود و تاکید می کردند این روزها حتی اگر تولد امام معصوم هم باشد، روز سرور نیست، روزهای اسارت اهل بیت امام حسین و ماه حزن است!
 
و نکته جالبی که می فرمودند این بود که "چون ناصرالدین شاه تولدش در این روز بود و برای اینکه روز تولدش مصادف با شبِ وفات امام جسن مجتبی نباشد تا بتوانند جشن بگیرند این دست کاری را در تقویم کرده اند." که در حد یک احتمال می شود پذیرفت اما قابل تامل است چون واقعا تولد او در همین روز بوده ششم صفر و قبل از آن قول بیست و هشتم مرسوم نبوده و الان هم فقط منحصر به ایران است!
 
 
حجت الاسلام یوسفی غروی از محققان تاریخ اسلام حوزه علمیه قم، در این رابطه بیان کرد که آنچه در میان عامه مردم در رابطه با سالروز شهادت امام حسن مجتبی (ع) مشهور و معروف است روز 28 صفر است. اما بزرگان و علما روز 7 صفر را به عنوان روز شهادت این امام همام، روز عزا و تعزیه می دانند.
 
غروی با بیان این که تمام شیعیان در دنیا به غیر ایران هفتم صفر را به عنوان روز شهادت امام حسن مجتبی(ع) عزاداری می کنند، می گوید: در کشور ما این روز به عنوان سالروز میلاد امام هفتم(ع) تبریک گفته می شود در حالی که در کل عالم اسلام، شیعیان در این روز عزادار هستند. من در سفرهای تبلیغی که به کشورهای مختلف اروپایی، آسیایی و حاشیه خلیج فارس داشته ام، دریافتم که شیعیان این مناطق از این مسئله ناراحت هستند و اعتراض می کردند که چرا وقتی همه ما در عزا هستیم ایران این روز را جشن می گیرد و تبریک می گوید. در تاریخ روایتی مبنی بر شهادت امام حسن مجتبی(ع) در هفتم صفر وجود دارد که از زمان صفویه تصمیم گرفته شد این روایت به ۲۸ صفر منتقل شود تا در این روز دو مناسبت رحلت رسول ا...(ص) و شهادت امام حسن مجتبی(ع) و در ۲۹ صفر هم شهادت امام رضا(ع) واقع شود.
 
این مسئله در عصر صفویه ترویج شد که برخلاف واقعیت های تاریخی است. به همین دلیل تمام شیعیان به غیر از شیعیان ایران در روز هفتم صفر به عزاداری می پردازند. در گذشته تمام شیعیان دنیا، هفتم صفر را به عنوان سالروز شهادت امام حسن مجتبی(ع) عزاداری می کردند اما در عصر صفویه در ایران مناسبت هفتم صفر را به ۲۸صفر تغییر دادند.
 
در منابع کهن تنها به سال تولد امام کاظم(ع) در سال ۱۲8ه. ق اشاره شده است بعدها در منابع دست دوم قید ماه صفر اضافه شد و در منابع بسیار متاخر نزدیک به قرن دهم به بعد از جمله در کتاب بحرالانساب قید هفتم صفر ذکر شده است و بنابر تتبعی که شده تنها کتابی که میلاد امام را به هفتم صفر نسبت می دهد همین کتاب است و تمام کتاب های بعد به این کتاب استناد نموده اند حتی در اصول کافی فقط سال تولد امام ذکر شده است.
 
تاریخ واقعی تولد امام موسی کاظم(ع) : در جلد دوم این کتاب در صفحه ۳۰، در حدیث ۱۱۳۰ آمده است که ابی بصیر نقل می کند که من سال ۱۲۸ ه. ق همراه با امام صادق(ع) به حج مشرف شدم. وقتی از حج برگشتیم و به شهرک ابواء (بین مکه و مدینه) رسیدیم، مادر امام کاظم(ع) درد زایمانشان گرفت و آن حضرت، آن جا به دنیا آمدند. بنابراین وقتی در راه بازگشت از موسم حج حضرت به دنیا آمده باشند بسیار بعید است که ایشان در ماه صفر به دنیا آمده باشند؛ پس تاریخ هفتم صفر به عنوان سالروز میلاد امام کاظم(ع) اصلا صحت ندارد و علمای شیعه بنا را به این گذاشته بودند که دو ماه محرم و صفر عزا باشد و همان طور که حسینیه ها و مساجد همه سیاهپوش می شوند و این سیاهپوشی تا آخر ماه صفر ادامه یابد.
 
در مقابل ماه شعبان تمام یادبودهایش جشن و سرور و تولد باشد و یادبود عزا در شعبان گرفته نشود این ماه برای سرور و شادی و ماه محرم و صفر هم برای یادبودهای عزا باشد.
بنابر این میلاد امام کاظم(ع) یا ۱۷ ماه ذی الحجه یا ۲۷ ذی الحجه سال ۱۲۸ ه. ق بوده است. چون ذی الحجه آخرین ماه سال قمری است و میلاد امام(ع) هم در روزهای آخر این ماه واقع شده است به همین دلیل گاهی در تاریخ اشتباه شده و به جای سال ۱۲۸ ه.ق سال ۱۲۹ ه. ق نوشته شده است.
 
این مدرس حوزه علمیه قم با اشاره به این که ذکر روز هفتم صفر به عنوان میلاد امام کاظم(ع) پس از درگذشت مرحوم بروجردی و در زمان پهلوی در تقویم ها ثبت شد، می گوید: من تاکنون در هیچ تقویمی قبل از رحلت مرحوم آیت ا...بروجردی، ندیدم که میلاد امام باقر(ع) و امام کاظم(ع) در اوایل ماه صفر ذکر شود و این ماجرا پس از درگذشت مرحوم بروجردی(ره) که علما علیه شاه قیام کردند، انجام شد. شاه تصمیم گرفت علیه حوزه اقدامی کند و چون حوزه هفتم ماه صفر را شهادت امام حسن مجتبی(ع) می دانست، در مقابل ، شاه در تقویم ها این روز را به عنوان میلاد امام کاظم(ع) مطرح کرد که ثبت شد. هنوز هم پس از گذشت سال ها از این موضوع، دفاتر مراجع و علما هفتم صفر را به عنوان شهادت امام حسن مجتبی(ع) می دانند و عزاداری می کنند. اما صداوسیما و رسانه ها این روز را به عنوان روز میلاد مطرح می کنند. حتی در قم در صحن حرم حضرت معصومه(س) دعوایی پیش آمد سخنران کاروان کربلایی ها که برای عزاداری به حرم آمده بود، در سخنانش گفته بود از مظلومیت های امام دوم (ع) این است که در مهد تشیع در ایران در روز شهادت ایشان جشن می گیرند و تبریک می گویند.
 
وی هم‌چنین اظهار کرد: از لحاظ اسناد تاریخی، مرحوم شیخ کفعمی در قرن 9 در کتاب «مصباح بلدالامین»، هفتم صفر را زمان شهادت امام حسن مجتبی(ع) اعلام کرده و لذا معمول شیعیان غیر ایرانی، مخصوصا شیعیان عراق این است که هفتم صفر را شهادت امام حسن(ع) می‌دانند و عزاداری می‌کنند.
 
ظاهرا قبل از تشکیل دولت صفوی، سایر شیعیان و عمدتا شیعیان عراق، 7 صفر را شهادت امام حسن مجتبی(ع) اعلام می‌کردند و این‌که شهادت امام حسن(ع) 28 ماه‌ صفر اعلام شده، البته از لحاظ منابع تاریخی درست است؛ یعنی هم مرحوم شیخ کلینی در «کافی» و هم مرحوم شیخ مفید در «الارشاد» 28 صفر را اعلام کرده‌اند و شیخ تبریزی صاحب «اعلام‌الوری» گرچه خمیر‌مایه اصلی‌اش از «الارشاد» شیخ مفید است، اما همه این بزرگان 28 صفر را شهادت امام حسن(ع) اعلام کرده است.
 
غروی در مورد ثبت شهادت امام حسن(ع) در دوران صفویه گفت: در زمان صفویه چون تشیع مذهب رسمی شده بود، با مشورت علما برای اینکه اعلام عزا و تعطیل رسمی کنند، لذا وفات پیامبر(ص)، شهادت امام حسن(ع) و امام رضا(ع) را در یک روز در آخر ماه صفر جمع کردند تا هم عزاداری شکوه‌مند‌تری برگزار شود و هم از تعدد تعطیلی جلوگیری شود و این‌ باعث شد که سایر شیعیان به خصوص شیعیان عراق مخالفت خود را با این تقویم اعلام کنند. این استاد حوزه علمیه قم در ادامه خاطرنشان کرد: مرحوم آیت‌الله‌العظمی شیخ عبدالکریم حائری یزدی که درس خوانده نجف و کربلا بود، بعد از هجرت از نجف به سوی ایران، این روش را از علمای نجف و کربلا به ایران و قم انتقال داد و از آن وقت به بعد، علما در این روز برای امام حسن(ع) عزاداری می‌کنند.
 
وی در مورد میلاد امام کاظم(ع) و امام باقر(ع) هم اظهار کرد: اعلام میلاد امام کاظم(ع) در هفتم صفر در میان شیعیان سابقه ندارد و از زمان صفویه و بعد از مشورت با علما قرار شد که در دو ماه محرم و صفر تمام حسینیه‌ها و مساجد، سیاه‌پوش باشد. زمانی که برای تبلیغ به کشور‌های خارجی می‌رفتیم، با این مشکل مواجه بودیم؛ یعنی آن‌جا، هفتم صفر برای شهادت امام حسن(ع) عزاداری می‌کردند، در حالی که رسانه‌های ایران تبریک و جشن و سرور داشتند و این دو رفتار متناقض، برای آن‌ها سؤال‌برانگیز بود.
 
وی در مورد تاریخ تولد امام کاظم (ع) نیز گفت: علامه شوشتری صاحب «قاموس‌الرجال» گفته است که «لم یعین احد شهره»؛ یعنی هیچ‌کس ماه‌ تولد امام کاظم(ع) را تعیین نکرده است، چه برسد به روز تولد! و در منابع تاریخی فقط سال‌ تولد ذکر شده است؛ ولی شیخ تبریزی در کتاب «إعلام‌الوری» و «تاج‌الولید» و هم‌چنین مرحوم «ابن شهرآشوب» در کتاب «مناقب آل ابی‌طالب » روز تولد امام کاظم(ع) را 7 صفر اعلام کرده‌اند و هیچ نقل دیگری در این زمینه نیست، اما قبل از قرن 5 و 6 هجری؛ یعنی مرحوم «شیخ کلینی» در «کافی» یا مرحوم «شیخ مفید» در«الارشاد» هیچ روز و ماهی را برای تولد امام کاظم(ع) اعلام نکرده‌اند، لذا کلام علامه شوشتری به بعد از قرن 6 مربوط می‌شود، بالاخره تعیین تولد امام کاظم(ع) مربوط به متأخرین است.
 
وی در مورد عزاداری یا جشن در 7 صفر اعلام کرد: برنامه‌‌هایمان با سایر شیعیان جهان باید هماهنگی داشته باشد و آن بنای 500 ساله علمای شیعه که از زمان صفویه پایه‌گذاری شده بود را هم برهم نزنیم، لذا تولد امام باقر(ع) در سوم صفر و تولد امام کاظم(ع) در هفتم صفر را از مراسم‌های جشن در محرم و صفر خارج کنیم، مخصوصا، تولد امام باقر(ع) که در ماه رجب گرفته می‌شود.
 
غروی درباره جشن‌ و سرور در 7 صفر گفت: چه لزومی دارد که این روز جشن گرفته شود، در حالی که در این روز تمام علما در قم و جهان عزادار‌ هستند و آن‌چه از ابتدای رسمیت یافتن تشیع رخ داد بنا بر این نبوده است که برای هر معصومی جشنی برپا کنند، بلکه فقط برای میلاد حضرت رسول(ص)، امام علی(ع)، امام حسین(ع) و البته امام صادق(ع)، امام رضا(ع) و امام زمان(عج) جشن و سرور گذاشته شود و هیچ‌کس نمی‌تواند از منابع تاریخی نشان بدهد که شیعه از ابتدا بنا بر جشن گرفتن تمام موالید معصومین(ع) داشته است، لذا به طریق اولی نباید جشن و سروری در زمان سیاه پوشی جامعه دینی برای عزای امام حسین(ع) رخ دهد.
 
وی در پایان خاطرنشان کرد: اینکه در 7 صفر عزاداری برای امام حسن(ع) داشته باشیم، علاوه بر اینکه احترام به شیعیان غیر ایرانی و علماست، بلکه همان‌طور که گفته شد، از مرحوم شیخ کفعمی نقل به شهادت امام حسن(ع) در 7 صفر وجود دارد، لذا گرچه نقل شهادت در 7 صفر نسبت به 28 صفر ضعیف‌تر است، ولی اگر 2 روایت داریم، که یکی روایت نقل سندی بلااشکال است و دیگری روایتی ضعیف است، اما عمل علما طبق آن روایت ضعیف است نه آن روایت قوی، لذا عمل را مرجح می‌دانند، فلذا علما مبنایشان در مسائل فقهی هم این‌گونه است؛ یعنی عمل را اقوی از سند می‌دانند.
 

 

چرا تاریخ ولادت امام هفتم در تقویم امسال تغییر یافت؟

 
 

 

مردم به ویژه در مناسبت‎های مذهبی و ملی رفتار عبادی و مذهبی و اجتماعی خود را بر اساس تقویم تنظیم می‏کنند.
به گزارش «شیعه نیوز»، ثبت مناسبت در تقویم کشور ما از اهمیت ویژه برخوردار است و مردم به ویژه در مناسبت‎های مذهبی و ملی رفتار عبادی و مذهبی و اجتماعی خود را بر اساس تقویم تنظیم می‏کنند.

به سبب همین اهمیت اضافه یا کم شدن یک مناسبت به تقویم باید با تحقیق کامل و ارائه منابع معتبر انجام شود نه بر اساس مدارک و مسانید نامعتبر و احیانا اشتهار؛ آنچنانکه درباره برخی از فرزندان اهل بیت شاهد آن هستیم که سالروز ولادت یا وفات ایشان به منبع قابل اعتماد متکی نیست ( ولادت و وفات حضرت معصومه و ولادت و وفات حضرت عبدالعظیم) و متاسفانه کمتر کسی می‏خواهد و یا جرأت می‏کند این حقایق را بیان کند (حجت‏ الاسلام ناصر رفیعی از معدود اشخاصی است که یکم ذی‏قعده 1393 در جمع زائران حرم حضرت معصومه این مطلب را به صراحت بیان کرد)

در سالیان اخیر روز هفتم صفر که فرا می‎رسد دوگانگی عجیبی در کشورمان حاکم است؛ در حالی که صدا و سیما و محافل عمومی به تبعیت از تقویم رسمی کشور این روز را به میلاد امام موسی کاظم (علیه‎السلام) اختصاص می‏دهند، بیوت مراجع تقلید و علما و به طور دقیق‏تر شهر مقدس قم سیاهپوش و عزادار بود.

ماجرا از این قرار است که هفتم صفر به قول شیخ مفید، کفعمی و شهید اول، سالروز شهادت امام حسن مجتبی است و برخی از علما معتقدند این قول محکم‎تر از روز 28 صفر است.

در این میان دو دیدگاه وجود داشت.

اول اینکه: روز هفتم صفر ولادت امام کاظم (علیه‎السلام) نیست؛ اشتهار آن به این مناسبت کار ناصرالدین شاه است و باید این اشتباه اصلاح شود.

نظر دوم اینکه: اگر چه هفتم صفر ولادت امام هفتم است، از آنجا که جنبه عزا بر شادی مقدم است باید در این روز مراسم عزا به پا شود. قائلان این دیدگاه سیره مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری «مؤسس حوزه علمیه» را نیز در این‏باره مورد توجه قرار می‎دهند.

در این میان البته برخی از علما همانند مرحوم آیت‏ الله بهجت معتقد بودند: بهتر است هم به ذکر فضائل و مناقب امام هفتم پرداخته شود و هم به ذکر مصیبت امام دوم.

انتقاداتی هم به سبب شادی برنامه‏های صدا و سیما در هفتم صفر و تبریک‏ گفتن در این روز مطرح شد و برخی از ائمه جمعه تجدید نظر در این وضع را خواستار شدند.

این اعتراض‏ها سبب شد که امسال در تقویم رسمی کشور، تاریخ ولادت امام موسی کاظم (علیه‏السلام) از هفتم صفر به 14 ذی حجه تغییر یابد.

اضافه شدن یک مناسبت یه تقویم یا حذف شدن از آن تابع تشریفاتی است که در شورای فرهنگ عمومی انجام می‎شود. حجت‎الاسلام سید حسن شاه‏مرادی دبیر شورای فرهنگی عمومی در گفتگو با خبرنگار ما با بیان اینکه برخی از مراجع و علما با فرستادن نامه‏ هایی به وزیر ارشاد، اصلاح تاریخ ولادت امام کاظم (علیه‎السلام) را خواستار شدند افزود: مبنای تصمیم دبیرخانه در تغییر تاریخ ولادت امام هفتم، پژوهش یکی از محققان حوزه علمیه قم بوده است که پس از تأیید نهایی، در تقویم امسال درج شده است.

این پژوهشگر حجت‏ الاسلام سید محمد صادق موحد ابطحی است که چند سال پیش کتاب «غریب مدینه» را با موضوع پژوهش و نگرشی بر اقوال شهادت امام حسن مجتبی (علیه‏السلام) نوشته و بنا بر ضرورت موضوع، به تحقیق درباره تاریخ ولادت امام کاظم (علیه‎السلام) نیز پرداخته است.

اما نکته مهم و قابل تأمل در پژوهش وی این است که تعیین 14 ذی‏حجه به عنوان تاریخ ولادت امام هفتم صرفا با استناد به چند قرینه و در نهایت استحسان از آن، انجام شده است و چنانکه پژوهشگر محترم هم اذعان می‏کند «امکان اینکه پژوهشگر دیگری به نتیجه‎ای متفاوت برسد وجود دارد.» (علاوه بر اینکه خود ایشان هم تصریح می‏کند که ولادت 14 یا 15 است و نه لزوما 14 ذی‏حجه).

حال باید از مسئولان شورای فرهنگ عمومی پرسید که اگر چند سال دیگر نتیجه پژوهش دیگری بر خلاف این رأی بود (که امکان آن بسیار محتمل است) آیا دوباره تاریخ ولادت امام هفتم را تغییر خواهند داد؟!

به نظر می‎رسد هنگامی که سند محکمی دال بر تعیین تاریخ مذکور نیست باید 14 ذی حجه به عنوان یادروز میلاد (یا روز بزرگداشت میلاد) در نظر گرفته می‏شد نه سالروز!

و نکته مهم دیگر اینکه برخی از تقویم‏ها (از جمله تقویم قدس) در تقویم سال 1394 همچنان هفتم صفر را به عنوان سالروز ولادت امام کاظم (علیه‏السلام) ثبت کرده‎اند!

گفتگوی خبرنگار ما را با حجت‎الاسلام موحد ابطحی بخوانید.
درباره تاریخ ولادت امام موسی کاظم (علیه‎السلام) اختلافاتی وجود دارد. چند قول در این ‏باره مطرح شده و به نظرتان کدام قول صحیح است؟

در باب ولادت امام کاظم (علیه‎السلام) دو دسته قول داریم. دسته اول اقوال برخی علما ( و نه روایات) است که تاریخ ولادت حضرت را هفتم ماه صفر تعیین کرده‎اند؛ همانند کتاب «تثبیت‎الامامه» اثر قاسم بن ابراهیم الرسی. از آنجا که این کتاب، روایی است باید گفت غیر از این روایت دلیل دیگری بر ولادت حضرت در هفتم ماه صفر نداریم و در واقع خبر واحد است.

همچنین علمایی مانند فتال نیشابوری در روضه الواعظین، شیخ طبرسی در إعلام الوری و ابن‎شهرآشوب در المناقب از این قول تبعیت کرده‎اند اما در قرن هشتم هجری در عبارت دقیق شهید اول در کتاب «دروس» و با بیان لفظ «قیل» این قول از درجه اهمیت ساقط و تضعیف شده است.
دسته دوم روایات یا اقوال علمایی هستند که مبنای ولادت را بر ماه ذی‏حجه گذاشته، اما روز آن را تعیین نکرده‎‏اند؛ علمایی همانند شیخ کلینی، شیخ مفید، شیخ طوسی، خطیب بغدادی، سبط ابن جوزی و شهید اول در این دسته‎اند.

باید گفت که روایات مشهور، ذی‏حجه را ماه ولادت امام هفتم می‏دانند. از جمله کتاب محاسن بَرقی (ج 2 ص 314) که در روایت مفصلی از ابوبصیر نقل می‎کند: ما «حج» را خدمت امام صادق (علیه‎السلام) انجام دادیم، در همان سالی که پسرش موسی متولد شد و چون در ابواء (منزلی میان مکه و مدینه) منزل کردیم، برای ما سفره چاشت انداخت ... در این میان که ما چاشت می‎خوردیم فرستاده حمیده (همسر امام صادق) آمد و به ایشان گفت: حمیده عرض می‎کند: ... من دردی مثل حال زائیدن در خود احساس می‏کنم... .

امام برخاست و با او رفت و پس از بازگشت فرمود: خدا به من پسری داد که بهترین کسی است که خدا در خلق خود آفریده و... (روایت به اختصار نقل شد)

در همین کتاب ( ج2 ص 418) روایتی از منهال قصاب نقل شده است که می‎گوید: از مکه به قصد مدینه بیرون آمدم. در مسیر خود، وقتی به ابواء رسیدم که در آنجا، موسی بن جعفر (علیهماالسلام) به دنیا آمده بود. من در رفتن به مدینه از امام صادق (علیه‎السلام) پیشی گرفتم و ایشان یک روز پس از من وارد شهر شد و مردم را (به میمنت تولد فرزند و به عنوان ولیمه آن) سه روز اطعام نمود.

در کتاب دلائل الامامه نوشته طبری ص 303 هم روایتی از امام عسکری (علیه‎السلام) نقل شده است که فرمودند: امام کاظم (علیه‎السلام) در ماه ذی‏حجه در ابواء به دنیا آمد.

همان طور که ملاحظه می‎کنید در دو روایت نخست تصریح شده است که ولادت امام کاظم (علیه‎السلام) اولا: در بازگشت از سفر حج تمتع بوده است؛ ثانیا: در همان سالی بود که حج به جا آوردیم (نه در ماه صفر سال بعد) ؛ ثالثا: از روایت منهال به دست می‎آید که در ابواء و در ماه ذی‏حجه بوده است. همین روایت موجب می‏شود که اگر قبول کنیم میان علما شهرتی بر وقوع ولادت حضرت در هفتم ماه صفر باشد با وجود این روایات از قدرت ساقط و ضعیف می‏گردد.

* با توجه به اینکه در روایات تاریخ دقیق برای ولادت امام کاظم (علیه‎السلام) تعیین نشده است، شما چگونه 14 ذی‏حجه را تاریخ ولادت دانسته‎اید؟

این نتیجه مجموعه ای از برداشت از قرائن است.

در وسائل الشیعه باب «استحباب سرعه العود إلی الاهل، وکراهه سبق الحاج وجعل المنزلین منزلا» دو روایت از امامین صادقین (علیهماالسلام) داریم که استحباب به زودتر بازگشتن به مدینه تصریح می‏کنند. با توجه به اینکه بر اساس روایات، در آن روزگار مسافران هر روز تقریبا 24 میل طی می‏کرده‏ اند و نیز از مکه تا ابواء حدودا 99 میل مسافت است، پس امام صادق (علیه‎السلام) این مسیر را حداکثر در دو روز طی کرده‏ اند.

با توجه به روایت منهال که پیش از این ذکر شد قاعدتا امام صادق (علیه‎السلام) پس از اعمال حج یعنی دوازدهم ذی‎حجه سریعا به سوی مدینه بازگشته‎اند و فاصله هر دو منزل را در یک منزل طی ‏کرده‎اند.

به این ترتیب به دست می‎آید که امام کاظم (علیه‎السلام) در فاصله دو روز پس از اعمال حج تمتع یعنی چهاردهم ذی‏حجه به دنیا آمده‎اند.

*با توجه به مطالبی که بیان کردید چهاردهم ذی‏حجه صرفا یک تخمین تاریخ است و امکان دارد که محقق دیگری این دلایل را رد کند یا قرائن دیگری بیابد که تاریخ 14 ذی‏حجه را تغییر دهد؟

بله. البته هنوز این موضوع در دامنه تحقیق است و با توجه به عرایضی که داشتم این تاریخ بین 14 و 15 ذی‏حجه می‏تواند باشد.

گفتگو از : سید محمد مهدی رکنی حسینی ( لینک مطلب )

انتهای پیام / 434

 

چرا تاریخ ولادت امام هفتم در تقویم امسال تغییر یافت؟


 

 

مردم به ویژه در مناسبت‎های مذهبی و ملی رفتار عبادی و مذهبی و اجتماعی خود را بر اساس تقویم تنظیم می‏کنند.
به گزارش «شیعه نیوز»، ثبت مناسبت در تقویم کشور ما از اهمیت ویژه برخوردار است و مردم به ویژه در مناسبت‎های مذهبی و ملی رفتار عبادی و مذهبی و اجتماعی خود را بر اساس تقویم تنظیم می‏کنند.

به سبب همین اهمیت اضافه یا کم شدن یک مناسبت به تقویم باید با تحقیق کامل و ارائه منابع معتبر انجام شود نه بر اساس مدارک و مسانید نامعتبر و احیانا اشتهار؛ آنچنانکه درباره برخی از فرزندان اهل بیت شاهد آن هستیم که سالروز ولادت یا وفات ایشان به منبع قابل اعتماد متکی نیست ( ولادت و وفات حضرت معصومه و ولادت و وفات حضرت عبدالعظیم) و متاسفانه کمتر کسی می‏خواهد و یا جرأت می‏کند این حقایق را بیان کند (حجت‏ الاسلام ناصر رفیعی از معدود اشخاصی است که یکم ذی‏قعده 1393 در جمع زائران حرم حضرت معصومه این مطلب را به صراحت بیان کرد)

در سالیان اخیر روز هفتم صفر که فرا می‎رسد دوگانگی عجیبی در کشورمان حاکم است؛ در حالی که صدا و سیما و محافل عمومی به تبعیت از تقویم رسمی کشور این روز را به میلاد امام موسی کاظم (علیه‎السلام) اختصاص می‏دهند، بیوت مراجع تقلید و علما و به طور دقیق‏تر شهر مقدس قم سیاهپوش و عزادار بود.

ماجرا از این قرار است که هفتم صفر به قول شیخ مفید، کفعمی و شهید اول، سالروز شهادت امام حسن مجتبی است و برخی از علما معتقدند این قول محکم‎تر از روز 28 صفر است.

در این میان دو دیدگاه وجود داشت.

اول اینکه: روز هفتم صفر ولادت امام کاظم (علیه‎السلام) نیست؛ اشتهار آن به این مناسبت کار ناصرالدین شاه است و باید این اشتباه اصلاح شود.

نظر دوم اینکه: اگر چه هفتم صفر ولادت امام هفتم است، از آنجا که جنبه عزا بر شادی مقدم است باید در این روز مراسم عزا به پا شود. قائلان این دیدگاه سیره مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری «مؤسس حوزه علمیه» را نیز در این‏باره مورد توجه قرار می‎دهند.

در این میان البته برخی از علما همانند مرحوم آیت‏ الله بهجت معتقد بودند: بهتر است هم به ذکر فضائل و مناقب امام هفتم پرداخته شود و هم به ذکر مصیبت امام دوم.

انتقاداتی هم به سبب شادی برنامه‏های صدا و سیما در هفتم صفر و تبریک‏ گفتن در این روز مطرح شد و برخی از ائمه جمعه تجدید نظر در این وضع را خواستار شدند.

این اعتراض‏ها سبب شد که امسال در تقویم رسمی کشور، تاریخ ولادت امام موسی کاظم (علیه‏السلام) از هفتم صفر به 14 ذی حجه تغییر یابد.

اضافه شدن یک مناسبت یه تقویم یا حذف شدن از آن تابع تشریفاتی است که در شورای فرهنگ عمومی انجام می‎شود. حجت‎الاسلام سید حسن شاه‏مرادی دبیر شورای فرهنگی عمومی در گفتگو با خبرنگار ما با بیان اینکه برخی از مراجع و علما با فرستادن نامه‏ هایی به وزیر ارشاد، اصلاح تاریخ ولادت امام کاظم (علیه‎السلام) را خواستار شدند افزود: مبنای تصمیم دبیرخانه در تغییر تاریخ ولادت امام هفتم، پژوهش یکی از محققان حوزه علمیه قم بوده است که پس از تأیید نهایی، در تقویم امسال درج شده است.

این پژوهشگر حجت‏ الاسلام سید محمد صادق موحد ابطحی است که چند سال پیش کتاب «غریب مدینه» را با موضوع پژوهش و نگرشی بر اقوال شهادت امام حسن مجتبی (علیه‏السلام) نوشته و بنا بر ضرورت موضوع، به تحقیق درباره تاریخ ولادت امام کاظم (علیه‎السلام) نیز پرداخته است.

اما نکته مهم و قابل تأمل در پژوهش وی این است که تعیین 14 ذی‏حجه به عنوان تاریخ ولادت امام هفتم صرفا با استناد به چند قرینه و در نهایت استحسان از آن، انجام شده است و چنانکه پژوهشگر محترم هم اذعان می‏کند «امکان اینکه پژوهشگر دیگری به نتیجه‎ای متفاوت برسد وجود دارد.» (علاوه بر اینکه خود ایشان هم تصریح می‏کند که ولادت 14 یا 15 است و نه لزوما 14 ذی‏حجه).

حال باید از مسئولان شورای فرهنگ عمومی پرسید که اگر چند سال دیگر نتیجه پژوهش دیگری بر خلاف این رأی بود (که امکان آن بسیار محتمل است) آیا دوباره تاریخ ولادت امام هفتم را تغییر خواهند داد؟!

به نظر می‎رسد هنگامی که سند محکمی دال بر تعیین تاریخ مذکور نیست باید 14 ذی حجه به عنوان یادروز میلاد (یا روز بزرگداشت میلاد) در نظر گرفته می‏شد نه سالروز!

و نکته مهم دیگر اینکه برخی از تقویم‏ها (از جمله تقویم قدس) در تقویم سال 1394 همچنان هفتم صفر را به عنوان سالروز ولادت امام کاظم (علیه‏السلام) ثبت کرده‎اند!

گفتگوی خبرنگار ما را با حجت‎الاسلام موحد ابطحی بخوانید.
درباره تاریخ ولادت امام موسی کاظم (علیه‎السلام) اختلافاتی وجود دارد. چند قول در این ‏باره مطرح شده و به نظرتان کدام قول صحیح است؟

در باب ولادت امام کاظم (علیه‎السلام) دو دسته قول داریم. دسته اول اقوال برخی علما ( و نه روایات) است که تاریخ ولادت حضرت را هفتم ماه صفر تعیین کرده‎اند؛ همانند کتاب «تثبیت‎الامامه» اثر قاسم بن ابراهیم الرسی. از آنجا که این کتاب، روایی است باید گفت غیر از این روایت دلیل دیگری بر ولادت حضرت در هفتم ماه صفر نداریم و در واقع خبر واحد است.

همچنین علمایی مانند فتال نیشابوری در روضه الواعظین، شیخ طبرسی در إعلام الوری و ابن‎شهرآشوب در المناقب از این قول تبعیت کرده‎اند اما در قرن هشتم هجری در عبارت دقیق شهید اول در کتاب «دروس» و با بیان لفظ «قیل» این قول از درجه اهمیت ساقط و تضعیف شده است.
دسته دوم روایات یا اقوال علمایی هستند که مبنای ولادت را بر ماه ذی‏حجه گذاشته، اما روز آن را تعیین نکرده‎‏اند؛ علمایی همانند شیخ کلینی، شیخ مفید، شیخ طوسی، خطیب بغدادی، سبط ابن جوزی و شهید اول در این دسته‎اند.

باید گفت که روایات مشهور، ذی‏حجه را ماه ولادت امام هفتم می‏دانند. از جمله کتاب محاسن بَرقی (ج 2 ص 314) که در روایت مفصلی از ابوبصیر نقل می‎کند: ما «حج» را خدمت امام صادق (علیه‎السلام) انجام دادیم، در همان سالی که پسرش موسی متولد شد و چون در ابواء (منزلی میان مکه و مدینه) منزل کردیم، برای ما سفره چاشت انداخت ... در این میان که ما چاشت می‎خوردیم فرستاده حمیده (همسر امام صادق) آمد و به ایشان گفت: حمیده عرض می‎کند: ... من دردی مثل حال زائیدن در خود احساس می‏کنم... .

امام برخاست و با او رفت و پس از بازگشت فرمود: خدا به من پسری داد که بهترین کسی است که خدا در خلق خود آفریده و... (روایت به اختصار نقل شد)

در همین کتاب ( ج2 ص 418) روایتی از منهال قصاب نقل شده است که می‎گوید: از مکه به قصد مدینه بیرون آمدم. در مسیر خود، وقتی به ابواء رسیدم که در آنجا، موسی بن جعفر (علیهماالسلام) به دنیا آمده بود. من در رفتن به مدینه از امام صادق (علیه‎السلام) پیشی گرفتم و ایشان یک روز پس از من وارد شهر شد و مردم را (به میمنت تولد فرزند و به عنوان ولیمه آن) سه روز اطعام نمود.

در کتاب دلائل الامامه نوشته طبری ص 303 هم روایتی از امام عسکری (علیه‎السلام) نقل شده است که فرمودند: امام کاظم (علیه‎السلام) در ماه ذی‏حجه در ابواء به دنیا آمد.

همان طور که ملاحظه می‎کنید در دو روایت نخست تصریح شده است که ولادت امام کاظم (علیه‎السلام) اولا: در بازگشت از سفر حج تمتع بوده است؛ ثانیا: در همان سالی بود که حج به جا آوردیم (نه در ماه صفر سال بعد) ؛ ثالثا: از روایت منهال به دست می‎آید که در ابواء و در ماه ذی‏حجه بوده است. همین روایت موجب می‏شود که اگر قبول کنیم میان علما شهرتی بر وقوع ولادت حضرت در هفتم ماه صفر باشد با وجود این روایات از قدرت ساقط و ضعیف می‏گردد.

* با توجه به اینکه در روایات تاریخ دقیق برای ولادت امام کاظم (علیه‎السلام) تعیین نشده است، شما چگونه 14 ذی‏حجه را تاریخ ولادت دانسته‎اید؟

این نتیجه مجموعه ای از برداشت از قرائن است.

در وسائل الشیعه باب «استحباب سرعه العود إلی الاهل، وکراهه سبق الحاج وجعل المنزلین منزلا» دو روایت از امامین صادقین (علیهماالسلام) داریم که استحباب به زودتر بازگشتن به مدینه تصریح می‏کنند. با توجه به اینکه بر اساس روایات، در آن روزگار مسافران هر روز تقریبا 24 میل طی می‏کرده‏ اند و نیز از مکه تا ابواء حدودا 99 میل مسافت است، پس امام صادق (علیه‎السلام) این مسیر را حداکثر در دو روز طی کرده‏ اند.

با توجه به روایت منهال که پیش از این ذکر شد قاعدتا امام صادق (علیه‎السلام) پس از اعمال حج یعنی دوازدهم ذی‎حجه سریعا به سوی مدینه بازگشته‎اند و فاصله هر دو منزل را در یک منزل طی ‏کرده‎اند.

به این ترتیب به دست می‎آید که امام کاظم (علیه‎السلام) در فاصله دو روز پس از اعمال حج تمتع یعنی چهاردهم ذی‏حجه به دنیا آمده‎اند.

*با توجه به مطالبی که بیان کردید چهاردهم ذی‏حجه صرفا یک تخمین تاریخ است و امکان دارد که محقق دیگری این دلایل را رد کند یا قرائن دیگری بیابد که تاریخ 14 ذی‏حجه را تغییر دهد؟

بله. البته هنوز این موضوع در دامنه تحقیق است و با توجه به عرایضی که داشتم این تاریخ بین 14 و 15 ذی‏حجه می‏تواند باشد.

گفتگو از : سید محمد مهدی رکنی حسینی ( لینک مطلب )

انتهای پیام / 434

 

روز دانش‌آموز ،سیزده آبان

 
 

روز دانش‌آموز

 

 
در حالی که انقلاب اسلامی مردم ایران به رهبری امام خمینی به روزهای سرنوشت سازی نزدیک می‌شد همه اقشار مردم ایران از زن و مرد و پیر و جوان، سعی در ایفا نمودن نقش تاریخی خود و عمل به تکلیف الهی داشتند. در این میان دانش‌آموزان و نوجوانان شور و حال دیگری داشتند. صبح روز 13 آبان 1357، دانش‌آموزان در حالی که مدارس را تعطیل کرده بودند، به سمت دانشگاه تهران حرکت کردند تا صدای اعتراض خود را به گوش همگان برسانند. این جوانان پر شور و خداجو، گروه گروه، داخل دانشگاه شدند و به همراه دانشجویان و گروه‌های دیگری از مردم در زمین چمن دانشگاه اجتماع کردند. ساعت یازده صبح، مأموران،‌ ابتدا چند گلوله گاز اشک‌آور در میان این جمعیت خروشان پرتاب کردند؛ اما، اجتماع کنندگان در حالیکه به سختی نفس می‌کشیدند، صدای خود را رساتر کرده و با فریاد الله‌اکبر، لرزه بر اندام مأموران مسلح شاه افکندند. در این هنگام تیراندازی آغاز شد و جوانان و نوجوانان بی‌گناه، یکی پس از دیگری، در خون خود غلتیدند. در این روز، 56 تن شهید و صدها نفر مجروح شدند. حضرت امام در پیامی به همین مناسبت فرمودند: «... عزیزان من صبور باشید، که پیروزی نهایی نزدیک است و خدا با صابران است ... ایران امروز جایگاه آزادگان است... من از این راه دور، چشم امید به شما دوخته‌ام ... صدای آزادیخواهی و استقلال طلبی شما را به گوش جهانیان می‌رسانم». به خاطر گرامیداشت یاد و خاطره شهیدان دانش‌آموز، این روز در تاریخ انقلاب اسلامی به نام روز دانش‌آموز نامگذاری شده است.



 
کد رخداد : 59
لینک یکتا
 









مرکزاسنادانقلاب اسلامی**